کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

پادشاهان اوده مبلغی را به بانک انگلیس سپردند تا منافع آن به مجتهدان کربلا و نجف برسد. در ابتدا، کنسول‌های انگلیس در بغداد این وجه را به دو مجتهد در کربلا و نجف می‌دادند، اما بعدها با دخالت کنسول کربلا، تقسیم آن تحت نظارت او قرار گرفت و بخشی از آن به او پرداخت می‌شد. در سال ۱۳۲۰ قمری، کنسول بغداد با استناد به عبارت "مجتهدان" در وقفنامه، وجه را بین ده مجتهد در کربلا و ده مجتهد در نجف تقسیم کرد. پس از فوت یکی از مجتهدان کربلا، کنسول بغداد سهم او را قطع کرد و از سایر مجتهدان خواست تا دویست روپیه از سهم خود را برای تقسیم از طریق کنسول‌خانه بپردازند و با تهدید به قطع سهم، از آنها رضایت‌نامه گرفت. شیخ حسین مجتهد، فرزند شیخ زین‌العابدین، این اقدام را خلاف وصیت دانست و از پذیرش آن خودداری کرد که منجر به قطع سهم او شد. کنسول بغداد قصد داشت همین رویه را در نجف نیز اجرا کند، اما با بی‌اعتنایی مجتهدان مواجه شد. در ادامه، نویسنده از مأموران اوقاف هند می‌پرسد که چرا از کنسول بغداد در مورد این دخالت‌های غیرقانونی سؤال نمی‌کنند و هشدار می‌دهد که اگر جلوی این سوءاستفاده‌ها گرفته نشود، امرا و نوابین هند اعتماد خود را به دولت انگلیس از دست داده و وجوه خود را به بانک‌های دیگر کشورها خواهند سپرد. نویسنده تأکید می‌کند که مدعی‌العموم هند باید به این موضوع رسیدگی کند تا اعتماد عمومی به دولت انگلیس سلب نشود.

متن کامل گزارش

پادشاهان و امراء اوده [۱] مبلغی هنگفت تسلیم بانک انگریز [۲] نمودند که همه ساله از منافع آن مقداری معین، نصف در کربلا و نصف در نجف به مجتهدان مجاور کربلا و نجف برساند. و عین عبارت وقفنامچه این است: "این مبلغ را به مجتهدان مجاور کربلا و نجف برسانند". و در اصل آن وصیتنامچه یا وقفنامچه، مصرف آن را ننوشته و تکلیفی به جهت دولت انگریز معین نکرده، مگر رسانیدن آن مبلغ به مجتهدان مجاور کربلا و نجف. در اول امر، بالیوز [۳]های [انگلیس در] بغداد آن وجه را نصف به یک مجتهد در کربلا و نصف به یک مجتهد در نجف می‌دادند. بعد از مدتی یکی از بالیوزهای بغداد به مجتهد کربلا و مجتهد نجف که این وجه را می‌گرفتند، ناظر معین کرد و آن مجتهد را مجبور نمود که آن وجه را با اطلاع ویس [۴] قونسل کربلا در تحت دفتری معین تقسیم کند و مبلغی از آن وجه را به ویس قونسل کربلا در مقابل مواجب و خدمت او می‌دادند. چندین سال به همین نحو معمول بوده. در سنه ۱۳۲۰ [ق]، بالیوز بغداد عبارت وقفنامچه را دیده و لفظ "مجتهدان" که مراد جمع است فهمیده، آن وجه را تقسیم بین ده نفر مجتهد کربلا و ده نفر مجتهد در نجف نمود، هر یک را ماهی پانصد روپیه می‌داد. سال گذشته یکی از مقسّمین مجتهدین [۵]، جناب آقا سید هاشم قزوینی در کربلا فوت شد. بالیوز بغداد وجه او را به کسی نداد، با آن که جمعی اجتهاد خود را به حسب تصدیق مجتهدین مسلّم، محقق و ثابت کردند. سپس به ویس قونسل کربلا پیغام داد که نه نفر مقسّم دیگر را ملاقات کن، به آنها بگو هر یک از شما باید دویست روپیه از این وجه بدهید تا به واسطه قونسل‌خانه تقسیم شود و اگر ندادند آن وجه از آنها بریده خواهد شد. هشت نفر از آن نه نفر ترسیده و قبول کردند. بعد بالیوز به کربلا آمد و خودش مجلس تشکیل کرد. آن پانصد روپیه سید هاشم قزوینی را و از سایرین نیز که بریده بود، به هر که هرچه خواست تقسیم نموده. عجب این است که از مجتهدین مقسّمین قبض ماهواری [۶] پانصد روپیه گرفت و آن نوشته‌ها به تهدید قطع پول، حاصل کرد و از آنها ورقه گرفت که ما این دویست روپیه را به میل خود دادیم و حال آن که در قبل از این سال تمام طلاب جمع شدند، از مقسمین ماهی یک صد روپیه خواستند ندادند، حال چگونه به امر بالیوز راضی شدند دویست روپیه دادند؟ و چون جناب مستطاب حجت‌الاسلام و المسلمین نایب‌الامام آقا حاجی شیخ حسین مجتهد فرزند مرحوم مغفور حجت‌الاسلام آیت‌الله فی الانام شیخ زین‌العابدین قدس سرّه از بالیوز دیدن نکرد و این معامله او را قبول نفرمود و فرمود این نحو معامله خلاف وصیت است و نماینده انگلیس حق مداخله در این وجه وثیقه ندارد، باید او تسلیم مجتهدان کند لاغیر، به این جهت بالیوز موصوف، وجه ماهواری ایشان را نداد و به همین سبب به تمام مقسمین فهمانید اگر این قرار مرا قبول نکردند، وجه را از شما خواهم برید. آن بیچارگان از ترس قبول کردند و گویا ورقه رضایتنامچه به بالیوز دادند. بعد از کربلا به نجف رفته و در نجف هم خواست چنین معامله کند. از اغلب مجتهدین نجف بی‌اعتنایی دیده، این کار را نکرد و معاودت نمود. در چندی قبل یکی از مجتهدین نجف که اسمش شیخ عبدالحسن است به رحمت ایزدی شتافت، قسط ماهوار او را نیز به کسی نداد. می‌گویند که در نجف هم می‌خواهد مثل کربلا معامله نماید. آیا مأمورین اوقاف هند حق این را دارند که از بالیوز بغداد سؤال کنند از روی چه قانون و کدام قاعده به این نحو مداخله کردی؟ چه، اگر این عمل او صحیح و موافق با قاعده است، پس باید بالیوزهای سابق از غرامت آن وجه که بر خلاف این قاعده داده‌اند برآیند. اگر آن حرکات و اعمال بالیوزهای سابق صحیح بوده، پس باید این بالیوز از عهده غرامت برآید و در وصیتنامچه اختیار به مأمورین انگلیس نداده است که آنچه بالیوز بغداد بخواهد بکند. آیا مأمورین اوقاف هند اگر مدعی بالیوز بغداد نشوند، دیگر اطمینان به جهت امرا و نَوابین [۷] بزرگ هند باقی خواهد ماند که پول خود را به دولت انگریز بدهند و وصیت به آنها بکنند؟ و از آن باید ترسید که اگر از اینگونه تصرفات بیجای مأمورین انگلیس جلوگیری نشود، در آتیه نوابین و امرای هندو وجوه خود را به بانک‌های فرانسه و یا دیگران بدهند و دیگران را وصی در امر خود قرار دهند که گاهی تخلف در کردار و افعال آنها از مأمورین‌شان دیده و شنیده نشده است، بلکه این حق مدعی‌العموم هند است که در مقام تحقیق این مطالب باشد و نگذارد سلب اطمینان مردم از دولت انگریز شود، و اگر مدعی‌العموم هند از این جهت که محافظ حقوق عمومیه است مدعی نشود، معلوم خواهد شد که او هم خیر دولت خویش را نخواسته است. **پاورقی‌ها:** [۱] نام شهری بسیار قدیمی در شمال هندوستان که شیعه‌نشین است. [۲] انگلیس [۳] کارگزار، کنسول [۴] نایب [۵] مجتهدانی که از تقسیم مبلغ موقوفات اوده دارای سهم بودند. [۶] ماهیانه، شهریه [۷] عنوانی که در هندوستان به امرا و راجه‌ها اطلاق می‌شده است. در زبان فارسی، عنوان شاهزادگان بوده: "نواب والا".

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه سرگشاده

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)