کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه با ابراز شکرگزاری از بازگشت مخاطب به وطن آغاز می‌شود و نویسنده آرزوی رهایی خود از فشار استبداد را بیان می‌کند. در ادامه، نویسنده از بی‌توجهی مخاطب به حال خود گلایه کرده و وضعیت نابسامان قزوین را تشریح می‌کند؛ شهری که در احاطه مستبدین است و او به دلیل ترس از نیروهای دولتی و سواره قراداغ، مجبور به خانه‌نشینی شده است. نویسنده به حمایت سپهدار اعظم از مشروطه‌خواهان اشاره می‌کند، اما توضیح می‌دهد که این حمایت باعث شده تا نیروهای دولتی نیز به جمع مستبدین قزوین اضافه شوند و وضعیت او بدتر از زمان تخریب مجلس و صدور فتوای قتل مجاهدین شده است. نامه با ابراز دلگیری از بی‌لطفی مخاطب و درخواست یادآوری از حال او به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

قربانت شوم، سپاس از جهاندار کاین رنج سخت که گیتی یکی نغز بازیگر است یکی را ز ماهی به ماه آورد به شادی و خوبی برآورد بخت که هر دم ورا بازی دیگر است یکی را ز مه زیر چاه آورد حمد خدای را که به سلامت و شرافت، وارد خاک پاک وطن مألوف گردیدید و به کوری چشم دشمن آنچه را که منظور نظر مبارک بود، دیدید. خداوند به تمام دوستان قسمت بفرماید و حضرت مسبب‌الاسباب سببی فراهم بیآورد که من بنده شرمنده بیچاره هم از تحت فشار استبداد خلاص شوم و مناصی[۳] بجویم. چه خوش است آن روز که صبح و اشرقت الأرض بنُور ربها[۴] دمیدن گیرد و چشمم به زیارت جمال عدیم‌المثالت[۵] روشن و هم‌گلشن گردد. در این مدت که در گیلان تشریف دارید، همه را منتظر آن بوده‌ام که از حضرتت به سرافرازیم رقیمه[۶] صادر گردد تا قلب رمیده‌ام آرام گیرد؛ به عکس هیچ یادم نفرمودید. شهد الله آنی بی‌خیال حضرتت نبوده و نخواهم بود. از دوست به یادگار دردی دارم آن درد به صد هزار درمان ندهم حالم را بخواهید، رجوع به قلب مبارک فرموده، خواهید دانست که نیم نفسی بیش نمانده، شب و روز به انتظار نیل مقصود، مسئلت از درگاه حضرت ودود می‌نمایم. خدایا! تو گواهی که مشتاقی و صبوری از حد گذشت. وحشیان افریقا و سکنه خط استوا به مقصد نایل گردیدند و به مراد خود رسیدند، ما هنوز اندر خم یک کوچه‌ایم. از وضع قزوین آنچه را که حضرتت ندیده‌ای، بنده‌ات می‌بیند. به هر سمت گذر می‌کنم گروه مستبدین احاطه دارند و من بیچاره را انگشت‌نما که باز باد به پرچم علم مجاهدین می‌وزد و بوی مشروطه به توسط نسیم شمال[۷] می‌رسد... به رشت آمده، این هم در اینجا شهری را منقلب می‌کند. به حاکم می‌گویند به طهران صورت می‌دهند. مخلص هم [چون] گاو از ترس جو دروغ عرض کنم: دو سه روز از خانه بیرون نمی‌آیم. طاقت گرفتاری به دست سواره قراداغ [را] ندارم. گاه بیرون آمده، تا شهبندرخانه[۱] می‌روم، دوستان خودم را ملاقات کرده، فوراً رجوع به بیت‌الاحزان[۲] می‌نمایم، غیر از این چاره ندارم. به سر و جان خودت نُه ماه، بلکه ده ماه است به همین ترتیب روزگار غدار بر بنده و جمعی از دوستان می‌گذرد. اگرچه این اوقات بالنسبه حالم بهتر است، زیرا فخر می‌کنم که ما بیچارگان هم بحمد الله از توجه حضرت ولی عصر عجل الله فرجه مفری داریم و مناصی به هم کرده‌ایم، مثل وجود مسعود مبارک حضرت مستطاب اشرف، پدر مهربان ملت مظلوم ایران یعنی سپهدار اعظم[۳]، مد ظله العالی علی مفارق الانام[۴]، حامی به هم نموده و در مهد آسایش امان غنوده‌ایم؛ الا آن که خود حضرتعالی می‌دانید آن روز اگر منتها تقصیر ما در دولت، مشروطه‌طلبی بود، امروز علاوه بر آن، ماها را تابع حضرت اشرف سپهدار می‌دانند از آن روز اگر فقط مستبدین قزوین با ماها طرف بودند، امروز قشون دولت هم علاوه بر آنها شده. اگر او به واسطه قتل ناصر خان به کلی از ما رمیده، زیرا این جمع را با مجاهدین گیلان یکی می‌دانند، پس در این صورت حال حالیه بنده بالخصوص با ملاحظه ... نایب رئیس، بدتر[۶] از آن اوقات است که مجلس مقدس اسلام را خراب کردند و فتوی به إهدار دم[۷] مجاهدین، از بعضی ملانمایان مملکت صادر گردید. با این حال حضرت مستطاب عالی هم به هیچوجه تفقدی از احوالم نمی‌فرمایید. خودتان ملاحظه بفرمایید آیا در این موقع باریک و هوای ابر و تاریک، این بی‌لطفی نسبت به بنده سزاوار است؟ مخلص را عرضی نیست، زیرا هر عیب که سلطان بپسندد هنر است. تصدقت، مستدعیم از سلامتی مزاج محترم با ارجاع خدمات، یاد و شادم فرمایید. زیاده عرضی ندارد. قربانت صدری است. **پاورقی‌ها:** [۱] گمرکخانه، اداره عوارضی [۲] منظوره منزل مسکونی خود است. [۳] منظور، میرزا محمدولی خان تنکابنی است که در آن زمان در رأس نیروهای مشروطه‌خواه شمال قرار داشت. [۴] سایه بلندش بر سر مردم متدام باد. [۵] عدیم‌المثال: بی‌مانند، بی‌نظیر [۶] در اصل: بتر [۷] اهدار دم: ریختن خون [۸] رئیس اولین انجمن بلدی قزوین [۹] مخاطب، میرزا حسن شیخ‌الاسلام (رئیس‌المجاهدین) است که در آن زمان در رشت سکونت داشت. [۱۰] مناص: پناه، چاره [۱۱] زمر، ۶۹: زمین به نور پروردگارش روشن شود. [۱۲] نامه، نوشته [۱۳] روزنامه منظوم مردمی مشروطه‌خواه که توسط سید اشرف‌الدین حسینی در رشت و تهران منتشر می‌شد. [۱۴] در اصل: نقطه چین

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1288
محل وقوع: قزوین (استان )
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: میرزا حسن شیخ الاسلام رئیس‌ المجاهدین
حاکم زمان: احمد شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)