کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سید حسن مدرس در مجلس شورای ملی، به خدمات و دستاوردهای مجلس در رفع قرارداد ۱۹۱۹ و دفع پلیس جنوب اشاره می‌کند. او سپس به موضوع امنیت در کشور می‌پردازد و با انتقاد از نمایندگانی که در پرده سخن می‌گویند، بر قدرت مجلس در عزل رئیس‌الوزرا و حتی تغییر سلطنت تأکید می‌کند. مدرس با یادآوری دفع سالارالدوله و محمدعلی میرزا توسط مجلس، بیان می‌کند که مجلس توانایی عزل رضاخان، وزیر جنگ، را نیز دارد و نباید از او ترسید. او از نمایندگان می‌خواهد که به جای حرف‌های کنایه‌آمیز و لایحه‌خوانی، قوام‌السلطنه را استیضاح کرده و تصمیمات عملی برای صلاح مملکت بگیرند. در پایان، مدرس با تأکید بر قدرت مجلس در برابر هر مزاحمتی، عقیده خود را درباره وزیر جنگ (رضاخان) اینگونه بیان می‌کند که منافع او اساسی و مضارش فرعی است و باید برای رفع معایب و افزایش منافع او تلاش کرد، اما در نهایت تابع نظر اکثریت مجلس خواهد بود.

متن کامل گزارش

از اول مجلس تا حال عملیات و خدماتی که این مجلس و این وکلای محترم به این مملکت کرده‌اند در ادوار دیگر کمتر سراغ دارم (نمایندگان: صحیح است). شاید آقایان که در کار بوده‌اند ملتفت شوند که آثار و بقایای قراردادی که همه دنیا می‌دانستند این مملکت را به باد می‌داد به برکت این مجلس بدون این که ضرری هم وارد آید رفع شد... «پلیس جنوب»[۲] که تا کاشان هم آمده بود به برکت این مجلس رفع شد. مستشار مالیه که شب و روز جلو چشم ما در خانه زید و عمرو بود به برکت این مجلس رفع شد. چرا خدمات مردم را بی‌قدر می‌کنید که دیگر کسی نتواند خدمت کند؟ همین وکلایی که اینجا هستند این خدمات را کرده‌اند. راجع به کارهای دیگر و قوانینی هم که شب و روز تا به حال مشغول بوده و گذرانده‌اند یک کاری که ضرر به حال مملکت داشته باشد نکرده‌اند (صحیح است). اما امنیت. امنیت در مملکت است، منتهی به دست کسی است که اغلب ماها از او خوشوقت نیستیم. چرا در پس پرده حرف می‌زنید؟ مگر شما ضعف دارید؟ چرا حرف نمی‌زنید و دل خودتان را می‌لرزانید؟ مگر می‌ترسید؟ آقایان! این مجلس، مجلسی است که سالارالدوله و محمدعلی میرزا را که با سی هزار قشون تا پشت دروازه تهران آمد با قدرت خودش دفع کرد و نترسید. ما که از رضاخان ترسی نداریم، چرا حرف خودمان را در پرده بگوییم؟ باید بدون ترس و بی‌پرده گفت: ما که قدرت داریم سلطنت را تغییر بدهیم، قدرت داریم رئیس‌الوزراء را عزل کنیم، رضاخان[۳] را هم تغییر می‌دهیم. کاری ندارد، وقتی تصمیم بگیریم و بنا شود، همچو قطعه‌قطعه‌اش می‌کنیم که کانّه از مادر متولد نشده باشد. هر وقت تصمیم بگیریم، هر کاری بخواهیم می‌توانیم بکنیم. همین الان تصمیم بگیرید رئیس‌الوزراء را بخواهید، استیضاح کنید، عزلش کنید برود پی کارش، رضاخان هم همینطور برود توی خانه‌اش بنشیند، دیگر چرا در پرده می‌گویید؟ حکومت نظامی و چه و چه. اینها اهمیت ندارد، فوری عزلشان می‌کنیم، چرا وکلای این دوره سست‌عنصر هستند؟ آقایان در مقابل قدرتی که مجلس شورای ملی دارد هیچ چیز نمی‌تواند ایستادگی و مقاومت کند (از طرف جمعیت: صحیح است). بنده می‌خواستم این عرایض را در اطاق تنفس بکنم، ولی حالا در مجلس عرض کردم تا بدانید که مجلس در هر امری قدرت دارد، آقایانی که اینجا نشسته‌اند به منزله سی کرور نفوس هستند و همه‌گونه قدرت دارند، عزل کنند، نصب کنند. من ابدا دوست ندارم حرف‌ها در پرده گفته شود به خصوص آنهایی که در دو دوره، سه دوره در مجلس بوده و آن همه وقایع را دیده‌اند. سالارالدوله و محمدعلی میرزا که مجلس تغییرش داد با سی هزار قشون تا شش فرسخی تهران آمدند، ما هم دویست نفر فرستادیم رفتند و مقهور و منکوب‌شان کردند که گویا اصلاً نبودند. پس در مملکت مشروطه هیچ‌کس در هیچ امری با مجلس نمی‌تواند مقاومت بکند. فقط یک چیز هست و آن این است که ما بدانیم صلاح چیست و فساد کدام است؟ و تعیین صلاح و فساد را بکنیم. چون این مطلب مذاکره شد باید در پرده نماند که آقای وزیر جنگ یک محاسنی دارد و یک مضاری، منافع و مضارش را به هم بسنجید، و الا تغییر او اهمیت ندارد، همین الان اگر بگویید نباشد و عزلش کنید، عصری رفته است دماوند. مجلس، سلطنت تغییر می‌دهد، رئیس‌الوزراء تغییر می‌دهد، کارهای بزرگ دیگر می‌کند، این که اهمیت ندارد. همین آقای محتشم‌السلطنه، از اجله و نزدیکان است، تا وقتی که می‌خواهیم هست و کار می‌کند و وزیر است، وقتی که نمی‌خواهیم، عزلش می‌کنیم برود توی خانه‌اش. هی در پرده حرف زدن و مجمل گفتن و هی لایحه خواندن و هی حرف زدن و اعتراض کردن، و آقای حائری‌زاده هم بگویند «بلی، بلی صحیح است» که معنی ندارد و کار مملکت درست نمی‌شود. صلاح را ببینید و آنچه به درد مملکت می‌خورد عمل کنید، به حرف تنها اکتفا نکنید. بنده نمی‌خواستم این جسارت‌ها را بکنم، ولی عرض می‌کنم که قوام‌السلطنه را بخواهید و استیضاح کنید و این حرف‌ها را به موضع عمل دربیاورید. معروف است که دعای چند نفر مستجاب نمی‌شود، یکی شخصی که در حق نوکرش نفرین کند، خوب بیرونش کند، دیگر نفرین چرا؟ یکی هم کسی که درباره زنش نفرین کند. نفرین لازم نیست، طلاقش بده، ما هم از آن اشخاص هستیم که نفرین می‌کنیم، در صورتی که چاره در دست خودمان است. بیشتر شماها به آخوندها می‌گفتید دعا و نفرین می‌کنند، حالا خود شما دارید دعا و نفرین می‌کنید. قدرت مجلس شورای ملی در مقابل مزاحمات می‌چربد، شبهه هم ندارم. خلاصه، بنده با این فرمایشاتِ زیر پرده و لایحه دادن و غیره مخالفم. شاهزاده[۱] بود، مساوات بود، سایر آقایان بودند که محمدعلی میرزا و سالارالدوله به طرف تهران آمدند. به جان شما اگر کسی به قدر ذره‌ای از این سی هزار قشون تزلزل پیدا کرد. فقط دویست، سیصد نفر لختی اتفاق کردند و رفتند ردشان کردند، اما به قدرت مجلس شورای ملی. ما هم اگر اتفاق نکنیم، و خدای ناخواسته با هم همدل نباشیم، اینها که سهل است یک نفر هم قدرت دارد بر ما بچربد. اتفاق ما به خصوص در صلاح مملکت، این چیزها را مثل پشه که در مقابل باد توقف کرده باشد از بین می‌برد، با وجود اینها بنده عقیده خود را اظهار می‌کنم. عقیده من درباره وزیر جنگ این است که منافعش اساسی است و مضارش فرعی. باید سعی کرد که معایب او رفع و منافع او زیاد شود تا مملکت استفاده بکند، حالا اگر آقایان عقیده دیگری دارند، من تابع اکثریت مجلس هستم. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، سلیمان میرزا اسکندری است. [۲] پلیس جنوب، نیرویی نظامی بود که انگلستان در آخر جنگ جهانی اول برای حراست از مراکز نظامی، سیاسی و اقتصادی خود و نیز سرکوب قیام‌های ضداستعماری، در جنوب ایران تشکیل داد. [۳] وزیر جنگ

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1341
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: نمایندگان مجلس شورای ملی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)