کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با اشاره به انتخاب وکلای انجمن ایالتی در بنادر جنوب، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر، برای اخلال در روند مشروطیت می‌پردازد. حاکم با تحریک اشرار و ایجاد تفرقه میان تجار و علما، مانع از تشکیل انجمن‌های ولایتی و اعزام وکلای بلوکات به تهران شده است. همچنین، با بهانه‌جویی و سوق اردو به مناطق مختلف، به غارت اموال مردم و کسب منافع شخصی می‌پردازد. در پایان، بر لزوم عدم پذیرش هزینه‌های این اردوها توسط وزارت مالیه و تحقیق در مورد این اقدامات تأکید می‌شود.

متن کامل گزارش

جناب جلالت‌مآب اجل اکرم آقای مستشارالدوله[۱] دام اقباله. واقعات حدود جنوبی و بنادر اجمالاً از قراری است که در این ذریعه[۲] تقدیم می‌شود، با التزام به اثبات هر یک از مواد مندرجه آن. در باب سوق[۳] وکیل [به] طهران، حاصل آن که چهار ماه قبل، از روی قانون انتخابات سابق، به طریق افرادی نه طبقاتی انتخاب شد. دوازده نفر از صنادید بلد[۴]، شش از تجار و شش از علما و اعیان معین شدند. انجمن به عنوان ایالتی منعقد گشت (وجه ایالتی بودن سه تاست: یکی، اهمیت موقع بندر به کثرت مراودات خارجه و ...[۵] بودن بنادر برای جمیع دول؛ دوم، وسعت خاک آن که تقریباً سیصد فرسخ است از حدود محمّره[۶] تا چاه‌بهار و گوادر؛ سیم، کثرت عایدات اینجا به ضمیمه گمرک محلی که تقریباً اگر حکومت اخلال باطنی نکند، دو کرور[۷] می‌شود). ایالتی قراردادن، صواب یا خطای ساده‌ای است راجع به دارالشورای کبری، از این صرفنظر کردن باید تا به مهمات دیگر پرداخته شود. صورت انجمن دائر حکومت عالیه که امیربهادر[۸] باعلم و صنیع‌حضرت[۹] و مجلل[۱۰] پلتیکی و استاد نظامی محمدعلی میرزا و شاگرد استبداد آن است (البته ارتباط معنوی آن را در باغشاه احساس فرموده‌اید) توقع معیّت[۱۱] انجمن بود در افکار فاسده آن، ولی اعضاءِ انجمن که از حالت سابقه او مسبوق و به جمیع کیفیات آن دانا بودند، مساعدت او را مخالف با اسلامیت و انسانیت و عدل و انصاف دانسته همراهی نکردند. این شخص هم از اول، گمانش این بود که اسم مشروطه کافی است و انجمن صوری ...[۱] عملیات عدالت مضر به حالت استبداد وی است، ناچار در صدد اخلال برآمده. اولا، انجمن را پارتی کرده، تجار را فرقه و علما را به مواعید عرقوبی[۲] فرقه دیگر؛ ثانیاً، اشرار ولایت را که آلت کار و علت دوام حکومت او هستند تحریک کرد که انجمنی به اسم «اتحاد» تشکیل داده بنای توهین اعضای انجمن ایالتی را گذاردند. تجار محترم محض حفظ شرافت، تقاعد[۳] از حضور انجمن کردند. و اما علما با این که ابداً اطلاعی از اوضاع سیاسی و پلتیک[۴] عصر و علوم مقدمه آنها ندارند، محض تشیید[۵] مبانی شقاق[۶]، وعدة وکالت طهران محرمانه به هر یک داده، آنها را به این وعده ...[۷] طرف تجار قرار داده، صورت اتفاقیه بلد که نتیجه زحمات چهارماهه داعی بود به شقاق و نفاق بدل شد. جنگ خانگی و نزاع بلدی میانه اعضاء «انجمن اتحاد» پیدا شد. از کلیه اصلاحات مُلکی و بلدی و جمیع تصحیحات و تنظیمات منصرف شده‌اند، مشغول مدافعه هستند و متصل اعضاءِ انجمن اتحادیه را تحریک می‌کنند که تلغرافات به وزارت جلیله داخله بکنند و ذهن وزارت را مَشوب[۸] نمایند. نتیجه این همه، به هم خوردن انجمن و اختلال اعمال قوانین مشروطیت و جریان عملیات استبداد سابق [است]. از روز انتخاب انجمن ایالتی، همه روزه با او مذاکره کرده‌ام که بنویسید وکلای بلوکات[۹] حاضر بشوند و جزءِ انجمن باشند و در امور مشترکه، مساعد انجمن. همه را مسامحه کرد، تا بعد از انقلاب اخیری و تبدیل سلطنت، بیشتر اصرار نموده‌ام در احضار کردن وکلای بلوکات، ابداً ترتیب اثری نشده و عوض احضار وکلا، هر روز در ناحیه‌ای تحریک فساد می‌کند که فتنه برپا می‌کند و خودش هم به طهران اخبار می‌دهد و حکم سوق اردو می‌گیرد، محض جلب منافع شخصیه، هم از مخارج اردو که به پای دولت محسوب می‌شود و هم از غارت محل که سوق اردو به آنجا می‌شود؛ چنان که در تنگستان کرد. اوایل جمادی‌الثانیه اردو به تنگستان برد و شش هزار تومان به پای دولت محسوب داشته از گمرک گرفت. در صورتی که هزار و دویست تومان خرج شد. و همچنین اردوی عباسی[۱۰] و لارستان، تفصیل هر یک را باید علیحده[۱۱] ثبت کرد. غرض همه اینها، بهانه مداخل[۱۲] شخصی و ابطال اساس مشروطیت است و اجراءِ عملیات استبداد؛ چنان که در این پنج ماه اخیر که وارد بنادر شده یک پول کار مشروطه و عدالت و اسلامیت و انصاف و انسانیت از آن صادر نشده، همه را به تقلب و فتنه‌انگیزی می‌گذراند. تمام قدرت این شخص در بنادر به ده دوازده نفر اشرار بوشهری است که اینها نه کاسب‌اند، نه مِلک دارند، نه تجارت دارند نه پولی در بانک‌ها، نه وکیل‌اند، نه دلال؛ بلکه تمام اینها دست پرورده شخص دریابیگی است. گذرانشان از کیسه فتوّت او است که اگر کسی بر خلاف میل حاکم حرفی زد و اقدامی کرد، فوراً همین اشخاص ولوله در شهر انداخته، فوراً بازار را می‌بندند و بنای شورش و داد و فریاد می‌گذارند و هر یک در این اقدام اجرتی دارند از پنجاه الی یک صد تومان. برهان حسی مدعی آن که تا حال انجمن ایالتی را «پارتی» کرده و به هم زده، انجمن ولایتی هم انتخاب نکرده و به علاوه، ضدی بر آن معین کرده مرکّب از همان اشرار، و وکلای طهران که باید موافق انتخاب‌نامه اخیره دو نفر باشند، هنوز معین نکرده‌اند؛ بلکه وکلای بلوکات هم حاضر نشده و من به هر یک از رؤسای بلوکات نوشته‌ام که وکیل بفرستید، از حکومت شور کرده‌اند و به من وعده داده‌اند ولی بعد از استشاره[۱] نفرستاده‌اند. تا حال نه وکیل بلوکات آمده، نه انجمن ولایتی دایر شده، و نه مردم اتفاق دارند به فرستادن وکیل. همهُ همّ حاکم احداث[۲] فتنه و فساد و بعد سوق اردو و هم اهل بلد مدافعه [است]. عقلای بلد از طیب خاطر، طالب استبدادند که اقلا آسوده بشوند، چون این نزاع خانگی در دوره استبداد نبوده، حالا دوره مشروطیت احداث فتنه برای تعویق مشروطیت است و بس. تکلیف وزارت مالیه، عدم قبول مصارف اردوی تنگستان و عباسی است تا مطلب تحقیق، یا طهران یا شیراز یا بوشهر با عدم حکومت حالیه[۳]، و من ملتزم اثبات مدعای خودم هستم که مال ملت را نگذارم تلف بشود و الا آنچه مجازات است حاضرم. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، میرزا صادق خان مستشارالدوله، نماینده مردم تبریز در دوره دوم مجلس شورای ملی و رئیس مجلس است. [۲] نامه [۳] اعزام، روانه کردن [۴] صنادید بلد: بزرگان شهر [۵] ناخوانا (ظاهرآ: دروازه) [۶] خرمشهر [۷] هر کرور، معادل پانصد هزار [۸] حسین‌پاشا خان امیربهادر، از مقربان محمدعلی شاه قاجار و در کابینه‌های سوم وچهارم میرزا احمد خان مشیرالدوله در سال ۱۳۲۶ ق، وزیرجنگ بود. [۹] سید محمد خان صنیع‌حضرت، در زمان محمدعلی شاه، ریاست قورخانه تهران را بر عهده داشت و از مقربان وی بود. پس از فتح تهران، از طرف مجاهدان فاتح، دستگیر و اعدام شد. [۱۰] زین‌العابدین خان مجلل‌السلطان، از پیشخدمت‌های خاصه محمدعلی شاه قاجار در دوران ولیعهدی او و از طرفداران جدی وی در دوران سلطنت بود که در اقدامات شاه علیه مشروطه‌خواهان دخالت داشت. [۱۱] همراهی [۱] یک کلمه ناخوانا [۲] دروغین [۳] کنار کشیدن [۴] واژه انگلیسی سیاست [۵] استوار کردن [۶] دو دستگی، ناسازگاری [۷] نقطه‌چین از نویسنده است. [۸] آشفته [۹] نواحی [۱۰] بندرعباس [۱{۱] در اصل: علاحده [۱۲] درآمد [۱] مشورت کردن [۲] ایجاد [۳] عبارت سکته دارد. کذا فی الاصل. [۴] در اصل: آن که

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: صادق مستشارالدوله

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)