کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سخنرانی با طرح این پرسش آغاز می‌شود که اگر پیامبر اسلام زنده بود، به چه مسئله‌ای می‌اندیشید و تأکید می‌شود که ایشان از وضعیت یهود در فلسطین نگران می‌بودند. در ادامه، تاریخچه فلسطین و ادعاهای یهودیان درباره مالکیت آن سرزمین مورد نقد قرار می‌گیرد و با استناد به شواهد تاریخی، اثبات می‌شود که فلسطین هرگز به طور کامل متعلق به یهودیان نبوده و حتی در زمان فتح توسط مسلمانان، در اختیار مسیحیان بوده است. سپس به نقش استعمارگران، به ویژه انگلستان، در تشکیل رژیم صهیونیستی و آواره کردن فلسطینیان اشاره می‌شود و با ذکر نمونه‌هایی از کمک‌های مالی یهودیان جهان به اسرائیل، مسئولیت مسلمانان در قبال این مسئله گوشزد می‌گردد. در پایان، با استناد به آیات قرآن و احادیث، کمک مالی به فلسطینیان واجب شرعی دانسته شده و از مسلمانان خواسته می‌شود تا با همبستگی و کمک به مردم فلسطین، به خود و دینشان ارزش دهند و از غفلت در این زمینه برحذر باشند.

متن کامل گزارش

اگر پیغمبر اسلام زنده می‌بود امروز چه می‌کرد؟ درباره چه مسئله‌ای می‌اندیشید؟ والله و بالله قَسم می‌خورم که پیغمبر اکرم در قبر مقدسش امروز از یهود می‌لرزد. این یک مسئله دو، دوتا چهارتاست. اگر کسی نگوید، گناه کرده است و من اگر نگویم و الله مرتکب گناه شده‌ام و هر خطیب و واعظی اگر نگوید مرتکب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامی، فلسطین چه تاریخچه‌ای دارد؟ قضیه فلسطین مربوط به دولتی از دولت‌های اسلامی هم نیست، مربوط به یک ملت است، ملتی که او را به زور از خانه‌اش بیرون کرده‌اند. تاریخچه فلسطین چیست؟ مدعی هستند که در سه هزار سال پیش دو نفر از ما، داوود و سلیمان برای مدت موقتی در آنجا سلطنت کرده‌اند. تاریخ را بخوانید، در تمام این مدت دو سه هزار ساله، کِی بوده است که سرزمین فلسطین به یهود تعلق داشته است؟ کِی بوده است که بیشتر سرزمین فلسطین مال ملت یهود باشد؟ آیا بیشتر سرزمین فلسطین از آن ملت یهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزی که مسلمین فلسطین را فتح کردند، فلسطین در اختیار مسیحی‌ها بود، نه در اختیار یهودی‌ها. و اتفاقاً مسیحی‌ها که با مسلمین صلح کردند یکی از مواردی که در صلحنامه گنجاندند این بود که شما یهود را در اینجا راه ندهید. گفتند: ما با شما زندگی می‌کنیم ولی با یهود زندگی نمی‌کنیم. چطور شد که یکدفعه نام وطنی یهودی به خود گرفت؟ یکی از قضایای که کارنامه قرن ما را تاریک می‌کند (این قرنی که به دروغ نام حقوق بشر، نام آزادی، نام انسانیت بر آن گذاشته‌اند) همین قضیه است. یهودی‌های دنیا بعد از این که از ملت‌های غیرمسلمان زجر و شکنجه و آزار می‌بینند (در روسیه، آلمان، و بسیاری از نقاط دنیا)، بزرگانشان می‌نشینند می‌گویند تا وقتی که ما در اطراف دنیا متفرق هستیم، در هر جا اقلیتی هستیم، سرنوشت ما همین است. ما باید مرکزی را انتخاب کنیم و همه‌مان آنجا جمع شویم، اتباع مذهب یهود آنجا جمع شوند. اول هم جایی را که فکر نمی‌کنند، فلسطین است، جاهای دیگر را فکر می‌کنند. بعد جنگ بین‌الملل اول پیش می‌آید (البته من خلاصه‌اش را عرض می‌کنم، می‌توانید کتاب‌هایی را که در این زمینه نوشته شده است، بخوانید). متفقین با عثمانی‌ها می‌جنگند. من نمی‌خواهم از عثمانی‌ها دفاع کنم، ولی هر چه بود، حکومت واحدی بود. اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود. اعراب ساده‌لوح که از حکومت عثمانی به ستوه آمده بودند، تحریک متفقین را پذیرفتند. از داخل، علیه حکومت عثمانی جنگیدند به وعده این که به خود آنها در مقابل عثمانی‌ها استقلال بدهند. انگلیسی‌ها به اینها قول قطعی دادند که ما به شما استقلال می‌دهیم به شرط این که به نفع ما با عثمانی‌ها بجنگید. این بیچاره‌ها جنگیدند. در خلالی که این بدبخت‌های نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان می‌جنگیدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهیونیسم که تازه تشکیل شده بود محکم کرد که فلسطین را می‌دهیم به شما در قلب کشورهای اسلامی. «جامعه ملل» به وجود می‌آید (عدالت را ببینید!) و تصویب می‌کند که در دنیا ملت‌هایی هستند (مخصوصاً ملت‌هایی که از عثمانی جدا شده‌اند) که چون رشد ندارند، ما باید برایشان سرپرست معین بکنیم تا اینها را اداره بکنند. یعنی در واقع می‌خواستند ارثیه عثمانی‌ها را تقسیم بکنند. قسمتی از آن را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و ... از جمله جاهایی که انگلستان گرفت فلسطین بود. گفت من قیّم و سرپرست شما هستم، رسماَ شد کفیل. بعد به صهیونیست‌ها وعده داد (وعده معروف بالفور) که من اینجا را می‌سپارم به شما «صهیونیست‌ها»، یعنی یهودیانی که ده‌ها قرن بود که در گوشه‌های دیگر دنیا زندگی می‌کردند و از نژادهای دیگر بودند. من خودم فکر می‌کردم که یهودیان موجود همه از نسل اسرائیل‌اند، حالا می‌بینم تاریخ تشکیک می‌کند، می‌گوید این حرف دروغ است. بسیاری از یهودی‌ها اصلا از نسل اسرائیل نیستند، جامع مشترکشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص نمانده است. یهودیانی که در اطراف و اکناف دنیا زندگی می‌کردند، فقط به دلیل این که فرنگی‌ها به اینها زجر داده‌اند و اینها دنبال نقطه‌ای می‌گردند که آنجا جمع شوند، و به دلیل این که مردم خیانت پیشه‌ای هستند، و به دلیل این که کتاب مقدس‌شان به آنها اجازه داده که اگر به سرزمینی رفتید، رحم نباید در شما وجود داشته باشد و از هیچ وسیله‌ای برای پیشبرد هدفتان امتناع نکنید، بعد که انگلستان وسیله مهاجرتشان را فراهم کرد به این سرزمین مهاجرت کردند و زمین‌ها را خریدند، در حالی که یهودی بومی در فلسطین بیش از پنجاه هزار نفر نیست که الان هم آن بیچاره‌ها در بدبختی فوق‌العاده‌ای زندگی می‌کنند. یعنی یهودیان اروپایی و آمریکایی که آمدند، از جمله بدبختی‌هایی که به وجود آورده‌اند این است که سربار یهودیان اصیلی هستند که حق دارند در آنجا زندگی کنند. یک عده روشنفکر در میان اعراب بود، قیام کردند، انقلاب کردند. اینها را کشتند، اعدام کردند، به دار کشیدند. مرتب یهودی‌ها را فرستادند، همین که عده زیاد شد، اسلحه زیادی هم در میانشان پخش کردند، بعد اینها افتادند به جان مسلمانان بومی، کشتند و زدند و بعد هم آواره کردند. پشت سر یکدیگر از کشورهای اروپایی مهاجرت می‌شد آمدند و آمدند. این یهودیانی که شما امروز اسمشان را می‌شنوید: موشه دایان، لوی [۱] اشکلول، گلدا مایر، زهر مار! آخر ببینید اینها از کجای دنیا آمده‌اند؟ مدعی هستند که این سرزمین، سرزمین ماست. امروز در حدود سه میلیون نفر مسلمان، آواره از خانه و زندگیشان هستند. هدف، مگر تنها همین است که یک دولت کوچک در آنجا تشکیل شود؟ خیلی اشتباه کرده‌اید، خیلی همه اشتباه می‌کنیم. او می‌داند که یک دولت کوچک بالاخره نمی‌تواند آنجا زندگی کند؛ یک اسرائیل بزرگ که دامنه‌اش از این طرف شاید تا ایران خودمان هم کشیده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزی: این اسرائیلی که من می‌شناسم، فردا ادعای شیراز را هم می‌کند می‌گوید: شاعرهای خود شما همیشه در اشعارشان اسم شیراز را گذاشته‌اند مُلک سلیمان. هر چه بگویی آقا! آن تشبیه است، می‌گوید سند از این بهتر هم می‌خواهید؟ مگر ادعای خیبر را که نزدیک مدینه است، ندارند؟ مگر «روزولت» [۲] به پادشاه وقت عربستان سعودی پیشنهاد نداد که شما بیایید این شهر را به اینها بفروشید؟ مگر اینها ادعای عراق و سرزمین‌های مقدس شما را ندارند؟ والله و بالله ما در برابر این قضیه مسئولیم. به خدا قسم مسئولیت داریم. به خدا قسم ما غافل هستیم. والله قضیه‌ای که دل پیغمبر اکرم را امروز خون کرده است، این قضیه است. داستانی که دل حسین بن علی را خون کرده، این قضیه است. اگر می‌خواهیم به خودمان ارزش بدهیم، اگر می‌خواهیم به عزاداری حسین بن علی ارزش بدهیم، باید فکر کنیم که اگر حسین بن علی امروز بود و خودش می‌گفت برای من عزاداری کنید، می‌گفت چه شعاری بدهید؟ آیا می‌گفت بخوانید: «نوجوان اکبر من؟» یا می‌گفت بگویید: «زینب مضطرّم الوداع، الوداع؟» چیزهایی که من (امام حسین) در عمرم هرگز به اینجور شعارهای پست کثیف ذلت‌آور تن ندادم و یک کلمه از این حرف‌ها نگفتم! اگر حسین بن علی بود می‌گفت اگر می‌خواهی برای من عزاداری کنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمر امروز موشه دایان است. شمر هزار و سیصد سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز باید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین تکان می‌خورد. هی دورغ در مغز ما کردند که آقا این یک مسئله داخلی است، مربوط به عرب و اسرائیل است. باز به قول عبدالرحمن فرامرزی: اگر مال اینهاست و مذهبی نیست، چرا یهودیان دیگر دنیا مرتب برای اینها پول می‌فرستند؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام و پیغمبر خدا داریم؟ آیا چند روز پیش در روزنامه نخواندید که در سال گذشته یهودیان سایر نقاط دنیا -نه یهودیانی که فعلاً شناسنامه اسرائیلی دارند - پانصد میلیون دلار برای اینها فرستادند که با این پول‌ها فانتوم بخرند، بمب بریزند بر سر مسلمانان. شنیده‌ام یهودیان ایرانِ خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم فرستادند. سی و شش میلیون دلار پول از یهودیان ایران خودمان برای آنها به عنوان کمک رفت. و من آن یهودی‌ها را به عنوان این که یهودی هستند، ملامت نمی‌کنم؛ ما خودمان را باید ملامت کنیم، او به هم‌کیش خودش کمک کرده است؛ با کمال افتخار پول می‌فرستد، رسیدش هم از موشه‌دایان می‌آید و آن را در بازار هم نشان می‌دهد، می‌گوید بیا رسیدش را ببین. مگر همین دو سه شب پیش ننوشتند (من بریده‌اش را از [روزنامه] اطلاعات دارم) که الان فقط یهودیان مقیم آمریکا روزی یک میلیون دلار به اسرائیل کمک می‌کنند! آن وقت تلاش ما مسلمین در این زمینه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانیم، خودمان را شیعه علی بن ابیطالب بخوانیم. اصلاً من باید بگویم بعد از این داستانی را که ما از علی بن ابیطالب نقل می‌کنیم، حرام است که دیگر در منابر نقل کنیم که: روزی علی بن ابی طالب شنید دشمن به کشور اسلامی حمله کرده است، وَ هذ ا اَخُو غامِدٍ وَ قَد وَرَدَت خَیلَهُ الاَنبارَ. بعد فرمود: شنیده‌ام زینت یک زن مسلمان یا زنی که در حمایت مسلمانان است را گرفته‌اند. شنیده‌ام دشمن، سرزمین مسلمین را غارت کرده است، مردانشان را کشته است، اسیر کرده است، متعرض زنان آنها شده است، زیورها را از گوش و دست زن‌ها جدا کرده است. بعد همین علی بن ابیطالب (که ما اظهار تشیع او را می‌کنیم و نسبت به او حساسیت‌های بی‌معنی دروغین نشان می‌دهیم) گفت: فَلَو أنّ امرَأ مُسلِماً مَاتَ مِن بَعدِ هَذَا أَسَفاً مَا کَانَ بِهِ مَلُوماً بَل کَانَ بِهِ عِندِی جَدِیراً. [۳] «اگر یک مرد مسلمان با شنیدن این خبر دق کند و بمیرد سزاوار است و مورد ملامت نیست.» آیا ما وظیفه نداریم که کمک مالی به آنها بکنیم؟ آیا اینها مسلمان نیستند؟ عزیزان ندارند؟ آیا اینها برای حق مشروع بشری قیام نمی‌کنند؟ کیست که امروز منکر شود که فلسطینی‌های آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟ من در سفر مکه بعضی از اینها را دیدم. یک جوان‌هایی!فقط می‌گفتند: دِماءُ الشهداء. ما امیدمان فقط به خون شهدایمان است. افرادی در میان آنها هستند که والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‌جنگند. اگر هفتصد میلیون جمعیت مسلمان دنیا، هر فرد روزی یک ریال بدهد، در سال نزدیک به سیصد میلیارد دلار می‌شود. [۴] اگر فقط مردم ایران که بیست و پنج میلیون نفر هستیم و نود و هشت درصد ما مسلمان است، هر فرد روزی یک ریال به فلسطینی‌ها کمک کند، در سال حدود نود میلیون تومان می‌شود. اگر یک عُشر مسلمانان هم هر کس روزی یک ریال کمک کند در سال نه میلیون تومان می‌شود. فَضّلَ اللهُ المُجَاهِدِینَ بأموالِهم وَ أنفُسِهم. [۵] الذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهدُوا فِی سَبیل اللهِ بأموالِهم وَ أنفُسِهم. [۶] به وسیله مال که می‌توانیم کمک کنیم. والله این انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولین سئوالی که بعد از مردن از ما می‌کنند همین است که در زمینه همبستگی اسلامی چه کردید؟ پیغمبر فرمود: مَن سَمِعَ مُسلِماً یُنادی یا لَلمُسلِمینَ فَلَم یُجبهُ فَلَیسَ بِمَسلِم [۷]: «هر کس که بشنود صدای مسلمانی را که فریاد می‌کند یا للمسلمین (مسلمانان به فریاد من برسید) و او را کمک نکند، دیگر مسلمان نیست»، من او را مسلمان نمی‌دانم. چه مانعی دارد که ما برای اینها حساب باز کنیم؟ چه مانعی دارد که مقدار کمی از درآمد خودمان را اختصاص به اینها بدهیم؟ چرا یهودیان دنیا حتی یهودیان ایرانی کمک بکنند و ملت‌های دیگر آنها را تحسین کنند، بارک الله بگویند، «ملت بیدار» بگویند؛ ولی ما نکنیم؟ مردم بیدار آن مردمی هستند که فرصت‌شناس باشند، دردشناس باشند، حقایق‌شناس باشند. من وظیفه خودم را عمل کردم. وظیفه من فقط گفتن بود و خدا می‌داند جز تحت فشار وجدان و وظیفه خودم چیز دیگری نبود. این کمک مالی را وظیفه شما می‌دانم. وظیفه خودم و هر خطیب و واعظی می‌دانم که این را بگوید. بر هر خطیب و واعظی واجب می‌دانم که چنین حرفی را بزند. مراجع تقلید بزرگی مثل آیت‌الله حکیم و دیگران رسماً فتوی داده‌اند که کسی که در آنجا کشته می‌شود، اگر نماز هم نخواند شهید در راه خداست. پس بیاییم به خودمان ارزش بدهیم، به کار و فکر خودمان ارزش بدهیم، به کتاب‌های خودمان ارزش بدهیم، به پول‌های خودمان ارزش بدهیم، خودمان را در میان ملل دنیا آبرومند بکنیم. علت این که دولت‌های بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‌اندیشند، این است که معتقدند مسلمان غیرت ندارد. آمریکا را فقط همین یکی جری کرده است. می‌گوید مسلمان جماعت غیرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد. می‌گوید یهودی که برای پول می‌میرد، جز پول چیزی نمی‌شناسد، خدایش پول است، زندگیش پول است، حیات و مماتش پول است؛ به یک چنین مسئله حساسی که می‌رسد روزی یک میلیون دلار به هم‌کیشانش کمک می‌کند ولی هفتصد میلیون مسلمان دنیا کوچکترین کمکی به هم‌کیش خود نمی‌کنند! **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: زلی [۲] فرانکلین روزولت، رئیس جمهور امریکا (۱۹۳۳-۱۹۴۵). [۳] نهج‌البلاغه، خطبه ۲۷. [۴] محاسبه استاد مطهری، دقیق نیست. این مبلغ با احتساب هر دلار ۷۰ ریال، مبلغ ۳ میلیارد و ۶۵۰ میلیون دلار در سال می‌شود. مبالغ ذیل نیز همچنین. [۵] سوره نساء، آیه ۹۵: خداوند کسانی را که با اموال و جان‌هایشان جهاد می‌کنند برتری داده است. [۶] سوره توبه، آیه ۲۰: کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با اموال و جان‌هایشان در راه خدا به جهاد برخاستند. [۷] اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۴. (به جای مسلماً، رجلاً آمده)

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان, خطبا و وعاظ
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)