کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سید اسدالله خرقانی در نامه‌ای به تهران، به تشریح اقدامات میرزا احمدخان دریابیگی، حاکم بنادر جنوب، می‌پردازد. او ابتدا به چگونگی ورود دریابیگی به بوشهر و نقش خود در تسهیل این امر اشاره می‌کند. سپس، به انتقاد از اقدامات وحشیانه دریابیگی در برخورد با سید اهرمی و غارت خانه‌اش می‌پردازد. خرقانی از همراهی با اعمال فاسد دریابیگی خودداری کرده و به مخالفت با لشکرکشی او به تنگستان اشاره می‌کند که با گزارش‌های دروغین به تهران و صرف هزینه‌های گزاف همراه بوده است. در ادامه، به تحریک اهل سنت عباسی و لنگه علیه سید عبدالحسین لاری توسط دریابیگی و خاندان قوام‌الملک شیرازی اشاره می‌کند و این اقدامات را به منظور ایجاد فتنه و کسب منافع مالی می‌داند. در پایان، خرقانی خواستار عدم پذیرش هزینه‌های دریابیگی بدون تصویب انجمن‌ها و حضور بازرسان مالی و عدلیه می‌شود و بر فداکاری خود برای ملت ایران تأکید می‌کند.

متن کامل گزارش

عرض می‌شود: اواخر ربیع‌الثانی که دریابیگی [۱] حاکم بنادر شد، از راه عربستان [۲] به کاظمین آمد. انقلابات حدود جنوبی و واقعه سید مرتضی اهرمی را شنید و هم از بوشهر نوشتند و هم خائف [۳] شد که بیاید. رقعه به داعی [۵] نوشت و اصرار کرد که از نجف همراه او آمدم تا بوشهر. چنانچه اگر من نبودم جرأت نداشت که بیاید و مردم هم او را راه نمی‌دادند. علی کل حال وارد شدیم. بعد از یک ماه واقعه سید اهرمی واقع شد. خودش را گرفته خانه‌اش را توپ بستند و اسباب خانه‌اش را غارت نمودند. دیدم نبودن خودش صحیح است لیکن توپ بستن و غارت کردن خانه عین وحشیت است نه استبداد عاقلانه. از آن روز کم‌کم نقار حاصل شد. هرچه خواست من در اعمال فاسده او همراهی کنم نکردم. حتی در جمادی‌الثانیه خواست اردو ببرد به تنگستان، من مانع شدم. قبول نکرد. متصل نوشت به طهران دروغی که تنگستان اغتشاش دارد. طهران هم زمان استبداد بود و مجال تحقیقات نداشتند. حکم سوق [۶] اردو دادند. اردو برد. چهارم ماه رفت پانزدهم برگشت. سیصد و شصت نفر همراه داشت. روزی یکصد تومان خرج بیشتر نداشتند. مابقی شش هزار تومان پول نقد گمرک، خرج «عطینا» شد. در این ماده هم عداوتش با من شدیدتر شد تا کم‌کم منفعل شد که عمل لار و سید لاری [۷] را کوک کردن. یک نفر نوکر مقرب به عباسی [۸] فرستاد و متصل اهل‌سنت عباسی و لنگه را تحریک کردند بر ضد سید. حاکم بنادر از یک طرف خودش و وزیرش در عباسی و بستک و اوز [۹] متصل تحریک می‌کردند. در عوض هشت هزار تومان که اهل‌سنت به او وعده داده بودند، تمام این معرکه‌ها در بنادر تأسیس کرد. از طرف شیراز بنی‌قوام [۱۰] تحریک می‌کردند و اشرار آن حدود را که تاخت و تاز کنند و به اسم سید شهرت دادند. مثلاً علی ملاصفر که در اطراف عباسی دریابیگی با او جنگیده در احمدی و رودان که تیول قوامی‌ها است ساکن است و شخصی است شتردار و گوسفنددار. اگر شرارتی کرده به تحریک قوامیان بوده نه از طرف سید. بعد از این که اینجا فتنه را دایر کرد و به طهران اشتباه کرد، حکم سوق اردو گرفت و رفت و نتیجه این سفر این شد که قریه سرخون و کلکاری را اردوی او چاپید. حشم و حیوانات اهل هر دو قریه را چاپیدند و هیچ ربطی به لار و سید لاری ندارد. همه کارها را به اشتباه گذرانیده و می‌گذراند. قطعاً در دوره استبداد اینگونه خطیئات [۱] خیلی مشکل بود. گاهی مورد مؤاخذه می‌شدند. حالا همین که دو فقره دروغی در جریده درج شد فوراً در محضر وزرا به منصه قبول رسیده بر طبق میل ظلام [۲] سابق حکم صادر می‌شود، در صورتی که در همه شهرها انجمن دارند. باید صدق و کذب اینگونه امور را از انجمن‌ها بخواهند، به تصویب انجمن‌ها اقدامات بشود. باری اگرچه در این موارد با من طرف شده، همه قسم هرزگی و شرارت کرده و می‌کند لکن من سی سال است تمام حیثیات خودم را فدای ملت ایران کرده‌ام. از عداوت امثال او باکی ندارم، خصوصاً در مقام ملاحظه حقوق ملت. غرض باید به وزارت مالیه اظهار بفرمایید که هیچ از این مصارف باید قبول نشود مگر به تصویب انجمن‌ها و حضور اعضای مفتشه [۳] و مأمور مالیه و عدلیه و غیره. این هفته زیاده بر این زحمت ندارد. الاحقر: اسدالله الموسوی الخارقانی **پاورقی‌ها:** [۱] میرزا احمد خان دریابیگی نزدیک ده سال حکومت یا نیابت حکومت بنادر را داشت. [۲] خوزستان [۳] ترسان [۴] نامه [۵] منظور، نگارنده (خرقانی) است. [۶] حرکت [۷] مقصود، سید عبدالحسین لاری است که مدتی در لار و بندرعباس و حتی تا شیراز نفوذ و قدرت داشت. [۸] بندرعباس [۹] در اصل: عوض [۱۰] منظور، خاندان قوام‌الملک شیرازی است که وابستگی نزدیکی به انگلیسی‌ها داشتند. [۱] اشتباه کاری‌ها، کجروی‌ها [۲] ستمگران [۳] بازرسان

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه سرگشاده

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)