تظلمخواهی علما و بزرگان کاشان
این نامه با شرح اقدامات حسین پشت مشهدی و فرزندانش در کاشان آغاز میشود که با همدستی اشرار، به غارت اموال، تجاوز به نوامیس و ایجاد ناامنی در شهر و اطراف آن پرداختهاند. در ادامه، به بینتیجه ماندن تظلمات و فریادهای شش ماهه به وزرا و مجلس اشاره شده و تأکید میشود که عدم پاسخگویی، بر گستاخی اشرار افزوده است. سپس، به غارت خانهها و ربودن زنان عفیفه در روز روشن اشاره شده و هیجان عمومی مردم، تعطیلی بازار و مساجد و اجتماع علما و رعایا در مدرسه سلطانی و تلگرافخانه برای دادخواهی بیان میشود. در پایان، با قسم دادن وکلای ملت به ولیعصر، درخواست فوری برای اعزام سوار برای رفع شر اشرار و تأمین امنیت جانی، مالی و ناموسی مردم کاشان مطرح شده و اعلام میشود که تا رسیدن سوار از تهران، هیچکس جرئت خروج از مدرسه سلطانی را ندارد.

شکایت از شرارت های نایب حسین کاشی
این نامه با اشاره به چهل سال ظلم و تعدی نایب حسین کاشی و اتباعش در کاشان، از جمله قتل مسلمانان، هتک ناموس، توهین به مقدسات و سرقت اموال مردم، به هیجان آمدن مردم کاشان را گزارش میدهد. نویسندگان که خود را خادمان شرع معرفی میکنند، حکم به محارب و مفسد بودن نایب حسین و وجوب دفع و قتل او را صادر کردهاند. آنها تأکید میکنند که مردم کاشان به زنان و کودکان اشرار کاری ندارند و از حجتالاسلام بهبهانی میخواهند که به سخنان مخالفین توجه نکند، زیرا تا زمانی که این اشرار زنده هستند، مردم کاشان آسوده نخواهند بود و مجبور به مهاجرت خواهند شد.