کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با شش مقدمه آغاز می‌شود که به ضرورت حکومت شورایی بر اساس نص قرآن و عقل اشاره دارد و پیشرفت کشورهای مسیحی را نتیجه این نوع حکومت می‌داند. در ادامه، سه گروه مخالف مشروطه (ستمگران، نادانان و بیکاره‌ها) را معرفی می‌کند و انگیزه‌های هر گروه را برای مخالفت با مشروطه برمی‌شمارد. سپس، به افزایش نیاز به علما و طلاب در صورت استقرار دولت مشروطه و اجرای احکام شرعی اشاره می‌کند. در بخش چهارم، به وضعیت اسفبار ممالک اسلامی تحت سلطه استعمارگران می‌پردازد و فهرستی از سرزمین‌های از دست رفته را ارائه می‌دهد و مجلس ملی را تنها راه نجات ایران و عثمانی از این وضعیت می‌داند. در مقدمه پنجم، به جواز تقیه در شرایط اضطرار و مصلحت‌اندیشی برای دفع ضرر کلی اشاره می‌کند و در مقدمه ششم، تألیف قلوب کفار برای تشرف به اسلام را از سنن جاریه می‌داند. در پایان، با اشاره به اینکه دولت شورایی شده و مخالفان نتوانسته‌اند آن را برهم زنند، به این نکته می‌پردازد که برخی با مغالطه، مشروطه را مخالف شرع و مضر به حال علما می‌دانند، در حالی که اساس آن برای حفظ اسلام است و علمای بزرگی در مجلس حضور دارند و اقتدار علما با مشروطه افزایش یافته است. در نهایت، از مخاطبان می‌خواهد که با تأمل در مقدمات، به نتیجه‌گیری نویسنده اذعان کنند و از ایجاد کدورت و رنجش که به نفع مدعیان است، پرهیز نمایند.

متن کامل گزارش

خدمت موالی عظام و طلاب فخام ادام اللّه عزّهم و دامت فیوضاتهم. بعد از اخطار شش مقدمه عرض و اظهار می‌دارم: اوّلاً، اینکه اساس حکومت اسلامیه مبنی بر شوری است به نص صریح قوله تعالی: «و اَمرُهُم شوری بَینَهُم» [۱] به علاوه اینکه حُسن شوری، عقلی بلکه حتمی است و البته نور یک چراغ به قدر دویست چراغ نیست و شاید جهت اجماع نیز به جهت تضمّن فائده شوری باشد؛ مضافاً بر اینکه ترقی و قوّت و قدرت دول مسیحی و کشف بلاد و فتح مُدُن [۲] و تکمیل صنایع و بَدایع [۳] و نفوذ حکم و تجارت آنها فقط به واسطه حکومت شورائی است. ثانیاً، آنکه سه طبقه از مردم، مخالف این ترتیب‌اند: ظَلّمه و جَهَله و بَطَله [۴]. امّا ظلمه می‌ترسند که دست ظلم آنها بسته و به زنجیر عدل مغلول [۵] باشند، اما جهله که سال‌ها ملبّس به لباس اهل علم و فضل بوده به اشتباه، خود را داخل سلسله جلیله نموده و این لباس شرافت را اسباب کلاشی قرار داده بودند اینک می‌ترسند که صحیح از سقیم شناخته شود و علماء و فضلاء و طلاب کثّر الله امثالهم درصدد مؤاخذه آمده و این اشخاص طرّار [۶] و شیّاد را از سلک خودشان خارج و مطرود فرمایند. اما بطله سال‌ها بود بدون استحقاق و لیاقت، دارای مقامات و صاحب مواجب و تیول و مستمری و صاحب مناصب جلیله بوده و نعمت مفت و مسلّمی می‌بردند، حالا می‌ترسند کار را به اهل دهند نه به جهل. این سه طبقه. بدیهی است که با اصول مشروطه ضدیت خواهند کرد لکن غایتِ حماقت است که حقوق نوع را به جهت اغراض شخصی پامال نمایند. ثالثاً، آنکه اگر دولت ایران مشروطه و شورائی باشد احتیاج مردم به وجود علماء و طلاب دینیه بیش از پیش خواهد شد، زیراکه سابقاً در مملکت ما احکام شرعیه تعطیل و حدود اسلامیه ساقط و تمام امورات به میل مستبدین بود و مردم از وجود علما، مستغنی بودند؛ چنانچه ما هرگز ندیدیم و نشنیدیم حدّی به قانون شرع جاری شود یا قصاص نمایند یا دیه بگیرند؛ اما در صورتی که دولت مشروطه شد ناچارند از اجراء احکام شرعیه و مجبورند که وجود علما را مثل کیمیا دانسته و طلاب با علم را از گوشه مدارس بیرون آورده در دوائر عدلیه و انجمن بلدیه حاضر کرده و حقوق و مرسوم مُعتدّی [۷] به جهت آنها معین نمایند. رابعاً، از آنجایی که بعض طلاب ذوی‌العزّ والاحترام همیشه مشغول تحصیل علوم و تکمیل فنون بوده و چندان التفاتی به اطلاعات خارجه و مقتضیات حالیه نفرموده‌اند که وضع اسلام و ممالک مسلمین الیوم چه حالی دارد و خارجه تا چه اندازه قدرت و تسلطی پیداکرده و الان در چه خیالند «هَیهات هَیهات لَقَد عَظُمتِ الرّزیةُ عَلَی اَهل الاسلام. واللهِ قَد تَغلّبوا بِبلادِنا و قَتَلَوا رِجالَنا واسْتَحیوا نِسائَنا و فَرّقوا جَمْعَنا و اخذوا اَموالَنا و تَسَلُطوا عَلَینا. یا اَهلَ الاسلام ما هذهِ التَّغافُلُ والتّجاهلُ؟ قُومُوا تَنبّهوا یا اَیُّها النّائِمینَ» [۸]. ممالک اسلامیه‌ای که به دست خارجه افتاده به قرار ذیل است: تمام مملکت اندلس و مغرب‌الاقصی، جمیع ممالک معظم هندوستان با دویست کرور مسلمان، قفقاز، گرجستان، ارمنستان، قِرِم [۹]، ترکمان، ترکستان، تاتارستان، خوارزم، دشت قبچاق، نصف خراسان، بلغارستان، صربستان، قره‌طاق [۱۰]، قَرص [۱۱]، الجِسرین، تونس، مصر، زنگبار، حبشه، خرطوم، سودان، بحرین، کویت، مسقط، عمان، عدن، بلوچستان جزائر ژاوه [۱۲]. اینها ممالکی است که از هضم رابع گذشته [۱۳] و دیگر چیزی باقی نماند\[ه\] مگر عثمانی و ایران و نزدیک بود که مرض آکله [۱۴] ما را بخورد. عجالتاً مجلس ملی و تغییر اسلوبِ دولت جلوگیری‌کرده و مختصر فرصتی مانده و ما در بیابان مخوف، خسته و مانده، شب تاریک، حرم در پیش، و حرامی در پس. اگر خفتیم مردیم، اگر رفتیم بردیم، مدعیان در کمین و مخالفان در بین، موقع همت است و فتوّت. شاید از این بیغوله خطرناک جانی به سلامت بریم. خامساً، آنکه احکام الهی وقتی متعلّق به افعال مکلفین است که خود فعل در تحت اقتدار و اختیار باشد؛ اما در حال اضطرار و خوفِ خطر و بیم ضرر باید تقیه کرد. «الضَّروراتِ تُبیحُ المّحظوراتِ» برای چیست؟ نظر به مصلحت وقت، به حکم کیست؟ تحمل ضرر جزئی به جهت نفع کلی، طریقه عقلایی است. سادساً، تألیف قلب [۱۵] کفار و حُسن سلوک با آنها برای آنکه راغب باشند به تشرف اسلام، یکی از سنن جاریه است. پس از تمهیدات مقدمه، عرضه می‌دارم که بحمدالله دولت ما شورائی شده و حکم الهی را اطاعت کردیم و از سه فرقه هرچه خواستند که این امر و حکم را بهم زنند نتوانستند. آخرین تدبیری که به خرج می‌دهند این است که شاید به توسط طلاب علوم دینیه که بانی این اساس مقدسند کاری بکنند، از قبیل «معالجةُ الشیءِ بِنَفسهِ» [۱۶] و مِن باب مغالطه عنوان می‌کنندکه این ترتیب، مخالف شرع و مضر به حال علما است. با وجود آنکه اساس این امر مقدس، برای حفظ بیضه اسلام است و جالسین آن محضر خیر [۱۷]، از ابتداء کار، خود حجج اسلام و علماء اعلام است؛ به علاوه آنکه عده‌ای از وکلاء، صاحب قوه اجتهاد و استنباطند مثل جناب آقا میرزا فضلعلی آقا و آقا سید ابوجعفر شیرازی و دیگران. پس چگونه ممکن است در حضور حضرات،کاری یا رأیی خلاف شرع مقدس باشد؟ و باز عنوان کرده‌اند که اقتدار علماء و طلاب کمتر می‌شود و حال آنکه از بدو این عمل [۱۸]، اقتدار این سلسله جلیله بیشتر شده و خواهد شد؛ چنانچه در جمیع انجمن‌های ولایتی، نوع علماء و طلاب، دخیل امرند و تازه مردم فهمیده‌اند که وجود اینها لازم است. و دو مسئله که در قانون اساسی محل تأمل گشته حل این مطلب در نظر حجج بسیار سهل است. طریق اصلاح‌کار و حالت اضطرار و اضطرابٍ حالتِ ملت و مصلحت وقت را بهتر می‌دانند، اما سایرین پس نباید کاری کنند یا حرفی زنندکه باعث رنجش و کدورت دیگران‌گردد و مدعیان به مقصود خود نایل گردند. و بدیهی است که موالی [۱۹] خودم به مقدماتی که عرض شد اندک تأملی فرموده و نتیجه عرض بنده را اذعان خواهند فرمود و جمعی را از خودشان شاکر و ممنون. **پاورقی‌ها:** [۱] شوری، ۳۸: و کارشان بر پایه مشورت با یکدیگر است. [۲] جمع مدینه: شهرها [۳] جمع بدیعه: نوآوری‌ها، اختراعات [۴] ظلمه، جهله و بطله: ستمگران، نادانان، بیکاره‌ها [۵] کسی که غل و زنجیر به گردنش انداخته شده [۶] تردست، حقه‌باز [۷] مرسوم معتد: جیره و مواجب قابل ملاحظه [۸] هیهات... النائمین: وای، وای به تحقیق، آن مصیبت بزرگ است بر مسلمانان. به خداوند سوگند بر سرزمین‌های ما چیره شدند، مردانمان را کشتند و زنانمان را زنده نگاه داشتند و اجتماعمان را پراکنده کردند و اموال ما را گرفتند و بر ما سیطره یافتند. ای مسلمانان! این غفلت‌زدگی و نادان نمایی خود چیست؟ برخیزید و به خود آیید ای به خواب رفتگان. [۹] شبه جزیره‌کریمه [۱۰] قره‌داع؟ [۱۱] قرص یا قارص، شهری در ارمنستان از نواحی تفلیس [۱۲] منظور جزایر جاوه اندونزی است. [۱۳] از هضم رابع گذشتن: کلاً به مصرف رسیدن. منظور از بین رفتن استقلال است. [۱۴] مرض آکله: جذام (استعمار) [۱۵] تألیف قلب: جلب محبّت [۱۶] معالجة الشیء بِنَفسِه: معالجه هرچیز با خودش [۱۷] جالسین آن محضر خیر: کسانی که در آن جایگاه نیکو نشسته‌اند. [۱۸] منظور تشکیل مجلس شوراست. [۱۹] جمع مولا: سروران

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: علما, مجلس شورای ملی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)