کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه با ابراز محبت و آرزوی سلامتی برای مخاطب آغاز می‌شود و از صدمات وارده بر وی ابراز تأسف می‌کند. در ادامه، نویسنده به جهاد اکبر در راه اعتلای کلمه حق و لزوم تحمل سختی‌ها اشاره کرده و تجربه ترور خود را یادآور می‌شود. سپس، وضعیت نابسامان ایران را با واقعه کربلا مقایسه می‌کند و هجوم بر دین مبین را مشابه هجوم بر امام مبین می‌داند. نویسنده به وخامت اعمال سابقین و نیاز به زمان برای معالجه اوضاع اشاره کرده و تأکید می‌کند که تنها راه درمان این امراض مهلکه، تقویت شریعت و اتحاد و اتفاق علمای ربانی است. در پایان، نویسنده ضمن آرزوی دوام افاضت مخاطب، از وی التماس دعا دارد و در حاشیه، پیشنهاد سفر به مشهد مقدس را به عنوان راهی برای تقویت اسلام و دین مطرح می‌کند.

متن کامل گزارش

بسم الله الرحمن الرحیم عَظَّمَ اللهُ اُجورَکُم و شَکر اللهُ سَعیَکُم و جَزاکُمُ اللهَ عَن الاِسلام و اَهلِهِ خَیرَ الجَزاءِ، ان شاء الله تَعالی. مرقومه شریفه مبنی بر اظهار محبت و تفقد صمیمانه، هفته رفته زیارت گردید[۱]. از این که بر صحت و استقامت مزاج شریف حکایت داشت کمال مسرت حاصل شد. امیدوارم [خداوند متعال] همواره وجود مبارک حضرت مستطاب عالی [را] در ترویج شریعت مطهره، و حمایت کلمه جامعه مقدسه اسلامیه، مظفر و منصور بدارد. از این که شرحی مندرج صدمات وارده بر وجود شریف بود، نهایت تأسف حاصل گردید. البته خاطر شریف بهتر از همه کس مسبوق است که در طی این مراحل که جزءِ ایام الله معدود است، جهاد اکبری است از امثال حضرتعالی در اعلای کلمه حقه؛ بدیهی است صدمات و لطماتی هم دارد که باید تأسّیاً بالأسلاف[۲] تحمل نمود و رنج را برای بزرگی مطلب و مقصد راحت شمرد. به صاحب شرع اقدس نبوی [قَسَم] که بعد از خوردن گلوله منافقین[۳]، مکرر در مکرر، در قلب خلجانی شد که کاش کاری شده و مرا راحت نموده بود. و باز، خود را ملامت کرده گفتم: چه آرزویی است؟! با تو کارها دارند، که شاید این وقعه یکی از هزار و اندکی از بسیار باشد، اَولُ العِلم مَعرفَة الجبّار و أخِرهُ تَفویضُ الآمِر اِلیهِ[۴]. این همان داعیه کربلا است. آن روز، فاش و فاش، هجوم بر هلاکت امام مبین کردند؛ امروز هجوم بر اضمحلال کتاب و دین مبین نموده‌اند. تصور فرمایید در آن آستان قدس و جوار امیرالمؤمنین آن نمره مردم، که آن طور با تیشه هوا و هوس، ریشه اسلام و اسلامیان ممتحن‌القلب را درآرند، در ایران چه خواهد بود؟! ولیکن هیهات تَضربُ بالحدیدِ الباردِ، إِنَّ لِلبَیتَ رَبّاً[۵]. بحمد الله تعالی، نَفَس آخر آنها است. حُسن نیت و پاکی فطرتِ این پادشاه معدلت‌پرور، عنقریب نتایجش بهتر از این واضح شود. خدا می‌داند که وخامتِ اعمال سابقین در این مملکت چه‌ها کرده و چقدر زمان و اوقات فارغ می‌خواهد که بتوان معالجه و تصفیه نمود؛ آن هم در صورتی که اتباع و اَشیاع[۶] آنها باز، مخفی و آشکار، مشغول همان اعمال شنیعه هستند. شرحی در جواب انتقادات قره‌العین مفخّم مکرم آقای آقا ضیاءالدین[۷] سلّمه الله نوشته‌ام، البته ملاحظه می‌فرمایید. موازین امور را از همان رو استنباط فرمایید و به هیچوجه از استقامت و همتی که فرموده‌اند خسته نباشید. اِنّ الذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ تُمَّ استَقامُوا[۸]، الخ. جناب مستطاب شریعتمدار آقازاده مکرم، آقای آقا سید احمد سلمه الله غالباً با داعی هستند و از واردات و حالات طهران خوب اطلاع دارند؛ البته به عرض می‌رسانند که مطلب از چه قرار است؟ و به عقیده داعی، برای معالجه این امراض مُهلکه، جز تقویت مزاج شریعت، و اتحاد و اتفاق کلمه علماءِ ربانیین، چاره‌ای نباشد و لذا داعی هم حتی‌المقدور سعی دارم شاید این اختلاف کلمه برداشته شود. زیاده، ایام افاضت و افادت مستدام باد. همواره منتظر وصول مرقومه‌جات شریفه مبشِّر سلامتی مزاج مبارک و هرگونه فرمایش هستم و در مَظان اجابت و تحت قبّه مطهره منوره، ملتمس ادعیه خیریه حضرت مستطاب عالی می‌باشم. و السلام. [به خط شیخ]: الاحقر فضل‌الله النوری، عرض می‌شود: اِن ضاقَ بکُم الفَضاءُ فِی تِلکَ الأرض مسافرت به عنوان زیارت حضرت رضا علیه آلاف التَّحِیه و النَّناء خیلی به موقع است و گمان می‌رود که در آن قوّت اسلام و دین باشد، و الأمر الیکم. فضل‌الله النوری. **پاورقی‌ها:** [۱] مخاطب نامه، آیت‌الله سید محمدکاظم یزدی مرجع بزرگ منتقد مشروطه در عتبات و از همفکران حاج شیخ فضل‌الله نوری است. [۲] تأسّیاً بالاسلاف: به پیروی از گذشتگان [۳] منظور، ترور وی در شب ۱۶ ذیحجه ۱۳۲۶ ق است. [۴] پیامبر اکرم (ص): سرآغاز علم، شناخت خداوند جبار، و سرانجام آن، واگذاری امور به اوست. [۵] اشاره به آشوب و غوغای گروهی از هواداران مشروطه در نجف اشرف علیه آیت‌الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی و اسائه ادب به ایشان و درگیری با مخالفان مشروطه است. افسوس که مشت بر آهن سرد می‌کوبی که این خانه، پروردگاری دارد. [۶] پیروان [۷] فرزند روحانی حاج شیخ فضل‌الله که در آن زمان در نجف اشرف به تحصیل مشغول بود. [۸] فصلت، ۳۰: کسانی که گفتند پروردگارمان الله است، سپس استقامت ورزیدند ... [۹] اگر در آن حدود، فضا بر شما تنگ شده. * خانه بر دامنه آتشفشان، ص ۱۵۰-۱۵۲.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1287
محل وقوع: تهران (استان تهران)
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: سید محمد کاظم طباطبایی یزدی
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)