کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از رئیس‌جمهور لبنان و یادآوری امیدهای مردم به او آغاز می‌شود. سپس به وضعیت اسفناک لبنان، به ویژه جنوب کشور، اشاره می‌کند که ناشی از سیاست‌های آشفته و ضعف رهبری است. نگارنده به مصیبت‌های جبل‌عامل از جمله خونریزی‌ها، هتک حرمت‌ها، غارت اموال و آوارگی مردم اشاره کرده و با ابیاتی به این فجایع می‌پردازد. در ادامه، مسئولیت رئیس‌جمهور در برابر دشمنان کشور و وضعیت اشغالگرانه را یادآور می‌شود و با طرح این پرسش که آیا رئیس‌جمهور راضی به مرگ مردم از گرسنگی است، از او می‌خواهد که به وضعیت مردم رسیدگی کند.

متن کامل گزارش

ای بزرگ لبنان! لبنان، تو را آدمی بزرگوار، بلندپرواز و بلندهمت شناخته است. تو از کودکی، به کارهای عظیم تمایل داشتی و به سوی امور والا رشد نمودی. لبنان، به تو دل بسته است و نسیم امید را از تو استشمام می‌کند. لبنان، برق آرزوهایش را در وجود تو می‌بیند؛ تا آنجا که تو نُقل هر محفل شده‌ای! لبنان، از تو انتظار استقلال و رسیدن به اوج عزت را دارد و هرچه در توان دارد، به پایت خواهد ریخت. لبنان، از تو بابت به پیروزی رساندن آن و تبدیل نمودنش به کشوری مستقل، سپاسگزاری خواهد کرد. با این حال، لبنان فکر می‌کند روزگار با او سر ستیز دارد و هرچه در توان دارد به‌کار گرفته تا جلوی پیشرفت آن را بگیرد. بیچاره لبنان و به ویژه جنوب کشور که به وضعیت آشفته سیاست و سستی رهبر فرزانه می‌نگرد. شرایطی است که صبر را از صبور گرفته و چه افکار پریشانی که به بار آورده است. چه بسیار که با فریبکاری، حق و باطل، جابجا شده‌اند. اتفاقاتی افتاده که بهتر است بیان نکنم. مصیبت جبل‌عامل و خون‌هایی که در آن ریخته شد و نوامیسی که بی‌آبرو شد و اموالی که به تاراج رفت و کودکانی که از ترس مردند و کشتزارهایی که نابود شدند و نسل‌کُشی‌هایی که ادامه دارد، دیگر برایمان کافی است. چه زیبا سروده شده که: بر «صَلحه» ناله می‌کنم و ای کاش / ای «حوله»! از ناراحتی برایت می‌مردم روزگار، جوانان نورسیده‌ات را / پرپر می‌کند و از ریشه می‌خشکاند هرکس هم که نجات یافته است / زمین، فرش او و آسمان، سقف بالای سرش شده است چه بسیار شاخه‌های پرطرواتی / که با خون هدر رفته جوانان آبیاری شده است اگر آزادگی نبود، غیرستمگرانه می‌گفتم / باران اول سال، مشک سال‌های گذشته را پر کرده است! شما دربرابر قطع دست دشمنان کشورتان وظیفه‌ای دارید که دیگران ندارند. همان‌گونه‌که شاعر گفته است: کشور از هرسو احاطه شده / و زمانی نمانده که از کشور چیزی نمانَد! آری! اشغالگرانه در خانه‌های‌تان جاخوش کنید مانند فاتحی که به زور جایی را فتح کرده است! مانند کسی‌که برایش مهم نیست که چند نفر از لشکرش کشته شده‌اند و چه اموالی که از بین رفته و چه مردانی که به قتل رسیده‌اند و چه زنانی که اسیر گشته‌اند و چه آبادی‌هایی که ویران گشته‌اند. هرکس هم که نجات یافته است / زمین، فرش او و آسمان، سقف بالای سرش شده است. وقتی مردمی، بی‌خانه بمانند و قوت و خوراکی نداشته باشند، آیا ای رئیس‌جمهور صاحب‌فخامت! آیا راضی می‌شوی که این مردمان، در زمانِ ریاست تو بمیرند؟! یا آن‌که بهتر است تا جایی‌که می‌توانی به ایشان رسیدگی کنی؟ آنچه شایسته آنی برای خود برگزین! با احترام! **پاورقی‌ها:** [۱] موسوعه الامام السید عبدالحسین شرف‌الدین، الجزء التاسع، ص ۴۶۱۵ - ۴۶۱۷، شماره ۳۳۱. نامه مشابه دیگری به بشاره الخوری، رئیس‌جمهور وقت لبنان.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: بشاره الخوری (رئیس‌جمهور وقت لبنان)
حاکم زمان: محمدرضا شاه پهلوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)