کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
خطبههای نماز جمعه به مناسبت روز قدس، با تبیین جایگاه تاریخی و مذهبی بیتالمقدس برای ادیان ابراهیمی آغاز میشود. در ادامه، به تاریخچه اشغال فلسطین توسط استعمارگران و نقش انگلستان در تأسیس اسرائیل اشاره شده و صهیونیسم از یهودیت جدا دانسته میشود. سپس، اهداف بلندمدت صهیونیسم برای ایجاد «اسرائیل بزرگ» و تسلط بر منابع حیاتی منطقه تشریح میگردد. در بخش پایانی، به جنایات زمامداران عرب در کوتاهی مبارزه با اسرائیل و لزوم اتحاد جهان اسلام در برابر استکبار جهانی تأکید شده و راهکارهایی عملی مانند عدم فروش نفت به حامیان اسرائیل پیشنهاد میشود. خطبه با قرائت سوره کافرون به پایان میرسد.
متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلحمدُ لله وَ الصَّلوهُ عَلَی رَسولِ الله وَ اله الاَئِمه المَعصُومین. قال العَظیم فِی کِتابِهِ الکَریم: اَعُوذ بِالله مِنَ الشّیطان الرَّجیمِ. سُبحانَ الَّذِی أسرَی بِعَبدِهِ لَیلاً مِنَ المَسجدِ الحَرامِ إِلَی المَسجدِ الأَقصَی الّذِی بَارَکنا حَولَهُ. [۱]
خطبههای امروز نمازجمعه به مناسبت «روز قدس» [۲] در دو موضوع مشخص و جداگانه انتخاب شده است. در مورد اولین خطبه این که، جمعه آخر ماه مبارک رمضان را، امام روز جهانی قدس اعلام کرده است. با این که در هر مناسبت در این خصوص توضیح داده شده، من هم فکر میکنم بتوانیم توضیحات مفیدی درباره فلسفه این ابتکار امام عزیز عرض کنم.
بحث درباره فلسطین به خاطر این که روز قدس است، در دو بخش جداگانه خواهد بود: یک، قدس، بیتالمَقدَس یا بیتالمُقَدَس؛ دو، اصل مسأله فلسطین. این که مسأله قدس و بیتالمقدس بخشی از مسأله فلسطین است، در بخش اول توضیح میدهم.
قدس، شهری در فلسطین اشغالی به نام «بیتالمقدس» است که اسامی تاریخی دیگری هم دارد. این که بیتالمَقدس است یا بیتالمُقدّس، روشن نیست. اگر بیتالمَقدس بخوانیم، به معنای تقدیس است و اگر بیتالمُقدّس بخوانیم، به معنای خانه مبارک و مطهر است. قدس و قداست به معنای طهارت، تبارک، و مبارکی است. این شهر به جهت خصوصیاتی که دارد، در سراسر دوران تاریخ بشریت پر از حادثه بوده و مهمترین حوادث جهان در اینجا نطفه میگرفته و به وقوع میپیوسته است. حتی تاریخ ادیان الهی هم بر محور همین منطقه میچرخد. پیامبران شناخته شده و معروف خدا اکثراً در اطراف همین منطقه بودهاند. از ۲۵۰۰ سال پیش از تولد حضرت مسیح تا امروز که ۲۰۰۰ سال بعد از تولد اوست، بیتالمقدس و فلسطین کانون حرکت تاریخ جهان بوده است. [به خاطر] تقدسی که دارد، یهود، مسیحیت و اسلام توجه عمیقی به آن نقطه دارند. یهود، بیتالمقدس را برای خود حق تاریخی میداند و مقدسترین چیزهایش را از همین شهر میداند. مسیحیت آنجا را مولد و رشدگاه حضرت مسیح میداند و کنیسه قیامت برای آنها قبله عظیمی است. برای اسلام هم قبله اول بوده و مسجدالاقصی نقطه عروج پیغمبر است. معراج پیغمبر از مسجدالاقصی است و نهایت تقدس را برای ما دارد. تاریخ پیش از اسلامش خیلی طولانی است و اصلاً متعرض نمیشوم و فقط از تاریخ بعد از اسلام چند جملهای میگویم.
آن روز که قرار شد مسلمانها شهر بیتالمقدس را در جنگ تحویل بگیرند، مردم بیتالمقدس گفتند ما در صورتی حاضریم [که شهر را تحویل مسلمانها بدهیم] که شخص عمر، خلیفه دوم، حاضر شود خودش شهر را تحویل بگیرد. وقتی عمر برای تحویل شهر آمد، مردم شرط کردند ما در صورتی تحویل میدهیم که در آینده مسلمانها اجازه ندهند یک یهودی هم در این شهر ساکن باشد، چون درگیری طولانی و عمیق و خونینی بین یهود و مسیحیت بود و بغض بر طرفین حاکم بود [از اینرو باعث شد] مسیحیت این شهر را تحویل دهد. از آن به بعد مسائل زیادی در تاریخ خونین فلسطین داریم که مهمترین آنها جنگهای صلیبی است.
مسیحیت یکباره به فکر افتاد که این بقعه ثَمین را از دست مسلمانها درآورد. «جنگهای صلیبی» از اروپا به نام جهاد مقدس شروع شد و ۲۰۰ سال تقریباً این بقعه یا در دست مسیحیها بود یا دست به دست میگشت. چهار جنگ صلیبی معروف اتفاق افتاد و صدها هزار انسان از طرفین کشته شد و بعد از دویست و اندی سال، دوباره به دست مسلمانها افتاد، تا در تاریخ جدید،که بار دیگر استعمار غرب حساب شدهتر و با برنامههای منظمتر توطئهای طرح کرد که این منطقه را از دست مسلمانها در بیاورد و به مرکز توطئه علیه جهان اسلام تبدیل کند. تاریخی طولانی دارد که نمیخواهم به آن بپردازم ولی اهدافی دارد که برای توجه برادران و خواهران و به خاطر عظمت مسأله از آن سخن خواهم گفت. حیلهها از انگلستان شروع شد؛ این پیر استعمار و مایه تجاوز. بسیاری از بدبختیهای جامعه که امروز به دست امریکا انجام میشود، پایهگذارش انگلستان است. امپراتوری عظیم انگلستان آن روز طوری بود که به قول خودشان خورشید در آن غروب نمیکرد. آنجا (فلسطین) هم در اختیار انگلستان بود و «مندوب سامی» [۳] (نماینده مخصوص) داشتند که آنجا را اداره میکرد. حیلهای کردند و با صهیونیسم بینالملل ساختند و کشوری به نام اسرائیل پایه گذاشتند. اول به عنوان خانه ملی یهود و بعد کشور یهود - که البته یهود را بدنام کردند - و در واقع خانهای برای صهیونیسم!
من (عمیقاً) اینجا و در شروع بحثم حساب صهیونیسم را از یهود جدا میکنم. صهیونیسم بینالملل و استعمار غرب عمیقاً با هم هماهنگ هستند و اصلاً پایههای حکومت استعماری غرب امروز روی کاکل صهیونیسم میگردد. اینها تصمیم گرفتند به عنوان وارث اصلی این بقعه، دولتی به نام اسرائیل تشکیل دهند. البته وارث اصلی هم نیست، چون تاریخ میگوید قبل از اسرائیلیها، کنعانیها اینجا بودند و اسرائیلیها با حرکات خونباری، اینجا را از دست کنعانیها گرفتند و مدتی دست به دست گشت. خودشان را وارث اینجا معرفی کردند و با اهدافی که امروز تعقیب میکنند اینجا را گرفتند. من امیدوارم در این خطبه کوتاه بتوانم ذهن جامعه اسلامی را متوجه خطورت [۴] و عظمت قضیه کنم.
اینجا هدفشان این نبود که یک کشور دو سه میلیونی یهود مثلاً در ۲۸ هزار کیلومتر مجموعه خاک فلسطین درست کنند؛ هدف اصلی این بود که (با آمار آن روز) ۱۵ میلیون یهودی دنیا را در منطقه خاورمیانه جمع کنند. خاکی هم که در نظر گرفتند، حساسترین منطقه خاورمیانه است؛ غربش مدیترانه و کانال سوئز و جنوب شرقیاش درست کنار خلیج فارس در بصره، و شمالش نزدیک مرزهای ترکیه است. از عراق و سوریه عبور میکند و لبنان را هم در خود دارد و جنوبش به مدینه میخورد که اراضی خیبر -یکی از قلعههایی که به دست پیغمبر از یهود گرفته شد - مرز آن را تشکیل میدهد. ۱۵ میلیون یهودی که طبعاً در میان خودشان نیروهای خودباخته دیگر را هم جمع میکنند، با حمایت شرق و غرب در چنین منطقهای چه کشوری میتوانند درست کنند و چطور آینده تاریخ را در این جهان میتوانند بگردانند.
روزی که اولین کشور رسمی اسرائیل با تقسیم فلسطین اعلام شد، ششصد و سی هزار یهودی داشت و برنامه این بود که به اینجا برسند. الان در پارلمان اسرائیل جملهای است که ترجمه عربیاش را کتب عربی به این صورت مینویسند: «حُدُودُکَ یا اِسرائیلُ مِنَ الفُراتِ اِلی النیل.»: حد شرقی و غربی را از رود فرات در شرق و رود نیل در غرب تعیین میکند و بقیه سرزمینهایی را که در دستشان نیست به نام اسرائیل بزرگ و اسرائیل آینده مینویسند.
این اسرائیلی است که به خیال خودشان در تورات مُحّرف به اینها وعده داده شده و خود این هم ریشه دیگری دارد که توجه به آن جالب است، ولی در این خطبه جا ندارد. فرض کنید اگر چنین کشوری تأسیس شود -که هنوز هم از تشکیل آن منصرف نیستند-چه میشود؟ یعنی امریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، آفریقای جنوبی و-حد پایینی-شوروی دنبال این برنامه هستند که حکومت شکستناپذیری از یهود در قلب کشورهای اسلامی تعبیه کنند. اگر چنین کشوری تأسیس شود، بخش عظیمی از نفت عربستان، عراق و سوریه، حکومت غرب خلیج فارس و در نتیجه کنترل نفت عربستان سعودی، خطوط لوله نفت آینده و بخش عظیمی از منابع زیرزمینی غیرنفتی، نقطه اساسی و سوقالجیشی کانال سوئز، شرق مدیترانه و خلیج فارس را در دست خواهند داشت. آن روز، کشوهای اسلامی با آنچنان کشوری که تحقیقاً از سوی امریکا و فرانسه و دیگران مجهز به اتم هم خواهد بود [۵] چه میتوانند بکنند؟ این هدف نهایی و اصیل استعمار غرب است که پایهگذارش انگلیس، مجریاش امروز آمریکا و تأییدکنندهاش هم همین کشورهایی بودند که اسم بردم. اگر فاجعه این است، پس توجه کنید این زمامداران به اصطلاح مسلمان عرب که در مبارزه با اسرائیل کوتاه میآیند، چقدر جنایت میکنند که آن وقت میتوانید بفهمید که چرا امام امت در همان روزهای بعد از پیروزی انقلاب، با این همه گرفتاری، روز قدس اعلام میکند. عمق قضیه اینجاست! ما در همان روزهای اول مبارزه در سال ۴۱، دومین شعارمان نجات فلسطین بود. با همه گرفتاریهای داخلی، برای فلسطین شعار میدادیم و با همه کمبودها پول جمع میکردیم و برای فلسطین میفرستادیم. در عراق، برادرم آقای دعایی واسطه رساندن این پولها بود، و در لبنان برادران دیگر. بنده خودم که الان خدمت شما هستم، به خاطر ترجمه یک کتاب برای فلسطین [۶] در سال ۴۳ بدترین شکنجه آن روزِ ایران را دیدم. به خاطر ترجمه یک کتاب که کاملاً رسمی و قانونی بود و حتی نویسندهاش آن روز سفیر اردن در ایران بود و از کتاب حمایت میکرد، به اسم همکاری با اعدام کننده منصور، مرا بازداشت کردند. یک شب زمستانی از اول غروب تا چهار بعد از نصف شب، بیش از ۹ ساعت متوالی به شکلهای مختلف زجرم دادند؛ استخوان پایم را با شلاق شکستند و خرد کردند. این برخورد به خاطر من یا مبارزات ایران نبود، بلکه عمال صهیونیسم برای قضیه آنقدر اهمیت قائل بودند که باید به ترجمه این کتاب چنین پاداشی میدادند! من این مسأله را در مورد خودم نمیخواستم بگویم، واقعاً بدم میآمد که این را مطرح کنم، اما به خاطر این گفتم که بدانید در ایران چه سیاستی حاکم بوده و اهمیت قضیه کجاست.
امریکا، اسرائیل، شاه و همپالگیهای دیگرش در منطقه میدانند قضیه چیست و برای چه مقاومت میشود. حالا ما فرض میکنیم امریکا به هدف نهاییاش نرسد - که ان شاء الله نمیرسد - و این کشور بزرگ یهود تشکیل نشود -که نخواهد شد، چون مردم بیدار شدهاند - اما ببینید در همین حد چه کردند و چه اهدافی را تعقیب میکنند.
اگر در وجود فلسطین دولت کوچک اسرائیل را حتی در هزار کیلومتر بپذیریم، همه عواقبی را که گفتم، در پی دارد. کشور نیرومندی مثل یک قلعه نظامی و مجهز به مدرنترین اسلحههای دنیا بعد از امریکا و اگر لازم شد همانی که امریکا دارد، هر وقت هم لازم نشد، قدری عقبتر؛ با کشورهای مجاور چه میکند؟ همه کشورها در حال وحشتاند، هر روز خطر جنگ و تجاوز هست و به محض این که غافل شوند و فکر کنند که از این به بعد صلح خواهد بود، تجاوزی مثل تجاوز لبنان پیش میآید. کشورهای اسلامی باید یادشان باشد که اینجا محل خطر است و این خطر تمامی ندارد. بعد چه میکنند؟ معلوم است که باید اسلحه بخرند. اسلحه را چه کسی میفروشد؟ آن اسلحهای که بتوان در جنگ با اسرائیل استفاده کرد، چه اسلحهای میتواند باشد؟ غیر از آن است که امریکا و بعد فرانسه و انگلستان و در این طرف شوروی فروشنده اسلحه هستند؟ انحصار اسلحه در اینجاست. و خرید این اسلحه هم اجباری است؛ یعنی ما هرچه پول پیدا میکنیم، با ناز و کرشمه آنها و التماس و دریوزگی دولتهای به اصطلاح اسلامی، باید اسلحه خریده شود. همراه اسلحه هم که کارشناس نمیفرستند تا کسانی را اینجا تربیت کنند. سالهای سال کار دارد تا عربستان خودش آواکسهای آمریکایی [۷] را اداره کند و نخواهد کرد. تانکها، موشکها و اسلحههای پیچیده دیگر هم همینطور است. هر وقت یک قدم پیش رفتیم و یاد گرفتیم (برای آنها کاری ندارد) یک قدم جلو میروند و پیچیدهترش میکنند. اسلحه پیچیدهتری به اسرائیل میدهند تا ما مجبور شویم اینها را کنار بزنیم و از نو اسلحه جدیدی وارد کنیم. پول و دلار و نفت میدهیم، التماس هم میکنیم و وابستگی و نوکری و ذلت میخریم، چرا؟ برای این که اسرائیل اینجاست. اگر اسرائیل نبود، کشور ۴۰ میلیونی مصر که ۵۰ سال پیش اروپا میترسید با آنها در منطقه خاورمیانه رقابت کند، به ضعف و نکبت دچار میشد؟ خود منطقه شامات در سراسر تاریخ از لحاظ تمدن از اروپا جلوتر بوده، حالا به این روز افتاده است. وقتی به سوریه نگاه میکنیم، مثل یک پادگان نظامی است، همه جایش سرباز و ماشین شکسته و سیمخاردار است. مردمی که گرفتار این توطئه عظیم هستند، همه عمرشان را صرف میکنند برای این که بتوانند در مقابل اسرائیل فقط نفس بکشند و اگر هجوم کرد بتوانند چند ساعت مقاومت کنند؛ سیاست این است.
حضور اسرائیل حتی در هزار کیلومتر مربع در خاک کشورهای اسلامی این خاصیت را برای غرب دارد که ما هرچه پول پیدا کنیم، بدهیم اسلحه و به دنبالش وابستگی بخریم. اسلحه را هم که همینطور نمیدهند. به محض این که یک دولت نیرومند ملی روی کار بیاید، اسلحه را قطع میکنند و وقتی که قطع کردند، ناچار میشوند این دولت را کنار بگذارند و یک دولت وابسته بیاورند. امریکا بر بخشی از منطقه و شوروی بر بخش دیگری سلطه دارند (آنجا که گفتم شوروی تا حدی دخیل است، از اینرو بود). وقتی که تأسیس اسرائیل اعلام شد، شوروی جزو ده کشور اولی بود که اسرائیل را به رسمیت شاخت. دلیلش هم روشن است؛ امروز بخشی از این پولها را امریکا میگیرد و بخشی را شوروی. سوریه، الجزایر، لیبی؛ در گذشته مصر، عدن و خیلی کشورهای دیگر از شوروی اسلحه میگیرند و آن طرف هم امریکا میگیرد. حال، قرارداد است یا پیشامد، [به هرحال] تقسیم شده است. وابستگی هم هست. کشوری که همه چیزش مسلح به اسلحه شوروی باشد، ناچار است وابسته باشد. اگر وابسته نباشد، تا جنگ شروع شد مثل ناصر و بعد مثل سادات [۸] با او برخورد میکنند که به این طرف میغلتد. وسط جنگ هم میگویند دیگر سلاح نمیفرستیم و پل هوایی را جمع کردهایم. کشور را روی هوا و زمین معلق میگذارند و میگویند دیگر قطعات نمیآید. آن وقت چه کند؟ چه حیله و تدبری به کار برد؟ چقدر جنایت؟ بیخود نیست که این همه نیرو برای حفاظت اسرائیل گذاشتهاند. اثرش در افریقا هم هست، چون همین تقسیمبندی در افریقا حاکم است. آن روزها ایران هم از این طرف جزو بلوک غرب بود.
این پول دادنها وابستگی، اختلاف و از لحاظ جغرافیایی، آن خاک مطلوب اسرائیل که بین آسیای مسلمان و آفریقای مسلمان فاصله میاندازد رابطه خاکی را قطع میکند و دهها کشور مسلمان آفریقا را از دهها کشور مسلمان آسیا جدا و بریده میکند. آثار حضور اسرائیل در منطقه است که وحدت را از بین میبرد. مسأله این است که در دنیا هشتصد میلیون یا یک میلیارد مسلمان وجود دارد و اینها نباید موی دماغ استعمار شوند و نباید در آینده در مقابل ابرقدرت شرق و ابرقدرت غرب تبدیل به یک قدرت جدید شوند که هستند. این بحث را نمیتوانم در این خطبه کوتاه باز کنم. چون معمولاً خطبههای من طولانیتر از وضع موجود میشود (بهتر که بشود. قدر آقای خامنهای برادر عزیزمان را بدانید که کمتر اذیتتان میکند!). همه اینها را گفتم که بدانید به چه دلیل امام، [جمعه آخر ماه مبارک رمضان را] روز قدس اعلام میکند و به چه دلیل دشمن با ما اینطور طرف میشود.
در همین هفته، شورویها هواپیمایی را که از اینجا عبور میکرد، زدند. من نمیدانم چرا زدند! شورویها به همان اندازهای که در اسرائیل سهم دارند، اینجا هم در تبلیغات سهم دارند. لاشه هواپیما را نشان ندادند. نمیدانم سقوط کرده است یا نه، ولی جریان مبهمی به وجود آوردند. آن طرف روزنامهای نوشت این هواپیما از اسرائیل اسلحه میآورد و بین تلآویو و تهران حرکت میکرد. بلندگوهای صهیونیسم هم این را در بوق کردند و روزنامههای مزدور دنیای عرب همین را به رخ مردم کشیدند تا بگویند کشوری که اولین شعارش بعد از انقلاب، نجات فلسطین است و در دوران مبارزه از فلسطین حمایت میکرد و الان در حال جنگ [است]، حاضر است داوطلب به مرز اسرائیل بفرستد و اولین کشوری است که مرکز جاسوسی اسرائیل را به سفارتخانه فلسطین تبدیل کرد، از اسرائیل اسلحه میآورده است! ما اگر میخواستیم از اسرائیل اسلحه بیاوریم، با عراق نمی جنگیدیم. ما با عراق میجنگیم، چون پشتوانه واقعی اسرائیل است. ما با عراق و صدام دعوا داریم، چون با بلوک غرب کار میکند و ضدملی و ضدمردمی است. چطور میشود که هر چه بوی استقلال و اسلام - که ضدصهیونیسم است - بدهد باید در جامعه به دست اشغالگران و توطئهگران محکوم شود؟ برادر بسیار عزیزمان حجتالاسلام و المسلمین آقای سید موسی صدر که قطبی برای محرومان لبنان بود و امروز قدر و ارزشش را در لبنان میفهمیم، از صحنه بیرون میرود. حالا شرق ببرد یا غرب، مطرح نیست؛ او نباید آنجا باشد! اگر محرومان لبنان در آستانه پیروزی ایران، متشکل شوند و امامی داشته باشند که شاگرد امام انقلاب ایران هم باشد، خطر عظیمی در جوار اسرائیل برپا میکند. بنابر این باید او از صحنه بیرون برود. ما در این روز قدس امیدواریم خداوند این برادر عزیز ما را هر جا که هست نجات دهد و به نزد محرومان لبنان برگرداند.
من دو سه جمله نتیجهگیری میکنم: اگر به طور جدی قرار است با این خطر مبارزه شود، راه اساسیاش این است که ما بپذیریم در حال جنگ با امریکا هستیم. اینطور نمیشود که روزی امریکا به عربستان آواکس بدهد و بگوید تو با اسرائیل بجنگ. اینطور نمیشود که سادات خانواده شاه مخلوع را که نوکر رسمی امریکا بودند به آنجا ببرد و نگه دارد و خیال کند که ضد صهیونیسم هم هست. ملکحسین [۹] و شاه مراکش که در دامان امریکا بزرگ شدهاند، نمیتوانند با اسرائیل بجنگند، چون باید با امریکا بجنگند و نمیتوانند. اگر راست میگوید (مرد جنگ هم که نیستند، جنگش را ما میکنیم، ما به میدان میرویم) کافی است کمی منفی عمل کنند. عربستان سعودی از فردا اعلام کند که اگر امریکا حمایتش را از اسرائیل برندارد، ما دیگر نفت نمیدهیم. اگر عربستان این کار را بکند، ما نیروهایمان را از داخل ایران به عربستان میبریم و از همین شاه خالد دفاع میکنیم که کسی او را اذیت نکند. برادران شیوخ عرب خلیج فارس هم همین کار را بکنند. آنها که پول دارند، ده سال هم نفت صادر نکنند، در حسابهایشان پول هست. عربستان سعودی روزی ۴۰۰ میلیون دلار میگیرد، یعنی دو روز و نصفی یک میلیارد دلار. این پولها را برای چند میلیون آدم میخواهد چه کند؟ این پولها را از بانکهای غرب بیرون بکشند. ممکن است بعضی از اقتصاددانان حرفهای بگویند که این پولها را از بانکهای غرب بیرون بیاورند، کجا ببرند؟ چه بانکی میتواند اینها را تحمل کند؟ جوابش روشن است، این پولها را زیر خاک کنید، پاره کنید و بسوزانید، بهتر از این است که در بانکهای یهودی، پشتوانه اسرائیل باشد. چرا؟ این پولها را برای چه میخواهید؟ برای شما که نمیگذارند. آن روزی که [شما را] نخواستند، بلوکه میکنند. دیدید که پولهای ما را بلوکه کردند. چرا این پولها را آنجا نگه میدارید؟ نفتی که باید دو سال آینده بشکهای ۲۰۰ دلار باشد، چرا ۳۵ دلار میفروشید و به پول تبدیل میکنند که هر سال ارزشش پایین بیاید؟ بیایید با ما همراه شوید، جنگ هم نکنید، خون هم ندهید، مبارزه هم نکنید، شما فقط نفت ندهید، ما اسرائیل را ساکن میکنیم. اگر نکردیم، شما برگردید به راهی که رفتهاید.
آخرین حرفم این است که ما با جبهه کفر باید حسابمان را مشخص کنیم. تقوای اسلامی و ایمانی این است. راه اسلام این است که به این سورهای که الان قرائت میکنم توجه شود که جبهه اسلام علیه کفر که امروز از امریکا تا منافقین طیف وسیعی را تشکیل میدهد، متحد شود و اینها را کنار بزند.
بسم الله الرحمن الرحیم. قُل یا أیهَا الکافِرُونَ. لا أعبُدُ ما تَعبُدُونَ. وَ لا أنتُم عابِدُونَ ما أعبُدُ. وَ لا أنَا عابدٌ ما عَبَدتُم. وَ لا أنتُم عابدُونَ ما أعبُدُ. لَکُم دِینُکُم وَ لِی دِین.
**پاورقیها:**
[۱] سوره اسراء، آیه ۱: منزه است آن [خدایی] که شبی بندهاش [محمد (ص)] را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامونش را برکت دادیم حرکت داد تا نشانههای [عظمت و قدرت] خود را به او نشان دهیم. یقیناً او شنوا و بینا است.
[۲] به ابتکار امام خمینی (ره) روز جمعه آخر ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس نامیده شده است.
[۳] لقب نماینده (نظامی یا غیرنظامی) انگلیس از سرزمینهای عربی تحت قیمومیت خود.
[۴] در اصل چنین است.
[۵] اسرائیل، هم اکنون یکی از کشورهای دارنده سلاحهای هستهای است. منبع اصلی تعذیه این تکنولوژی ایالات متحده امریکا است.
[۶] منظور، کتاب القضیه الفلسطینیه تألیف اکرم زُعیتر (سفیر وقت اردن در ایران) است که آیتالله هاشمی رفسنجانی آن را پس از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و در دوره فرار از خدمت سربازی و اختفا در روستای مولد خود با نام سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار ترجمه کرد و با مقدمه مبسوط و افشاگرانهای در سال ۱۳۴۳ در چاپخانه حکمت قم منتشر شد که بازتاب وسیعی در میان مراجع، علما، روحانیون، و محافل مذهبی کشور داشت. این کتاب، نخستین کتابی بود که به شرح جنایات تکان دهنده صهیونیستها در اراضی غصب شده فلسطینیها میپرداخت. کتاب در مدت کوتاهی سه بار و در ۲۵۰۰ نسخه به چاپ رسید و به دنبال آن، آیتالله هاشمی دستگیر و تحت شدیدترین شکنجهها قرار گرفت و بعد از آن به مدت چهار ماه و ده روز زندانی گردید. سرگذشت فلسطین پس از انتشار تا پایان حیات رژیم پهلوی جزو کتب ممنوعالانتشار بود.
[۷] اولین هواپیمای جاسوسی آمریکا موسوم به آواکس (رادار پرنده)، در خاورمیانه، در اختیار حکومت عربستان سعودی قرار گرفت. زمان تحویل این هواپیما به عربستان- بحبوحه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران - مؤیّد همکاری عربستان سعودی و ارتجاع منطقه با عراق است.
[۸] جمال عبدالناصر رئیس جمهور اسبق مصر، فردی ملیگرا و متمایل به بلوک شرق و شوروی بود. پس از جنگ اعراب و اسرائیل [در سال ۱۹۶۷] و جانشینی محمد انورسادات به جای وی، در سیاست خارجی مصر، چرخش عظیمی به سمت غرب هویدا شد. سرانجام این کشور به دامن غرب سقوط کرد و سادات عامل اصلی طرح سازش اعراب با اسراییل (کمپ دیوید) شد. انورسادات به اتهام خیانت به آرمانهای ملی و اسلامی، توسط خالد اسلامبولی از اعضای جماعت اسلامی مصر در روز سهشنبه ۱۴ مهر ۱۳۶۰ کشته شد.
[۹] پادشاه اردن
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: نمازگزاران جمعه, عموم مسلمانان
حاکم زمان: امام خمینی (ره)
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
