کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت استقلال و شرف ملی آغاز می‌شود و بیان می‌کند که حفظ یا از دست دادن این ارزش‌ها به همت خود ملت بستگی دارد. با ذکر نمونه‌هایی از فداکاری مسلمانان صدر اسلام و ملت‌های متمدن اروپا (مانند فرانسه و عثمانی) در حفظ وطن و کمک به دولت خود، به ایرانیان هشدار می‌دهد که در خواب غفلت هستند و دشمنان در کمین استقلال و دین و دنیای آن‌ها نشسته‌اند. سپس به نیاز مبرم دولت به پول برای اصلاحات فوری اشاره می‌کند و تأکید دارد که قرض گرفتن از بیگانگان به سلب استقلال منجر خواهد شد. در ادامه، پیشنهاد می‌کند که صندوق‌های اعانه در شهرها تأسیس شود تا تجار و مردم با کمک‌های مالی خود، نیاز دولت را برطرف کنند. در پایان، با اشاره به اقدامات مشابه در عثمانی و اروپا، ابراز امیدواری می‌کند که ایرانیان نیز با همت و غیرت، به یاری دولت بشتابند و نام نیکی از خود در تاریخ به جای بگذارند.

متن کامل گزارش

اگر در تواریخ ملل و دول به دقت ملاحظه و در اخبار آنان غور نماییم، به خوبی آشکار خواهد شد که شرف و استقلال و ذلت و زوال[۱] هر قوم و ملتی بسته به خودشان است. هر چه بیشتر در حفظ شرف و نگهدرای استقلال سعی نمود، قوت و شوکت آن فزون‌تر شد و هرچه از این فداکاری‌ها کوتاهی ورزید، ذلت و خواری او بیشتر گشت؛ و در صورت نفع، کوشش در این راه مشروع و امر مهم عالی، احدی در خور تمجید و سزاوار تحسین نیست. و در صورت کوتاهی و غفلت، هیچکس را ملامت نشاید جز خود آنان، خودشان حفظ استقلال کردند و خودشان استقلال خویش را از دست دادند. دولت اسلام در جیل[۲] اول با آن وقت و شوکت نرسید، مگر بعد از این که او [از] هیچگونه فداکاری در این راه اِبا نکرده به جان و مال، شرف و استقلال خود را خریدار بود، تا رسید به جایی که رشک تمام دول عالم گشته و صیت[۳] قوت و آوازه شوکت آنان صفحه کره را فرا گرفت، و پادشاهان جهان از ترس و بیم، خواب به راحت نمی‌کردند. بلی، ترقی که دولت اسلام در مدت سی سال نمود، تا کنون هیچ دولتی نایل نشده و نخواهد شد و این ترقی سریع محیرالعقول نبود، مگر به جهت فداکاری‌های صادقانه و خدمات اسلام‌پرستانه آنان و سعی و کوشش در این راه مشروع، هر یک از افراد مسلمان در آن زمان حیات ملت خود را به جان عزیز خویش خریداری می‌نمود و اموال قوم و خویش را به مال شخصی خود حفظ می‌کرد. اگر یک جان فدا کرد هزارها جان برادران مسلمان[۴] خود را خریدار شد، یا اگر مال خود را بذل نمود، اموال کرورها مسلمان خود را خریدار گردید، یا اگر مال خود را بذل نمود، اموال کرورها مسلمان را نگهدار و نگهبانی کرده. بلی، این است معنی خب استقلال. این است اسلام‌پرستی، این جان فدای همت‌های بلند! بلکه جان عالی فدای این جانبازان اسلام‌پرست وطن‌دوست! ملل متمدنه عالم به این مقام عالی فائز نشدند، مگر به واسطه فداکاری‌های عالم‌پسندانه خویش، هر کدام به خوبی آگاه شدند که مملکت خانه خودشان است، عزت و استقلال خویش همانا منوط است به این خانه. پس، با تمام قوای خود از وطن و مملکت خود دفاع کردند و تمام کوشش خود را در حفظ شرافت و نگهداری استقلال خویش بذل نمودند. اگر تاریخ انقلاب و اصلاح دول اروپا خصوصاً امریکا و فرانسه را از نظر بگذرانیم، به خوبی خواهیم مشاهده کرد که در زمان انقلاب از هیچگونه فداکاری دریغ ننمودند و وطن خویش را حفظ کردند و و دست اغیار[۵] را از دامن عصمت‌های خود کوتاه ساختند و معشوقه دلربای خود را هرچه مهریه و صداق خواست دادند. در زمانِ حرکت اردوی مظفر برادران احرار عثمانی به سرکردگی محمود شوکت پاشا، اهالی غیور آن اطراف هر چه ثروت و مالیه داشتند، تمام را تقدیم کردند و در صندوق‌های بنگ[۶] گذاردند. تجار و ارباب ثروت، عرض حالی تقدیم داشته که ماها به طیب خاطر[۷] متعهد مخارج اردوهای فاتح می‌شویم، آن رادمرد غیور وطن‌پرست قبول نفرمود و خود متعهد شد. ای هموطنان! این وقایع تاریخی در خواب اتفاق افتاده یا در بیداری؟ ماها خوابیم یا بیدار؟ نه، نه، خوابیم و الا تأسی[۸] به آنها می‌کردیم، و همان راهی که آنها پیمودند، می‌پیمودیم. اگر بخواهم تفصیل خدمات ملل عالم را به دولت‌های خود و اعانه‌های آنان را به ملک و ملت خویش شرح دهم، دفتری مُطّول[۹] در کار دارد، و این لایحه گنجایش هزار یک آن را ندارد. ای ایرانیان! حال هنگام همت و وفا است، چه شد حمیت ایرانی؟ کجا رفت اسلام‌پرستی؟ خوابیم، بیداریم، مستیم، هوشیاریم؟ آیا می‌دانیم چه خبر است؟ آیا می‌دانیم چه بلایی و حادثه ما را در کمین است یا نمی‌دانیم؟ رقبای قوی پنجه همسایه‌های ما می‌خواهند وطن ما را بربایند، استقلال ما را سلب نمایند، زیردست و جیره‌خوار خود کنند، بلکه دین و دنیای ما را ببرند. ای بدبخت ایرانی! ای بی‌صاحب ایرانی! چه خیال‌ها دشمنان درباره تو دارند و تو هشیار نمی‌شوی! گویا هیچ خبری نیست. چگونه راضی توان شد که اجانب، ناموس‌های ما را کنیز و اسیر سازند؟ و مردان ما را مزدور و نوکر و جیره‌خور نمایند؟ نمی‌دانم این چه خوابی است که از این همه صداهای رعدآسای هولناک وحشت‌آمیز بیدار نمی‌شویم؟ دولت حالیه که به هزارها خون جگر و تلف نفوس و اموال و اَعراض[۱۰] استوار شد، به جهت اصلاحات فوریه مملکتی مجبور است به تحصیل[۱۱] چند کرور پول. اگر ملت غیر ایران از داخله و خارجه قرض یا اعانه به دولت خویش ندهند و جان و مال و استقلال خویش را نخرند و سعادت ابدی خود را حافظ نشوند، ناچار قرض از خارجه خواهد شد و به حسب مقتضیات حالیه، دولت نمی‌تواند از هر کسی قرض نماید، و آنهایی که قرض می‌دهند غرضی جز سلب استقلال ما ندارند. و این استقراض که به جهت اصلاح می‌خواهند جز زوال دولت و سلب استقلال ملت سودی نبخشد. دولت چه حالی خواهد داشت اگر قوای حَربیه[۱۲] و مالیه در تحت نفوذ آنان آید؟ ایرانیان را چه حال خواهد بود؟ و آنان با ایرانی چه خواهند کرد؟ شاید از اوضاع و حرکات حالیه آنان خوانندگان محترم رفتار و گفتارشان را بدون تأمل در آتیه دریابند. چه ضرر دارد که در هر شهری صندوق اعانه افتتاح شود به نظارت چند نفر از تجار و اعیان و موثقین و هر یک از ایرانیان به قدر قوه و استطاعت خود اعانه بدهند؟ هر یک دو تومان، بلکه یک تومان، بلکه پنج قران در مدت یک هفته، بلکه یک ماه بلکه دو ماه، چندی نگذرد کرورها جمع خواهد شد. از ملاحظه شماره ۱۴۲ و ۱۴۴ جریده فریده ایران نو ناامیدی به امیدواری مبدل گشت و از قرائت لایحه تجار محترم که پیشنهاد مجلس شورای ملی شید الله ارکانه نموده بودند و از نطق جناب وطن‌پرست میرزا حسین خان کسمایی روحی تازه در این قالب مرده مشاهده کردم. زنده باد تجار ایرانی! زنده باد خیرخواهان اسلامی! چقدر سزاوار است که تجار و خیرخواهان سایر بلاد داخله وایرانیان خارجه به این اسلام‌پرستان تأسی نمایند و در صدد اِستخلاص[۱۳] مملکت خویش برآمده و احتیاجات دولت خویش را سد نمایند و خود را قرین خیرخواهان عالم و وطن‌دوستان ملل کنند و نام خود را زینت بخش تواریخ فرمایند. چند ماه از ترتیب صندوق اعانه به جهت قوه مجریه و تکمیل نواقص جهازات جنگی نگذشته که از همت برادران احرار عثمانی فوق پنج کرور لیرا (۲۵ کرور تومان) جمع و اعلیحضرت سلطان حقوق سلطنتی خود را یک ماه (۲۰۰۰۰ لیرا) تقدیم صندوق اعانه فرمودند. صاحب منصبان اردوی اول مواجب یک ساله خود را دادند، دختر کاظم‌افندی تجملات خود را به جهت اعانه داد، هنوز طوفان پاریس فرو ننشسته که پنجاه هزار لیرا برای مصیب‌زدگان سیلاب اعانه جمع شده. پاپ رومیه بیست هزار، امپراطور ده هزار فرانک دادند، در لندن و غیره جمع‌آوری اعانه می‌کنند، از طرف پارلمان کانادا ده هزار لیرا برای اعانه مصیب‌زدگان پاریس به وزیر خارجه فرانسه رسید، کابینه پاریس از پارلمان تقاضا کردند که بیست ملیون فرانک برای غرق شدگان تصویب نمایند. ایرانیان هم بحمد الله شاه دارند، وزرا دارند، وکلا دارند، اعیان دارند، تجار دارند، خیرخواه دارند. آیا روزی می‌آید که یاد خیر ایرانیان را در صفحات روزنامه‌های خارجه و داخله بخوانیم و دشمنان آنان از غیرت و حَمیّت[۱۴] آنها سخن رانند؟ و فعلاً جمعی از فضلا و علما و تجار در عتبات عالیات در صدد شده‌اند و شاید عنقریب ان شاء الله اثرات خیریه آنها به نظر خوانندگان محترم برسد. **پاورقی‌ها:** [۱] افول، انحطاط. در اصل: ذوال [۲] نسل [۳] آوازه، شهرت [۴] و [۵]: همه جا در اصل: مسلمانان [۵] جمع غیر: بیگانگان، نامحرمان [۶] بانک [۷] در اصل: خواطر [۸] اقتدا، پیروی [۹] طولانی [۱۰] جمع عرض: آبروها، خواسته‌ها [۱۱] به دست آوردن [۱۲] جنگی [۱۳] رهایی بخشیدن، آزاد شدن [۱۴] غیرت، جوانمردی

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)