کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
سید حسن نصرالله در نهمین سالگرد آزادسازی جنوب لبنان، ضمن تجلیل از مقاومت مردم جنوب و شهدای آن، به بیتفاوتی و سهلانگاری دولتهای گذشته لبنان در قبال تجاوزات اسرائیل و محرومیت مردم جنوب انتقاد میکند. او با استناد به نامهای از سید عبدالحسین شرفالدین به رئیسجمهور وقت لبنان در سال ۱۹۴۹، نشان میدهد که این بیتوجهی از ابتدای استقلال لبنان وجود داشته است. نصرالله همچنین به نقش امام موسی صدر در سازماندهی مقاومت اشاره کرده و تأکید میکند که مقاومت جایگزین دولت نیست و دولت باید به وظایف خود در قبال مردم جنوب عمل کند.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم لبنان امروز مفتخرند که برای شرکت در جشن بزرگ نهمین سالروز آزادسازی سرزمینهای اشغالی جنوب، از همه شهرها و روستاهای منطقه به شهر مقاوم نبطیه آمدهاند. شهر نبطیه، شهر سَرور شهیدان جهان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) است ... نبطیه شهر عاشقان سَرور شهیدان است ... شهر اولین قیام مردمی عاشورایی در برابر اشغالگران صهیونیست است.
من به نام سیدالشهداء (ع) به شما مردم که از مناطق گوناگون جنوب برای شرکت در این جشن بزرگ به نبطیه آمدهاید درود میگویم. به درستی که شما پیشگام سازندگی این پیروزی بودهاید. شما صاحبان اصلی و رهبران و سروران و خانوادههای مجاهدان و شهیدان و اسیران و مجروحان این پیروزی هستید. شما بودید که با آغوش باز، رزمندگان مقاومت را در آغوش گرفتید و نسبت به راهی که انتخاب کردید وفادار ماندید.
این دستاورد گرانبها و این جشن بزرگ آزادسازی، نتیجه ایثار و جانفشانی و بردباری و ایستادگی فرزندان غیورتان بوده است. در نتیجه فداکاری، وفاداری و صداقتتان، خداوند بر شما منت نهاد و نعمت خویش را بر شما ارزانی داشت ... شما را شایسته پیروزی خویش گرداند، زیرا شما با تواضع و استغفار و سپاس و ستایش در برابر درگاه ایزد یکتا، این پیروزی بزرگ را به مردم و سرزمین لبنان و به امت پیشکش کردید. درود بر شما که زیر بار زورگویی نرفتید و ذلت و خواری را مردود دانستید و از میهنتان به دفاع برخاستید، و این امانت را پاس داشتید.
درود بر شما مردم غیور و خونگرم و شریف و نجیبزاده که مردانه و شجاعانه، مرگ شرافتمندانه را بر اطاعت از فرومایگان ترجیح دادید. درود بر شما نجیبزادگان پاکدامن که ذلت و خواری را نپذیرفتید و مرگ باعزت را با جان و دل خریداری کردید. هنگامی که صهیونیستها، مدعیان حقوق تاریخی در فلسطین و مدافعان آنها در جهان شما را بین دو گزینه قرار دادند؛ راه سازش و ذلت، و راه جنگ و کشته شدن را در برابرتان نشان دادند، شما مردم کوچک و بزرگ، زن و مرد، با عزمی پولادین، همچون فریاد سَرورتان حسین بن علی (ع) در کربلای تاریخ فریاد «هیهات من الذله» کشیدید. درود بر شما مردم پاکدامن و نجیبزاده که شهادت را به اطاعت از فرومایگان ترجیح دادید. هنگامی که صهیونیستهای غاصب و مدافعان بینالمللی آنها راه ذلت و سازش را در برابرتان قرار دادند، با آگاهی و اصرار، راه مقاومت و پایمردی را به آنان نشان دادید. آزادی جنوب لبنان و پیروزیتان مدیون مقاومت خستگیناپذیر رهبرانی همچون شیخ راغب حرب و سید عباس موسوی است. شهادتطلبان بزرگی متولد شدند. بسیاری از فرزندانتان اسیر و مجروح شدند و شما در برابر آوارگی، ویرانی، گرسنگی، محرومیت، فقر و توطئه، بردباری نشان دادید که در نتیجه جهاد و مقاومت مستمر و خستگیناپذیرتان وعده پیروزی الهی روز ۲۵ مه سال ۲۰۰۰ تحقق یافت و به برکت خون شهیدانتان سرزمین جنوب از لوث وجود اشغالگران پاک گردید.
در سالروز پیروزی جنوب و در این جشن بزرگ علاقمندم درباره موضوع مقاومت و رفتار دولتهای گذشته لبنان نسبت به مردم جنوب نکاتی را یادآوری نمایم.
از ابتدای برپایی کیان غاصب صهیونیستی در فلسطین در سال ۱۹۴۸ سرزمین لبنان به ویژه مناطق جنوبی و روستاهای مرزی این کشور که طی چند دهه به نوار مرزی اشغالی شناخته شده بودند، همواره در معرض تهدیدات فزاینده رژیم صهیونیستی قرار داشتند. این رژیم به منابع آب و خاک و سایر منابع طبیعی کشورمان چشم دوخته بود. مردم این سرزمین از شصت سال پیش مورد تجاوزگریهای پیدرپی صهیونیستهای غاصب قرار داشتند و در چندین مرحله، از خانه و کاشانه و روستاهای خود آواره شدند. همه این رویدادهای مستند را پدران و نیاکانمان فراموش نکردهاند و در متون تاریخی و اسناد رسمی و آرشیو مطبوعات وجود دارند. شاید نسلی که در دهههای پنجم و ششم قرن گذشته متولد شده است از رویدادهای آن مرحله آگاهی کافی نداشته باشد، ولی بزرگسالانی که هنوز زندهاند همچنان رویدادهای گذشته را بازگو میکنند.
از زمان استقلال لبنان، گزینه مردم جنوب، پشتیبانی از دولت مرکزی لبنان بوده است. اگر مواضع و دیدگاههای علمای جبلعامل و سیاستمداران و فرهیختگان و شعرا و سایر مردم آن مرحله را بازبینی کنیم، ملاحظه خواهیم کرد که همگی دولت را گزینه خود قرار داده بودند. در این بحث به یک سند ارزشمند عالی و تاریخی اشاره میکنم که تعابیر آن نیز بسیار گویاست. این سند با دستخط و ادبیات رسا و بلیغ امام سید عبدالحسین شرفالدین نگاشته شده است.
در سال ۱۹۴۹ و پس از جنایات هولناک رژیم صهیونیستی در روستای لبنانی حولا که به جنایات قتلعام فجیع مردم روستاهای دیریاسین و کُفَرقاسم در فلسطین شباهت داشت، امام سید عبدالحسین شرفالدین برای آقای بشاره الخوری رئیس جمهوری وقت لبنان نامه نوشت و اوضاع آن مرحله تاریخی از استقلال کشور و امیدها و آرزوهای مردم را برای او بازگو نمود. در این نامه آمده است: «مردم لبنان به ویژه اهالی جنوب گمان کردهاند که با استقلال کشورشان به امید و آرزوی خود رسیدهاند. گمان کردهاند که نظام سیاسی به تأمین خواستههای آنان کمک میکند، ولی گمانهزنی آنها نادرست بود. همه امیدها و آرزوهای آنان غلط از آب درآمد. محرومیت مردم و سهلانگاری و کارشکنی مسئولان، ماندگار است. بیتفاوتی وزارتخانههای دولتی برای سامان دادن به اوضاع مردم جنوب از اولین روز تأسیس دولت لبنان آشکار است. سیاستگزاری وزارتخانهها و ادارات وابسته، بر این مبنا قرار داشت که توصیههای آدمهای دلسوز را سبک میپنداشتند و خویشتنداری و بردباری خردمندان را بسر میآوردند.
امروزه فاجعه مردم جبلعامل در ادامه تجاوزگری اسرائیل به مرزهای لبنان و ریخته شدن خون فرزندان این سرزمین و غارت روستاهای آن توسط یهودیان صهیونیست تجلی یافته است. متجاوزان علاوه بر کشتار و قتلعام و ایجاد رعب و وحشت در دل زنان و کودکان، مزارع و کشتزارها و همهگونه عوامل حیات در جنوب لبنان را به نابودی کشاندهاند.»
این سند تاریخی و گویا بر ادعاهای برخی مسئولان و سیاستمداران لبنانی که در چارچوب نشست گفتمان ملی، ادعای بازسازی نظام سیاسی لبنان را یدک میکشند و میگویند لبنان از سال ۱۹۴۸ تا سال ۱۹۷۰ با هرگونه تجاوزگری رژیم صهیونیستی مواجه نبوده، خط بطلان میکشد. این سیاستمداران در توجیه ادعاهای واهی خود میگویند تجاوزگری اسرائیل به لبنان پس از استقرار جنبشهای فلسطینی در جنوب لبنان و آغاز عملیات مقاومت فلسطین آغاز شده است. در آن نشست یکی از برادران نماینده پارلمان از اطاق نشست بیرون رفت و یک جلد از روزنامههای آرشیو شده روزنامهالسفیر مربوط به آن دوره را آورد و تصاویر جنایت رژیم صهیونیستی را به طرف مقابل نشان داد. این نشان میدهد که این سیاستمدارانِ بیتفاوت نمیخواهند بپذیرند کشورشان حدود پنجاه سال مورد تجاوز کیان غاصب اسرائیل قرار گرفته است. بیشرمانه تجاوزگری دشمن را مانور عنوان میکنند. اسرائیل در طول ۵۰ سال گذشته همواره به لبنان حمله کرده ... مردم را قتلعام نموده ... روستاهای جنوب را ویران کرده ولی برخی سیاستمداران و محافل لبنانی میگویند که خبر ندارند! امام شرفالدین در ادامه پیام خود به رئیس جمهوری پیشین لبنان گفت: «مردم مقاوم جبلعامل از خون خود تاوان حضور بیگانگان رانده شده از سرزمینهای گوناگون جهان در فلسطین را پرداخت میکنند. مردم جنوب قربانی پستصفتان مفلوکی شدهاند که مردم دنیا و زمین و آسمان، آنها را از خود راندهاند. چرا باید مردم اصیل و نجیب جنوب لبنان، خوار و ذلیل زندگی کنند؟»
امروزه به سَرور و امام بزرگمان سید عبدالحسین شرفالدین و شهید راغب حرب و شهید سید عباس موسوی میگویم که مردم مقاوم جبلعامل که با فریاد «هیهات من الذله» از آغوشتان و آغوش امام موسی صدر برانگیخته شدهاند، کسانی را خوار و ذلیل کردند، که خداوند در قرآن کریم آنان را خوار و ذلیل توصیف نموده است. با وجودی که مردم جبلعامل به وظایف خود عمل مینمایند و مالیات پرداخت میکنند، اما دولت لبنان حقوق آنان را به رسمیت نمیشناسد. دولتمردان لبنان امروزه مانند شصت سال پیش، از مردم جنوب مالیات و عوارض گوناگون دریافت میکنند، اما هیچ کار مثبتی برای آنان انجام نمیدهند. مثل این که آنان را هموطن خود نمیدانند.
امام سید عبدالحسین شرفالدین خطاب به رئیس جمهوری پیشیین لبنان میگوید: «آقای رئیس جمهور! اگر نمیتوانید از مردم جنوب و تمامیت ارضی و حاکمیت و استقلال دولت لبنان در برابر حملههای رژیم صهیونیستی دفاع کنید، توان دست نوازش کشیدن بر سر مردم بیدفاع و حل مشکلات آنان و سیر کردن گرسنگان را هم ندارید؟»
بنابراین از ابتدای استقلال، گزینه مردم جنوب، دفاع از دولت و نظام نوپای لبنان بوده است. پس از ارتحال امام شرفالدین، امام موسی صدر این مسئولیت سنگین را برعهده گرفت. پیام و سخن و موضع ایشان از اوایل دهه ششم از قرن بیستم میلادی تا زمان ربوده شدن و ناپدید شدنشان از میدان جهاد و مبارزه در سال ۱۹۷۸، آگاهانه و یکنواخت و روشن بوده است. امام صدر همواره به دولتمردان و نخستوزیران لبنان یادآوری میکرد که جنوب لبنان بخشی از این میهن است. آنان را به اعزام ارتش به جنوب به منظور دفاع از مردم و آب و خاک و منابع این سرزمین فرامیخواند، اما هیچ کسی پاسخگو نبود.
من «نظریه ئوطئه» را قبول ندارم ولی اگر از دریچه بدگمانی به این مسئله نگاه کنیم میتوان گفت که مسئولان برای رسیدگی به خواستههای مردم جنوب، بیتفاوت و سهلانگار هستند. گمان کردهاند که جنوب، بخشی از سرزمین لبنان نمیباشد. البته سایر مناطق لبنان مانند جنوب از محرومیت و بیتفاوتی مسئولان دولتی رنج میبرند. اگر هم از زاویه حسننیت و خوشبیانه به مسئله نگاه کنیم، میتوان گفت که محرومیت و عقبماندگی جنوب از ضعف و ناتوانی مسئولان ناشی شده است. جنوب لنبان در سایه بیتفاوتی و سهلانگاری و ناتوانی مسئولان بهای سنگینی پرداخت کرده است. خون هزاران جوان جنوبی بر زمین ریخته شده است. امام موسی صدر در نتیجه این عوامل ناچا رشد مردم جنوب را به تهیه و حمل اسلحه فراخواند. ایشان گردانهای مقامت لبنان را بنیانگذاری کرد و از جوانان خواست آموزش نظامی ببینند و به جبهههای جنگ جنوب بپیوندند تا از مردم جنوب حمایت کنند، اما در عین حال از یادآوری مسئولان لبنان برای رسیدگی به اوضاع جنوب و دفاع از مردم این سرزمین غافل نماند.
در پی یورش نظامی اسرائیل به جنوب لبنان در سال ۱۹۸۲ دولت نیز در این رویدادها حضور نداشت. میل ندارم پروندههای آن مرحله خونین و دشوار را بازگشایی کنم. شما فرزندان امام موسی صدر که در «جنبش امل» و «حزبالله» و سایر احزاب و جنبشهای اسلامی و ملی لبنان و گروههای مبارز فلسطینی حضور داشتید، در برابر اشغالگران ایستادگی کردید و آنان را شکست دادید و از سرزمینتان اخراج کردید. در آن شرایط سخت، اتفاقات ناگوار و ناخوشایندی روی داد، درحالی که دولت در وادی دیگری قرار داشت.
برای این که منصفانه قضاوت کنم میگویم که تنها در چند سال پیش از آزادسازی جنوب - و دقیقاً در دوران ریاست جمهوری آقای امیل لحود- تحولی روشن و قوی در زمینه حمایت رسمی و پشتیبانی معنوی از مقاومت به وجود آمد. امروز نیز از موضعگیریهای ثابت و استوار آقای میشل سلیمان رئیس جمهوری لبنان در حمایت از مقاومت از زمان تصدی ریاست جمهوری و پیش از آن، که فرماندهی ارتش لبنان را بر عهده داشت، تجلیل و قدردانی میکنیم. به استثنای دورههای ریاست جمهوری لحود و ریاست جمهوری سلیمان، دولت لبنان در سالهای طولانی گذشته در وادی دیگری قرار داشته است.
ای مردم خونگرم و عزیز جنوب لبنان! آیا میدانید گناه و جرمتان چه بوده است؟ گناهتان این بود که با هرگونه اشغالگری مخالفت کردید و در برابر آن به مقاومت برخاستید، در حالی که دولتمردان از شما میخواستند اشغالگران را بپذیرید و آرام بنشینید. شما با سنگ و مشت آهنین و مقادیر ناچیزی اسلحه و مهمات، اما با ایمان راسخ و باصلابت در برابر ماشین جنگی دشمن ایستادید. بزرگترین جرمتان فقط مقاومت نبوده است، بلکه این بود که اسرائیل را شکست دادید و بر او پیروز شدید. گناهتان این است که سرزمینهای اشغالیتان را بازپس گرفتید و اسیرانتان را آزاد کردید.
این دستاورد بزرگ، به تمام معنی، همه نشستگان و سازشکاران و ناتوانان و از خودباختگان و فرصتطلبان و راحتطلبان را سرافکنده کرد. همه اینها بر مجازات شما اصرار دارند. با تحمیل جنگ ژوئیه سال ۲۰۰۶ [۱] درصدد بودند شما را خُرد و پایمال کنند، اما هنگامی که شما و همه مردم شریف این میهن و این امت در سرزمین خود پایدار ماندید و مقاومت کردید و به پیروزی رسیدید، گناهتان بزرگتر شد که با هیچ توبهای قابل بخشودگی نیست!
مگر برخی گناهان با توبه بخشوده نمیشوند؟ آری، گناهانی وجود دارند که توبه در آن کارساز نیست، و تنها گناهتان که توبه در آن کارساز نیست، پیروزیتان در جنگ ژوئیه و چنگ زدنتان به سرزمینتان بوده است! هرگز فراموش نمیکنم که پس از توقف جنگ مزبور با برادر بزرگترم آقای نبیه بری رئیس مجلس لبنان دیدار کردم. ایشان در این دیدار به من گفت: «آقای نصرالله! باید هوشیار باشیم که به ما اجازه نخواهند داد که این پیروزی گوارای مردم ما باشد. اجازه نخواهند داد شاد باشیم. کاری خواهند کرد که بهای سنگین برای آن بپردازیم.» بنابراین، هنگامی که میجنگیم و از خود دفاع میکنیم باید بهای سنگین آن را بپردازیم. اگر شکست بخوریم باید بهای سنگین آن را بپردازیم. اگر هم پیروز شویم باید بهای سنگین آن را بپردازیم.
برادران و خواهران! امروز در جشن مقاومت و پیروزی، ما فرزندان جنوب لبنان اعلام میکنیم که خواهان دولتی دلسوز، خدمتگزار، توانمند، عادل، شجاع، مسئول، قانونمند و بااراده هستیم، نه دولتی که فقط عوارض و مالیات دریافت کند و توسط شرکتهای ساختمانسازی اداره شود. از نهادهای سیاسی و نظامی و امنیتی دولت میخواهیم از مردم جنوب لبنان حمایت کنند. من صادقانه و با صراحت اعلام میکنم که مقاومت، جایگزین دولت نیست، بنابراین بفرمایید به اوضاع نابسامان اقتصادی و اجتماعی جنوب رسیدگی کنید. برای مشکلاتِ آب آشامیدنی و کشاورزی جنوب راه حلی بیندیشید.
**پاورقیها:**
[۱] منظور، همان جنگ معروف ۳۳ روزه است.
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مردم لبنان, دولت لبنان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
