کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به آیه قرآنی، وضعیت نابسامان ایران را نتیجه عدم پیشرفت امور حکومتی و فقدان پول می‌داند. با وجود نیاز دولت به پانصد هزار لیره، پیشنهاد استقراض خارجی را به دلیل شرایط تحقیرآمیز آن، که منجر به اسارت دولت و ملت و نابودی شرف ایرانیت می‌شود، رد می‌کند. با اشاره به وطن‌دوستی هیئت کابینه، ابراز امیدواری می‌کند که آنان از پذیرش این استقراض خودداری کنند و بار مسئولیت آن را نپذیرند. در ادامه، با مقایسه وضعیت ایران با فعالیت‌های وطن‌پرستانه عثمانی‌ها در تقویت قوای بحری خود، به ضعف و سکوت ایران در برابر این بحران اشاره می‌کند. برای برون‌رفت از این وضعیت، پیشنهاد جمع‌آوری اعانه ملی را مطرح می‌کند و آقای ناصرالملک را به عنوان فردی معتمد برای مدیریت این امر معرفی می‌کند. از هموطنان می‌خواهد که با کنار گذاشتن تعصب، در این اقدام مشارکت کرده و از مدیران روزنامه‌ها نیز می‌خواهد که در تهییج و یادآوری این وظیفه ملی کوتاهی نکنند. در پایان، اسامی برخی از اعانه‌دهندگان اولیه را ذکر می‌کند.

متن کامل گزارش

لَم تَکُونُوا بالِغِیهِ إلا بَشِقَّ الأنفُس.[۱] یعنی: به خرج درم و رنج قدم به حریم حرم نتوان رسید. هیچ ایرانی صاحب حس پیدا نمی‌باشد که از وضع حالیه ایران اطلاع نداشته و از دیدن و شنیدن واقعات ...[۲] ظهور پیشرفت امور حکومت بوده و باعث مختل شدن آسایش و انتظام مملکت می‌باشد، مکدر و ملول نبوده باشد. و در میان اینها کسی یافت نمی‌شود که در حین سؤال از علت عدم پیشرفت، جواب فقدان پول نداده باشد. با وجود بداهت مسئله و شدت احتیاج دولت جهت مختصر وجهی که عبارت از پانصد هزار لیره بوده و مغرضین باانصاف هم در مقابل ادای این[۳] وجه قلیل - که داعی[۴] اسارت دولت و ملت و ماحی[۵] شرف ایرانیت است - پیشنهاد می‌نمایند. و از آن جایی که هیئت کابینه ما امروز متشکل از اشخاص وطن‌دوست صاحب ناموس و عاقبت‌اندیشی بود، یقین است که رضا به قبول شرایط مذکوره دادن، جام زهر هلاهل نوشیدن است. لهذا محتمل است از قبول همین شرایط امتناع فرموده، بار مسئولیت همچو استقراض ایران برباد کن را به دوش نکشیده، از این رو ادارات حکومت از کار افتاده و وزرایی که جان به کف گرفته و برای اعاده استقلال از دست‌رفته ایران چه جان‌نثاری‌ها به خرج داده، شاهد مقصود را به دست آوردند، از مشاهده این حال که ناشی از فقدان پول است[۶]، موقع خودشان را متزلزل دیده، مدیران روزنامه‌ها هم که بیدار کننده حس مرده ملت بوده، و از وخامت نتیجه کار و از اقدامات و تشبثات سایر ملل حیه[۷] که در هنگام توجه همچو شداید عظیمه که کشتی حیات و استقلال خودشان را در میان چهارموجه هجوم اعادی دیده، به چه وسیله متوسل بوده، زورق قومیت را به ساحل نجات رسانده‌اند مطلع می‌باشند، در ایقاظ[۸] و ارشاد هموطنان عزیز خود که در ایثار نقدینه جان، در محافظت[۹] وطن مقدس از هیچگونه فداکاری دریغ می‌دارند، نباید اهمال بکنند[۱۰]. و از طرف دیگر، این تشبثات وطن‌پرستانه و فعالیت مردانه برادران عثمانی به رأی‌العین[۱] دیده که در تزیید[۲] قوای بحری خودشان از پادشاه گرفته تا یک نفر سرباز، با ترک نمودن مواجب، و سایر افراد اهالی از هیچگونه فداکاری در دادن اعانه دریغ نکرده، با همدیگر مسابقه می‌نمایند. فربه[۳] بر حیرت گردیده، با خود گفتم: آیا سبب این فعالیت عثمانیان با آن همه شوکت و عظمت قوه برّی شان چه، و علت این بهت و سکوت ما با این ضعف قوت و در حکم صفر بودن قشون چیست؟ هرچه تصور می‌شود سوای این که حساب صحیح در کار نبوده و اهالی هم چنانچه شاید پی به حقیقت وطن چه می‌باشد نبرده اند، علت علیحده به قلم نیامد. باز با خود گفتم آخر چه باید کرد تا با یک سرعت برقی از این ورطه خلاصی جسته و کشتی شکسته قومیت شش هزارساله را از این غرقاب برون کشید؟! آنچه به نظر قاصر این وطن‌دوست آمده این است: مادامی که مملکت ما دچار[۵] این بحران بوده و به علاجش هم جز پیدا نمودن وجه کافی ممکن نیست و این عدم اعتماد هم که به ذهن ما طاری[۶] بوده، هرگاه چندی بر آن منوال مسامحه بوده باشیم، معاذ الله آخرین وداع وطن عزیز را خواهیم نمود. پس، لازم است یک شخصی معتمد پیدا نمود که کسی را در حق او ایرادی نبوده و آنچه مقتضای وطن‌پروری است، به عمل آورده باشد. چنین شخص محترمی هم سوای حضرت آقای ناصرالملک که معتمد علیه خاص و عام می‌باشد، سراغ نداریم. فلهذا این خادم به اقتضای حب وطن نسبت به داراییت خود دو عدد لیره و دو نفر از رفقای وطن‌دوستم که اسمشان ذیلاً عرض خواهد شد، هریک، یک لیره عثمانی به اداره شریفه روزنامه مقدسه مجلس به عنوان اعانه لشکری تقدیم نمودیم که مدیر روزنامه مقدسه اخذ و به حضور آقای ناصرالملک تقدیم داشته، برای نمونه تشبث هموطنان عزیز درج در روزنامه فرموده باشند. معلوم است حضرت معظمٌ الیه اشخاص معتمدی در نظر مبارک دارند [و] برای اداره این امر مهم تعیین خواهند فرمود. چنانچه خود حضرت اجل معظم در نزد ملت مسئول خواهند بود، هیئت مزبور مسئول وجود محترم شان بوده باشند. امید واثق دارم هموطنان عزیزم تعصب را کنار فرموده، این تشبث عاجز خاک اقدام وطن خواهان را هرگاه مناسب دیدند، بدون افاتت[۷] وقت اولاً، هموطنان محترم دارالخلافه شروع به این عمل مشروع فرموده، مدیران روزنامه‌ها را مجبور فرمایند که دفتر اعانه باز نموده، اسامی اعانه‌دهندگان را ثبت و وجوهات را به مجلس مخصوص داده باشند و هموطنان داخلی و خارجی که از مرکز دور باشند، منفرداً یا آن که چند نفر جمع شده، به توسط یک نفر تاجر معتبر یا بانک به عهده یکی از اداره جراید طهران فرستاده و اسامی را مفصلاً نوشته باشند که در روزنامه همان روز درج نموده. و در ختام عریضه، از حضور آقای ناصرالملک استدعا می‌نمایم این اعانه مختصره خادمان و سایر هموطنان عزیز را که در این مقام مقدس خواهند داد، قبول فرموده و دست رد بر قبول این وظیفه به سینه هموطنان خودشان نگذارند. و از محضر مدیران جراید، مقتضی هستم که در یادآوری و تهییج هموطنان محترم، وظیفه نوع‌پرستی را دریغ نفرموده باشند. اقل: حاج حسینقلی تبریزی از اعضای سابق انجمن سعادت، این بنده: حسینقلی، ۲ لیره؛ اسامی اعانه دهندگان در اسکدار: مشهدی نجف آقا تنباکوفروش دیلقانی، یک عدد لیره؛ آقا حاجی آقا صراف دیلقانی، یک عدد[؟] **پاورقی‌ها:** [۱] نحل، ۷: جز با تحمل مشقت به آن نمی‌رسید. [۲] یک کلمه ناخوانا. احتمالا: ناگوار [۳] در اصل: دین [۴] عامل [۵] نابود کننده [۶] در اصل: دست [۷] زنده [۸] بیدار نمودن [۹] در اصل: محافظ [۱۰] در اصل: اهمال بنماید بکنند. [۱] در اصل: با رأی العین [۲] افزودن [۳] فربه بر حیرت گردیدن: بر تعجب افزودن [۴] قوه برّی: نیروی زمینی [۵] در اصل: دوچار [۶] روان، جاری [۷] نابود کردن، از بین بردن. در اصل: افاته.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه سرگشاده

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ناصر الملک, روزنامه نگاران, حکومت

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)