کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

مقاله با اشاره به سابقه بحث درباره قصاص و درج مطلبی از دکتر خلیل خان، به انتشار مقاله‌ای از محمدتقی نراقی در روزنامه ایران نو می‌پردازد. این مقاله که با نام مستعار «نیش» منتشر شده، حکم قصاص را نقد کرده و آن را مخالف انسانیت می‌داند. نویسنده مقاله حاضر، این دیدگاه را رد صریح احکام الهی و نصوص قرآنی می‌داند و با استناد به آیات و روایات، بر لزوم احیای حق و ابطال باطل تأکید می‌کند. سپس به تفصیل به نقد و تحلیل پنج گزاره اصلی مقاله «نیش» می‌پردازد که قصاص را نفی کرده و آن را مغایر با بهترین مسالک انسانیت می‌داند. در ادامه، با تأکید بر خاتمیت و اشرفیت پیامبر اسلام و برتری شریعت ایشان، دیدگاه «نیش» را مخالف عقاید اسلامی و ضروریات مذهب می‌خواند و آن را به منزله مخالفت با قرآن و رسول خدا تلقی می‌کند. در پایان، نویسنده وعده می‌دهد که در شماره‌های بعدی روزنامه، دلایل و براهین بیشتری برای اثبات حقانیت قصاص و اینکه «قصاص باعث حیات مردم است» ارائه خواهد کرد.

متن کامل گزارش

سابقاً در موضوع صحت قانون قصاص مشبع درج و شرحی را که جناب دکتر خلیل خان نیز در همین موضوع نوشته بودند، ضمیمه بیانات خود کردیم. در دو هفته قبل جناب آقا محمدتقی نراقی که در همدان تأسیس مدارس نموده و جریده نیز از رشحات قلم او است، و فعلاً در طهران مقیم [۱] و در شعبه اعانه وزارت مالیه مشغول انشا و تحریر است، به توسط جناب آقای وکیل الرعایا مبعوث محترم همدان مقاله در موضوع فوق به اداره فرستاده و اصرار در درجش نمودند. چون تحریر آن مقاله تا اندازه [ای] خارج از مسلک ما بود، از درجش تأمل کردیم؛ ولی عاقبت الامر به مناسبت تکرار یادآوری از طرف نویسنده محترم با مختصری اصلاح تبدیل عبارات، برای رعایت ملاحظات نزاکت لفظی، مقاله مزبور را ذیلاً درج کردیم. **نوش شیرین در دفع نیش زهرآگین** وَ [کَذلِکَ] جَعَلنا لِکُلِّ نَبیّ عَدُوّاً شَیاطینَ الإنس وَ الجنّ یُوحی بَعضُهُم إِلَی بَعض زُخرُفَ القَول غُروراً. [۲] در شماره ۱۲۱ روزنامه ایران نو لایحه به عنوان خاطره سنگین اعدام به امضای نیش [۳] ملاحظه و با آن که اسماً ایشان را نمی‌شناسم و سابقه و لاحقه با ایشان ندارم، از مقام دیانت و غیرت اسلامیت و علم و بصارت ایشان کمال اسف و حیرت و تعجب حاصل گشت. از آنجایی که قسمتی بزرگ از این لایحه اساساً برضد حکمی از احکام الهیه و تکذیب نص صریحی از نصوص قرآنیه و ردی آشکارا بر خدا و رسول او بود، لهذا بنابر امتثال فرمان لازم الاذعان امیرمؤمنان علیه السلام که می‌فرمایند: أخسَرُ النّاس مَن قَدَرَ عَلَی أَن یَقُولَ الحَقَّ وَ لَم یَقُل و می‌فرمایند: رَحِمَ اللهُ أمرَءً أحیا حَقّاً وَ أماتَ باطِلاً، [۵] چون اغماض از رد این قول موجب ضرر و خسارت و منافی با مرتبه دیانت و اسلامیت و انسانیت خود تصور نموده، به حکم المأمور معذور و دفاع از حکم قصاص و رد نظرات مخالفان ۱۹۹ فقط محض احیای حق و اما نه باطل، خاطر مبارک قارئین روزنامه ایران نو را به سخافت [۱] این لایحه که از روی بی علمی یا از بی دیانتی در بلاد اسلامی و در جریده ملی انتشار یافته و خاطر عامیان ساده لوح را مشوب و مشوش می‌دارد، متوجه و جلب نموده. عرض می‌کند اگرچه در کمال وضوح و ظهور است که هرگز تیر بازغ به کلامی این چنین بی مأخذ چون کلام جناب نیش زایل و آفل [۲] نکرد، ارباب عقول سلیمه و ادمغه صحیحه [۳] از این ارادات و انتقادات پای استقرارشان از دین قویم احمدی و قانون مستقیم محمدی نلغزد و اصحاب دیانت و بصارت، این کلمات را به چیزی نگرفته و صحت و استحکام و استقامت و حسن آداب و شریعت حضرت ختمی مرتبت، و مبانی و معانی و مقاصد اصلیه و فرعیه احکام و قوانین آن حضرت که امروزه عقلا و متمدنین ملل متنوعه عالم نیز در استقامت و استحکام و اتقان و متانت آن و این که از تمام قوانین مدونه عالم بالاتر و والاتر است، اذعان و اعتراف کرده؛ و بدان احکام مقدسه عموماً و این قتل قصاصی خصوصاً اخذ و اقتباس نموده و عمل می‌نمایند. اگر بر امثال جناب نیش و هم مسلکان ایشان در این عقیدت به سبب بعدشان از مشرب و مذاق انبیا مخفی باشد و محل ایراد و انتقاد و تعریض و تعرض [۵] واقع شود، البته بر اهل اسلام که از مشرب عذب قرآن مجید مشروب گردیده و از رشحات اخیار و آثار ائمه معصومین سرشارند هرگز مخفی و مستور نخواهد بود؛ ولکن چون روی سخن با عوام و رفع این شبهه راجع به ایشان است، پس برای جلوگیری از این مسئله ما بدواً کلمات صاحب لایحه را که صریحاً رد بر خدا و رسول است، نقل و تشریح نموده و بعد از آن بطلان عقیده ایشان و هم مسلکان ایشان را در این عقیده فاسده ثابت می‌نماییم. جناب نیش در اوایل لایحه مذکوره چنین فرموده‌اند: بهترین نمایندگان بشریت و نیکوترین مسالک انسانیت اعدام را از جرگه مجازات هم کنار گذاشته و هرگز قبول ندارند که قتل، باعث حیات مردم باشد. آنها می‌گویند که اگر شخص، جنایت اعظم دنیوی را که قتل نفس باشد ارتکاب نموده، کسی دیگر را از حیات زندگانی محروم نمایند و به این درجه جنون برسد که مثل وحشیان درنده همجنس خود را هلاک نماید، یک جمعیت عاقله بشر را هرگز سزاوار نیست که مرتکب این جنایت بوده از او به صورت اعدام انتقام بکشند. ما با وجود این که از طرفداران این مسلک صحیح هستیم، اعدام‌هایی را که قضاوت مشروطه ما به او متوسل می‌شوند، اعتراض نمی‌نماییم؛ زیرا بهتر می‌دانیم که شرایط و حقایق موجوده ما به اندازه [ای] است که لابداً باید در مورد تسلیم بوده و با این حسیات درونی و مسلکی آن روز در میدان توپخانه، الخ انتهی محل حاجت. **جواب** ما با قطع نظر از تناقضاتی که جناب نیش در طی لایحه نگاشته و این نیش مسموم را که به حکم اَلأسماءُ تُنزَلُ مِنَ السَّماءُ به قلب شریف این قانون مقدس الهی زده و به تصریح عبارت خود که قتل، باعث حیات مردم نیست، به خلاف صراحت آیه شریفه وَ لَکُم فِی القِصاص حَیوةٌ یا اُولِی الألباب [۲] رد بر خدا و رسول نموده اند، عرض می‌نماییم از مضامین کلمات ایشان منطوقاً و مفهوماً مطالب ذیل مستفاد می‌شود: اول، آن که بهترین نمایندگان بشریت و نیکوترین مسالک انسانیت، اعدام را از جرگه مجازات هم کنار گذاشته و هرگز قبول ندارند که قتل، باعث حیات مردم [است]. دوم، آن که هرکس گفته قصاص باعث حیات مردم است و قصاص را مسلک و قانون قرار گذاشته، خودش از جرگه بهترین نمایندگان بشریت و مسلکش از بهترین مسالک انسانیت خارج است. سیم، این که این مسلک صحیح است و ما از طرفداران این مسلکیم. چهارم، این که عقیده قلبی و مسلکی ما این است که قصاص باعث حیات مردم نیست و اعدام نباید کرد. پنجم، آن که اساس مذهب ما بر این است که قصاص باعث حیات مردم نیست، ولی عدم اعتراض ما به قضاوت مشروطه خود در اعدام، علتش این است که موقتاً عملیات را به اساسیات ترجیح می‌دهیم. ونیز در روزنامه صد و بیست ایران نو تصریح شده که اساساً ما منکر اعدامیم. ملخّص و ماحصل مطلب این است که ما با عقیده قلبی و مسلکی اساساً منکر قصاص و اعدام هستیم؛ و قصاص را باعث حیات مردم نمی‌دانیم. هرکس قصاص را باعث حیات مردم تصور نموده و آن را قانون کرده خودش از جرگه بهترین نمایندگان بشریت و مسلکش از نیکوترین مسالک انسانیت خارج است. این مسلک، صحیح است و ما طرفدار این مسلکیم. و پس، عرضه می‌داریم که این کلمات برخلاف ضرورت مذهب اسلام و مسلمین است و هم رد بر آن انبیایی است که قصاص را قانون کرده‌اند، چنانچه در بعضی شرایع انبیای سلف نیز قصاص و اعدام هست. زیرا که بهترین نمایندگان بشریت نسبت به سایر مردم در هر عهدی نیست جز، پیغمبر و ولی آن عصر. و بهترین مسالک انسانیت نیست جز، آداب و قوانین آن پیغمبر و ولی آن عصر. و بهترین و دفاع از حکم قصاص و رد نظرات مخالفان ۲۰۱ مسالک انسانیت نیست جز، آداب و قوانین آن پیغمبر. و ایضاً بهترین نمایندگان بشریت در میان انبیا و پیغمبران نیست جز، نفس نفیس شخص شخیص خاتم انبیا محمد مصطفی. و نیکوترین مسالک انسانیت نیست جز، شریعت و طریقت و قوانین آن حضرت. و چون اثبات این مدعا در جراید ملیه موقع ندارد و بنده نگارنده در اواخر مجلد اول از کتاب احقاق الحق اولویت و خاتمیت و اشرفیت و اعلمیت و افضلیت حضرت خاتم انبیا محمد مصطفی را بر تمامی انبیا و این که ایشان بهترین نمایندگان بشریتند از میان انبیا، و دین و قوانین شریعت ایشان از همه ادیان و قوانین و شرایع و مسالک انبیا محکم تر و مستقیم تر و بهتر و بالاتر است، به قسمی که امکان نسخ ندارد و باید تا ابد باقی باشد، به دلایل عقلیه و نقلیه و نصوص جمیع کتب سماویه عهد قدیم و جدید ثابت و مدلل کرده است، لذا هرکس طالب است رجوع به آن کتاب نماید. پس، علاوه از آن که اطلاق مطلق منحصر به فرد کامل است، در هر صورت این رد راجع است به عقاید اسلامی، زیرا که به عقیده مسلمین چون ایشان خاتم انبیا و اشرف و اعلم و افضل از سایر انبیا می‌باشند، بهترین نمایندگان بشریت نیست جز ایشان. یاللعجب! که جناب نیش این عقیده واضحه البطلان خود را که دانستی مخالف مذهب مسلمین است، به صراحت تمامی که کاشف از حسیات درونی و مسلک خود دانسته مُخالِفاً لِلقُرآن وَ مُشاقَاً للّه وَ لِرَسُولِهِ [۱] مطبوع و منتشر نموده، در تمام روی زمین آن را به وسیله روزنامه ایران نو اعلام فرموده اند؛ و هیچ خود را محکوم و ملزوم به عقاید اسلامی ندانسته و متنبه و مقید نیستند که مصداق شریفه وَ مَن لَم یَحکُم بما أنزَلَ اللهُ فَاُولئِکَ هُمُ الکافِرُونَ [۲] و در جایی هُمُ الظَالِمُونَ [۳] و در مقامی هُمُ الفاسِقُونَ شاید واقع شده‌اند. پس، با نهایت احترام و ادب خدمت جناب نیش از این صراط کج و سلیقه معوجی که اتخاذ نموده و به زعم خود آن را صحیح و معتبر دانسته، خویشتن را از طرفداران این مسلک و مذهب شمرده، قهقرا برگردیده و گفتار منکرین و مکذبین انبیا را تکرار و افاده می‌فرمایند؛ سخت پروتست نموده و این مسلک باطل و عقیده فاسد یعنی نقد قلت ایس حکم را به مفاد ایشان رد می‌نماییم، محض بصیرت عامیان امثال و اقران خود تا در چاه ضلالت نیفتد. چون در یک شماره روزنامه همه این مطالب نمی‌گنجد خوبی و شایستگی و حقانیت قتل قصاصی را با براهین واضحه و این که قتل قصاصی البته باعث حیات مردم است در نمرات آتیه در تحت عنوان قصاص باعث حیات مردم است، بیان می‌نماییم. **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: مستقیم [۲] انعام، ۱۱۲: و اینگونه برای هر پیامبری دشمنانی از شیاطین انس و جن قرار دادیم که برای فریب مردم، همواره گفتاری باطل ولی به ظاهر آراسته و دلپسند به یکدیگر القا می‌کنند. [۳] نام مستعار نویسنده مقاله [۴] زیانکارترین مردم کسی است که می‌تواند حق را بگوید ولی نمی‌گوید. [۵] خداوند رحمت کند کسی را که حقی را زنده کند و باطلی را بمیراند. [۶] سبکی [۷] غروب کننده [۸] ادمغه صحیحه: عقل‌های سالم [۹] طبع، سلیقه [۱۰] تعریض و تعرض : طعنه زدن و انتقاد کردن، اعتراض و پرخاش کردن [۱۱] جمع خیر: افراد خاص و برگزیده [۱۲] نام ها از آسمان فرود می‌آیند. [۱۳] بقره، ۱۷۹ : ای صاحبان خرد! برای شما در قصاص، مایه زندگی است. [۱۴] خلاصه، مجمل، مختصر [۱۵] محصول، دستاورد [۱۶] مخالف قرآن و دشمن خدا و پیغمبرش [۱۷] مائده، ۴۴ : و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند، مسلما کافرند. [۱۸] مسلما ستمکارند. [۱۹] مسلما بدکارند. [۲۰] [ روزنامه] مجلس، س ۳، ش ۸۴ ، مورخ ۲۵ صفر ۱۳۲۸ ق، ص ۲، ۳.

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: استفتائات

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)