محکومیت معاهده 1907
این نامه با خطاب به انجمن ایالتی اصفهان، به محکومیت معاهده ۱۹۰۷ میان روسیه و انگلستان میپردازد. نویسنده با تأکید بر خطر عظیم این معاهده برای اسلام و استقلال ایران، آن را نوعی کشورستانی بدون خونریزی میداند. او با بیان بیداری ملت ایران و عدم پذیرش اینگونه سلطهگریها، از مخاطبان میخواهد که با حرکت به سمت تلگرافخانه و اطلاعرسانی به سایر ولایات و انجمنها، مجلس شورای ملی را برای تعیین تکلیف تحت فشار قرار دهند و تأکید میکند که در این شرایط، بذل جان در راه اسلام کمترین خدمت است.
برانگیختن ایرانیان بر ضد قرارداد 1907
این شعر با لحنی حماسی و پرسشگرانه آغاز میشود و ایرانیان را به دلیل بیتفاوتی و غفلت در برابر ظلم و از دست دادن شرف و آزادی مورد سرزنش قرار میدهد. در ادامه، به معاهده ۱۹۰۷ روس و انگلیس اشاره میکند و این دو کشور را به ترتیب به عنوان «یار عربدهجو» (روسیه) و «حریف عهدشکن» (انگلیس) معرفی میکند که با حیلهگری و فریب، ایران را به ورطه نابودی کشاندهاند. شعر با انتقاد از کسانی که به جای مقاومت، تسلیم شدهاند، ادامه مییابد و بر اهمیت اتحاد، غیرت ملی و عشق به وطن تأکید میکند. در پایان، با استعارههایی از بیغیرتی و ناتوانی، به ایرانیان هشدار میدهد که از خواب غفلت بیدار شوند و برای حفظ استقلال و هویت خود تلاش کنند.
هشدار نسبت به عواقب قرار داد ۱۹۰۷ انگلستان و روسیه در مورد ایران
متن با خطاب قرار دادن افراد غافل و بیتفاوت، وضعیت خطرناک اسلام و ایران را گوشزد میکند. در ادامه، به تمسخر اسلام و ایران توسط بیگانگان و توطئههای دشمنان اشاره شده و از خواب غفلت دوستان انتقاد میشود. در پایان، با اشاره به قرارداد ۱۹۰۷ میان انگلستان و روسیه، از ملت ایران خواسته میشود که برای حفظ استقلال کشور خود به پا خیزند و این معاهده را نادیده بگیرند، زیرا ملت ایران بیدار است و نیازی به کمک بیگانگان ندارد.
ضرورت تشکیل ارتش ملی برای مقابله با توطئههای خارجی و حفظ استقلال کشور
متن با اشاره به معاهده روس و انگلیس و تقسیم ایران، خطر از دست رفتن استقلال و آزادی مذهبی را گوشزد میکند. سپس بر لزوم اتحاد ملت و دولت و تشکیل ارتش ملی برای مقابله با این تهدیدات تأکید میشود. در ادامه، از مخاطب خواسته میشود تا با استفاده از نفوذ خود، ملت را برای تشکیل قشون ملی آماده کرده و از مجلس شورا و مجلس بلدیه بخواهد تا قوانین مربوط به آن را وضع و اجرای آن را از وزارت جنگ مطالبه کنند. در پایان، نویسنده این اقدام را وظیفهای شرعی و عقلی برای حفظ اسلام و وطن میداند.
انتقاد شدید از قرارداد ۱۹۰۷ روس و انگلیس
متن با ابراز ناامیدی از دولت استبدادی روسیه آغاز میشود که انتظار میرفت با نهضت آزادیخواهی ایران مقابله کند و به دنبال توسعه نفوذ خود و ریشهکن کردن مشروطیت باشد. سپس، تعجب و انتقاد شدید از دولت انگلیس مطرح میشود که با وجود ادعای حمایت از آزادی و داشتن مشروطیت، به معاهدهای بیرحمانه تن داده و حکم نابودی ملت ایران را امضا کرده است. در ادامه، بر اهمیت اتحاد، وطنپرستی و فداکاری ملت برای بقا و ترقی تاکید میشود و بیان میگردد که بدون این صفات، هیچ ملتی زنده نخواهد ماند. همچنین، توصیه میشود که از علم و صنعت اروپاییان استفاده شود، اما در سیاست به آنها اعتماد نشود، زیرا آنها تنها به منافع خود میاندیشند و ملتهای دیگر را حقیر میشمارند. با استفاده از مثالی از حیوانات درنده و دول استعمارطلب، ماهیت فریبنده استعمارگران تبیین میشود و دولت انگلیس به دلیل ریاکاری و فریبکاری در قبال ایران، مورد سرزنش قرار میگیرد. در پایان، فلسفه سیاسی پشت این معاهده، یعنی ترس انگلیس از قدرت روزافزون آلمان و تلاش برای اتحاد با روسیه به قیمت حیات ایران، برای مخاطبان روشن میشود و از نقش فرانسه در این معاهده ننگین ابراز تعجب میشود.