کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به تاریخ اروپا و ضعف آلمان در برابر مراکش آغاز می‌شود و سپس به نقش بیسمارک در اتحاد آلمان و تبدیل آن به یک قدرت بزرگ می‌پردازد. در ادامه، به الگوبرداری ایالات متحده آمریکا از این اتحاد اشاره می‌کند. سپس، وضعیت اسفبار ممالک اسلامی را در نتیجه تفرقه و ضعف داخلی تشریح کرده و از دست رفتن سرزمین‌های اسلامی را مورد سؤال قرار می‌دهد. در نهایت، سید جمال‌الدین افغانی را به عنوان «طبیب سیاسی» اسلام معرفی می‌کند که طرح اتحاد اسلامی را بر اساس الگوی بیسمارک برای نجات مسلمانان ارائه داده است. متن با تأکید بر اینکه تنها راه نجات و حیات مسلمانان در گذشته، حال و آینده، اتحاد است، به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

فلسفه اتحاد اسلامی و یا چاره مسلمانان صفحات تاریخ اروپا ما را به یک صورت حیرت‌انگیز عبرت‌آمیزی خبر می‌دهد که در چندین قرن پیش از این، ملت آلمان در مقابل دولت قویه اسلام، چنان جهل نوعی و انحطاط اخلاقی و تنافر قلوب[۱] و تفرق شعوب[۲] ایشان را فرا گرفته بود که تمام استعدادهای خداداده خود را از دست داده بودند و در سستی سیاست و پستی تجارت و ضعف عسکریه[۳] به حدی رسیده که اعظم سلاطین آنها آلفونس دهم[۴] در جنگ با پادشاه مراکش-که امروز ضعیف‌ترین ملوک اسلام و شکار دولت فرانسه و همان آلمان مذکور است -شکست فاحشی خورد که تلخی جان دادن را از مرارت آن ذلت، گواراتر دانسته، قالب تهی کرد. برحسب ناموس تکوین الهی که "هر سختی مژده‌بخش راحت است" و بعد عسر یسراً، نعمت وجود مجسمه سیاست پرنس بیسمارک[۵] فرانسوی شامل حال کثیرالاختلال آلمانیان گردید و تدریجاً به رتبه صدارت رسید. پس ترقیات اقوام مختلفه آلمان را در اتفاق افرادشان دانسته، خواهی نخواهی عقد اتحاد کاملی در میان بیست و پنج حکومت مختلفه متباینه آلمان بست و پادشاه پروسیا[۶] را که قوی‌ترین آنها بود، شاهنشاه آنها قرار داد و امپراطور مسمی کرد و ملوک بیست و پنجگانه را قرار داد در داخله قلمرو خودشان پادشاه و فرمانفرمای بالاستقلال باشند؛ ولی در حوادث خارجیه‌ای که با دول اجنبی خارج از خاک آلمان هرگاه یک از آنها دچار شود، باید آن دولت مبتلا به ضمیمه افکار و اقدامات بیست و چهار دولت دیگر، در محضر امپراطوری پروس، آن حادثه خارجه را فیصله دهند و هر چند ماه یک بار در برلین که پایتخت پروس است مجتمع شده، متفقاً در ترقیات و حل مشکلات یکدیگر مشورت کنند. از همان روزی که روح اتحاد و یگانگی در اقوام مختلفه آلمان دمیده شد، خورشید سعادت و شرافت ایشان بر عالمیان تابیده شد و در ترقیات علمی و عملی از کافه[۱] ملل و دول عالم -حتی از دول اروپا-نیز تقدیم و برتری جستند به حدی که امروزه عسکر[۲] و استعداد حربیه[۳] دولت آلمان را چه در خشکی و چه در هوایی هیچ ملتی دارا نیست. امروزه در ثروت ملی و تجارت و صناعت و اختراعات و و و، اگر بالاتر از دول معظمه عالم نباشند، پست‌تر نیستند... بالاخره همان دولت مراکشی که این آلمان را شکست فاحش داد، امروز با یک ذلت نگفتنی در زیر سایه عنایت او از زور و فشارهای فرانسه پناه می‌برد... جمهوریات ینگه دنیای وسط[۴] از آلمانی‌ها سرمشق اتحاد را گرفته، چهل و پنج سلطنت جمهوری با یکدیگر در منافع و مضار خارجیه متحد شدند و خود را به ولایات متحده آمریکا معرفی کردند، چنانچه دول آلمانی خود را به دول متحده آلمان معرفی نمودند. از همان تاریخ اتحادشان، آمریکایی‌ها از تمام دول پیشقدم خود جلو رفتند. فرانسه و انگلیس و اسپانیول را که سال‌های دراز در خاک زرخیز آمریکا ریشه دوانیده بودند، بیرون کرده، اوطان خود را از لوث بیگانه پاک نمودند (فاعتبروا یا اولی الابصار). اوطان اسلامیه ما که دارای چندین پادشاه جمجاه و امیرهای انجم سپاه در اقطار[۵] آسیا و اروپا و آفریقا بود، چه بوده و چه شدند؟ در این چند قرن اخیر، از نفاق، جهل، خودپرستی، شهوترانی، طرب‌طلبی، بداخلاقی چنان کاهیده و از هم پاشیده شدند که گاهی مانند وی را صفحه تاریخ نشان نمی‌دهد. آن وطن اسلامی که باج و خراج یک ساله‌اش در عهد رشید عباسی ده هزار ملیون اشرفی طلا و پانصد ملیون اشرفی نقره بود ... گویا گزاف خواهید پنداشت؟ آن وطن اسلامی که وسعت خاکش برابر تمام آسیا و نیمه بیشتر اروپا بود حتی به جوار اقصای شرق[۱] و پایتخت چین و حدی به منتهای اقصای غرب و محیط[۲] اطلانتیک و جبل طارق و حدی از اواسط اروپا بالاتر از یونان بود چه شد؟ این وطن به این جسامت[۳] و ضخامت چگونه پارچه پارچه شد و لگدکوب سمّ ستوران کفار گشت؟ کو آن هندوستانی که دارای سه هزار لک[۴] رعیت و چندین پادشاه اسلام بود؟ چه شد آن بلوچ و عمان، بخارا و افغان، مصر و سودان، قفقاز و غازان، قرم[۵] و یونان، بلغار و تاتار، و الجزایر و زنگبار، فاس و مکناس[۶]، قبرس و تونس و اندلس و شاید در آینده بعضی نقاط دیگر را هم بگوییم ...؟ چه شدند این همه ممالک و ملوک اسلام ...؟ که اینها را از دست ما داد و از چه به چنگال دشمن افتاد؟ چرا از پس آن استقلال که سال‌ها در زیر سایه لوای محمدی(ص) داشتند تحت حمایت بیرق چلیپا[۷] و صلیب درآمدند؟ آیا از برای این سئوالات بنده جوابی هست؟ یک طبیب سیاسی[۸] از میانه اینها برنخاست[۹] که درد و درمان او را نشان بدهد. چرا، بر حسب همان ناموس تکوین الهی مذکور، یگانه طبیب حاذق سیاسی اسلام (سید جمال‌الدین افغانی) برخاست و همان نقشه بیسمارک را که در آلمان به صبغه وطنی ریخته شده بود، این هیکل سیاسی اسلام هم خواست آن را به صبغه دینی بر اسلامیان نمایش دهد و نجات و سعادت مسلمان‌ها را در سیاست و چه در دیانت و چه در تجارت و چه در سایر طرق ترقی کفیل آید و معهد[۱] اتصال نقاط متباعده[۲] و اخلاق و مذاهب مختلفه آنها گردد. می‌خواست امرا و ملوک بیست و پنجگانه اسلامی را مانند حکومت‌های بیست و پنجگانه آلمان به اتحادی که روح دیانت ماست دعوت کند. بلی فکرش این بود که دولت عثمانی را که در [سابقه] خاندانی پیشتر، و در خاک و لشکر و رعیت بیشتر، در استعداد حربی و نفوذ [؟] و علوم، از بقیه ملوک اسلام قوی‌تر است و صاحب نفوذ خلافت و اولوالامری در نفوس دویست و پنجاه ملیون مسلمانان خارج خاک خود بوده و هست، به جای شاهنشاه پروس در عالم سیاست اسلامی انتخاب نموده، ملوک بیست و پنجگانه اسلامی (امیر افغان، خدیو مصر، امیر بخارا، مولای مراکش، امیر بلوچستان، سیدبر عمان، نظام دکن، پادشاه سند، امیر بهوپال، لاکدیف هند، امیر رامپور، سلطان کشمیر، امیر کویت، سلطان آچه، امیر داغستان، ملک سمباس، بای تونس، وای الجزایر، سلطان برونوئه، ملک جزایر فلیپین، امیر جزایر سلب، ملک سودان آفریقای وسطی و غیره اینها از ملوکی که غفلت و ضعف نامشان را از صفحات خاطر[۳] بلکه از صفحه روزگار برداشته متحد نماید. آن وقت تمامی اینها به معیت اعلیحضرت پادشاه ایران و با جلالت اعلیحضرت سلطان عثمانی یکدل و یکدست شده، استقلال شخصی و قومی خود را هر یک در مملکت خویش زیر سایه قانون اسلامی نگاه داشته، ولی در حوادث اجنبیه و علاقه خارجه مانند دول متحده آلمان و جمهوریات متفقه آمریکا طرح اتحاد و یکرنگی ریخته، به ذریعه[۴] قوی‌ترین اعضای جامعه‌شان (اعلیحضرت سلطان عثمانی) متفق‌الکلمه حوادث اجنبیه‌شان را فیصله بدهند تا ملل دنیا ضعیف‌ترین این امرای اسلام را قوی‌ترین دولت بشناسند و هر یک از اینها را دارای سیصد ملیون تابع بدانند. همه می‌دانید که روابط سیاسیه و دینیه فیمابین این بیست و پنج حکومت‌های اسلامی اگر مستحکم می‌بود و به هیئت اجتماعیه سالی یک مرتبه یا چند مرتبه در اسلامبول-که مرکز سیاست عالم اسلامی است - حاضر و مؤتلف می‌شدند - چنانچه در دول متحده آلمان و جمهوریات متفقه اتازونی هست - هرگز سلطنت‌های اینها به امارت و از امارت [به] ... مبدل نمی‌گشت و ممالکشان به طرف دیگری نمی‌رفت. هر زمانی که قوی‌ترین دول اروپا فشاری بر ضعیف‌ترین آنها می‌آورد، از بیست و پنج نقطه عالم بیست و پنج ملت قوی به ذریعه مکاتیب[۱] و تلگراف‌ها و پروتست[۲] ها و مجله‌ها و جراید و انجمن‌هایشان، قطعات کره ارض را به لرزه در می‌انداختند. با این حال، کدام دولت، طمع خام به تملک قومی از اقوام اسلامی می‌نمود؟ همه را مانند بنیاد آهنین ریخته و سلسله بهم آویخته و شیر و شکر بهم آمیخته می‌دانستند. این است خلاصه افکار دانشمندان اسلام در استخلاص[۳] عالم اسلامی که برای تنبیه[۴] خاطرهای محترم بیان نمودم. و اما چاره امروزه عالم سیاست اسلامی را نیز بنده به همین اعتقاد دارم و لاغیر، بلکه چاره فردایی که آنها (و العیاذ بالله) نعمت استقلال برای هیچ محمدی نماند، باز در همین می‌دانم. مکرراً عرض می‌کنم: هیچ چیز حافظ عالم اسلامی نیست مگر اتحاد مسلمانان. در صدر اسلام همین بوده است، دیروز هم همین بوده است، امروز هم همین، فردا هم همین خواهد بود. تا قیام قیامت نیز حیات و نجات مسلمانان به اتفاق است. آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت. تحریر اقل خدام اسلام: السید هبةالدین الشهرستانی النجفی **پاورقی‌ها:** [۱] تنافر قلوب: نفرت قلبی داشتن [۲] تفرق شعوب: پراکندگی نژادها [۳] ضعف عسکریه: ناتوانی نظامی [۴] آلفونسوی دهم (۱۲۵۳-۱۲۸۴م)، ملقب به دانا و منجم، پادشاه لئون و کاستیل. مبارزات پدرش (فردیناند سوم) را با اعراب (مورها) ادامه داد. در ۱۲۵۶ م، دسته‌ای از امرای آلمان او را به پادشاهی آلمان برگزیدند. [۵] بیسمارک (۱۸۱۵-۱۸۹۸)، معروف به صدراعظم آهنین، سیاستمدار آلمانی، نخست وزیر پروس، صدراعظم آلمان و موجد امپراتوری آلمان. نویسنده اشتباهاً او را فرانسوی دانسته است. [۶] پروس [۱] عموم [۲] ارتش، سپاه [۳] استعداد حربیه: نفرات نظامی و سلاح‌ها و تجهیزات جنگی [۴] ینگه دنیای وسط: ایالات متحده آمریکا. دراصل: نیک .. [۵] اطراف و جوانب [۱] جوار اقصای شرق: همسایگی شرق دور [۲] دریا [۳] بزرگی، عظمت [۴] هر لک: صد هزار [۵] کریمه [۶] شهری در مراکش [۷] صلیب [۸] طبیب سیاسی: سیاستمدار [۹] همه جا در اصل: برنخواست [۱] محل عهد بستن [۲] دور از هم [۳] در اصل: خواطر [۴] به ذریعه: به وسیله [۱] نامه‌ها [۲] واژه انگلیسی اعتراض، اخطار [۳] رهایی بخشیدن [۴] متوجه ساختن

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1330
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: مقاله

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)