کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از ملت ایران و یادآوری گذشته پرافتخار آن آغاز می‌شود و سپس به وضعیت کنونی کشور که در اثر غفلت دچار ضعف و آسیب شده، اشاره می‌کند. در ادامه، نویسنده بیداری ملت را نتیجه ندای غیبی می‌داند و بر لزوم اتحاد و همبستگی برای رهایی از مشکلات تأکید می‌کند. نویسنده، محمدعلی شاه قاجار را معماری دلسوز و مدیر معرفی می‌کند که خواهان آبادی مملکت، رفاه رعیت، اقتدار دولت و رواج شریعت است و استقلال کشور را در گرو یگانگی دولت و ملت می‌داند. از ملت خواسته می‌شود که از شاه تشکر کرده و در اطاعت از اوامر او کوشا باشند. سپس، خطاب به دولتیان و وزرا، بر اهمیت همراهی با نیات شاه برای آبادی و رفاه کشور تأکید می‌شود و هشدار داده می‌شود که در صورت ضعف ایران، بیشترین آسیب متوجه آنان خواهد بود. در بخش بعدی، نویسنده بر لزوم غیرت ملی، اسلامی و انسانی تأکید می‌کند و اصلاح امور را تدریجی می‌داند، نه یکباره. در پایان، از وکلا خواسته می‌شود که با نیت پاک و دلسوزی برای ملت و دولت، به وظایف خود عمل کنند و از ملت نیز می‌خواهد که با احترام و همدلی با یکدیگر رفتار کرده و خطاهای گذشته را فراموش کنند و برای پیشرفت کشور، مال و وقت خود را صرف کنند و از تنبلی بپرهیزند.

متن کامل گزارش

بسم‌اللّه و لَهُ الحَمدُ و الصَّلوةُ عَلَی النّبیّ الخاتم و آلِه. ای ملت نجیب با غیرتِ سلطان‌دوستِ وطن خواهِ دین‌پرور اسلام گستر ایران که از قدیم‌الایام بر عالم سرپرست و حکمران بودید و اهالی ارض را به نور مدنیت تربیت می‌نمودید و به نور اسلام، ظلمت را می‌زدودید! در این اواخر به واسطه عوارض غریبه که خارج از ذاتیت شما بود خونتان افسرده و روحتان پژمرده و قلبتان نیم مرده می‌نمود و دیگران شما را مرده [۱] فرض‌کرده، چنگال‌ودندان به اطراف و اعضاتان زده، بلکه مقداری‌هم فرو بردند. ولکن بحمدالله ندای غیبی به صدای حزین به ناگاه به گوشتان که در خواب عمیق غرق بود و این فریادها را نمی‌شنید مثل زنگ اخبار برخورد و شما را به هوش آورد، سراسیمه از خواب بیدار و خود را در چنگال پلنگان خونخوارگرفتار دیدید. اجمالاً این مقدار متوجه شده‌اید که خود را از درنده خلاص و این زخم‌ها را علاج نمایید. هنوز اثر خواب از دل و گوش و چشم و اعضاتان زایل نشده، متحیرانه به هر طرف می‌نگرید و دست و پایی می‌زنید و درست نمی‌دانید چه بکنید. هان! وقت است که اثر خواب و بیهوشی را از خود به شستن رو، به جمع آوردن اعضاء، و تکمیل قوا زایل کنید. ای قوم باغیرت! الآن وقت است که با کمال اتحاد و همراهی [۲] در خلاصی خود سعی نمایید و جُملتأً واحدة، خط مقصود را گرفته به طرف نقطه نجات روید. الحمدلله اساس نجات و نیک‌بختی شما بر پایه محکمی‌گذاشته شده. بی‌مبالغه عرض می‌کنم، اساس نیک‌بختی هر قوم این است که معمار آن بنا، استاد ماهر دلسوز کارکن نامجو و محکم‌کار، توجه به استحکام آن بنا نماید. آیا این نیست شما راکه یقین کنید خداوند لطیف خبیر با شما در سر لطف است، اینکه معمار جوانِ قوی استاد ماهرِ کار کن نامجوی محکم کار، به شما مرحمت فرموده که بنیاد حیات شما را براساس قوگذاشته [است]. نمی‌دانید این اعلیحضرت شاهنشاه [۳] دل آگاهِ جوان بختِ عاقل مدیر دین‌پرور، هم طالب آبادی مملکت است و هم قاصد استراحتِ رعیت و هم مایل اقتدار دولت و هم راغبٍ نجات ملت و هم حریصِ رواج شریعت [ است]، و می‌داند این همه مقصود حاصل، در مرتب داشتن امور است پشت عدالت. و از وقتی که توجه به حال رعیت،که فرزندان خودش است، فرموده تمام کلمات و حرکات را بر تأسیس نجات قوم نموده و می‌داند که استقلال این مملکت و کمال اقتدار سلطنت و عزت قومیت این ملت، موقوف است بر یگانگی [۴] تامّ تمام میان دولت و ملت که دو لفظ و یک معنی هستند. [با] سر بی بدن و بدن بی سر، زندگی محال است. آنچه بر ایشان از توجه به نجات قوم و طلب رفاهیت اعضاء خود،که رعیت باشند، لازم است بطور اعلی اداء فرموده و می‌فرمایند و آنچه لازم است بر انتخاب و اختیار ایشان از برگزیدن مردان برای کار، حقاً که کمال توجه در این باب داشته و دارند. عقلاء ملت‌پرور ایران‌خواه، که ملت و مملکت را به دو روزه عیش و راحت نفروشند، به دور خود می‌پسندد و دشمنان [۵] داخله سلطنت فروشِ اهل خیانت را از درگاه دور می‌سازد و با مقاصد ملت و اهل مشورت با کمال حرص و میل معیت می‌فرماید. پس بر این ملت است که تقدیم تشکرات این الطاف بی‌نهایات اعلیحضرت شهریاری را به جان و دل بنمایند و شب و روزِ خود را صرف دعای دوام دولت ابد مدت ایشان دارند و از روی حقیقت، محبت صمیمی این وجود اقدس و ذات مقدس [را] مخلوط به خون و گوشت خود نمایند و در اطاعت اوامر مقدسه که برای احیاء ملت صدور می‌یابد به سر و جان حاضر باشند. و اما دولتیان و وزراء دربار همایون، البته بدانید که ایشان هم با نیات مقدسة اعلیحضرت شهریاری کمال معیّت را خواهند نمود؛ زیرا البته تربیت‌یافتگان و برگزیدگان چنین شاهنشاه عاقل، از همه بهتر می‌دانند که آبادی مملکت و رفاهیت رعیت و ترقی ملت و نظم امور در هر حالتْ سبب اقتدار دولت و قوت سلطنت است، و عظمت و عزت ایشان آن وقت است که ایران در استقلال و عزت باقی باشد و بقاء ایران به حسب اقتضاء زمان به جز ترتیبات صحیحه نخواهد بود، و گرگان دندان طمع آن وقت خواهند کشید که دولت و ملت را با کمال اتحاد و دوستی [۶] دست به هم، هوشیار و بیدار و از لوازم حفظ قومیت خبردار و به طرف ترقی در رفتار ببینند، و اِلا خدای نکرده اگر نقصی به حیات ایران وارد آید همانا جزء اعظم که مورد صدمات باشد، ایشان خواهند بود. اولاً، همه باید غیرت حفظ ایرانیت و قومیت و اسلامیت را داشته باشند؛ ثانیاً، هر عاقل اگر شخصاً عظمت و عزت خود را هم خواهد باز باید خدمت به کل نماید که خود، جزء آن است و نوع را حفظ کند که خود از اشخاص آن [است]. و این مراتب را در این عصر، کمترین مردم [۷] دریافته، چطور ممکن است بزرگان و عقلاء مملکت ندانسته باشند؟ بلی، چیزی که هست اصرار و عجله را باید موقوف کرد. البته همه می‌دانند تغییر [این] وضع و حالت که سال‌ها اُنس و عادت به آن شده در کمال صعوبت و تدریجی است، اگرچه شخص آن عادت را مضر بداند و عزم بر تَرک آن نماید. مثلاً کیست نداند عادت تریاک، مضر و مهلک است؟ مع‌ذلک وقتی که کسی عزم بر ترک آن می‌نماید با وجود تقبیح آن در دل و زبان و با وجود کمال میل بر ترک، باز مجادلات با نفس و طبع ضروری است و به تدریج ترک باید کرد. بعد از ترک و خلاصی، لذت آن فوق لذات است و هر وقت ملتفت حالات سابقه گردد، ترک‌کننده [۸]، خود تحیر می‌کند که آن، چه بلایی است [که] من مبتلا بودم و به کمک [۹] خدا و قوّت عزم، از آن ورطه خلاص گردیدم. پس ای ملت نجیب! در هر امری از راه آن بیایید. فَأتُو الْبُیوتَ مِنْ اَبْوابِها [۱۰]، بخوانید و با کمال طلب مهربانی [۱۱] و ملایمت، نجات قوم را از ایشان و همراهی ایشان را به نیات مقدسه پدر مهربانِ ملت استدعا کنید. هرکس موافقت کند او را تاج ملت و روح مملکت بنامید و هرکس کسالت نماید سوءعاقبت کسالت و غفلت راکه مدت‌ها ما را پُر [۱۲] کرده برای ایشان توضیح کنید تا قدم به راه اصلاح‌گذارند و خود و قوم را ازگرداب هلاکت درآرند. و اما وکلاء ملت که مایه امید بیست یا سی کرور نفوس ایرانیه، بلکه مبدآ مفاخر عموم اسلامیان توانند بود، چنانچه بر ایشان لازم است بدانند که تکلیف بزرگی به گردن ایشان بار شده و مقام مقدسی را می‌خواهند قدم گذارند. پیروی انبیاء و اولیاء که نجات بشر را به زحمات و جان‌فشانی می‌خریدند اینها به عهده‌گرفته، با قلب پاکِ بی غرض، و نیت درست و قلب مملو از محبت دولت و ملت، متوجه به عصمت ربّانیه و استمداد کننده [۱۳] از نصرت غیبیه، با کمال حفظ دل و زبان از خطا و لغزش [۱۴] و خیانت و رخنه و تباهی در کار [۱۵]، با تعمق در صلاح مُلک و ملت و جلب توجه دولت، به اصلاح مملکت و خیرخواهی مسند سلطنت و حرص بر ترقی و عزت این امت و دقت بر حراستِ ناموس شریعت، قَسَم‌ها بر درستی و راستی با خدای خود یادکرده و عهد حفظ مراتب لازمه بسته، به اعمال مرجوعه اقدام‌کنند. نفع و ضرر و خیر و شر و عاقبت و لوازم سخن را نسنجیده حرف نزنند و حریص بر اظهار صدای تنها نباشند و امور مهمه را پیش اندازند و کمال اتحاد با دولت و حفظ مقام هر عنوان و هر شخص را از دست ندهند و قوم هم از ایشان در ظرف چند روز اصلاح تمام امور را نطلبند و خطا و خلل ایشان را تعقیب نکنند و در امور تدریجیه از روی عجله، ایشان را ملامت ننمایند و ایشان را به طور احترام و ملایمت، دعوت بر صحت کار و درستی کردار نمایند و راه‌ها را بنمایند. در هر سری، سِرّی است. یک دفعه، حُسن اخلاق و تبدیل طبع را از ایشان نخواهند. هنوز [مجلس] امری است [که] قوم ما از آن اطلاع نداشته و عادت نکرده، خودِ حرف زدن در میان چندین هزار نفر امر مشکلی است؛ خصوصاً که باید بپایدکه خطا و غلط نیاید و هر حرف، محفوظ عموم باشد و در امور مشکله سخن راند و رأی ابداع کند. و بعد، بر عموم ملت لازم است با کمال وَقْر و احترام با یکدیگر راه روند و خطاها و غلط‌های سابق با تعدیات‌گذشته و اعمال مضره‌ای که اقتضاء وضع سابق همان‌ها بود آن‌ها را فراموش‌کنند، و صاحبان آنها را ملامت ننمایند و اغماض کنند. همه ما در مراتب تکلیف خود ناقص و معیوب بودیم، به تدریج باید اصلاح شویم. حکام، موافق حال محکومین بودند، رعایا مناسب حال ملاکین. هرکس اگر مخالف صلاح ملت بود یا اظهار ضدیت می‌نمود و مطلب را ملتفت شده و نادم از حرکات خودگردیده، با کمال‌گرمی او را بپذیرند. ایشان هم خدا را ملاحظه کرده، رحم بر قوم، ملت و دولت و وطن و مذهب خود کرده، تغییر حالت دهند، و رو به راه کسب سعادت ملت و عزت مملکت و قدرت دولت نهند. بیشتر از این خود و نوع خود را خوار و ذلیل و پریشان و جاهل نخواهند. بدانند این استقلال قومیت و ملیت و بقاء دولت و مملکت، نعمتی است که باید تمام نفوس، تا آخر قطره خون دادن از دست ندهند [۱۶]. شاید تأمل نمی‌کنند این عزت از هر قوم رفت، بالکلیه نابود شدند.گمان ندارم کسی را که خون ایرانیت و روح اسلامیت و غیرت انسانیت باشد در حفظ مقام استقلال قوم خویش از جان مضایقه کند. ای قوم نجیب اسلامی ایرانی! با یکدیگر چنان باشید که نفس واحده، و به نظر نامهربانی به یکدیگر ننگرید و همه را اعضاء و اجزاء خود بدانید. حالا که پدر مهربان ملت،کمر همت به تربیت شما بسته، قبول تربیت کنید، غیرت نمایید. اول باید همه به قدر امکان، مال بذل نمایند، وقت صرف‌کنند و علم یادگیرند، به کار مشغول شوند، تنبلی و بیکاری را عار شمارند. بنده ضعیف جانی: ابراهیم زنجانی **پاورقی‌ها:** [۱] مرده [۲] همراهی [۳] منظور محمدعلی شاه قاجار است. [۴] در اصل: بیگانگی [۵] جمع عدوّ: دشمنان [۶] دوستی [۷] ادنی رعیت: کمترین مردم [۸] ترک‌کننده [۹] کمک [۱۰] بقره، ۱۸۹: از درها به خانه‌ها درآیید. [۱۱] طلب مهربانی [۱۲] پُر [۱۳] استمداد کننده [۱۴] لغزش [۱۵] رخنه و تباهی در کار [۱۶] در اصل: نهاد

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1286
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)