کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت فعالیت و پیشرفت در جوامع امروزی آغاز می‌شود و به مقایسه وضعیت ایران با کشورهای اروپایی و حتی آفریقایی می‌پردازد که با فعالیت و صنعت به سعادت رسیده‌اند. سپس به نقد وضعیت داخلی ایران می‌پردازد و از عدم استفاده صحیح از منابع مالی و انسانی، به رغم وجود حمایت روحانیت و شخصیت‌هایی چون آیت‌الله خراسانی، گلایه می‌کند. در ادامه، نویسنده به نقش نایب‌السلطنه و کابینه جدید در پیشرفت کشور امید می‌بندد، اما از رویکرد برخی جراید در ترویج اصطلاحات غربی و ایجاد نفاق انتقاد می‌کند و معتقد است که این رویکرد به جای بیدار کردن ملت، به فساد اخلاق و مانع ترقی منجر می‌شود. در بخش پایانی، خطاب به ثروتمندان و مالکین، مسئولیت آنها را در حفظ اسلام و استقلال کشور یادآور می‌شود و با طرح سوالاتی درباره بقای اسلام در صورت عدم وجود سلطنت اسلامی و استقلال، به وضعیت مسلمانان در کشورهای تحت نفوذ استعمار اشاره می‌کند. در نهایت، از عدم کمک مالی ثروتمندان به دولت و ملت انتقاد کرده و آنها را به عواقب سوء این بی‌تفاوتی در دنیا و آخرت هشدار می‌دهد و بر وظیفه هر مسلمان در حفظ اسلام و استقلال تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم‌الله الرحمن الرحیم امروزه روز فعالیت است. فعالیت است که سبب سیادت بر اُمم و سعادت اَتَمّ[۱] گردیده. فعالیت است که به اتّساع مبادی حرکات از سیر برّ و بحر و اقیانوس‌ها گذشته، جوّ را محل طیارات[۲] قرار داده. فعالیت است که این همه افکار محیرالعقول و این همه کارخانجات کهربایی[۳] تعلیم انسان نموده. وحشیان افریقی که در بربریت برزخ مابین انسان و حیوان بوده و انتظار قدوم فصل اخیر می‌کشیدند، امروزه از خرطوم[۴] تا به مصر ترقیات فوق‌العاده کرده، دارای صنایع و کمالات و صدهزار فابریک[۵]های بنیان‌کن فقر و مذلت شدند. اروپاییان دارای صنایع‌اند ربطی به ایران ندارد، مگر از باب «زید ابوه قائم»؛ چنانچه گویی که ما آن کسی هستیم که انگلیس نقدینه دارد! در این سه سال که مالیات گرفته شد و اعانه هم گرفته شد و به اقتراح[۶] و دلخواه هر چه خواستند گرفتند، کدام ثغور[۷] اسلام دارای عسکر ساخلو[۸] و جباخانه[۹] شد؟ کجا تهیه قراولخانه[۱۰] و قشله[۱۱] شد؟ کجاست که بر فرق زمین خط آهنی کشیده شد، با این که اسبابی که برای نشو و ارتقای ملت ایران فراهم است در کمتر ملتی فراهم شد؟ یاللأسف! که همه اسباب، قربانی کوی اغراض شخصیه و خودپرستی شده. یکی از آن اسباب که در هیچ عصر نبود، مساعدت مقام ریاست روحانی و علی‌الخصوص همراهی‌های شخص شخیص اَعلَم عَلَی‌الاطلاق، آیت‌الله خراسانی - دام ظله - بود که در هیچ عصر اینگونه اسباب، مساعد نبود؛ چه، سلف صالحین یا معاصر پادشاه حساسی بوده که موقتأ در نتیجه با ترتیب حالیه شریک بوده، عالِم عصر را آسوده خاطر گذاشتند، و یا آن که این نقطه محل اهمیت که عمده جهت فَأَنَّهُم حجتی است، در بعضی از اوقات و به پاره‌ای از ملاحظات صفر مانده. در هر حال، این مطلب قابل انکار نیست که اشعه انوار این شمس تابان بر تمام عالم اسلامی احداث نور تازه‌ای کرده، اختصاص به ملت ایران هم ندارد، شرح این داستان را از مصر و هند و قبرس و تونس و مراکش و الجزایر بازپرس فرمایید. سبب دیگر ارتقاء ملت ایران همان نفاق‌های حادثه در اروپ است. گر آب چاه نصرانی نه پاک است جهود مرده را شستن چه باک است جهت دیگر، نشو و ارتقاءِ وجود دانشمند دین‌دار ملت‌خواه والاحضرت نایب‌السطنه[۱۲]، و تشکیل کابینه مرکب از رجال سیاسی تجربه دیده مانند رییس‌الوزراء و سایر وزراء فعال [است]. رجای واثق، آن که خدمات ملی اینها باعث ترقیات آتیه این ملت نجیب خواهد شد. فقط نکته‌ای که او را در نزد ما اهمیت است، تقید بر مسلک حاضر و مَمشای[۱۳] فعلی جراید است، یوم فیوم[۱۴] ذکر اصطلاحات جدید اروپاییان مانند ترور و سوسیالیست[۱۵] و غیرهما، زیب و زین ستون جراید اسلامی شده است، و به غوررسی عاقبت وخیمی بر این مسلک مترتب است. اولا، جراید ملی مرکزی کلاً و طُراً[۱۶] خود را طرفدار وطن و اسلام معرفی کرده. و ثانیاً، همه خود را مؤذن و چاوش[۱۷] می‌دانند، و بیدار کردن ملت را بر عهده خود گرفته[اند]. پس می‌پرسیم که اگر غرض، صرف بیدار کردن است، ملتی که در حالت نَزَع[۱۸] و در آخرین نفس است، همین طور خوابیده و جان تسلیم کند بهتر است، و یا بیدار شده، حشاشه[۱۹] رمق را با ادراک مؤلفات بگذراند؟ پس معلوم است که بیدار کردن واجب نفسی نیست، مقدمه علاج است. دوستانه عرض می‌کنم و بی‌غرضاً می‌نگارم. من بنده با شما شریک دردم، ولی خدای واحد شاهد است که رشته علاج به خطا رفته، بعضی از تعبیرات در مزاج مملکت، مهلک فوری و سمّ قاتل[۲۰] است. اسلامی را که میلیون‌ها مردم جانفشانی کرده تا بیرق و پرچم آن را پاینده کرده، کجا می‌توان هدف قَذائف ناریه[۲۱] زخم زبان قرار داد و از او تعبیر به خیالات و اوهام کرد؟ پس، ماها که واقعاً ذمه‌دار بیدار کردن ملتیم، باید تهییج این ملت را از خود غزوات اسلام بنماییم. ذکر غزوات مسلمانان صدر اول که مانند شمشیر شمیده[۲۲] و اژدهای دمیده عَلَی‌الاتصال جوشان و خروشان بوده، برای عموم وطن‌پرستان، تولید خون تازه در عروق می‌نماید. باید ذکر حالات آنهایی را کرد که تصدیق نیّر اعظم در وَسَطالسَّماء جلالت و سعد اکبر در بیت‌الشرف رسالت، چنان بر افئده[۲۳] و قلوب آنها اثر کرده که سر برهنه در میدان حرب جنگ کرده، اگر کسی آیه لا تُلْقُوا بأیدیکُمْ إلَی التَّهُلکَهِ[۲۴] بر آنها می‌خواند، جواب را به سَارعُوا إلی مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبَّکُم[۲۵] می‌دادند. اندکی بر حال همسایه همجوار[۲۶] هم‌آیین باید رشک برد. تمامت جراید مرکزی آنها از صراط‌المستقیم و غیره مشحون از آداب و فقه است، با این که فعالیتی که در این مدت قلیله از آنها بروز کرد، تا آخر الأبد از ما بروز نخواهد کرد. اصطلاحات ترور و سوسیالیست و عروسی مهرانگیز[۲۷] و تیشه بر ریشه اسلام زدن مانع از ترقیات ما شد، بلکه این مُعارضه[۲۸] و مجادله، اخلاق ملت را هم فاسد می‌کند. ای کاش به عوض اینها یک مطلب علمی را در ستون جراید مطرح مذاکره می‌نمودند. جرم لجلاج[۲۹] نباشد که تو شطرنج نخوانی من سخن راست بگفتم تو اگر راست ندانی ذیلاً مزاحم ارباب ثروت شده: ای مالکین دار و عِقار و خدم و حَشم[۳۰]! تکلیف شماها در حفظ حوزه اسلام، و آیین دین غیر از تکالیف بقال و چقال[۳۱] است. مملکت وسیعی سال‌های سال محل جولان خُیول[۳۲] غاصبین شده، اعیانی[۳۳] و مستغلات[۳۴] را دوره ناصری بلعیده‌اند. برای یک مشت برنج، قیصری‌ها آتش زدند، امتیازات دادند و تملق‌ها کردند. دوره مظفری مملکت را مدیون کرده، تا نوبه به محمدعلی میرزا رسید. بقیه‌السیف را فلزات خریده در توی تفنگ کرده به جان ملت غیور آذربایجان زد. حال که از مَیامِن[۳۵] توجهات ولی عصر - عجل الله فرجه - تشکیل مجلس ملی شد، بر شما پوشیده نیست که هیئت وکلا و کابینه و والاحضرت نایب‌السلطنه و حضرت رئیس‌الوزراء اکسیر ندارند. کلاً نمدی که این مدت خورده و خوابیده و به گوشش پنبه گذاشته که تا از حالت رعایای دول عالم بی‌خبر باشد، پول را از جانش بیشتر دوست دارد. آخر تکلیف این وزرا چیست؟ از کجا باید با ترقی مملکت هم‌بستر و هم‌آغوش شد؟ بدون مقدمه به شماها دارندگان ایران سؤالی دارم که: ای نفوس عزیزه! اولا شماها [که] خود را ذمه‌دار حفظ نوامیس اسلام می‌دانید، آیا این حفظ اسلام مخصوص به یک دسته که در زمان خود شخص رسالت بودند، بود؟ خواهید فرمود: ذمه‌دار هستیم، حالا که ذمه دارید، شما را به شارع اسلام قسم می‌دهم که آیا حفظ نوامیس دینی متوقف بر بودن سلطنت اسلامی و بقای استقلال مملکت است، یا خودش محفوظ می‌ماند، اگر چه تبدیل سلطنت بشود؟ اگر ثانی را اختیار کردید، پس آیین اسلام شما در اندلس و غازان[۳۶] نمانده؟ چرا در قفقاز، درس عربی لسان دینی ما و شما، و درس فارسی لسان قویم وطنی ممنوع شده؟ شماها که می‌فرمایید کفار به ملت و دین کسی کار ندارند، این چه اوضاع مُدهِشه[۳۷] است که انگلیس در هند و مصر سرپا کرده؟ بنگاله که در حرارت چون کشتی بخاری است، اگر این نفوذ انگلیس را منافی آیین اسلام نمی‌دانست، چرا بدون جهت در دریای خون غوطه می‌زند؟ مراکش، امروزه چه حالتی دارد؟ الجزایر، چه شکلی پیدا کرده؟ این تهیه قشون حَربی در اطراف چین برای چیست؟ چرا مسلمانان که از سیصد و پنجاه کررو متجاوزند، غیر از هفتاد کرور مابقی رمقی ندارند؟ و اگر فرمودی که بقای اسلام عنوانی است ملازم با بقای سلطنت، پس چرا اعانت به سلطنت نمی‌کنیم؟ بر شما دفاع از حوزه اسلام لازم است، چرا فریاد اسکندر مملکت را می‌شنوید که: فَأُعِینُونِی بقُوَّة أُجعَل بَینَکُم وَ بَینَهُم رَدماً؟[۳۸] می‌گوید: جواب مساعد نمی‌دهید، قدری از دولت هنگفت[۳۹] را به نازنین ملت قرض بدهید، آخر تهیه ببیند، تدارکی فکر کند. مگر قَرع سمع[۴۰] مبارک شماها نمی‌شنود که زن‌های مُسلِمه در مصر چه اندازه‌ها به دولت عثمانی اعانت کردند؟ کدام مرد است که به قدر زن نباشد؟ آخر این چه اخلاق و ملکاتی است که در ماها پیدا شده؟ یک ذره اسلام‌پرستی نداریم، یک جو نوع‌خواهی نداریم. پل ساختن، قَنطره[۴۱] ساختن، اسباب راحت مسلمانان را فراهم کردن، چقدر محبوب، چقدر در اخبار، ترغیب[۴۲] از این امور نوعیه دارد. یک مدتی مانند زالو خون مسلمانان را می‌مکیدیم، بانک‌های کَفَره لِئام[۴۳] را پر کردیم، فرداست که فاعل مختار را می‌برند، آن وقت سوءِ عاقبت بر شما معلوم می‌شود. یَومَ یُحمَی عَلَیهَا فِی نَار جَهَنَّمَ فَتُکوَی بهَا جبَاهُهُم وَ جُنُوبُهُم وَ ظُهُورُهم هَذا مَا کَنَزْتُم لإنفُسِکُم فُذوقُوا مَا کُنتُم تَکنِزُون[۴۴] پول را که به لکی[۴۵] داغ گرفته‌اید، لیره داغ و انبریال داغتان می‌کنند. الم أحسِبَ النَّاسُ أُن یُتَرکُوا أن یَقُولُوا اَمَنَّا وَ هُم لایُفتَنُون. وَ لَقَد فَتَنَا الذَّینَ[۴۶] ... الخ امروز روز امتحان شماهاست. هر کس در حفظ اسلام و استقلال مملکت که اولین وظیفه هر فرد فرد مسلمین است تَجافی[۴۷] کرده، نام نامی و اسم گرامی وی را تا آخرالأبد به زشتی و پَلَشتی[۴۸] مذاکره خواهند کرد. **پاورقی‌ها:** [۱] تمام‌تر، کاملتر [۲] هواپیماها [۳] الکتریکی [۴] پایتخت سودان [۵] کارخانه [۶] خواست [۷] جمع ثغر: مرزها، سرحدات [۸] پادگان، سربازخانه [۹] اسلحه‌خانه [۱۰] پاسگاه [۱۱] واژه ترکی، به معنای پادگان [۱۲] منظور، میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک، تحصیلکرده ایرانی در انگلستان است که مراجع مشروطه خواه و فعالان سیاسی و مطبوعاتی، امید فراوانی به بهبودی اوضاع کشور توسط او داشتند. [۱۳] رفتار [۱۴] روز به روز [۱۵] در اصل: سوسیالیس [۱۶] همگی [۱۷] کسی که پیشاپیش قافله یاکاروان زائران حرکت کند و آواز خواند. [۱۸] جان کندن [۱۹] باقیمانده جان [۲۰] مهلک فوری و سم قاتل: هلاک کننده آنی و زهر کشنده [۲۱] قذائف ناریه: تهمت‌های آتشین [۲۲] در اینجا به معنی شمشیر کشیده از نیام است. [۲۳] جمع فؤاد: دل‌ها، قلب‌ها [۲۴] بقره، ۱۹۵: با دست خویش، خود را به هلاکت نیندازید. [۲۵] آل عمران، ۱۳۳: و به سوی آمرزشی از پروردگارتان بشتابید. [۲۶] منظور، کشور عثمانی است. [۲۷] کذا فی الاصل [۲۸] رویارویی، مقابله، ستیزه [۲۹] آن که سخن به درستی نمی‌تواند بگوید، غیر فصیح [۳۰] خانه، ملک، چاکران، خدمتکاران [۳۱] صاحبان حرفه‌های کوچک و دکان‌داران کم بضاعت، در اصل: بقال و جرمقان [۳۲] گروه‌ها، دسته‌ها [۳۳] اموال غیرمنقول بر روی زمین، مانند خانه، مغازه، درخت. در اصل: اعیان [۳۴] آنچه از محصول زمین به دست آید، مانند محصولات کشاورزی، منابع طبیعی، مواد معدنی، آب‌های زیرزمینی، در اصل: مستقلات [۳۵] جمع میمنه: برکات [۳۶] مرکز ایالت تاتارستان. [۳۷] وحشت‌آور [۳۸] کهف، ۹۵: مرا با نیرویی [انسانی]یاری کنید [تا] میان شما و آنها سدی استوار قرار دهم. [۳۹] ثروت [۴۰] قرع سمع: قوه شنوایی [۴۱] پل [۴۲] تشویق. در اصل: ترقیب [۴۳] کفره لئام: کافران پست [۴۴] توبه، ۳۵: روزی که آن [گنجینه]ها را در آتش دوزخ بگذارند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند [و می‌گویند] این است آنچه برای خود اندوختید. پس [کیفر] آنچه را می‌اندوختید بچشید. [۴۵] لک: صدهزار [۴۶] عنکبوت، ۱-۳: آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می‌شوند و مورد آزمایش قرار نمی‌گیرند؟ و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته‌اند معلوم دارد و درغگویان را [نیز معلوم] دارد. [۴۷] دوری کردن [۴۸] الودگی، ناپاکی

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم, حکومت

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)