کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با اشاره به دریافت نامه‌ای از مخاطب آغاز می‌شود و نگارنده لزوم بیان مقدماتی را برای توضیح دیدگاه خود مطرح می‌کند. در ابتدا، به تفاوت اهداف مشروطه‌خواهان اشاره می‌شود؛ گروهی با هدف حفظ اسلام و اجرای احکام مذهبی به مشروطه پیوستند، در حالی که گروهی دیگر با اغراض فاسد وارد این جریان شدند. پس از سقوط استبداد، این تفاوت مقاصد آشکار شد و در حالی که نگارنده و همفکرانش به دنبال استوار ساختن مشروطیت بر پایه‌های مذهبی بودند، گروه مقابل به دنبال اهداف خود برآمدند و به هشدارهای مبنی بر لزوم حفظ اساس مذهبی مشروطیت بی‌توجهی کردند. در ادامه، به فعالیت‌های انجمن‌های سری اشاره می‌شود که بهائیان، ارامنه و مسلمان‌نمایان غیرمقید به احکام اسلام در آن عضویت دارند. این انجمن‌ها، آیت‌الله خراسانی و نگارنده را مانع پیشرفت مقاصد خود می‌دانند و با نشر اکاذیب و شایعات، به دنبال سلب نفوذ آنها هستند. در بخش پایانی، نگارنده به حکم صادر شده در مورد تقی‌زاده اشاره می‌کند که نه تکفیر، بلکه حکم به فساد مسلک سیاسی و منافات آن با اسلامیت مملکت بوده است. این حکم بر اساس گزارش‌های موثق از اعضای مجلس و دیگر افراد ملت‌خواه صادر شده و تقی‌زاده را مسئول اصلی یا رکن عمده انجمن سری تهران می‌داند. نامه با اشاره به خیانت‌های تقی‌زاده و امثال او که به گفته نگارنده، عساکر کاری روس و انگلیس هستند، به پایان می‌رسد و از خداوند برای رفع شر آنها دعا می‌کند.

متن کامل گزارش

رقیمه مورخه ۲۹ ج ۲ که صفحه آخر آن، جناب مستطاب سید العلماءِ العظام آقا میرمحمود - سلّمه‌الله تعالی - هم شرحی نوشته بودند، رسید. همانطور که جنابعالی[۲] برای بیان مطلب خودتان مقدماتی نوشته بودید، حقیر هم لازم دانستم که مقدمه بنویسم. اول این که، در قلع شجره خبیث استبداد و استوار داشتن اساس قویم[۳] مشروطیت، یک دسته مواد فاسدة مملکت هم به اغراض دیگر داخل و با ما مساعد بودند. ماها به غرض حفظ بیضه اسلام، و صیانت مذهب، و سد ابواب تعدی و فعال مایشاء و حاکم ما یُرید بودن ظالمین در نفوس و اعراض و اموال مسلمین، و اجراءِ احکام مذهبیه و حفظ نوامیس دینیه، و آنها به اغراض فاسده دیگر و ...[۵] بعض مقدسین خالی الغرض از مشروطیت هم، به واسطه دخول همین مواد فساد در مشروطه‌خواهان و از روی عدم تمییز این دو امر از همدیگر، به وادی مخالفت افتادند. علی کُلَّ حال، مادامی که اداره استبدادیه سابقه طرف بود، این اختلاف مقصد بُروزی نداشت. پس از انهدام آن اداره ملعونه، تباین[۶] مقصد علنی شد. ماها ایستادیم که اساس را صحیح، و شالوده را بر قَوائِم[۷] مذهبی - که ابدالدهر خلل‌ناپذیر است - استوار داریم، آنها هم در مقام تحصیل مُرادات[۸] خودشان به تمام قوا برآمدند. هر چه التماس کردیم که «إِن لم یَکُن لکُم دینٌ وَ کُنتُم لا تَخافونَ المَعاد»[۹] برای حفظ دنیای خودتان هم اگر واقعاً مشروطه‌خواه و وطن‌خواهید، مشروطیت ایران جز بر اساس قَویم مذهبی ممکن نیست استوار و پایدار بماند، به خرج نرفت. وجود قشون همسایه را هم در مملکت، اسباب کار خود دانسته، اسباب بقا را فراهم و با کمال سرعت و فعالیت در مقام اجرای مقاصد خود برآمدند. دوم این که، چون مانع از پیشرفت مقاصدشان را فی‌الحقیقه ما دو نفر یعنی حضرت حجت‌الاسلام آقای آیت‌الله خراسانی - دام ظله - و حقیر منحصر دانستند، از انجمن سرّی مذکور که مرکز، و به همه بلاد شعبه دارد و بهائیه - لَعنَهُمُ الله - هم محققاً در آن انجمن عضویت دارند و هکذا ارامنه و یک دسته دیگر مسلمان صورتان غیر مقید به احکام اسلام که از مسلک فاسده فرنگیان تقلید کرده‌اند هم داخل هستند، از انجمن سرّی مذکور به شعبه‌ای که در نجف اشرف و غیره دارند، رأی درآمده که نفوذ ما دو نفر تا حالا که استبداد در مقابل بود نافع و از این به بعد مضر است؛ باید در سلب این نفوذ بکوشند و مجالس سرّیه‌ای - خبر داریم - در نجف اشرف منعقد گردید. اشخاص عوامی که به صورت، طلبه محسوب می‌شوند در این شعبه داخل و به همین اغراض، در نجف اشرف اقامت دارند. این گونه اشخاص، طریق سلب نفوذ را به نشر اکاذیب دانسته، چه کاغذپرانی‌ها به اطراف کردند و در جراید درج کردند و ظاهراً این شعبه در همه جا مشغول است. تمام آنچه را اشاره کرده بودید، مثل قضیه میرزا ابوالقاسم طهرانی و غیره و غیره و مکاتبه قونسل و مسئله شیروانی[۱] و غیرذلک، همه از فروع این اصل، و نشر این اکاذیب به دستورالعمل مرکز و برای این مقصد است و امثال جنابعالی هم که بی‌خبر، و نمی‌دانید زیر کاسه چه نیم‌کاسه‌ای است تلقی به قبول می‌فرمایید. یکی هم نیست که بپرسد که چگونه اعتماد به این نوکشیده‌ها از اعتماد بر خود ماها بیشتر شده؟! حالا که مطلب بالا گرفت، مکاتیبی[۲] به غیر اسباب عادیه به دست آمده که بر جانمان هم خائف[۳] و چه ابتلاها داریم. از یک طرف، شکایات بلاد از صدمات و تعدیات و اشاعه منکرات و خرابی ادارات، شب و روزی برایمان نگذارده؛ از طرف دیگر متصل به اصلاح خرابی مرکز، مشغول و یک تُلمه را اگر پر[۵] کنیم هزار خرابی از جاهای دیگر پدید [می‌آید] و واقعاً خسته و درمانده شده بر جان خودمان هم خائفیم. بعد از بیان این مقدمه، عرض می‌شود حکمی که در باب تقی‌زاده از ماها دو نفر صادر شده که متفقاً حکم کردیم، اولا تکفیر نبوده؛ هر کس نسبت تکفیر داده کذب محض است، بلکه حکم به فساد مسلک سیاسی و منافات مسلکش با اسلامیت مملکت بود. این هم نه مطلبی بود که به گفتن یا نوشتن یکی دو نفر باشد، بلکه اشخاصی که ...[۶] به ماها نوشتند، از اعضاءِ صحیحه مجلس و غیرهم، کسانی هستند که ملت‌خواهی و عالم بودن آنها به مقتضای عصر، و بی‌غرضی و مسلمانی آنها قطعی و در نزد شما و ما و عموم ملت، مسلّم است. سابقاً هم مثل شما به او معقتد بودند و حالا عدول کرده. مطالب و خلاف‌های صادر از او که کاشف از فساد مسلک است همه با سند [بوده]، و اساس دارد. قطعاً و محققاً، اصل انجمن سرّی تهران را یا خودش منعقد کرده و یا رکن عمده است. یازده فصل از مقاصد آنها که روی کاغذ زرد طبع شده بود و چون جلوگیری کردیم جمع کردند، اگر دیده بودید خیلی [از مفاد] این دو ورقی که مرقوم فرموده‌اید نادم [گردیده]، و انگشت عبرت به دندان می‌گرفتید. اجمالی از خیانت‌های او در این مدت، در جواب تلگراف آقایان علماء و انجمن ذکر شد. ان شاءالله تعالی ملاحظه فرموده به اشتباه خودتان و عموم ملت آذربایجان درباره او و امثال او متنبه خواهید بود. خداوند - عز اسمه - شرّ او و امثال او را از این مملکت و ملت فلکزده رفع فرماید. اجمالا بدانید، حقیقتاً عساکرکاری روس و انگلیس این گونه مردم‌اند، والا از عساکر قزوین و تبریز اگر اینها در کار نبودند خوفی نداشتیم؛ و یقیناً تا حال نمانده زودتر از اینها رفته بودند. آنها هم به امید این دسته کارکنان داخلی مانده. اگر خبر از وضع معاش‌ها و استخدام مستخدمین، و تلف مالیه ملت در چه مصارف و عدم صرف آن در تشکیل قشون نظامی - که برای چه غرض و چه مقصد بوده - داشته باشید باید، عوض اشک، خون گریه کنید که این همه زحمات را برای چه فدا کردیم و آخر کار به چه نتیجه ضد مقصودی به واسطه همین چند نفر خیانتکار دشمن گرفتار شدیم؟! «کَشَفَ اللَهُ تَعالی هَذِهِ الغُمّهِ عَن المِلهِ»[۱]. السلام علیکم و رحمه الله و برکاته. مطابقّ لما حَرَّره. الاحقر: عبدالله المازندرانی **پاورقی‌ها:** [۱] مرحوم آقای علی ابوالحسنی (منذر)، در کتاب خانه بر دامنه آتشفشان، ص ۴۷، زمان تقریبی نامه را این تاریخ دانسته است. [۲] مخاطب نامه، بادامچی، از تجار مشروطه‌خواه است. [۳] استوار [۴] فعال ... یرید: صاحب اختیار مطلق [۵] همه جا در اصل: سه نقطه [۶] اختلاف، تفاوت [۷] جمع قائمه: پایه‌ها [۸] آرزوها [۹] ان لم ... المعاد: اگر دین ندارید، واز قیامت نمی‌ترسید. اشاره به حدیث معروف امام حسین (ع) در روز عاشورا است. [۱۰] میرزا ابوالقاسم شیروانی، از کارمندان ایرانی سفارت روسیه در بغداد که مسئولیت اصلی آن ارتباط با مراجع و حوزه نجف بود. [۱۱] جمع مکتوب: نامه‌ها، نوشته‌ها [۱۲] ترسان [۱۳] رخنه، خلل [۱۴] در اصل: سیر [۱۵] سه نقطه در اصل [۱۶] خداوند متعال این اندوه را از ملت برطرف سازد.

اطلاعات تکمیلی

محل وقوع: نجف (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: بادامچی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)