کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سیدجمال‌الدین اسدآبادی در مونیک با ناصرالدین شاه و امین‌السلطان دیدار می‌کند. امین‌السلطان از او می‌خواهد که به پطرزبورغ رفته و در مورد مسائل کارون، بانک و معادن با مقامات روسی مذاکره کند تا سوءتفاهمات درباره نقش امین‌السلطان در این امتیازات برطرف شود و راه حلی برای بازگرداندن وضعیت به حالت سابق پیدا کند. سیدجمال‌الدین پس از بازگشت به پطرزبورغ و مذاکرات فشرده با مقامات روسی، موفق به جلب نظر آنها برای حل مسالمت‌آمیز مسائل می‌شود و دو راهکار سیاسی برای امین‌السلطان ارائه می‌گردد. اما پس از بازگشت به تهران، امین‌السلطان از پیگیری موضوع خودداری می‌کند و حتی در برابر تلگراف سفارت روسیه که تبلیغات سیدجمال‌الدین را غیررسمی می‌خواند، اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. این رفتار باعث گلایه شدید سیدجمال‌الدین می‌شود و او از این بی‌اعتنایی و عدم پیگیری ابراز تأسف می‌کند. در نهایت، به او ابلاغ می‌شود که شاه مایل است او تهران را ترک کرده و در قم اقامت کند، که این امر نیز بر گلایه‌های او می‌افزاید و او را به تأمل در دلایل این تصمیم وامی‌دارد.

متن کامل گزارش

عرضه داشت به سدّة سَنیَّهُ عالیه و عَتَبه رفیعة سامیه اعلیحضرت شاهنشاه اسلام‌پناه در مونیک [۲] وقتی که از شرف وعد احترامات و اجازه مصاحبت موکب همایونی در زمره طرب بودم، در همان محضر سَنی [۳]، جناب امین‌السلطان وزیر اعظم چنان پسندیدند که این عاجز برای اصلاح بعضی امور ضروریه اولا به پطرزبورغ رفته، پس از انجام آنها به ایران بیایم. اعلیحضرت شاهنشاه اقام‌الله به دعامة المدن [۴] استحسان فرمودند. در شب همان یوم‌الشّرف [۶]، پنج ساعت جناب وزیر اعظم [۷] به این عاجز مکالمه نمودند. خلاصه‌اش این شد: آنکه اولاً، دولت روسیه و رجال و ارباب جراید آن را حق نیست که ایشان را بر جلس و نشانه سهام [۸] نمایند و از در مُعادات و مُعانَدت [۹] برآیند؛ چون که ایشان - یعنی جناب وزیر اعظم - مالک و صاحب مُلک نیستند و رتق و فتق امور به قدرت ایشان نیست. دیگر آن که مسئله کارون [۱۰] و بانک [۱۱] و معادن [۱۲]، قبل از ارتقاء ایشان به رتبه وزارت عظمی [۱۳] انجام پذیرفته است. نهایت این است که اجراء آن، از سوءبخت در زمان وزارت ایشان شده است. پس حین ورود [به] پطرزبورغ باید در نزد وزارت روسیه، ابراء ذِمّه [۱۴] و تبرئه ساحت ایشان را بنمایم و تبدیل افکار فاسده وزراء روس را در حق ایشان داده و حُسن مقاصد و نیات ایشان را درباره دولت روس مسجّل کنم. ثانیاً، از این عاجز خواهش نمودند که به مسیو کیرس، رئیس‌الوزراء [روسیه] و وزیر دول خارجه و مستشارهای ایشان (ویلنکالی و زینوویف) شفاهاً بگویم که ایشان، یعنی جناب وزیر اعظم، از برای اثبات حُسن مقاصد خود در هر حال حاضرندکه اگر از طرف روس طریق اَسهّلی [۱] ارائه شود، در ظرف چند روز مسئله کارون و بانک و معادن را حل نموده به حالت سابقه، اعاده نمایند. این عاجز، چون نَجاح [۲] مقاصد جناب وزیر اعظم را عین رضایت پادشاه و خیر ملت اسلام می‌دانستم به پطرزبورغ عود [۳] نمودم و چند نفر را که در سیاسیات مشرق زمین با خود هم‌مشرب می‌دانستم، چون ژنرال ابروچف در حربیّه [۴] و ژنرال دیختر در وزارت دربار و ژنرال اغناتیف سفیر سابق روس در اسلامبول و مادام نودپکف که از خواتین [۵] نافذالکلمه و غالباً در مسائل سیاسیه که مابین روس و انگلیس است می‌کوشید، با خود متفق کردم و در ظرف دو ماه، بیست بار با مسیو کیرس و با مستشارهای ایشان ملاقات کردم و پیش از آن‌که در مقاصد جناب وزیر اعظم شروع نماییم، اولا در این سعی نمودم که به ادلّه و براهین سیاسیه و به اعانت هم‌مشرب‌های خودم ثابت کنم که صلاح دولت روس در مشرق زمین آن است که علی‌الدوام با دولت ایران از درِ مسالمت و موادّه [۶] و مجامله برآید و سخت‌گیری و مخاصمت ننماید و در ضمن، همه وقت مَنح و سَماح [۷] اعلیحضرت شاهنشاه اسلام‌پناه را در اَترّک [۸] و اراضی ترکمانیه و جای‌های دیگر خاطرنشان ایشان می‌نمودم. چون دانستم که این مطلب اصلی مسجل شد و مقبول‌گردید و از برای ایشان انحراف رأی روی - داد و آتش غضبشان فرونشست، در آن وقت مقاصد جناب وزیر اعظم را پیش‌نهاده،گفتم: وزیر اعظم به نفس خود در مونیک به من‌گفتند به شما تبلیغ‌کنم که ایشان حاضرند اگر شما طریقی نشان دهید که موجب حرب و سبب غرامت نگردد مسئله کارون و بانک و معادن را حل نمایند و موازنه سابقه که در میان دولت روس و ایران و انگلیس بود دوباره برقرار کنند و در تِلو [۹] این مطلب، این قدر که ممکن بود در تبرئه ذِمّه جناب وزیر اعظم و حُسن مقاصد ایشان در حق دولت روسیه کوشیدم؛ چنانچه دوبار هم این مطالب را از پطرزبورغ به ایشان نوشتم. مسیو کیرس و مستشارهای ایشان پس از آن که مکرر از حُسن مقاصد و نیات عزم جناب وزیر اعظم پرسیدند گفتند که ما باید در این مسئله با وزیر جنگ و وزیر مالیه اولا مشورت کنیم و به امپراطور، حاصل مشورت خود را عرضه نماییم و بعد از آن اگر طریق سیاسی یافت شد که بدان توان حل مسئله را نمود به شما شفاهاً خواهیم گفت که به نَهج [۱] جواب، به جناب وزیر اعظم برسانید. البته اگر این مسئله به نَهجی حل شودکه موجب مخاصمه در میان دولت‌ها و دولت ایران نگردد بهتر است. پس از چندین بار مشورت، دو مسلک پُلتیک [۲] یکی از برای خود و یکی از برای جناب وزیر اعظم تعیین نموده و به من‌گفتندگه اگر جناب وزیر اعظم می‌خواهند ابواب خطرهای آینده را ببندند در جواب رسالت [۳]، این دو مسلک را بدیشان از طرف ما تبلیغ کن. و چون هر یک از ما خط حرکت پلتیک خود را بر آن دو مسلک معیّن قرار دهیم، مسئله به خودی خود بلاغرامت و بلاجدال حل - شده، سبب رضایت همه خواهد بود. این عاجز، شادان و خرسند شدم که به قوّت الهیّه به تنهایی توانستم پس از اطلاع تامّ از مسالکِ سیاسیٌه خُفیّه [۴] روس در مشرق زمین خدمتی به دولت اسلام نمایم و وزیر اعظم را از خود خشنود کرده باشم. چون به طهران رسیدم خارج شهر توقف نموده به جناب وزیر اعظم اطلاع دادم. جناب ایشان خانه حاجی محمدحسن امین‌الضرب [۵] را معین نمودند که در آنجا فرود آیم و نَجل [۶] ایشان را مهماندار مقرر نمودند و این عاجز مدت سه ماه تمام از جای خود حرکت نکردم، به غیر از یک بار و آن هم بعد از یک ماه که عزّ شرفِ حضور، حاصل شد و بدان نویدهای ملوکانه مفتخرگردیدم. و در این مدت، جناب وزیر اعظم به هیچ گونه از این عاجز سؤال نکردند که در پطرزبوغ چه واقع شد و جواب آن مسئله که تو را برای آن بدانجا فرستادم چه شد. بلی، در این مدت چند بار بعضی از حاشیه [۷] خود را برای احوالپرسی فرستادم، وعده ملاقات مفصل می‌دادند. چون مدت طول کشید از کیفیت مسئله سئوال شد. در جواب گفتم: که تا هنوز، از وزیر اعظم استفسار نشده است و سبب را هم نمی‌دانم. در وقتی که اهمال جناب وزیر اعظم به وزارت روس معلوم گردید با آن همه محاجّات [۸] و مجادلات و تبلیغات مُلِحّانه [۹] این عاجز در پطرزبورغ، ایشان این امر را مجرّد مُلاعَبه [۱۰] و بازی و اهانت و تحقیر و یا خود حیله سیاسیه - [که] مقصود کشف افکار طرف مقابل است (کاش سئوال می‌شد و کشف افکار طرف مقابل می‌گردید) - شمرده، به سفارت خود در دارالخلافه طهران تلگراف نمودند که سیدجمال‌الدین از طرف وزیر اعظم شفاهاً بعضی تبلیغات نمود؛ اگر وزیر اعظم می‌خواهد که در آن مسائل داخل شوند، رأساً به نهج رسمی با سفارت روس در طهران یا با سفارت ایران در پطرزبورغ مکالمه نمایند و سیدجمال‌الدین که به نهج غیررسمی بعضی تبلیغات نمود اگر پس از این، سخنی از این طرف بگوید مقبول نیست. لاحول و لاقوة الا بالله. راه رفته، رنج کشیده به رجوع قهقری به نقطه اولی برگشت. شگفت، عُقده حل کرده [۱] را دوباره محکم کردن! شگفت اعلیحضرت پادشاه اسلام‌پناه نتایج این گونه حرکات را به خرد خداداد دیپلوماسی از هر کسی بهتر می‌دانند. جناب وزیر اعظم چون از مضمون آن تلگراف مطلع شدند -به خلاف عادت سیاسیین جهان -به جای آن که تأسف نمایند که چرا افکار وزراء روس را در این مسائل استکشاف نمودند و جواب‌های ایشان را استماع نکردند، به عرب صاحب‌گفته بودند که من چیزی به سیدجمال‌الدین نگفته بودم که به وزارت روس تبلیغ نمایند و من ایشان را به پطرزبورغ نفرستادم. انا لله و انا الیه راجعون. اینک لَعِب [۲] معکوس، اینک فکر عقیم، اینک نتیجه فاسده! با این مسلک، چگونه توان راه اخطار را بست و از مهالک دوری جست؟ بلاسبب، شبهه در دل‌ها افکندن و قلوب را متنفر کردن! خداوند تعالی مگر به قدرت کامله خود، ما را از آثار وخیمه این حرکات حفظ کند... و أعجب [۳] از این واقعه، این است [که] پس از آن که وعد احترامات و ستایش خود را از لسان مبارک اعلیحضرت شاهنشاهی شنیدم حاجی محمدحسن امین‌الضرب تبلیغ نمودند که رضایت اعلیحضرت شاهنشاهی این است که این عاجز، طهران را ترک نموده مجاور مقابر شهر قم بشوم. هرچه در خبایا [۴]ی ذهن خود تفتیش نمودم سبب را ندانستم. آیا به جهت آن بود که دولت روس را به براهین و وسائط، دعوت به مسلک و موادّه دولت ایران نمودم؟ یا برای آن است که به خواهش وزیر اعظم، به پطرزبورغ رفته در تبرئه ذمّه و حُسن مقاصد ایشان با دولت روس کوشیدم؟ یا بدین جهت که طرق حل مسائل را چنانچه خواهش وزیر اعظم بود به قوه کَدّ و جِد [۵] به دست آوردم؟ اگر چه بر مجرّبْ ندامت رواست، آنچه به پاداش مهمانی اول به من‌گذشت مراکافی بودکه دیگر خیال ایران را نکنم، اما لفظ شاهنشاه را مقدس شمرده خواستم به خلاف آنچه گفته بودند معلوم گردد که هم خیرخواهم، هم مطیع. دیگر این چه نقش است که باز ژاژخایان گوازه‌پسند [۶] (بالله علیهم)، اگر خدا [ی] نخواسته، ظهورات [۷]ِ مرا از مسلک خیرخواهی منحرف و منصرف‌کنند بر من چه ملامت خواهد بود؟ سبحان الله، تَوَهُم مزاحمت در مناصب، هر [چند] وقت این صاحبان عقول صغیره و نفوس حقیره را بر این می‌دارد که ذهن وقَّاد [۱]ِ نقاد اعلیحضرت شاهنشاه را درباره این عاجز، مُشوب [۲] گردانند. اینک در حضرت عبدالعظیم نشسته تا امر از مصدرِ عزّت چه حاصل شود. اسئل الله تعالی اَنَّ یمدّ کم بالعدلِ و الحق و یَنصُرکم بالحکمةِ دَولَتکم بقدرتهِ و یَحرِسَهُ عن کیدٍ الخائنین. آمین [۳]. **پاورقی‌ها:** [۱] سدّه ..، سامیه: پیشگاه بلند و آستان رفیع [۲] مونیخ [۳] سَنئّ: والا، عالی [۴] خداوند به وسیله او استواری شهرها را برپا دارد. [۵] تحسین کردند [۶] یوم‌الشّرف: روز شرفیابی [۷] منظور، میرزا علی‌اصغر خان امین‌السلطان (صدراعظم) است. [۸] سِهام: جمع سهم، تیرها؛ نشانه سهام:کنایه از ایجاد دشمنی است. [۹] معادات و معاندت: دشمنی و ستیزه‌کردن [۱۰] منظور، فرمان ناصرالدین شاه قاجار در ۲۴ صفر ۱۳۰۶ ق / ۳۰ اکتبر ۱۸۸۸ است که براساس آن کشتیرانی در رود کارون برای عموم دول بدون استثناء آزاد گردید. [۱۱] منظور، اعطای امتیاز بانک شاهی به یک انگلیسی به نام پاول ژولیوس رویتر در ۲۷ جمادی‌الاول ۱۳۰۶ ق / ۳۰ ژانویه ۱۸۸۹ به مدت شصت سال بود. بر طبق این قرارداد، حق انحصاری چاپ اسکناس، همچنین استخراج معادن مختلف در کشور و اجازه اقدام به هر عمل مالی، صنعتی و تجاری به رویتر واگذار شد. [۱۲] منظور بند ۱۱ قرارداد بانک شاهی است که حق استخراج معادن کل کشور را به رویتر واگذار می‌ساخت. [۱۳] وزارت عظمی: مقام صدراعظمی [۱۴] ابراء ذِمّه: رها کردن از تعهد، آسوده کردن [۱] اسهل: راحت‌تر [۲] کامیابی [۳] بازگشت [۴] امور جنگی [۵] جمع خاتون: زنان [۶] دوستی [۷] مَنح و سَماح: عطاکردن وگذشت [۸] اترک: رود خراسان شمالی که ازکوه‌های هزارمسجد در شمال شرق قوچان سرچشمه گرفته و به خلیج حسینقلی در جنوب شرقی دریای خزر می‌ریزد. [۹] دنبال [۱] به نهج: به عنوانِ، به شیوه [۲] مسلک پولتیک: روش سیاسی [۳] مأموریت [۴] مسالک سیاسیّه خفیّه: روش‌های سیاسی پنهانی [۵] حاج محمدحسن امین‌الضرب (۱۲۵۳ - ۱۳۱۶ ق)، از بازرگانان مشهور ترقیخواه دوره ناصری، وی ریاست ضرابخانه رسمی کشور را دردست داشت و ثروت زیادی اندوخت و کارخانجات صنعتی نوینی در کشور دایر کرد. امین‌الضرب روابط حسنه‌ای هم با دربار و هم با سیدجمال‌الدین اسدآبادی داشت و میزبان او بود. [۶] فرزند. منظور حاج محمدحسین امین‌الضرب (۱۲۸۹ - ۱۳۵۱ ق) است. [۷] اطرافیان [۸] دلیل آوردن‌ها [۹] مصرّانه [۱۰] شوخی [۱] عقده حل‌کرده:گره باز شده [۲] بازی [۳] عجیب‌تر [۴] جمع خبیئه: خفایا، نهان‌ها [۵] کدّ و جدّ: مشقت و اصرار [۶] ژاژ خایان‌گوازه‌پسند: یاوه‌گویان شوخی‌پسند [۷] تصورات ذهنی [۱] تیزبین [۲] گمراه [۳] از خداوند متعال می‌خواهم که شما را کمک کند به انجام عدل و حق و یاری دهد به بردباری و استوار دارد دولت شما را به قدرتش و محافظت‌کند از نیرنگ خائنان. * تاریخ مشروطه ایران، ص ۱۲-۱۵.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1269
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: ناصر الدین شاه قاجار, میرزا علی اصغرخان امین السلطان
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)