کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از دانش، کیاست و نظم حکومتی انگلیسی‌ها آغاز می‌شود و آنها را در مملکت‌داری و رعایت حال رعایا بی‌نظیر می‌داند، حتی اگر روش‌هایشان با حیله و فریب همراه باشد. سپس به چگونگی ورود انگلیسی‌ها به هندوستان اشاره می‌کند که ابتدا با اجازه پادشاه عالمگیر برای دفع پرتغالی‌ها وارد کلکته شدند. در ادامه، به تدابیر و حیله‌های انگلیسی‌ها برای نفوذ و تسلط بر هندوستان می‌پردازد؛ از جمله ساخت قلعه به بهانه تجارت، جمع‌آوری نیرو و تجهیزات جنگی، و ارسال نمایندگان با هدایا و عهدنامه‌های فریبنده به نزد حکام محلی. متن توضیح می‌دهد که چگونه انگلیسی‌ها با سوءاستفاده از غفلت و غرور حکام هندی، ابتدا با وعده کمک نظامی و سپس با مطالبه مواجب نیروها، بخش‌هایی از قلمرو آنها را تصاحب می‌کردند و در نهایت با دخالت در جانشینی حکام، کل مملکت را به تصرف خود درمی‌آوردند.

متن کامل گزارش

در بعضی از ممالک فرنگ مانند انگلستان و دیگر اماکن که در قوانین سلطنت و مملکت‌داری، گرد یونانیان را برداشته‌اند و به نیروی التفات سلاطین معدلت‌گستر، حکما و دانشمندان، مرقه و به اعلی درجه عزت و اعتبارند، آنقدر افاضل و دانشمندان در آن کشور به عرصه وجود آمده‌اند که احصای [۱] آنها عسیر است. بر طباع [۲] قاطبه مردم آن دیار حتی عوام و مردم بازار، ذوق حکمت و دانش مرتسم و منطبع [۳]، و الحق در این آوان، انگلستان رونق بازار اشراقیان و یونان، و هر یک از فرومایگان آن مملکت، ناسخ فضایل فیثاغورث و افلاطون است و به وجود ذی‌وجود آن دانشمندان با فرهنگ، اساس سلطنت و مملکت‌داری آنها نیز منتسق و منتظم [۴] و بر اکثر ممالک بعیده مانند هندوستان و غیره تسلط یافته‌اند و اقتداری تمام دارند. و حق این است که در امنیت و اطمینان و مملکت‌داری و رعیت‌پروری و معدلت‌گستری و اعزاز [۵] و رعایت حال سپاهی و لشکریان و رعایت حقوق ذوی‌الحقوق، این فرقه [انگلیسیان] در کل جهان طاقند؛ گو در بعض موارد بناشان به حیله و فریب و تزویر باشد بهتر از آن است که یک مرتبه به مردی، و مردانگی، خانمان‌ها خراب شوند و شیرازه انساب و اخلاف جمعی کثیر در آن واحد گسسته گردد و به جهت یک کس گناهکار، جمی غفیر [۶] زاویه‌نشین کنج نیستی و ره گرای ملک عدم شوند. [...] و حق این است که مروت این فرقه [۷] نسبت به دشمنان کینه‌جو، هنگام تسلط، از غرایب روزگار است و در این خصلت از جمیع فرق عالم بهتراند؛ چه هیچکس دشمن خونی را بعد از تسلط زنده نگذارد و به او قوت ندهد. رئیسی که فرمانفرمایی بذاته از او نیاید و مملکت‌داری را چنانکه باید نتواند و بخواهد که به عیش و سرور بگذراند و مدام از باده خوشگوار، مست و مخمور باشد و با این حالات هم اسم مملکت‌داری بر او باقی بماند و رتق و فتق مهمات [۸] را دیگری کند، بهتر از این جماعت در کل جهان یافت نشود. پادشاه ذی‌جاه هندوستان، عالمگیر پادشاه [۹] از احفاد [۱۰] سلاطین بابریه، به تقلید خاندان صفوی، به جهت دفع پرتکال [۱۱] که در تمام بنادر هندوستان فرمانروا بودند، انگلیسیه را به کلکته جای داد. [...] اما کسانی که در کلکته بودند [۱۲]، بعد از استیصال جماعت پرتکال، با مردم بنگاله که از قبیل حیوانات و حشرات‌الارض‌اند، به تمادی اعوام و شهور [۱۳] به تألیف دل‌های نزدیک و دور پرداخته، با رؤسا آمیزش نمودند و به دست بذل و ایثار، عامه مردم را با بعض اعاظم، به خود گرویده کردند. و چون قاطبه نصارا را تجسس اخبار و تفحص احوال مردم روزگار - خاصه مسلمان را - ذاتی و جبلی [۱۴] است [...]، جمعی از خود و از هنود [۱۵] و جماعت بت‌پرستان و مسلمانان تبه‌روزگار این دیار را که به آنها پیوسته بودند، به اطراف مملکت به تجسس اوضاع سلطنت و چگونگی احوال رعایا و برایا [۱۶] روانه نمودند. و در کلکته قلعه‌ای عالی بساختند و آن را به جهت فریب مردم به «بیت‌التجاره» [۱۷] موسوم ساختند و اسباب حرب، از توپ و تفنگ در آن قلعه کشیده، به بهانه اینکه «مال‌التجاره ما در اینجاست، به آلات جنگ و به جمعی نگهبان محتاجیم»، قلیلی مردم جنگی از ملک خویش طلب داشتند و از مردم هندوستان نیز نوکر گذاشتند. و سلاطین و رؤسا و متوسطین، هر یک علی مراتبهم، به عیش و طرب مستغرق و از باده غفلت و غرور بیهوش، و هر کس به هر جا که مقام [۱۸] داشت مست و مدهوش بود و چیزی که در عالم نخوت [۱۹] به خاطرشان خطور نمی‌کرد تسلط انگلیسیه بود. هر چه انگلیسیه از تدارک سامان جنگ و ذخیره و آذوقه و ملازم نگاهداشتن سپاهیان و تعلیم جنگ به قوانین خویش می‌کردند کسی نمی‌فهمید و اگر می‌شنید اعتنا نمی‌کرد، تا چهل - پنجاه سال قبل از این، در عهد جعفر علی خان -که بیگلربیگی [۲۰] بنگاله و دائماً از خمار بنگ و آواز چغانه و چنگ [۲۱] بیخود بود - با امرای غدار سازش نموده او را در حالت مستی از مرشدآباد گرفتار و به کلکته مقید [۲۲] داشتند و قاسم علی خان، داماد او را به جای او منصوب نمودند و از آن وقت الی یومنا هذا [۲۳] روز به روز و لحظه به لحظه در ترقی، و لوای [۲۴] اعتلا و فرمانروایی، در کل مملکت افراشته دارند. بعد از تسخیر بنگاله و آن نواحی [۲۵] بی شر و شور و رسیدن اخبار جاسوسان و اطلاع به اوضاع هر نزدیک و دور، به فکر دیگر اماکن افتادند. [انگلیسیان] بدین گونه بنا نهادند که هر مملکتی [از هندوستان] را که تسخیر آن، منظور نظر باشد اولاً به رئیس آن دیار عریضه‌ای در نهایت عجز و انکسار [۲۶] و کمال مسکنت [۲۷] و خاکساری برنگارند، متضمن استدعای وکیلی از جانب خود به آن مملکت به مقر ریاست یا سلطنت. و سلاطین و حکام این دیار - حتی رایان [۲۸] و بت‌پرستان را مرض نخوت و خوش‌آمدطلبی و ریشخند، عرض [۲۹] عام است - از آن نامه که به غایت، پاس آداب را مرعی [۳۰] داشته‌اند مشعوف شوند و بر خود ببالند که از یک انگریز [۳۱] چه شود و از او چه برآید و به کدام شمار آید. و از دنبال آن عریضه هنوز جواب نیامده یک کس کارآزموده با تحفه و هدایای بسیاری از نفایس چین و فرنگ روان سازند. رئیس به علت چشم‌تنگی از دیدن پیشکش و کلمات تملق [آمیز]، بر خویش نگنجد و فرستاده را به عزت نگه دارد. وکیل که در آنجا قائم شد - به نحوی که گذشت - استدعای جایی کنند و بیشتر در خارج شهر مکان گیرند و خانه‌ای قلعه مانند بنا نهند و اسباب حرب [۳۲] آنقدر در آن خانه بگذارند و لشکری نگاه دارند که اگر رئیس از بودن او پشیمان شود قادر به بیرون کردن او نباشد و به داد و دهش [۳۳] و ریزش کوشد تا عامه خلق را به خود گرویده کند، و اخبار و حالات را به مقر ریاست خود که کلکته است هر روزه برنگارد، و با اعزه [۳۴] جوشش کند و با رئیس در کمال فروتنی و خاکساری مانند یکی از چاکران سلوک نماید، و هر روزه عهدنامه‌ای تازه بر پوست آهو یا بر مس مشتمل بر اطلاعات خویش و قلع و قمع دشمنان آن سرکار و استیصال اعادی [۳۵] آن دیار از جانب کمپانی [۳۶] به شرح و بسط بسیار نوشته به رئیس سپارد و او را به کلی مطمئن خاطر سازد؛ و آخر عهدنامه‌ای از او ستاند که چون کارکنان سرکار کمپانی خیرخواه این سرکاراند، ما هم گفته و کرده ایشان را همه جا منظور نظر داشته، از صلاح و صوابدید ایشان بیرون نباشیم. این عهدنامه را که گرفتند به کلی مسلط شوند؛ چه، در هر ریاستی چند کس صاحب داعیه [۳۷] و جمعی کارکنان هستند که اغلب با هم منافقانه و به شکست کار یکدیگر مصروف‌اند. هرگاه میانه دو کس از مدعیان ریاست، امر به مجادله کشید، وکیل با طرف قوی سازش کند و از بنگاله افواج انگریزی به مدد او طلبد. بعد از برداشتن طرف ثانی، طرف غالب خوشوقت شود. پس به او تکلیف کنند که مواجب این فوج را بر ذمه خود گیرند و به این آراستگی که ملاحظه می‌فرمایند همیشه نزد خود نگاه دارند تا گاه و بیگاه به کار آید. او نیز قبول کند و نگه دارد. سرداران، همه انگریز [ی]اند. در آن خارج شهر - حوالی قلعه‌ای که وکیل به جهت سرکار کمپانی ساخته و خود می‌ماند - خانه سازند و لشکریان را نیز در آن قرب [۳۸] جا دهند. چند ماهی که گذشت مبلغی مواجب لشکریان در آن سرکار جمع شود. از این طرف مطالبه شدید و از آن طرف به لیت و لعل [۳۹] بگذارد. به معرفت [۴۰] یکی از کارکنان و ملازمان آن سرکار، پیغام دهند که اگر دادن مواجب [۴۱] لشکریان ماه، به ماه گوارا نیست یا ما را جواب گویند یا به قدر مواجب لشکریان از ملک جدا کرده به ما بسپارند که دیگر فی‌مابین، مطالبه و سؤال و جواب نماند. ناچار او قبول کند و آنقدر از مملکت دهد. و هرگاه رئیس را اجل در رسید، باز جمعی از اولاد و خویشان او متلاشی [۴۲] ریاست‌اند. هر کدام که قبول پیشکش سالی مبلغی به سرکار کمپانی کند او را به ریاست بردارند. او نیز از دادن پیشکش عاجز شود و قدری دیگر از مملکت به قبضه تصرف ایشان دهد، تا به کلی تمام آن را مالک شوند. **پاورقی‌ها:** [۱] احصاء: شمارش [۲] جمع طبع [۳] مرتسم و منطبع: متداول و سرشته شده [۴] منتسق و منتظم: مرتب و منظم [۵] گرامی داشتن [۶] جم غفیر: گروه بسیار مردم [۷] انگلیسی‌ها [۸] رتق و فتق مهمات: پرداختن به امور مهم [۹] منظور اورنگ زیب (۱۰۶۸ - ۱۱۱۸ ق) است. [۱۰] جمع حافد و حفد: نوادگان [۱۱] منظور استعمارگران پرتغالی است. [۱۲] منظور انگلیسی‌هاست. [۱۳] تمادی اعوام و شهور: گذشت سال‌ها و ماه‌ها. [۱۴] فطری [۱۵] هندی‌ها [۱۶] جمع بریه: منظور، اهالی هندوستان است. [۱۷] تجارتخانه [۱۸] اقامت [۱۹] فخرفروشی، تکبر [۲۰] والی، استاندار [۲۱] چغانه و چنگ: از آلات موسیقی [۲۲] زندانی [۲۳] الی یومنا هذا: تا امروز [۲۴] پرچم [۲۵] نواحی [۲۶] فروتنی [۲۷] بینوایی [۲۸] جمع رای: در هندی (راجه) به معنی امیر، حاکم [۲۹] بیماری [۳۰] مراعات شده [۳۱] انگلیسی [۳۲] اسباب حرب: اسلحه، جنگ‌افزار [۳۳] بخشش، کرم [۳۴] جمع عزیز: شخص شریف، محترم [۳۵] جمع اعداء و جمع‌الجمع عدو: دشمنان [۳۶] منظور کمپانی هند شرقی انگلیس است. [۳۷] صاحب داعیه: مدیر [۳۸] نزدیکی [۳۹] لیت و لعل: اگر - مگر [۴۰] آشنایی [۴۱] حقوق، دستمزد [۴۲] تلاش‌کننده

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1180
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)