کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت وحدت و همبستگی ملی به عنوان عامل اصلی ترقی و پیشرفت آغاز می‌شود و تفرقه و جنگ‌های داخلی را عامل اصلی انحطاط و وابستگی ملت‌ها، از جمله مسلمانان و ایرانیان، معرفی می‌کند. در ادامه، به آسیب‌های ناشی از اختلافات داخلی و ملوک‌الطوایفی در ایران اشاره کرده و نقش قدرت‌های خارجی در دامن زدن به این تفرقه را برجسته می‌سازد. سپس، به لزوم بومی‌سازی الگوهای پیشرفت و عدم تقلید کورکورانه از مدل‌های غربی می‌پردازد و بیان می‌کند که هر ملت باید با توجه به شرایط فرهنگی، دینی و اخلاقی خود مسیر ترقی را طی کند. در پایان، وظیفه اصلی ارباب جراید و اهل قلم را بیدار کردن ملت، هدایت آنها به سوی ترقی و جلوگیری از انتشار افکار مضر و تفرقه‌افکنانه می‌داند و از آنها می‌خواهد که از هتاکی و اغراض شخصی پرهیز کرده و با رعایت ادب و اخلاق به روشنگری بپردازند.

متن کامل گزارش

سیاسیون با اطلاع از کیفیت ترقیات ملل در اعصار ماضیه[۲]، واقفند که هر ملت از ملل عالم، چون از خواب غفلت بیدار شدند و خواستند به مدارج ترقبات ارتقاء نمایند، اول علتی که آن را سبب ترقی و موجب حصول قومیت یافتند، همانا تحصیل هیئت جامعه بین شعوب و قبایل و ملل و طوایف مختلفه بود، چنان که هر که آشنا به کتب تواریخ عالم باشد و حال بنی‌اسرائیل و نصاری و مسلمین را از ابتدا تا انتها بداند، این مطلب را بالضروره تصدیق دارد و جزء بدیهیات اولیه شمارد و لذا از لسان شرع منیف صادر شد: «اَرادَ اللهُ بقوم خیراً اِجتَمِعَت کَلِمَنَهُم»[۳]، به خلاف آن، هر قومی که نکبت و بدبختی به آنها رو نمود روزگار، سنگ تفرقه در میان هیئت جامعه آنها انداخت و به البسه عدیده و عناوین متعدده، شعوب و قبایل و طوایف گردیدند؛ مانند حال اخیر اسلامیان که به واسطه تفرق آنها و جنگ‌های داخلی به چه ذلت و نگبتی گرفتار شدند و گروه گروه در تحت فشار تبعیت سلاطین اجانب واقع گردیدند. و همچنین مملکت وسیعه ایران به واسطه ملوک‌الطوایفی، مقام منیع آنها به چه ذلت و خواری رسید و آب و خاک آنها چگونه به یغما رفت، باز هم متنبه نشدند. این چند بلد که در تحت یک سلطنت ضعیفه بودند هر کدام با دیگری به نهایت عداوت و ریزه‌خوانی را کردند؛ شیرازی به اصفهانی بد گفت، طهرانی مثالب[۴] مازندرانی را اشاعه داد. ترک به فارس و فارس به ترک مضمون گفتند و از این هم ترقی کردند، هر بلدی دو فرقه حیدری- نعمتی شدند، چه خون‌ها ریختند و چه فسادها کردند. چون قدری مردم دانا آنها را موعظه کردند و دعوت به اتحاد نمودند نتیجه به عکس داد، اهل هر خانه دو دسته شدند؛ مستبده و مشروطه و در این اختلاف چه خسارات جانی و مالی و عرضی برخود وارد آوردند. تا آن که به مجاهدات آیات‌الله (دامت برکاتهم) و بیانات دانایان قدری تسکین یافت، لکن تفرقه دیگری اشد از اول در میان آمد. و گروهی خود را «...»[۵] نام نهادند و جمعی «...» شمرده شدند. خداوند تبارک و تعالی رحم فرماید که آیا این اختلاف چه عواقب وخیمه و نتایج سوء داشته باشد. در ضمن هم همجواران طماع جنوب و شمال ما که این آب و خاک را نطع[۶] شطرنج خود می‌دانند، کارخانه نفاق سازی را در قزوین و تبریز و اردبیل و ... افتتاح کرده‌اند، اجناس عدیده مانند رحیم خان و پارتی زید و عمرو و هواخواه ... و انصار ... و ... از این کارخانه بیرون آید و هر روز وکلا و اولیای تقلید دیگران را سرمشق خود قرار داده و غفلت داریم از آن که ممکن است که مطالبی با عناصر ملتی مساعد باشد و در عناصر ملت دیگر مضر. بعض مراتب علمیه و سیاسیه که دارای صعوبتند و اذهان عامه از ادراک آن قاصر است مقتضی در بحث و اظهارش نیست، اگر چه در جای خود صحیح است؛ چنان که درجات علوم در مدارس مرتب است و ممکن نیست بدون تحصیل و تکمیل درجه‌ای به درجه دیگر رسید. همچنین است درجات ترقی \[را\]، پله پله باید سیر نمود و مراعی نبودن[۱] ترتیب سبب هلاکت است؛ چه، عامه ملت ما قوه ادراک و قوة دفع ندارند، خصوص بعضی مطالب که به صورت آراسته و در باطن به حیوانات درنده ماند که در اول ملاقات، اشخاص بی‌علم را پاره پاره می‌کنند. و هیچ چیز قادر بر جلوگیری این جهال عالم‌نما که ملتفت مقتضای زمان نیستند نیست، مگر قوه افکار و قلم ارباب جراید و فلاسفه زمان را است که گمرک بسیاری بر این اجناس سامه[۲] ببندند تا در وطن ما فروشش موجب ضرر شود و الا دخول این مطالب که با اذهان ملت مضاده[۳] تامه دارد منجر به هلاکت خواهد شد و سبب می‌شود که در اذهان بی‌علم چنان مرتسم می‌شود که اسلامیت منافی تمدن است، چنان که در کرومر[۴] گمان نموده و این اسباب تنزل، قوه مذهبی و جامع دیانت است که اول جامع ترقی است؛ غافل از آن که اسلام با اصول تمدن چنان موافقت دارد که از برای کسی شبهه نمی‌ماند که از اسلام اخذ شده. بلی، نظر به مطالب فاسده که از بلاد متمدنه نشو کرده و در اقطار منتشر شده، گمان تنافی، می‌رود و لکن لازم نیست که آنچه از بلاد متمدنه ناشی شده، از اصول تمدن آن باشد. اگر کامل از جمیع جهات بودند با این مضار مسکرات که از دفتر اموات بود مریضخانه‌ها معلوم و محقق شده، استعمال مسکرات نمی‌کردند، و همچنین سایر افعالی که خود تصدیق به ضرر او دارند و در عمل هیچ مضایقه از ارتکابش ندارند. پس هر متصدی تربیت قومی، باید در اصول تمدن آن قوم رعایت حالت مملکت و اخلاق اهالی و زمان و دیانت آنها را بنماید، چه ممکن است که مواد ترقی مملکتی با مزاج مملکت دیگر سازگار نباشد، چنان که در اروپا دو دولت نیست که در جمیع مواد متحد باشند. قانون اقوام سکسونی به واسطه تفاوت خلق از همه امتیاز دارد. دیانت وثنیت[۵] و نصرانیت و یهودیت با اسلام فرق کلی در وضع معیشت دارند و همچنین زمان تشکیل ادارات اداره نمودن زمان بابلیان و رومانیان یا کنفوسیوس[۱] حکیم در چین یا شارل یا ناپلئون در فرانسه یا جورج واشنگتون[۲] در آمریکا یا نادرشاه افشار در ایران یا پطرکبیر در روسیه، ربطی به زمان ما ندارد؛ با آن که هر یک در زمان خود کامل بودند. همچنین قانون ادارات امروزه ما برای قرن آینده تغییر کلی خواهد یافت. پس، تبعیت مطلقه از اصول ترقی دولتی که از جهت دیانت و مملکت و اخلاق با ما مباینت دارند نمی‌شود کرد؛ هر چند از جهت سبقت آنها بر ما در ترقی، و بودن ما و آنها در یک زمان، بر ما است که از آنها اخذ کنیم ولکن باید با کمال دقت و ملاحظه باشد. تحقیق و تهذیب این امور و جلب انظار بر حسب قاعده کلی که هر فردی نسبت به تکلیف و خدمتی که دارد ضامن و کفیل آن است، وظیفه ارباب قلم خواهد بود و حکم تکاسل[۳] از آن حکم ارباب مناصب استبدادیه است که دارای منصب "سرتیپ" ی یا "امیرتومان" ی خارج فوج باشد که مال ملت را می‌خوردند و مصدر هیچگونه خدمتی نبودند. خدمت ارباب جراید، بیدار نمودن ملت و دلالت آنها بر طرق نزدیک به ترقی است نه آن که به آنچه ممکن است اوراق پر کرده، نظرشان به جلب عایدات باشد یا بیشتر هتاکی نسبت به یکدیگر یا مدح شخصی یا جماعتی در یک شماره و مذمت ایشان در شماره دیگر یا بعکس. جریده نویسان عالم، به واسطه نکات سیاسیه، رد و ایراد بر هم بسیار دارند؛ ولکن از نزاع خود، ملاحظه فواید نوعیه می‌نمایند نه اغراض شخصیه، و هم کلمات خود را بر عنوان لسان تأذب ادا می‌کنند نه به طریق بعض جراید ما که به جز کلمات رکیکه و تعبیرات قبیحه دلیل و برهانی، ندارند. نمی‌دانیم احتمال نمی‌دهند که به جز ایرانیان، کسی دیگر فارسی بداند یا می‌گویند: اگر هم باشد این جراید به \[گرد\] آنها نمی‌رسد... انصافاً اگر به جای پاره‌ای مطالب که در بعض جراید ما یافت می‌شود، اوراق کتاب حسین کرد و اسکندرنامه درج شود، ضررش کمتر خواهد بود. تمسک به الفاظ رکیکه، کاشف است از آن که دلیلی بر طبق مدعا نیست و مطالب درست از برای، پرکردن اوراق نیست ... **پاورقی‌ها:** [۱] در صدر مطلب نوشته شده: "مکتوب یکی از علمای نجف اشرف" [۲] اعصار ماضی: زمان‌های گذشته [۳] هنگام که خداوند خیرگروهی را بخواهد، به آنها وحدت کلمه می‌دهد. [۴] جمع مثلیه: عیب‌ها، نقص‌ها [۵] سه نقطه در اصل، [۶] اینجا به معنی صفحه شطرنج است. [۷] مراعی نبودن: رعایت نشدن [۸] اجناس سامه: در اینجا به معنی اندیشه‌های نادرست [۹] مخالفت، ضدیت [۱۰] اولین برینگ، ملقب به کرد کرومر (۱۸۴۱-۱۹۱۷)، سیاستمدار و مستشار انگلیسی در مصر بود و از ۱۸۸۳ تا ۱۹۰۷ عملاً فرمانروای آن کشور به شمار می‌رفت. [۱۱] بت‌پرستی، [۱۲] در اصل: کونفوسیوش [۱۳] واشسگتون [۱۴] کاهلی کردن

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: روزنامه نگاران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)