کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر اهمیت حس قومیت و حب استقلال برای حفظ شرف و جایگاه ملت‌ها آغاز می‌شود و بیان می‌کند که عدم وجود این حس، به ذلت و خواری منجر خواهد شد. سپس به وضعیت دولت ایران پس از دوره استبداد اشاره می‌کند که به دلیل اصلاحات ضروری و جبران خسارات گذشته، نیازمند استقراض است. نویسنده سه راهکار برای تأمین این نیاز مالی ارائه می‌دهد: استقراض خارجی که به دلیل شرایط زیان‌بار آن به شدت رد می‌شود؛ استقراض داخلی از ثروتمندان و صاحبان مکنت که پول خود را در بانک‌های خارجی سپرده‌اند، با پیشنهاد گرفتن سود از املاک محمدعلی میرزا؛ و در نهایت، اعانه ملی و مجانی از سوی عموم مردم. در ادامه، با ذکر مثال‌هایی از فداکاری ملت‌های فرانسه، ژاپن و عثمانی در زمان بحران، ایرانیان را به غیرت و همت ملی برای حفظ دین، آیین و استقلال کشور فرا می‌خواند و تأکید می‌کند که این اعانه باید بدون اجبار و اکراه باشد.

متن کامل گزارش

بر ارباب بصیرت پوشیده و پنهان نیست که هر قومی که حس قومیت را دارا بوده و حب استقلال مملکت را منظور نظر قرار داده‌اند، از هر گونه تعدیات محفوظ مانده و با حفظ شرایط استقلال وطن و شرف قومیت خویش نام نیک آنان زینت‌بخش صفحات تواریخ عالم گشته؛ و بالعکس هر قوم و ملتی که صاحب این حس نبوده و بهره‌ای از نعمت حب استقلال نداشته، دست تطاول[۱] و تعدیات اَغیار[۲] از هر طرف بر آنان دراز گشته و به سوءِ اختیار خویش استقلال خود را در ورطه هولناک انداخته، کم‌کم سمت حاکمیت‌شان مبدل به محکومیت، و شرف قومیت ایشان معدوم صرف شده، و نام زشت ایشان ننگ تواریخ ملل عالم و مایه تَبَصُّر[۳] و تَنَبُّه آیندگان خواهد شد. البته اقوامی که حب وطن و شرف حفظ استقلال آن را در سر دارند و در این طریق مشروع به جان و مال حاضر و شجره سعادت خود را به خون‌های عزیز خویش آبیاری کرده، به خوبی آگاه هستند که استقلال دولت همانا استقلال ملت است؛ خواری و ذلت دولت، خواری و ذلت ملت است و بالضروره هر عاقل هوشمند، تمام سعی خود را در تحصیل قوت و ثروت و استقلال خویش بذل خواهد کرد و کوشش در رفع احتیاج و خواری خود خواهد نمود. و اگر دولتی از حالت اولی مبدل به حال دیگر شد، دوره استبداد بر طرف و اساس محکم دولت عادله اساسیه تأسیس گشت، ممکن است که این دولت مؤسسه بر حسب پاره‌ای اقتضائات[۵] لازمه، به مناسبت اثرات و حرکات خیانت‌کارانه مباشرین دوره استبداد دچار مخارج فوق‌العاده گردد و محتاج به استقراض مملکت و تنظیم امور داخلی و ترتیب ادارات بر وجه صحیح بوده باشد؛ چنانچه قبلاً دولت ایران به همین حال افتاده و فی‌الواقع سبب احتیاج دولت، همانا لزوم اصلاحاتی است که برگشت آنها به سعادت ملت است و بس. و اگر ملت با چنین دولتی همراهی نکند و اسباب رفع احتیاج او را فراهم نیاورد، دولت آن ملت را ظالم گوید و خائن نامد؛ چه، فی‌الواقع به خودش ظلم و خیانت کرده و در حفظ ارکان استقلال خود کوتاهی نموده است. حالا که احتیاج دولت مسلّم است - چنانچه مدت‌هاست در جراید داخله و خارجه از احتیاج دولت و لزوم قرض آن شروح مفصله مندرج، و هریک راهی نشان می‌دهد و ارائه طریق کرده - باید ملاحظه نمود که دولت ایران برای چه محتاج شده و چقدر قرض می‌خواهد بکند و در چه اصلاحی خواهد صرف کرد و از چه راهی باید تحصیل نمود؟ بر صاحبان وجدان، مسلّم است اداره سابقه استبداد که اساس احکام آن شهوات نفسانی و اَغراض شخصی بود، هر چه توانست قوای دولت را ضعیف کرد وباب ثروت را بر خود جهلاً یا عمداً سد کرد و جمیع ادارات را مختل ساخت؛ نه قشون، نه ثروت، نه علم نه معارف، و به قول شاعر: "زین هر دو، نام مانده چو سیمرغ و کیمیا"، به جز اسم بلامسمی، چیزی در میان نبود و اینگونه مطالب بر احدی مخفی نیست و صفحه تاریخ این دوره با این آثار خیریت‌شعار مزین است. به هر شکل این اداره مسئوله جدیده که سر کار آمده، بالضروره مجبور به اصلاح آن اداره هستند و ملت به لسان عالم مطبوعات تکمیل و نواقص سابقه بلکه تأسیس اداره جدیده را جداً از اولیاءِ امور خواهانند. و چون عالَم، عالم اسباب و امور تدریج الحصول است، این اصلاحات بی‌پول نخواهد صورت گرفت و فعلاً به جهات اصلاحات فوریه که بدون آنها آسایش حاصل نشود، از تهیه ضروریات راجعه به ادارات پنج کرور لازم است و این کمتر وجهی است که تصور می‌شود؛ و الحق خیلی طریق اقتصاد را پیش گرفته‌اند و معلوم است بدون تحصیل این وجه، هیچ اصلاحی را نمی‌توان کرد، خصوصاً با وضع حالیه ایران. مسلماً اولیاءِ دولت نمی‌خواهند که مَرکَب[۱] جنگی امریکایی یا بالون‌های هوایی آلمانی بخرد یا ترتیبات غیر لازمه را بکند و با این وجه قلیل نمی‌خواهد توپ‌های کروپ[۲] و مترالیوز و تفنگ‌های مُوزر[۳] تحصیل نماید، یا تأسیس قلاع و برج‌های محکم در سرحدات بکند که گفته شود این اقدامات زود است و وقت آنها دیر نخواهد شد؛ بلکه چنانچه ذکر شد دولت می‌خواهد چند فوج[۵] سرباز ترتیب دهد که ضامن امنیت تامه و عامه مملکت است. دولت می‌خوهد امور مالیه را اصلاح نماید که خرج و دخل مملکت معادل شود. دولت می‌خواهد وزارت معارف را منظم نماید که مایه سعادت ابدیمملکت است. دولت می‌خواهد مواجب مأمورین و مستمری‌های دعاگویان را بدهد که جلوگیری از تعدیات مأمورین و ارباب نفوذ و رشوه و همراهی تمام ملت بشود. آیا کدامیک را فوری و لازم نمی‌دانیم و کدامیک زود است؟ پس، این وجه قابل، لازم است که دولت تحصیل نماید و آن سه طریق دارد: اول، استقراض از خارجه است و ضرر آن حاجت به بیان ندارد و در صورت استقراض، مسلماً شرایط و موادی را منظور خواهد کرد که بالبداهه [به] نفع آنها و ضرر ایران است و لابد در روزنامه‌های داخله و خارجه، آن شرایط و مواد را خوانندگان محترم ملاحظه فرموده‌اند و هیچ صاحب وجدان در صدمه و ضرر این نحو قرض، شک و شبهه ندارد و جز نقض غرض دولت از این استقراض، چیزی عاید نخواهد شد. عقلا و خردمندان البته چیزی که از وجودش، نقض غرض لازم آید و خلاف مقصود بر آن مترتب شود اختیار نخواهند کرد؛ این است که جریده طمس[۱] می‌گوید: ایرانیان به اختیار قرض نخواهند کرد ولی جبراً باید به آنها قرض داد. شاید خوانندگان محترم از این اصرار، دفتر سعادت آتیه ایران را تا ورق آخر بخوانند و بر نکات سیاسی و مواد پلتیکی این قرض دادن مطلع شوند که به چه قِسم می‌خواهند به آمال خود برسند. و اگر خدا نخواسته اولیاءِ امور و وکلاءِ جمهور[۲] که این بار سنگین را به دوش خود گرفته و ضامن سعادت ایران و ایرانیان شده‌اند اقدام فرمایند، بزرگترین خیانتی است که به مملکت و دولت خود وارد آورده و در عالم اسلام‌پرستی و وطن‌دوستی مسئول خواهند بود. دوم، استقراض از داخله است. چند نفر از اهل ثروت و مکنت و آنهایی که کرورها پول در بانک‌های خارجه سپرده‌اند، تحت یک عنوانی از عناوین، این وجه قلیل را به دولت خویش قرض دهند و هرچه شرایط و موادی که بخواهند قرار داده و سالیانه سود آن را از وجه و مورد معین تحویل نمایند. نمی‌دانم چه ضرر دارد که حضرت والا یا حضرت اقدس یا حضرت آقا - که هرچه اعتبار و جاه تحصیل کرده‌اند به برکت همین دولت و ملت خود بوده - این پول را قرض دهند و سود آن را مثلاً از املاک حضرت والا محمدعلی میرزا بگیرند که هم موجب تعمیر[۳] املاک و هم سبب نفع صاحب قرض و اطمینان اوست و کشتن سعادت مملکت خود را از این طوفان خطرناک به ساحل نجات رساند. امتیاز معادن یا راه‌آهن یا راه شوسه یا کارخانجات بگیرند که هم دولت آسوده گردد و هم مملکت را آباد نماید و هم احتیاج ملت را رفع و خودش هم منفعت کلی ببرد. سوم، اعانه مجانی است. بلی، این وجه قلیل نزد ارباب همت و غیرت ایرانیان داخله و خارجه پولی نیست و اگر فرضاً هر یک از افراد ملت دو قِران[۴] بدهند یا صد یک، بلکه هزار یک از مایملک خود را تقدیم دولت نمایند، یا خرج ده روز خویش صرف این کار کنند، بلکه خرج ده روز وجه قند و چایی را بذل نمایند، مملکت خویش را از این ورطه نجات و سبب سرفرازی ابدی ایشان خواهد شد. اغلب ملل خارجه در حق ایرانیان اعتقاد دارند که تا محرک خارجی نداشته باشند، به هیچ کاری اقدام نخواهند کرد. ای ایرانیان! اینک زمان امتحان و وقت تکذیب آن دعوی است. رسید زمانی که محرک باطنی خود یعنی غیرت و حَمیّت[۵] شرف [خود را] به عالم نشان دهید و مدلل به فعل نه به قول که محرک‌ها فقط اسلام‌پرستی است و حب استقلال و این اعانه را تقدیم دولت خود نمودیم بدون اجبار و اکراه یا ایجاب هیئت روحانیه. شخصی اگر دارای ملکی باشد که ده هزار تومان ارزش داشته باشد و مدعی قوی پنجه برای آن ملک پیدا شود، صاحب ملک بالضروره دفع او را خواهد کرد، اگرچه پنج هزار تومان بلکه ده هزار تومان صرف نماید؛ بلکه اگر اقدام نکرد، نزد عقلا و خردمندان مسئول و مَلوم[۱] خواهد بود. ای ایرانیان! اگر ما پول خود را در طریق حفظ دین و آیین و استقلال خویش صرف نکنیم، پس کجا صرف خواهیم کرد؟ حضرت امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید اَیَّ دار بَعدَ دارکُم تَمنَعُونَ. فرانسویان در دادن تاوان به پروس با آن انقلاب داخلی هر چه توانستند، دادند و از هیچ طور اعانه دریغ ننمودند. پول دادند، طلا و نقره دادند، کتاب و دفتر دادند، اثاث‌البیت دادند، طایفه نسوانشان گردنبند دادند، گوشواره دادند و بذل کردند و همچنین از قبیل دستبند و جواهر آلات خود مضایقه نکردند تا آن که طوری شد که نصف عشر[۳] مالیه عالم را در چند روز به دولت آلمان کارسازی نمودند. ژاپونیان در جنگ روس از هر گونه اعانه دریغ ننمودند، از بذل جان و مال فروگذار نکردند. زن‌هایشان زر و زیور دادند، بلکه بچه‌های عزیز جگر گوشه خود را در این میدان امتحان فدا نمودند. چرا دور برویم؟ اینک بردران عثمانی ما چندی است برای تکمیل قوه بحریه و خریدن مَراکِب حَربیه[۴] صندوق اعانه ملی اختیاری ترتیب داده‌اند و تا حال پنج کرور لیرا جمع شده و هر روز زیاد[تر] می‌شود. اغلب وزراء و شاهزادگان و مبعوثان[۶] و امراء و مأمورین، مواجب خود را عَلَی وَجهِ الدَّوام[۷] اعانه دادند. هر یک از مبعوثان به حسب قوه و استطاعت، کوتاهی نکردند و در سایر بلاد با یک شوق ملی و حس ملی مشغول جمع‌آوری اعانه هستند و با یک عالم شعف، پا در این دایره می‌گذارند. بعضی از ولایات و شهرها خود متعهد شده که به اسم و عنوان خودشان مرکب حربی خریده و تقدیم نمایند. شریف مکه حضرت حسین پاشا در یک جلسه، بیست هزار لیرا جمع نمودند. شاگردان مکاتب و مدارس مواجب‌های خود را با طیب خاطر تقدیم نمودند و اغلب مجامع عثمانی فعلاً مطرح همین مذاکره مُستَحسُنه است. شاید بیان حال ایرانیان را بیشتر جگر بسوزد، نمی‌توان گفت حس قومیت ایرانیان کمتر از برادران عثمانی است. هنوز ما ایرانیان به موقع امتحان نیامده‌ایم، البته وقتی که پا در این میدان نهادیم به واسطه همت و فتوت جبلی، مسلماً گوی سبقت از همگنان خواهیم ربود و نام نیکی در صفحه تاریخ عالم به یادگار خواهیم گذاشت. و اگر غیرتمندان هر ولایت و مملکت مثل اهالی استرآباد وطن‌دوست، دامن همت بر کمر زنند و اعانه جمع نمایند، البته حس قومیت خود را بر تمام عالم ظاهر و حفظ شرف خود را خواهند کرد. **پاورقی‌ها:** [۱] تعدی [۲] جمع غیر: بیگانگان [۳] نیک نگریستن [۴] به خود آمدن، آگاهی [۵] در اصل: اقتضاعات [۱] وسایل نقلیه [۲] توپ‌های جنگی ساخت کارخانه کروپ آلمان [۳] تفنگی که در سال ۱۸۲۷ م. در آلمان متداول شد و بعدها مکرر تکمیل گردید. [۴] جمع قلعه [۵] گروه، دسته [۱] جریده طمس: روزنامه تایمز (لندن) [۲] توده، جماعت مردم [۳] آبادانی [۴] واحد پول در دوره قاجار و پهلوی، معادل یک ریال [۵] جوانمردی [۱] نکوهیده، سرزنش شده [۲] خطبه ۲۹ نهج‌البلاغه: اگر از خانه و نوامیس‌تان دفاع نکنید، دیگر برایتان چه می‌ماند تا از آن پاسداری کنید؟ [۳] نصف عشر: یک بیستم [۴] مراکب حربیه: کشتی‌های جنگی [۵] واحد پول عثمانی [۶] نمایندگان [۷] علی وجه‌الدوام: مستمرأً [۸] نیکو و پسندیده

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)