کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با رد شایعاتی مبنی بر مخالفت نویسنده با مجلس شورا آغاز میشود. نویسنده با اشاره به سابقه خود در مطالبه عدالت و مشروطیت، تأکید میکند که از اولین کسانی بوده که به دنبال آزادی و مشروطه کردن سلطنت بوده است. در ادامه، با استناد به آیات قرآن کریم، بر اهمیت مشورت و عدم مخالفت با اصل مشروطیت تأکید میکند. سپس، انتظارات خود را از مجلس شورا بیان کرده و بر لزوم تشکیل مجلسی با افراد کاردان، پاکطینت و دوراندیش تأکید میکند تا بتواند در برابر حوادث و دشمنان خارجی از دین، عزت و شرف ملت دفاع کند. در پایان، با اشاره به وضعیت نابسامان کشور و هجوم دشمنان، از مخاطبان میخواهد که حق را بپذیرند و به هوای نفس آن را رد نکنند.
متن کامل گزارش
بِسم اللّهِ عزّ اسمهُ الذی بیّدهِ نَواصی عِبادهِ «یَعلمُ خائنةً الاعینُ و ما تُخفِی الصّدُورُ»[۱].
خدمت مجمع محترمین از آقایان و فضلا و تجار و کسبه و برادران دینی زحمت میدهم. جملهای[۲] از ارباب غرض، برای پیشرفت مقاصد باطله اشاعه میکنند که من شخصاً با هیئت مخصوصهای از ارباب علم و غیرهم در برانداختن بنیان مجلس که تشکیل میشود ساعی هستم. محض اطلاع، این مختصر را مینویسم.
اول شخصی که افسوس استبداد و استعباد[۳] را داشت من بودم. وقتیکه این مقالات[۴] راکه امروز شما تا اندازهای ملتفت شدهاید میگفتیم طعنها در غیاب بر من میکردند و منافی با مقام علمی میشمردند، مضمونها میسرودند و میگفتند: عالِم باید مسائل دینیه بگوید، عالِم را چه به قوانین دول و قواعد مللی؟ من هم اغماض میکردم تا آنکه للّه الحمد فهمیدند که چه میگفتم و چه میخواستم. تا زمانی که به مقام خواهش عدالت برآمدند.کسی که مصدر کار بود اظهار و طلب رأی کرد.
گفتم: عدالت بی اشتراط[۵] سلطنت نمیشود. اگر میتوانید اقدام کنید. بعدکه جماعتی روانه قم شدند[۶]، به خط خود به حضور اعلیحضرت اقدس همایونی عریضه نوشتمکه: تکلیف، آزادی دادن رعیت و مشروطه کردن سلطنت و تلگراف کردن به جمیع مملکت و دول است. من ابدا بدخواهی نمیکنم بلکه این \[اشتراط\] را که مایه شوکت سلطنت و شرف و عزت است، میدانم. منافعی که سلاطین بزرگ اروپا بردهاند اعلیحضرت همایونی خواهند برد. این خط و خاتّم[۷] من در آن تاریخ \[است\] و جمله \[ای\] از رجال دولت هم شاید خوانده باشند.
گذشته از اینها قرآن مجید ناطق است در وصف اصحاب کبار که میفرماید: «و اَمرُهُم شوری بَینَهُم»[۸] و در جای دیگر خطاباً به حضرت رسول میفرماید: «و شاوِرهُم فِی الآمرِ»[۹]. پس چگونه میشود که من یا سایرین در اصل مطلب مخالف باشند؟ کدام ذیشعور، ظلم را بر عدل ترجیح میدهد؟ و کدام عاقل هوی و هوس را بر عقول عقلا مقدّم میدارد؟ حق را خواستهاند که به غرض بپوشانند تا مَرکّب[۱۰] جهل را خوب برانند.
من میگویم که از اهل این مملکت و این ملت هستیم. باید این مجلس که روح مملکت و دولت و ملت است شالودهاش کاملاً صحیح باشد، بر روی اساس قویم بنیاد شود، اشخاص آن، رجالکُفاة[۱۱] پاکطینتِ بیغرضِ بیمرضِ بیعوضی از روی اصول صحیحه باشند. فردای \[ما\] خیلی سخت است، گرفتاریهای آینده ما بسیار مهیب است، حوادث زمانه بی خبر ظهور میکند، دشمنان ما حاضرند، مانند افعی ظاهرشان نرم و خوب و باطنشان زهر کشنده است، منتظر فرصت هستند که دین و آئین و عزت و شرف ماها را به سهولت ببرند. پس ما محتاج به آدمهای کارکن با خبر، با اطلاع، دوراندیش، عاقبتبین، خیّر، فهیم، حساس \[و\] راهنما خواهیم بود. بیائید دست به دست هم بدهیم پیداکنیم درد خود را \[و\] قبل از استیلای مرض علاج نمائیم.
اگر عرض کنم که مثلاً فلان آدم هر قدر خوب باشد امراض را نمیشناسد، دوا را نمیداند، طریق معالجه را بلد نیست، نباید محل طعن جُهّال[۱۲] بشویم. عموم محترمین که در مجلس هستند خیلی از معارف را نخواندهاند و خیلی از منابع را نمیدانند. این نقص نیست و این حرف، تنقیص[۱۳] نیست. ماها هیچ کدام در صنایع و علوم متفرقه بهره نداریم، علم سیاست مُدُن بزرگترین علم هاست. چه قِسْم میشود که همه بدانند؟ پس بر همه ماها واجب است که دست به دست بدهیم، اول، مجلس ملی را منوّرکنیم تا قابل پاشاندن نور باشد. مطمئن بشویم که در حوادث، نمایندگان ملت پناهگاه هستند و با هر انقلابی[۱۴] میتوانند معارضه کنند، بلکه قاهر شوند که پادشاه جمجاه مهربان، این نعمت جهانٌ قیمت آزادی را \[که\] به ما داده باطل و ضایع و آلوده به غرض و پیشرفت مقاصد باطله فاسده شخصیه خود ننمائیم و از خداوند اعانت بخواهیم ودست توسل به دامن شریعت طاهره و حجج خداوندی صلواتالله علیهم زده، ملتجی به امام عصر عجل اللّه فرجه شویم تا بتوانیم نتیجه عزت و افتخار و اعتبار \[را\] به دست بیاوریم. نرد \[؟\] ناپلیون و یا کرت\[؟\] انگلیس و یا سایر ملل ما را تباه خواهد نمود، با آنکه آن را هم نمیدانیم. چهار روز محشور شدن با کفره موجب اطلاع بر حقایق معارف آنها نمیشود.
این است غرض خالصانه و مطلب و مقصد ماها. خلاف این را هرکس به ماها عموماً و به شخص من خصوصاً نسبت دهد، «یَومَ یَقومُ الناسُ لِرَبّ العالّمین»[۱۵] مسئول است. «الا لَعنةُ اللهِ عَلی الظالِمین»[۱۶]. حالا اگر صحیح است قبول فرمائید و اگر باطل است ردکنید. جبر و قهری نیست. «و ذلک فی رمضان سنة اربع و عشرین و ثلثمائة بعد الف من الهجرة»[۱۷] کتبه العبد ابوطالب الموسوی.
اگر بفرمائید \[اوضاع\]کم کم خوب میشود عرض میکنم کو وقت؟ کو فرصت؟ کو مهلت؟ «الا تُرونَ الی بلادِکم تُغزی و الی صفائکم تُرمی و الی ظِلالکم تُنقّص و اِلی عِزّکُم یَزول و الی شَرَفِکم یُمحی»[۱۸]؟ خدا رحمت کند کسی را که دو کلمه حق را بشنود و به هوای نفس رد نکند و قبول کند. جواب مقاله عادلة غیر جابره این حقیر، مزخرف نویساندن و پخش کردن میان جهّال نیست. خداوندی داریم که جزایگفتار همه را خواهد داد. اندوهی ندارد. «والسلامُ عَلی مَنْ سَمِعَ الحَقَ فَاجابَ و استَجاب»[۱۹]. زیاده تصدیع است.
**پاورقیها:**
[۱] غافر، ۱۹: به نام خداوندی که نامش عزیز است. پروردگاری که سرنوشت بندگانش در دست اوست. «بر خیانت چشمها و آنچه در سینهها پنهان است آگاه است.»
[۲] جمعی
[۳] (مردمان را) به بندگیگرفتن، برده شمردن
[۴] سخنان
[۵] مشروطه شدن
[۶] منظور مهاجرت گروهی از علمای تهران به قم در جریان مشروطیت است که به مهاجرت کبری مشهور است.
[۷] مُهر
[۸] شوری، ۳۸: کارشان بر پایه مشورت با بکدیگر است.
[۹] آل عمران، ۱۵۹: درکارها با ایشان مشورت کن.
[۱۰] آنچه بر آن سوار شوند.
[۱۱] رجال کفاة: مردان با کفایت
[۱۲] جمع جاهل: نادانان
[۱۳] کم شمردن
[۱۴] نابسامانی
[۱۵] مطففین، ۶ : روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانبان میایستند.
[۱۶] هود، ۱۸: هان، لعنت خدا بر ستمکاران باد.
[۱۷] و این در رمضان سال ۱۳۲۴ ق (نوشته شد).
[۱۸] آیا نمیبینید شهرهایتان مورد هجوم واقع شده و صفای زندگی از دست رفته و سایه هایتانکاهش یافته و عزت تان نابرد شده و شرفتان از میان رفته است؟
[۱۹] سلام بر کسانی که سخن حق را شنبدند پس بدان پاسخ دادند و آن را اجابت کردند.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: علما, تجار
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
