کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این مصاحبه با بررسی درگیری‌های اخیر لبنان آغاز می‌شود و هدف میشل عون از این درگیری‌ها را تشریح می‌کند. سپس به نقش آمریکا در تبدیل لبنان به پایگاهی برای حمایت از اسرائیل و پیاده‌سازی سیاست‌های غرب می‌پردازد و حمله اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ و انتخاب بشیر جمیل را به عنوان نمونه‌ای از این سیاست‌ها ذکر می‌کند. در ادامه، تأثیر قطعنامه ۵۹۸ و تغییر سیاست‌های شوروی بر تحرکات آمریکا و متحدان عربش در منطقه را تحلیل می‌کند. در بخش‌های بعدی، به تلاش‌های اتحادیه عرب برای حل بحران لبنان اشاره شده و این تلاش‌ها را در راستای اهداف آمریکا و به نفع مسیحیان و میشل عون ارزیابی می‌کند. همچنین، مخالفت حزب‌الله با نقش اتحادیه عرب و تأکید بر سرنگونی نظام حکومتی لبنان به عنوان تنها راه حل بحران مطرح می‌شود. در پایان، به اهمیت حمایت از قیام مردم فلسطین، ادامه عملیات مقاومت علیه صهیونیست‌ها و مزدورانشان در شرق بیروت، و همکاری جمهوری اسلامی ایران با مسلمانان لبنان برای مقابله با توطئه‌ها اشاره می‌کند و نقش عراق در حمایت از میشل عون را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

متن کامل گزارش

س: ماه گذشته لبنان شاهد درگیری‌های شدیدی میان نیروهای میشل عون و نیروهای مسلمان بود. این درگیری‌ها که از سوی عون آغاز شد منجر به وارد شدن خسارت‌های سنگینی به لبنان گردید. آیا به نظر شما هدف عون از آغاز درگیری‌ها چه بود و آیا او به هدف خود رسید یا خیر؟ ج. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف الانبیاء و المرسلین و علی آله الطیبین الطاهرین. نمی‌توان آنچه را هم اکنون در لبنان در جریان است از آنچه که در جهان جریان دارد جدا دانست. همچنین این رویدادها را نمی‌توان از رویدادهای جهانی و منطقه‌ای جدا نمود. قبل از این که وارد بحث شوم مایلم نکته‌ای را تذکر دهم و آن این است که آمریکا می‌خواهد لبنان را پایگاهی برای حمایت و پشتیبانی از دشمن صهیونیستی قرار دهد و این کشور بتواند سیاست‌های آمریکا و غرب را پیاده نماید. لبنان طبق این نقشه باید ثبات داشته باشد و مسئله‌اش حل شود. تجربه‌های گذشته این مسئله را به خوبی روشن می‌سازد. تجربه فعلی نیز این مسئله را به اثبات می‌رساند. بهترین مثال بر این مسئله حمله سراسری اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲م (۱۳۶۱ ش) بود، یعنی زمانی که اسرائیل وارد خاک لبنان شد، ابرقدرت‌ها، اسرائیل و مزدوران محلی خود در لبنان قصد پیاده کردن سیاست فوق را داشتند. با انتخاب بشیر جُمَیّل[۱] به عنوان رئیس جمهوری، لبنان جدید و مورد پسند آمریکا پایه‌ریزی شد و ارتش لبنان در سرتاسر بیروت متمرکز گردید و به سوی جبل لبنان حرکت کرد تا بتواند سرتاسر لبنان را فراگیرد. در آن زمان، پایه‌های لبنان جدید پی‌ریزی شد ولی ایجاد لبنان فوق‌الذکر با حضور نیروهای چندملیتی تحقق پیدا کرد. زمانی که لبنان جدید پایه‌ریزی شد، مذاکرات میان امین جُمَیّل و دولت اسرائیل آغاز گردید و توافق ۱۷ مه به امضا رسید[۲] و این اولین گام در راه لبنان جدید به شمار می‌رفت. آنچه که در این روزها شاهد هستیم از این چارچوب خارج نیست، از اینرو می‌توانم میان آنچه که هم اکنون جریان دارد و آنچه که آمریکا و وابستگان امریکا در منطقه می‌خواهند، رابطه‌ای قائل شوم. از لحاظ تحولات منطقه‌ای، می‌توان گفت که قطعنامه ۵۹۸[۳] تحولات چشمگیری به دنبال داشت و منطقه با تحولات بی‌سابقه روبرو گردد. پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ توسط جمهوری اسلامی ایران این شبهه را ایجاد کرد که قدرت اسلام در حال ضعف است؛ اسلامی که شعارهای آزادی قدس را مطرح می‌کرد و از سوی دیگر سیاست جدید اتحاد جماهیر شوروی مبنی بر کاهش نقش این ابرقدرت در داخل شوروی و حتی در بلوک شرق سبب گردید که آمریکا و وابستگان عرب او چنین تصور کنند که زمینه برای ایفای نقش عمده فراهم گردیده است و با این برداشت و تصور، شروع به کار نمودند تا خلأ موجود را پر کنند. اکنون باید مراقب تحرکات آمریکا و وابستگان امریکا در فلسطین و لبنان باشیم. پانزده سال ما در لبنان با یک جنگ تمام عیار روبرو بودیم ولی وابستگان امریکا دست به هیچ اقدامی برای متوقف کردن این جنگ نزدند، ولی اکنون ملاحظه می‌کنیم که چه تلاش‌هایی جهت حل بحران لبنان صورت می‌گیرد. اعراب حتی در سال ۱۹۸۲ (۱۳۶۱) زمانی که اسرائیل وارد لبنان شد جلسه‌ای برای بررسی این مسئله تشکیل ندادند، پس چه شده که در حال حاضر به تکاپو افتاده و خواهان حل بحران شده‌اند؟ اکنون اتحادیه عرب و کشورهای عرب به حرکت در آمده‌اند؛ شاه‌حسین از یک سو و حسنی مبارک از سوی دیگر و یاسر عرفات نیز به نوبه خود حرکت می‌کنند و طرح‌هایی می‌دهند. عراق در لبنان دخالت می‌کرده و از مسیحیان پشتیبانی می‌کند. این تحرکات به خوبی نشان می‌دهد که اعراب طرفدار آمریکا زمینه را برای دخالت در لبنان فراهم می‌بینند و قصد این مداخله را در سر می‌پرورانند تا قدرت آمریکا را تثبیت نمایند. میشل عون مزدور آمریکا و ارتش لبنان در چارچوب نقشه آمریکا جنگ را مجدداً از سرگرفتند تا بتوانند این نقشه را پیاده نمایند. میشل عون در درگیری‌های اخیر شعار جدیدی مطرح ساخت و آن خروج نیروهای سوریه از لبنان و آزادسازی لبنان از نیروهای سوریه بود. هدف از مطرح ساختن این شعار، خارج ساختن کلیه کسانی بود که رابطه‌ای با شرق بیروت و مسیحیان ندارند؛ بدین معنی که عون می‌خواهد کلیه کسانی که از مسلمانان لبنان حمایت می‌کنند از لبنان خارج شوند تا مسلمانان تنها بمانند و بتوان آنها را به سادگی توسط اسرائیل و عراق و کشورهای عربی سرکوب کرد. س. پس می‌توانیم چنین نتیجه بگیریم که کمیته اتحادیه عرب در چارچوب نقشه امریکا عمل می‌کند. ج. بله، درست است. این کمیته در چارچوب نقشه امریکا حرکت می‌کند. امریکا می‌خواهد سوریه را توسط اعراب شکست دهد، همچنین می‌خواهد مسلمانان لبنان را توسط اعراب شکست دهد. آمریکا نمی‌خواهد خود بطور مستقیم وارد عمل شود. تلاش کمیته اتحادیه عرب در واقع به نفع منطقه مسیحی‌نشین و میشل عون تمام می‌شود. س. ولی رهبران مسلمان لبنان از آتش‌بس و قرار گرفتن یک گروه ناظر بر آن جهت کنترل اوضاع در لبنان استقبال کردند؟ ج. بطور مسلم مسلمانان و همچنین سوریه با تلاش اتحادیه عرب مخالفت نمی‌کنند بلکه مخالف تلاشی هستند که ممکن است به طور مستقیم توسط آمریکا صورت گیرد. مسلمانان و سوریه با تلاش کشورهای عربی جهت متوقف کردن جنگ مخالفت نمی‌کنند هر چند که از این تلاش راضی نباشند. هم‌پیمانان سوریه نیز نمی‌توانند تلاش کشورهای عربی را رد کنند. علت این که آمریکا اتحادیه عرب را برای این مسئله انتخاب کرد این بود که اتحادیه عرب می‌تواند سوریه را در محظور قرار دهد. تلاش‌های اتحادیه عرب و تحریکات آن و همچنین اظهارات رئیس این کمیته به ما نشان می‌دهد که این اتحادیه در چارچوب آمریکا حرکت می‌کند. س. حزب‌الله از نقش اتحادیه عرب نیز استقبال کرد. ج. حزب‌الله از روزهای نخست با نقش اتحادیه عرب مخالفت کرد و بیانیه و اظهارات مسئولین آنان شاهد بر این امر است. آنچه بحران لبنان را حل می‌کند تنها انجام اصلاحات سیاسی نیست، بلکه تنها راه حل بحران، سرنگونی نظام حکومتی در این کشور است. این نظام سبب کلیه مشکلات و بحران‌ها در لبنان است. باید این نظام حکومتی از بین برود و ملت لبنان نظام مورد پسند خود را انتخاب کند. ما اسلام را بهترین نظام حکومتی می‌دانیم. اسلام می‌تواند مردم را سعادتمند کند. س. تصمیم اتحادیه عرب جهت ارسال یک گروه ناظر جهت نظارت بر آتش‌بس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ج. این یک تصمیم ساده و محدود است و نباید در این زمینه کوچک موضعگیری کرد. تعیین یک گروه ناظر به معنی ورود یک ارتش به لبنان نیست. ما از اول اعلام کردیم که این کمیته یک کمیته مشکوک است و طبق نقشه آمریکا عمل می‌کند و آنچه که انجام می‌دهد مشکوک می‌باشد و این بدین معنی نیست که حزب‌الله نسبت به هر اقدام کوچک موضعگیری کند و ما معتقدیم که تلاش این کمیته نمی‌تواند مثمر ثمر باشد. س. آیا بعد از رسیدن گروه ناظر بر آتش‌بس، چه اقدامی صورت خواهد گرفت؟ ج. ما معتقدیم که این اقدام، ثمربخش نخواهد بود و با شکست مواجه خواهد گردید. ظرف پانزده سال گذشته تلاش‌های زیادی صورت گرفت ولی با شکست مواجه گردید. س. آیا احتمال از سرگیری درگیری‌ها وجود دارد؟ ج. اگر امریکا بخواهد اوضاع لبنان متشنج شود، این امر صورت می‌گیرد. ولی در اینجا باید این سئوال را مطرح کرد که آیا به موازات درگیری‌های اخیر که از شدت بی‌سابقه‌ای برخوردار بود، امیدی برای حل بحران به چشم می‌خورد؟ هنوز امکان پاسخ به این سؤال وجود ندارد. هیچ گروه و دسته‌ای پیش‌بینی یافتن راه حلی برای بحران را نمی‌کند. س. بنابراین مسئله اصلاحات و خواست‌های برحق مسلمانان چه می‌شود؟ ج. ظرف پانزده سال گذشته مسیحیان لبنان حاضر نشده‌اند اعتراف کنند که در لبنان مشکلی وجود دارد. در سال ۱۹۵۸ (۱۳۳۷) در دوران ریاست جمهوری کامیل شمعون، مسیحیان اعتراف نمی‌کردند که نظام حکومتی لبنان به مسلمانان ظلم می‌کند و در نتیجه ظلم این نظام، این مشکلات و بحران‌ها به وجود می‌آید ولی آنها حاضر نیستند به این مسئله اقرار کنند. در سال ۱۹۵۸ گفتند که مشکل لبنان مشکل دخالت جمال عبدالناصر است، او در لبنان دخالت می‌کند. پانزده سال پیش زمانی که جنگ داخلی لبنان شروع شد و مسلمانان خواستار اصلاحات سیاسی و رفع تبعیض و ظلم از خود شدند، مسیحیان حاضر نشدند این مسائل را بپذیرند و گفتند که مشکل لبنان حضور فلسطینی‌ها است. این شعار تا حمله اسرائیل به لبنان ادامه یافت و ملاحظه کردیم که اسرائیل برای اخراج فلسطینی‌ها وارد لبنان شد. الان می‌بینیم که مسیحیان منکر همه چیز هستند و می‌گویند که لبنانی‌ها مشکلی با هم ندارند بلکه مشکل لبنان حضور نیروهای سوریه است و می‌گویند که باید مسیحیان و مسلمانان با هم همکاری کنند و سوریه را از لبنان اخراج نمایند. آنها حضور نیروهای سوریه را به عنوان اشغال لبنان توسط سوریه عنوان می‌کنند و اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل را نادیده می‌گیرند. مسیحیان اصل مشکل لبنان را نمی‌پذیرند، لذا ما فکر نمی‌کنیم که در آینده نزدیک و یا آینده دور مشکل لبنان حل و فصل گردد. ما بر این عقیده‌ایم که از سرگیری درگیری‌ها در لبنان بهانه‌ای برای تحت‌الشعاع قرار دادن قیام مردم فلسطین در لبنان بود. از سرگیری جنگ در لبنان توجه همگان را به خود جلب کرد. هدف اصلی امریکا از ایجاد تشنج و درگیری اخیر در لبنان تحت‌الشعاع قرار دادن قیام فلسطینی‌ها است و خود امریکایی‌ها به این اعتراف می‌کنند و تأکید می‌نمایند که هدفشان مسئله فلسطین است و ملاحظه می‌نماییم که امریکا می‌خواهد مسئله فلسطین را حل کند و بدین منظور با عرفات وارد مذاکره می‌شود. اگر بحران لبنان به همین منوال ادامه یابد، این کشور را فلج خواهد کرد. ادامه تشنج در لبنان به معنی عدم قدرت مسلمان جهت مقابله با توطئه‌ها است، و این چیزی است که امریکا می‌خواهد و ممکن است اوضاع فعلی لبنان را برای جلب توجه جهانیان به این مسئله به وجود آورده باشد تا افکار عمومی را نسبت به قیام مردم فلسطین منحرف سازد. س. آیا برای خنثی کردن نقشه امریکا نباید جنگ را به داخل اسرائیل برد؟ و آیا بهتر نیست که عملیات مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌ها افزایش یابد تا دشمن نتواند آسوده خاطر به جنگ مسلمان بیاید؟ ج. برای مقابله با نقشه امریکا باید اقدام چند جانبه نمود، بدین معنی که قبل از هر چیز باید از قیام مردم مسلمان فلسطین پشتیبانی شود. وقتی قیام مردم مسلمان فلسطین قدرت داشته باشد می‌تواند در برابر صهیونیست‌ها ایستادگی نماید. از اینرو معتقدیم که همکاری واقعی با قیام فلسطین می‌تواند هرگونه توطئه را خنثی نماید. از سوی دیگر، باید به عملیات مقاومت علیه صهیونیست‌ها ادامه دهیم تا مسلمانان فلسطین چنین احساس کنند که از خارج فلسطین حمایت می‌شوند و تنها نیستند. در این میان، نباید شرق بیروت را فراموش کنیم. هم اکنون شرق بیروت به صورت پایگاه اسرائیل درآمده است و افسران اسرائیلی به این منطقه رفت و آمد دارند، از اینرو باید ضربه‌های سنگینی به شرق بیروت وارد کرد، چون این ضربه‌ها در واقع ضربه‌هایی است که به اسرائیل وارد می‌شود. زیرا نیروهای شرق بیروت به نمایندگی از اسرائیل می‌جنگند. لذا ضروری است که قیام فلسطین به حرکت خود ادامه دهد و عملیات مقاومت در جنوب لبنان ادامه یابد و در عین حال باید علیه مزدوران اسرائیل در شرق بیروت وارد عمل شد. س. ظرف هفته‌های اخیر عملیات مقاومت اسلامی علیه صهیونیست‌ها کاهش یافته است. آیا شما معتقدید که توافق اخیر امل و حزب‌الله می‌تواند این عملیات را تشدید کند؟ ج. باید در این حال ادغان کنیم که درگیری‌های حزب‌الله و جنبش امل مانع بزرگی در راه گسترش عملیات مقاومت در جنوب لبنان بود. این فاجعه موجب توقف تقریبی این عملیات گردید. درگیری‌ها یک هفته و یا دو هفته نبود، بلکه ده ماه ادامه یافت. طبیعی است که پس از برقراری صلح میان دو طرف و همکاری مجدد آنها جهت بازیافتن نقش خود و ادامه مقاومت، لازم است مدتی بگذرد تا مشکلات ساده حل و فصل گردد و زمینه برای ادامه عملیات مقاومت اسلامی فراهم شود. مضاف بر این، ظرف ده ماه از درگیری میان حزب‌الله و جنبش امل، دشمن صهیونیستی توانست خود را مجهز نماید و مواضع اسرائیل تقویت گردید. قبل از درگیری‌ها، مقاومت اسلامی، صهیونیست‌ها را مورد تعقیب قرار می‌داد و ارتش آنان لحد را با شکست مواجه ساخت و آن را تضعیف کرد و در صورتی که عملیات مقاومت اسلامی ادامه می‌یافت، ارتش لحد از هم می‌پاشید. درگیری‌های امل و حزب‌الله سبب گردید که ارتش لحد نجات یابد و اسرائیل از این بن‌بست خارج شود. در حال حاضر چنین تصمیمی وجود دارد که عملیات مقاومت ادامه یابد. روحیه جوانان لبنانی بسیار عالی است، لذا در آینده نزدیک خبرهای عملیات مقاومت را خواهید شنید. س. ظرف چند روز گذشته درگیری‌های ساده‌ای میان حزب‌الله و امل رخ داده است، آیا این درگیری‌ها می‌تواند بر توافق تأثیر داشته باشد؟ ج. درگیری‌هایی که شنیده می‌شود، ساخته و پرداخته رسانه‌های گروهی است و به این شدت وحدت نبوده، بلکه حوادث جزئی بوده است. اکنون تلاش می‌شود که مجدداً فتنه میان دوطرف شعله‌ور شود، زیرا طرف‌هایی که از امضای این توافق آسیب دیده‌اند سعی می‌کنند که درگیری‌ها مجدداً از سرگرفته شود ولی دو طرف هم اکنون با دشمن مشترک یعنی میشل عون مواجهند، و آنها هم همکاری می‌کنند و حسن‌نیت نیز وجود دارد. س. چگونه حزب‌الله در جنوب لبنان عمل خواهد کرد؟ آیا پایگاه‌های سابق خود را باز خواهد یافت؟ ج. طبق توافق اخیر میان امل و حزب‌الله، حزب‌الله دفاتر خود را در جنوب لبنان باز خواهد کرد و اجازه خواهد یافت که از محورهایی که در مرزهای اسرائیل وجود دارد جهت انجام عملیات استفاده نماید و این محورها در برابر مقاومت باز خواهد بود و مقاومت می‌تواند آزادانه وارد عمل شود. بعضی از مسائل هنوز اجرا نشده است ولی ان شاء الله به زودی حل خواهد شد. س. شما در حال حاضر از جمهوری اسلامی بازدید می‌کنید و ظرف چند روز گذشته با مقامات جمهوری اسلامی دیدار کردید. مسائل مورد بحث در این دیدارها چه بود؟ ج. زمانی که با مسائل سرنوشت‌سازی مواجه می‌شویم به ایران می‌آییم. این خانه ماست تا با مسئولین جمهور اسلامی مذاکره نماییم. اوضاع در لبنان به نقطه انفجارآمیزی رسیده و ضروری بود با مسئولین جمهوری اسلامی تبادل نظر نماییم و بتوانیم بهتر در برابر توطئه‌ها ایستادگی نماییم. باید مسلمانان جهت مواجهه با دشمن، همکاری نمایند. س. همکاری میان جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان لبنان چگونه خواهد بود؟ ج. جمهوری اسلامی ایران نمایندگان خود را به لبنان می‌فرستد. دیدار اخیر دکتر ولایتی در واقع یک نوع پشتیبانی و حمایت از مسلمانان لبنان بود. جمهوری اسلامی ایران آماده هرگونه همکاری است و کمک‌های خود را به لبنان تقدیم می‌کند. س. کمک‌های رژیم عراق به میشل عون چه تأثیری بر اوضاع لبنان خواهد داشت؟ ج. عراق نقش مقابله با حرکت اسلامی را به عهده دارد و پس از تحمیل جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران، اینک خود را درگیر جنگ لبنان نموده است تا در برابر مسلمانان و جنبش اسلامی بایستد. این نقش جدیدی است که برعهده صدام گذاشته شده است. **پاورقی‌ها:** [۱] بشیر جمیل (۱۹۴۷-۱۹۸۲)، فرزند پیر جُمیّل، بنیانگذار حزب فالانژ لبنان بود. این حزب، نقش مهمی در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی و در طول جنگ داخلی لبنان ایفا کرد. این حزب، هم‌پیمان راهبردی اسرائیل به شمار می‌رفت و برای به قدرت رساندن مسیحیان مارونی در لبنان و بیرون راندن سازمان آزادیبخش فلسطین از آن کشور تلاش می‌کرد. پس از ورود اسرائیل به لبنان و اشغال بخش وسیعی از خاک آن، بشیر جمیل که «نامزد تانک‌های اسرائیلی» لقب گرفته بود به ریاست جمهوری رسید و یک روز بعد از انتخاب، با مناخیم بگین، نخست وزیر اسرائیل دیدار کرد. او نُه روز بعد از ریاست جمهوری در مقر حزب فالانژ لبنان به قتل رسید. [۲] توافق ۱۷ مه ۱۹۸۳ توافقی بود که در زمان جنگ داخلی لبنان به ریاست امین جمیل (برادر بشیر جمیل) و اسرائیل به امضا رسید. بر اساس این توافق‌نامه، اسرائیل نیروهای نظامی خود را از بیروت خارج می‌کرد و دولت لبنان نیز زمینه عادی‌سازی روابط دو کشور را فراهم می‌نمود. [۳] این قطعنامه در ۲۹ تیر ۱۳۶۶ توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد و به منظور پایان دادن به جنگ ایران و عراق و برقراری آتش‌بس میان دو طرف صادر شد که بلافاصله از سوی عراق پذیرفته شد و دولت ایران نیز در ۲۷ تیر سال بعد آن را پذیرفت و امام خمینی نیز دو روز بعد از آن به تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۷ با صدور پیامی، پذیرش قطعنامه را اعلام داشت.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مصاحبه

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عموم مسلمانان
حاکم زمان: آیت الله سیدعلی خامنه ای (ره)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)