کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این مثنوی با انتقاد از فلاسفه آغاز می‌شود و آنها را به دلیل غرق شدن در مباحث نظری و دوری از واقعیت و عمل، مورد سرزنش قرار می‌دهد. در ادامه، به صوفیان می‌پردازد و آنها را به رها کردن قید شرع و ریاکاری متهم می‌کند. بخش پایانی مثنوی به نقد فقها اختصاص دارد که به دلیل تمرکز بر فقه ظاهری و غفلت از فقه جان و حقوق یتیمان، مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرند. در نهایت، با ابراز ارادت به یار و عشق الهی، بر بی‌اعتباری اعمال ظاهری و اهمیت رضای دوست تأکید می‌شود.

متن کامل گزارش

هان ببین آن فلسفی را ای سلیم کز تهکم [۱] نام خود کرده حکیم آن مباحی مذهب و صوفی لقب آن مرقع پوش دزد و الجلب [۲] آن فقیه شهر بین کو زند کوس و دهاز [۳] اندر دهور [۴] هر گروهی مسلکی بگزیده‌اند آیه‌ای چندش موافق دیده‌اند بهر اصلاح هوای نفس خویش پیش عامه آیه‌ای آورده پیش نیست در عالم یکی مرد خدا جمله شان مفتون طبع‌اند و هوا آن یکی گردیده محو فلسفه خویش را دانا شمرده از سفه [۵] فکر او تحدید اطراف و جهات کار او تشریح حیوان و نبات صد دلیل آری پی تجرید نفس نفس او لیکن به صد زنجیر حبس نغز می‌گوید اشارات [۶] و شفا [۷] مبتلا لیکن به درد بی دوا کای فلان این را برو از عامه پرس نه زمن علامه فهامه پرس وهم و پنداری به هم آمیختی شوری از چون و چرا آمیختی نامش استدلال و برهان ساختی مهره چیدی و قماری باختی هیچ دانی چیست صوفی مشربی [۸] ملحدی بنگی مباحی مذهبی قید شرع از دوش خود افکنده‌ای کهنه انبانی ز کفر آکنده‌ای من ندانم چیست این صوفیگری کش سراسر حقه است چون بنگری وان دگر خود را فقیه شهر خواند حکم بر مال و دماء خلق داد مدرسی آراست از فوج آتاش شغل جمله درس لیکن درس آش آش دانی چیست ای مرد سلیم فقه اعضا را سراسر خوانده است فقه ظاهر را که بیند آن و این فقه جان درمانده است مال اموات است اوقاف و یتیم نیک ورزیده است آن مرد گزین دانی که یار، حاجت من کی روا کند چون تیغ را به گردن ما آشنا کند دی داد پیر میکده فتوی که لازم است بی عشق هر که کرده نمازی قضا کند ای پیک کوی یار به صیاد ما بگوی بهر خدا مرا بکشد یا رها کند ما را چو قبله ابروی یارست در نماز باید امام شهر به ما اقتدا کند ما لطف و قهر را همه آماده‌ایم تا خوی یار زین دو کدام اقتضا کند لیک رند خراب طی کند این راه پر خطر تا شیخ فکر کفش و عصا و ردا کند مفتی بخورد خون یتیمان شهر و باز آوارن بیچاره ناله از کمی اشتها کند مطلب به راست چون که «صفائی» رضای دوست خواهد جفا نماید و خواهد وفا کند **پاورقی‌ها:** [۱] به کار بردن لفظ در ضد معنای خود [۲] حیله‌گر، حقه‌باز و بدجنس [۳] فریاد [۴] جمع دهر: روزگاران [۵] سفاهت، ابلهی [۶] کتابی از ابن سینا در منطق، طبیعیات و مابعدالطبیعه [۷] کتابی از ابن سینا در منطق، فلسفه طبیعی و الهی، و ریاضی [۸] هم مشرب

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1207
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)