کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با طرح این پرسش آغاز می‌شود که آیا ایران از نظر مواد معیشتی و لوازم مملکت به خارج نیازمند است یا خیر. سپس مواد معیشتی را به سه دسته نباتی، معدنی و صنعتی (شامل تجارت) تقسیم می‌کند. در بخش نباتی، به وفور حبوبات و رستنی‌ها در ایران اشاره شده و تأکید می‌شود که جز برخی ادویه، نیازی به واردات مواد غذایی نیست. در بخش معدنی، به وجود خزاین الهی در کوه‌ها اشاره شده که با علم معدن‌شناسی قابل بهره‌برداری هستند. در بخش صنعتی و تجاری، صنایع لازمه و صادرات برای افزایش ثروت و مکنت مطرح می‌شود. در ادامه، به وضعیت نامطلوب هر یک از این بخش‌ها در ایران پرداخته می‌شود. در حوزه نباتی، از مسامحه و سهل‌انگاری در تکمیل زراعت و آبادانی اراضی انتقاد شده و سخت‌گیری ارباب زراعت و احتکار مورد نکوهش قرار می‌گیرد. پیشنهاد می‌شود که به جای صرف ثروت در لهو و لعب، در توسعه زراعت و حفر قنوات سرمایه‌گذاری شود. در بخش معدنی و صنعتی، از عدم سرمایه‌گذاری در تجزیه معادن و تأسیس کارخانه‌های داخلی (مانند ریسمان‌تابی و قندسازی) گلایه شده و دلالی تجار ایرانی برای فرنگی‌ها به شدت نقد می‌شود. در پایان، نتیجه‌گیری می‌شود که ایران از نظر مواد معیشتی غنی است، اما در بهره‌برداری و عمل به آن ناتوان است و این نعمات مادی و معنوی به دست دیگران افتاده است، در حالی که قانون شرع مقدس اسلام نیز در دست است اما اعمال و رفتار به دیگران سپرده شده است.

متن کامل گزارش

در این عنوان غرض این است که ببینیم ایران به حسب مواد معیشت و لوازم مملکت، محتاج به خارج هست یا نه. مواد معیشتی سه طیف است: نباتی، معدنی، صنعتی (که تجارت هم جزو آنست.) اما نباتی، در ایران محسوس است که تمام اصنافِ حبوب و اقسام رُستنی‌ها که انسان بدان در زندگی محتاج است موجود و جز بعضی ادویّه که از هند و چین می‌آید هیچ قِسم از مواد تغذیه از خارج ایران داخل نمی‌شود، آنچه حمل می‌شود فضول[۱] زندگانی است. براری[۲] واسعه و اراضی شاسعه در هر طرف ایران قباله استقلال است که به حواشی انهار جاریه و عیون[۴] و قنوات ساریه مسجّل و متقن گشته که سجلّات محکمه این منشورند. هر ناحیه از آن شامل است قِسمی از اقسام فواکه شَهیّه[۵] و اشجار بهیّه[۶] که چون مُدُن[۷] منظّمه در ریاض[۸] نزهت‌نما و باغات جنّت‌آسا اجتماع نموده و سر به هم آورده در حالت طبیعی پاکیزگی زمین را جلوه داده‌اندکه البَلَدُ الطَیّبُ یَخْرُجُ نباتُهُ بِاذنِ رَبّهِ والَذی خَبُثَ لا یَخْرُجُ الاَنَکِداً[۹]. و اما معدنی، جبال و تلال شامخه[۱۰] نشانه خزاینی هستند که خداوند به جهت رفع حاجت عباد و آبادی بلاد مقرر فرموده (یا مَنْ فِی‌الجِبالِ خزائنه)[۱۱] که باید به علم معدن‌شناسی و تجزیه معادن، آن مکنت فراوان و گنج شایان را به دست آورد. و اما صنعتی و تجارتی، بر دو قِسم است: قسمی آن است که صنایع لازمه در مملکت از قبیل نَسج ثیاب[۱۲] و ساختن آلات و ادوات و اسباب زراعت و غیره که به مصرف خودِ مملکت صرف می‌شود، و قِسمی آنهایی است که به خارج حمل می‌شود جهت مزید ثروت و تحصیل مکنت[۱۳]. تجارت هم همین طور است. یک تجارتی است که در خود بلادِ مملکت دور میزند و مال‌التجاره از شیراز به اصفهان و از اصفهان به شیراز حمل می‌شود، و یک قِسم آن است که مال‌التجاره را از مملکت خارج کرده، نقود از آن حاصل می‌شود. حال می‌خواهیم بفهمیم که این سه ماده صوری در مملکت تا به چه منوال جاری است؟ اما نبات و رُستنی‌ها را که درصدد تکمیل زراعت و سهولت فلاحت نیستیم که در این امر مهم که اولین مایه تعیّشِ نوع است چنان مسامحه و سهل‌انگاری داریم که غالب اراضی قابله، بائر، و میاه[۲] جاریه در عروق[۳]ِ زمین غیردائر. سختی و کوشش ارباب زراعت در سخت‌گیری به یکدیگر و زیاد کردن وجه مزارعه[۴] و اجاره و احتکار و سائر اموری است که از بی‌انصافی ناشی است. هرگاه در توسعه زراعت و آبادی اراضی و حفر قنوات به جای این سخت‌گیری اقدام کنیم، هم رعایا مرفه‌الحال، و خود ملاکین هم ثروت و مکنت را چندین برابر مالک خواهند شد. وجوهی که صاحبان ثروت صرف اسباب لهو و لعَب و مبل و اتومبیل[۵] و غیره می‌فرمایند هرگاه صرف اسباب به‌سهولت زراعت نمایند چه قدر صرفه برده‌اند، و اگر از مَداخل احتکار صرف‌نظر فرمایند و به کسب و کار دیگر پردازند که هم اسباب آسایش نوع باشد و هم مستلزم حصول مکنت، چه اندازه خیر دارّیْن[۶] را از برای خود مهیّا فرموده‌اند. و چون حال، زراعت در مملکت به این طور جاری است به جهت معادن و خزاین زمین چه انتظار داریم یک کمپانی[۷] یا یک تاجر در این دوره به خیال نیفتاده که یک معدن را تجزیه کند که علاوه بر خدمت و تهیه رفاهیت عامّه، منافع شخصیّه به طور فراوان از برای خود موجود کند یا یک کارخانه[۸] ریسمان‌تابی یا چلواربافی در مملکت بیاورد که این همه نقود مملکت از دست مردم به خارجه نرود؟ کاش به این هم اکتفا می‌کردند و دلالی تجار فرنگی نمی‌کردند که مال‌التجاره آنان را خریده در مُلک دائر کنند. نقداً هرگاه بشکافیم تجارت ایرانی را جز دلالی و خدمت به تجّار فرنگی هیچ کار دیگر نیست. می‌شود که به جای حمل قند روسی به ایران چند نفر تاجر کمپانی شده کارخانه قندسازی دائرکنند یا همین کار قنادی که در ایران هست‌که اصفهان و یزد قند بسیار خوب می‌سازند، توسعه دهند و قند از خارج نیاورند و در عوض آن همه ریسمان فرنگی که می‌خرند و به اهل مملکت می‌فروشند یک کارخانه ریسمان‌تابی دائر فرمایند. آن کارخانه ریسمان‌تابی که در طهران بود به جای زیاد کردن و توسعه دادن چه شده است که اکنون متارکه شده؟ اقلاً این همه کوشش در آوردن مال‌التجاره فرنگی نفرمایند که مردم می‌توانند قناعت و اقتصاد[۱] کنند چنانکه سابق می‌کرده و اینک در افغانستان نمی‌گذارند ذرّه‌ای مال‌التجاره فرنگی به فروش رسد. و بالجمله از بس درد بسیار و رنج بی‌شمار است از مطلب دور می‌افتیم و از مبحث خارج می‌شویم. و سخن در مواد معیشت بود که به حسب ماده، تمام را دارا هستیم و به حسب‌کاربستن و ثمره برداشتن، از دایره، خارج می‌باشیم. چنانکه قانون مملکت ماکه شرع مقدس اسلام است به این احاطه و شمول و استحکام و اتقان در دست داریم ولی اعمال و رفتار را به دیگران داده‌ایم و این نِعَم و تفصّلات مادی و معنوی‌که در مملکت ما موجود و ما از آن بی‌بهره‌ایم از قِبّل خوان نعمت و سفره سوری است که به جهت مهمانان مخصوص‌گسترده باشند و آن مهمانان از شدت غفلت و ذهول[۲]، بدان خوان محیط و بساط بسیط نروند و اندک‌شمارند، پس دیگران آمده بر سر آن خوان نعمت متنعم شوند و خودِ مهمانان بی‌بهره مانند. گرگدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست؟ **پاورقی‌ها:** [۱] زواید [۲] جمع بریّه: صحراها، براری واسعه: صحراهای وسیع [۳] جمع عِرق: رگ‌ها، ریشه‌ها، اعماق [۴] جمع عبن: چشمه‌های آب [۵] فواکه شهیّه: میوه‌های اشتهاآور [۶] اشجار بهیّه: درختان زیبا [۷] جمع مدینه: شهرها [۸] ریاض: باغ‌ها [۹] اعراف، ۵۸: و سرزمین خوب گیاه آن به فرمان پروردگارش می‌روید و زمین بد جز اندک گیاهی از آن پدید نمی‌آید. [۱۰] تلال شامخه: تپه‌های بلند [۱۱] ای آنکه در کوهها خزینه‌های اوست. (دعای جوشن‌کبیر، بخشی از فصل ۵۹.) [۱۲] نسج ثیاب: بافتن لباس‌ها [۱۳] تحصیل مکنت: کسب قدرت (ثروت) [۱۴] (اصطلاح فقهی): عقدی است شرعی که به موجب آن، یکی از طرفین، زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر می‌دهد که آن را زراعت کرده و محصول را تقسیم کنند. [۱۵] اتومبیل [۱۶] خیر دارین: خوبی و ثواب دنیا و آخرت [۱۷] کمپانی، شرکت [۱۸] کارخانه [۱۹] اقتصاد کردن: به اندازه خرج‌کردن [۲۰] غفلت، فراموشی

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)