کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این متن با اشاره به مکتوب قونسولگری روس، به تحلیل اظهارات مأمور سیاسی روسیه می‌پردازد و فریبکاری‌های او را در توجیه ادامه اشغال ایران آشکار می‌کند. در ادامه، به نقد تغییر موضع روس‌ها در مورد خروج نیروهایشان از ایران می‌پردازد و تأکید می‌کند که روس‌ها به بهانه حفظ منافع تجاری خود، قصد خروج از ایران را ندارند. سپس، از هموطنان می‌خواهد که برای حفظ عزت، شرف، وطن، استقلال و دین خود، با کنار گذاشتن نفاق داخلی، برای اخراج قوای روس از کشور تلاش کرده و کالاهای روسی را تحریم کنند. در بخش پایانی، به انتقاد شدید از برخی رجال و صاحبان نفوذ داخلی می‌پردازد که به دلیل منافع شخصی، با روس‌ها همکاری کرده و به استقلال کشور خیانت می‌کنند. متن با هشدار به این متنفذین مبنی بر عواقب خیانتشان و دعوت به همراهی با ملت برای نجات کشور از ورطه هلاکت به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

در نمره سابق، مکتوب قونسولگری روس را که به محضر ریاست روحانی عرض کرده بود، به نظر قارئین [۲] محترم رسانیده و اکنون انظار هر ایرانی ایران دوست را متوجه مضامین آن مکتوب داشته و متوقع آنیم که دوباره در فقرات مندرجه آن مکتوب، تجدیدنظر کرده و در اظهارات این مأمور پولتیکی [۱] که با دستورالعمل‌های مخصوص، جهت اِنفاذ [۳] بعض مقاصد مکتوبه [۴] به مأموریت همچو مرکز مهم منتخب گردیده است، غور [۵] و دقت بفرمایید، و ما در این مقام از تقلباتی که در ضمن اظهارات خود به کار برده و حرکات محقّانه [۶] حریت - خواهان را نسبت به اِعمال غرض و اغتشاش‌کاری داده است، صرفنظر کرده و از این که تعدیات فاحشه [۷] خودشان را در لباس خیرخواهی جلوه داده و تَشَبُثَات [۸] مضطربانه ناقصه ایرانیان بیچاره را که محض حفظ حقوق بشریه مغصوبه [۹] خوشان دست و پا می‌زنند، یک تقصیر بزرگ عَد [۱۰] کرده است، غَمض‌عین [۱۱] نموده و انظار عموم را فقط بر دو فقره اخیره از مکتوب جلب می‌نماییم که در آنها إِمعان نظر [۱۲] کرده و به حقیقت امر مطلع شوند: یکی، این که می‌گوید که بر دولت روس قشونی را که در ایران ساخلو [۱۳] نموده است وقتی که بداند برای تجارت او ضرری متوجه نخواهد شد اعاده خواهد کرد. از این فقره یک اندازه نیات سَیئه [۱۴] حق‌شکنانه روس‌ها ظاهر گردیده و نقشه‌ای که برای ادامه و ابقای ابدی قشون خودشان ریخته‌اند در غایت وضوح معلوم می‌شود؛ چه، تاکنون ابقای قشون را به حصول امنیت موقت کرده و می‌گفتند که مجرد حصول امنیت، تمامی قشون را عودت [۱] خواهیم داد. و حالا عبارت را تغییر داده هر وقتی که بداند برای تجارت او ضرری متوجه نخواهد شد، اعاده خواهد داد؛ و البته معلوم است که این معنی، یعنی دانستن روس که بر تجارت او ضرری متوجه نخواهد شد، حدی است غیر محدود و مدتی است غیر مُنقَضی [۲] که تا نَفخ صور [۳] انتها نخواهد پذیرفت؛ زیرا که این امری است لا یُعلَمُ إِلاَ مِن قَبلِهِ، و هر وقت جهت اِبقای [۵] قشون را از او بپرسند می‌گوید که من هنوز نمی‌دانم که بعد از عودت دادن قشون بهر تجارت من، ضرری متوجه خواهد شد یا نه؟ و کسی را حق بحث و جرّ در عدم حصول علم برای آنها نیست. پس، هموطنان عزیز به طور قطع بدانند که روس‌ها به خودی خود از مملکت ما نخواهند رفت و چیزی که ابداً به خیال آنها خطور نمی‌کند، همان رفتن است و بس! هموطنان عزیز اگر عزت می‌خواهند، شرف می‌خواهند، وطن می‌خواهند، استقلال می‌خواهند، دین و مذهب اسلام می‌خواهند، باید چشم از وسایل خارجه پوشیده، خودشان را حفظ کرده، چند روزه نفاق داخلی را کنار گذاشته، در اولین فریضه اسلامیه امروزی یعنی اخراج قشون روس از مملکت اسلام با کمال جدّ و جهد [۶] کوشیده و بهترین وسیله لازمه در این باب را که عبارت از عدم استعمال اَمتعه [۷] روسَ و اظهار تنفر عمومی است، جدا تعقیب نمایند. و اما فقره دیگر، این که می‌گوید برای ایران هم این معنی عین صلاح است. رجال احرار ایران که صاحبان نفوذ و اعتبارند و اکثریت هم دارند در همین رأی موافقند، و مخالفین این رأی در ایران عدداً اقل، نفوذ و اعتباری هم ندارند. اگرچه ما بَدواً [۸] به حب وظیفه اسلامیه خودمان، نظر بر این که اهل ایران را نوعاً مسلمان و طالب عزت اسلام دانسته و هیچوقت شیوه مرضیه حسن ظن بر برادران دینی را از دست نمی‌دهیم، جداً این معنی را تکذیب می‌کنیم؛ ولی چه فایده که با کمال تأسف، اثرات صدق این کلمه را در بعض ذوات [۹] خبیثه از صاحبان نفوذ، که "اسم آحرار" را برای خودشان غصب نموده‌اند، مشاهده کرده و می‌بینیم که محبت روس در عروق [۱۰] و اعماق آنها چنان ریشه دوانده است که تمام همت خودشان را مصروف بر امحا و اِفنای [۱] مملکت اسلامی و فراهم نمودن اسباب پیشرفت مقاصد روس‌ها گذاشته و از فساد و اِبقاء بغضاء [۲] بین اهالی و تخریب منک و ملت آسوده نیستند. من از بیگانگان هرگز ننالم. همین ارباب نفوذند که مثل کِرم داخل درخت، تمام کارها را معوق [۳]، و همه اقدامات را بی‌نتیجه گذاشته، و چرخ‌های عَراده دوایر دولت از نفوذ اینها معطل، و کارکنان ملت از مداخله و جلوگیری اینها در یک حالت حیرت و سرگردانی افتاده‌اند. و همین متنفذین‌اند که یک دسته بزرگی از ساده‌لوحان - همین رعاع [۴] - را گول زده و به میان انداخته‌اند که به وسیله های و هو و تجمعات مضره آنها مملکت را در یک حالت اختلال نگه داشته و آب را گل‌آلود کرده، ماهی مقصود را بگیرند؛ و همین اصحاب نفوذند که اسارت در چنگال روس را بر استقلال مملکت اسلامی ترجیح داده، محض کاستن نفوذ چند روزه، خود و ملت خود را با تمام قوا به طرف رقیت [۵] و عبودیت روس‌ها می‌کشانند؛ و همین اصحاب نفوذند که روبل [۶] های روسی توسط اینها به کارچاق [۷] کن‌ها قسمت شده و دستورالعمل‌های خانمانسوز بر آنها داده می‌شود؛ و همین‌ها هستند که آبادی خود را در خراب مملکت اسلامی دیده و بقای نفوذ خودشان را در تسلط روس تصور می‌نمایند. قبلا این متنفذین را با لِسان [۸] ادب مخاطب داشته و می‌گوییم که: اولا، این را بدانند که تصور استیلای روس بر وطن مقدس اسلامی، خیالی است خام و توهمی است باطل، نه روس می‌تواند که به این آسانی مملکت اسلامی را ببلعد، و نه ملت به این سهولت زیر بیرق [۹] کفر خواهند رفت. محققاً روس‌ها از این مملکت بر هر نحو باشد رفته و روسیاهی برای شما خواهد ماند؛ و ثانیاً، اگر خدای نخواسته ملت بر اسارت روس‌ها تن در داده و روس‌ها این مملکت اسلامی را ببرند، خیال نکنید که آن نفوذی که ما ملت را به خاطر آن به خاک سیاه می‌نشانید برای شما مانده و بر اسب مقصود سوار خواهید شد، زیرا که اول کسی که داغ اطاله [۱۰] ذلت و نکبت بر پیشانیش زده می‌شود، شما خائنین ملک و ملت خواهید شد؛ و اول دستی که به ریسمان خواری و مسکنت [۱۱] بسته می‌شود، همان دست‌هایی است که آتش به هستی ملت زده‌اند خواهد شد. پس، حالا بیایید به خاطر خدا و پیغمبر و هر آنچه پیش شما مقدس است به کاسته شدن یک مقدار از نفوذ فعلی راضی گذشته، نفاق و شِقاق [۱] را کنار گذاشته، با ملت بیچاره همراهی نموده، مملکت را از این وَرطه هلاکت خلاصی داده، خود و ملت و اعقاب [۲] خودتان را از اسارت و رقیّت روس‌ها نجات بدهید. من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر خواه ملال **پاورقی‌ها:** [۱] سیاست [۲] خوانندگان [۳] اجرا کردن [۴] احتمالا مکنونه [۵] بررسی [۶] حق به جانب، حق‌دار [۷] تعدیات فاحشه: تجاوزهای آشکار [۸] چنگ زدن، دستاویز قرار دادن [۹] به زور گرفته شده [۱۰] به شمار آوردن [۱۱] غمض عین: چشم‌پوشی [۱۲] دقت نظر [۱۳] پادگان، قرارگاه [۱۴] کار زشت [۱] بازگشت [۲] سپری شده [۳] نفخ صور: روز رستاخیز [۴] باید قبل از آن در جریانش بود. [۵] باقی ماندن [۶] سعی و کوشش [۷] جمع متاع: کالاها [۸] در آغاز، در ابتدا [۹] جمع ذات: اشخاص [۱۰] جَمع عرق: رگ‌ها [۱] از میان بردن [۲] کینه و دشمنی شدید [۳] به تأخیر افتاده [۴] مردم پست و فرومایه و نادان [۵] بندگی [۶] واحد پول روسیه [۷] واسطه کار [۸] زبان [۹] پرچم [۱۰] به درازا کشیدن [۱۱] فقر و تهیدستی [۱] دو دستگی، ناسازگاری [۲] بازماندگان، فرزند زادگان

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)