کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با تبیین جایگاه والای علما به عنوان خلفای خداوند آغاز میشود و خلافت ایشان را برتر از سایر انواع خلافت میداند. در ادامه، منصب امامت را مشترک میان مجتهدین و سلاطین معرفی میکند که شامل دو رکن «علم به دین» و «اقامه دین و سلطنت» است. توضیح میدهد که چگونه به دلیل معارضه سلاطین و میل آنها به امور دنیوی، این دو رکن از هم جدا شده و علما متکفل رکن علم و سلاطین متکفل رکن اقامه شدهاند. سپس به اهمیت توأمان بودن دین و سلطنت اشاره میکند و بیان میدارد که سلطنت بدون علم ناقص است و سلطان باید عالم به شریعت باشد یا با عالمی بصیر مصاحبت کند. در پایان، تأکید میکند که اقامه دین بدون سلطنت محقق نمیشود و سلطنت بدون دین، اگرچه حیوانی است، اما به دلیل ایجاد نظام و دفع هرج و مرج، مورد تعرض خداوند و ائمه قرار نگرفته است.
متن کامل گزارش
علما به حسب رتبه، در مرتبه اول از خلافتْ از جانب خداوند میباشند و خلافت ایشان، اعظم و اقدم [۱] از جمیع انواع خلافت میباشد، چونکه سایر خلافتهای دیگر، همگی از باب عمل میباشد و مرتبه عمل بعد از علم و مرتبه علم، قبل از عمل میباشد.
مجتهدین و سلاطین، هر دو یک منصب را میدارند که همان منصب «امامت» است که به طریق نیابت از امام منتقل به ایشانگردیده است و مشتمل بر دو رکن است: که یکی، علم به اوضاع رسولی است که آن را «دین» گویند؛ و دیگری اقامه نمودن همان اوضاع است در ضمن نظام دادن عالم، که آن را «مُلک» و «سلطنت» گویند؛ و همین دو رکن است که آنها را «سیف و قلم» گویند یا «سیف و علم» نامیدهاند و هر دو رکن در امام جمع بوده است.
و حکما این قِسم از ریاست را که همه ارکان آن در یک شخص جمع باشد، به اسم «ریاست حکمت» نامیدهاند و باید در هر شخصی که نایب اوست، ایضاً هر دو رکن جمع باشد؛ لکن چون علما و مجتهدین به جهت معارضه نمودن سلاطین با آنها و منجر شدن امر معارضه به فتنه و هرج و مرج، دست از سلطنت و رکن سیفی کشیدهاند و سلاطین ایضاً به جهت میل نمودن ایشان در اول الامر از سلطنت به سوی سُفلیّه [۲] و به سلطنت دنیویه محضه که همان نظام دادن امر عالم فقط است، دست از تحصیل نمودن علم دین و معرفت اوضاع رسولی [۳] کشیدند و اکتفا به علم نظام به تنهایی نمودند، لاجرم امر نیابت در مابین علما و سلاطین منقسم گردید و مجتهدین و علما حامل یک رکن آن - که علم و دین و معرفت به اوضاع رسولی [۴] است - شدند و سلاطین، متکفل یک رکن دیگر آن - که اقامه و ترویج آن [اوضاع رسولی] است، گردیدند.
و در بعضی از ازمِنه [۵] با یکدیگر موافقت و معاونت نمودند و سیاست و تدبیر رعیت را به طریق معاونت و شرکت [۶] نمودند؛ و در بعضی از ازمنه دیگر، متعاند و از همدیگر متفرقگشتند و به این سبب دین و مُلک که باید با هم توأم و به هم پیوسته باشند از یکدیگر جدا شدند.
سلطنت بدون علم نمیشود، و سلطان باید که اول تحصیل علم شریعت خود را در اصول و فروع و اخلاق نماید بر وجه بصیرت خود و به نحوی که آن را در این زمانها «اجتهاد» گویند، یا بر وجه «تقلید» و مصاحبت نمودن او با عالِم صاحب بصیرتی که عالِم به علم خود و تمام عیار باشد، تا آنکه در جمیع حرکات و سکنات و عقاید و معارف و اخلاق، او را بر جاده شریعت و صواب وادارد، شایدکه مسند الهامات و اعلامات خداوندی بگردد و امر سلطنت را به نحوی که شایست و بایست، بتواند که بجای آورد.
اقامه دین با عدم سلطنت سلطان و عدم نظام، غیر متحقق الوقوع است؛ و امارت و سلطنت بدون دین، طریقه مشیت [۷] و معاشرت حیوانات است و ثمره معادیه اخرویه که شأن معیشت بنی نوع انسان است بر آن مترتب نمیگردد؛ زیرا که سلطنت به منزله ارکان است و اساس بی ارکان ضایع و ناتمام، و ارکان بی اساس غیر مستقیم و خراب است. پس امارت و سلطنتی که از برای بنی نوع انسان است و آیات و احادیث در مدح و فضیلت آن رسیده است، همان امارت و سلطنتی است که با دینْ توأم و به هم بسته باشد نه غیر آن؛ و لکن از آنجایی که دین را بدون سلطنت و نظام، اصلاً تحققی و وقوعی نمیباشد و از برای سلطنت بدون دین، تحققی و منفعتی فی الجمله میباشد، و حصول نظام و دفع هرج و مرج بر آن مترتب میگردد، لهذا خداوند و رسل و ائمه علیهم السلام و هیچیک از اهل عقل، متعرضاِفناء [۸] و تخریب سلطنت سلاطینی که سلطنت ایشان سلطنت حیوانیه دنیویه و بدون دین بوده است و میباشد، نشدند و آنها را بر خِذلان [۹] و بر حال خود واگذاردند و تقیه و مدارا با ایشان نمودند؛ چونکه سلطنت ایشان لااقل سبب حصول نظام و دفع هرج و مرج -که ضد نظام است -بوده است و میباشد.
**پاورقیها:**
[۱] بزرگتر و پیشتر
[۲] آنچه به امور حقیر منسوب است.
[۳] در اصل: رسول
[۴] در اصل: رسول
[۵] زمانها، دورهها
[۶] همکاری
[۷] خواست
[۸] نابود کردن
[۹] خواری
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1192
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: فتوای فقهی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: فتحعلی شاه قاجار
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
