کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

سید جمال‌الدین اسدآبادی در پاسخ به نامه‌ای، بر خیرخواهی و تلاش بی‌شائبه خود برای امت محمدیه تأکید می‌کند و هرگونه انانیت و جاه‌طلبی شخصی را رد می‌نماید. او با اشاره به سرنوشت دولت عثمانی و خدیویت مصر که به دلیل مخالفت با او دچار مشکل شده‌اند، ایران را نیز در صورت اصرار بر گناهان و عدم توبه، به سرنوشتی مشابه تهدید می‌کند. اسدآبادی در ادامه، ادعای آماده بودن همه چیز پس از ورودش به تهران را رد کرده و بیان می‌کند که به دنبال مقام، ثروت یا منافع شخصی نیست و تنها هدفش نصیحت و اصلاح است. او همچنین از امین‌السلطان صدراعظم می‌خواهد که از اقتدار خود در جهت خیر مردم ایران استفاده کند و در پایان، به مسائل شخصی و احوال‌پرسی با افراد مختلف می‌پردازد.

متن کامل گزارش

جناب محتشم مکرم حاجی محمد حسن، امین دارالضرب السلطانیة همیشه خرسند و مسرور بوده باشند. مکتوب شما که آرزوی حصول فرصت از برای گله‌گذاری (جای التماس دعا را گرفته) بود رسید. جناب حاجی! من آنچه گفته‌ام، می‌گویم و کرده‌ام و می‌کنم، همه محض و صرف از برای خیر امت محمدیه بوده است و خواهد بود و به هیچ وجه انانیت مرا درو مدخلی نبوده است. و اگر منافقان ایران در نزد کوران و کران -که نه چیزی شنیده‌اند و نه دیده‌اند -انکار نمایند، امید آن دارم که شما در پیش نفس خود اعتراف کنید که راست می‌گویم. و چون خداوند تعالی از حقیقت کنش و روش من مطلع بوده، لهذا دولت عثمانی را پس از شش ماه که از در مخالفت با من درآمد، گوش و دماغش را بریده کمرش را شکست و خدیویت[۱] مصر را پس از آنکه مملکتش را پارچه پارچه کرد، پای سنگین انگلیس را بر گلوی آن نهاده که نزدیک است نفسش قطع شود و شیرعلی خان[۲] و عائله آن را تار و مار کرد. اکنون می‌گویم اگر ایران بر گناه خود اصرار نماید و توبه نکند، خداوند تعالی چون به جهت گناهان سابق گوش و دماغ کنده[۳] است، حالا سرش را خواهد برد و گوشتش را طعمه نَشر[۴]ها و عقاب‌ها خواهد نمود، و بسیار زمان طول نخواهد کشید. خداوند تعالی بیزار است از این اعمال جاهلیت و رسوم وحشی‌ها که بر سر آنها عمامه اسلام و دین نهاده‌اند. اینکه من جهاراً[۵] می‌گویم و [مردم] عالَم هم در این نزدیکی خواهند دید. نوشته بودید که پس از ورود من به تهران همه چیز آماده و حاضر بود. حاجی جان! چه حاضر بود و کدام چیز آماده بود؟ من صدراعظم نمی‌خواهم بشوم، من وزیر نمی‌خواهم بشوم، من ارکان دولت نمی‌خواهم بشوم، من مواجب نمی‌خواهم، من وظیفه[۶] نمی‌خواهم، من عیال ندارم، من مِلک ندارم و نمی‌خواهم که داشته باشم. پس چه حاضر بود و چه آماده؟ جناب حاجی! بسیار اشخاص، به واسطه من به رتبه «بیگ»[۷]ی و «پاشا»[۸]یی رسیده‌اند و بسیار اشخاص به توسط من به مواجب‌های باهِظّه[۹] رسیده‌اند، ولکن خود من همیشه به یک حالت بوده و خواهم بود. جز نصیحت و اصلاح، مقصد دیگر ندارم. و آنکه دل شاه را تغییر داد اگر قلندر اصفهانی است و یا ناقلندر طهرانی و آن زَنیمی[۱۰] که راضی شد و آن عقلی که تهاوُن[۱۱] ورزید خداوند تعالی از همه کس بهتر می‌داند. انسان چون خود کشف حقایق نتواند بکند، جزاء همه در اینجا و آنجا در دست حق است. نگاشته بودید که جناب جلالت مآب افخم [امین السلطان صدراعظم] به اوج اقتدار رسیده‌اند. اگر در آن، نفع خلق است باعث مسرّت و خشنودی است؛ اگر چشم من درو خیر عموم عبادالله نباشد کور باد بهتر است؛ و اگر دستم برای سعادت مخلوق نکوشد از حرکت باز ماند؛ و اگر پایم در راه نجات امّت محمدیه قدم نزند، شکسته شود. این است[۱۲] مذهب من و این است[۱۳] مشرب من. و امید آن دارم که جناب جلالت مآب اجل، به قدر اقتدار خود در خیر ایرانیان بیچاره مسکین فلک زده بکوشد. و اما میرزا نعمت الله [اصفهانی] سواد مکتوبی که از برای شما روانه کرده بود، پیش من فرستاد و البته شما یکی از آن وجوه ثلاثه را که به شما عرضه کرده بود قبول خواهید کرد و از راه حلال و انصاف منحرف نخواهید شد. از فاضل چیزی ننوشته بودید. جمیع اهل خانه و متعلقین خود را و حاجی محمد ابراهیم را از طرف من سلام بگویید و آتش سوزان برزخ این جهان را بر خود به ملاحظه قیومیّت الهیه، بَرد و سلام[۱۴] نمایید و جناب آقا میرزا خلیل را مخصوصاً سلام بگویند. عبدالغفور حالش چگونه است؟ والسلام. جمال الدین الحسینی **پاورقی‌ها:** [۱] خدیو: عنوان سلطنت و امارت مصر در دو سده اخیر. [۲] سومین پادشاه از خاندان بارکزایی افغانستان که در ۱۲۸۰ ق به سلطنت رسید و در ۱۲۹۶ ق از سوی انگلیسی‌ها خلع شد. [۳] در اصل: کرده [۴] کرکس [۵] آشکارا [۶] مستمری [۷] فرماندهی سپاه [۸] امارت، حکومت [۹] گران [۱۰] زنیم: فرومایه، پست فطرت [۱۱] کوتاهی [۱۲] در اصل: منیت [۱۳] در اصل: منیت [۱۴] برد و سلام: سرد و سلامت

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1266
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: حاجی محمد حسن امین دارالضرب السلطانیه
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)