کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه‌ای به مظفرالدین شاه قاجار نوشته شده است که در آن نویسندگان، ضمن ابراز همدردی با علمای مهاجر تهران، از شاه می‌خواهند که خواسته‌های علما را بپذیرد و زمینه بازگشت محترمانه آنان را به تهران فراهم کند. در این نامه، نویسندگان به سابقه چهل ساله آشنایی خود با فرمایشات ملوکانه اشاره کرده و بیان می‌کنند که عرایض آنان به درستی به عرض شاه نمی‌رسد و وزرای درباری با مقاصد خائنانه خود، مانع از تحقق خواسته‌های مشروع علما می‌شوند. همچنین، به اقدامات ظالمانه وزرا علیه علما و محاصره مسجد شاه اشاره شده و این اعمال را توهینی به شرع مقدس اسلام تلقی می‌کنند. در پایان، از شاه خواسته شده است که با پذیرش خواسته‌های علما و بازگرداندن آنان، از بروز شورش‌های گسترده جلوگیری کند.

متن کامل گزارش

عرض حضور مبارک پادشاه اسلام پناه خلّدالله سلطانه. دستخط مبارک از جانب سَنی‌الجوانب همایونی در جواب عریضه تلگرافی این دعاگویان زیارت شد. این خادمان شریعت مطهره، هیچوقت از تقویتِ دولت اسلام، فروگذار نبوده، وجود مبارک پادشاه ظل‌الله را سرمشق عدالت و دینداری و شرع‌پرستی دانسته و واضح می‌بینیم که مغرضین درباری نمی‌گذارند عرایض ما و سایر خادمان شریعت مطهره چه در طهران و چه در سایر نقاط ممالک محروسه[۲]، درست به عرض حضور سلطانی برسد و مقاصد حقه مشروعه ما را در البسه‌ای که مُنافی اغراض خودشان نباشند[۳] جلوه می‌دهند. ما خادمان شریعت مطهره و سایر اهل آذربایجان که چهل سال است به فرمایشات ملوکانه آشنا هستیم[۴]، می‌بینیم که عرایض ما را هیچکدام از لحاظ مبارک نگذرانیده‌اند و هیچیک از عبارات دستخط جوابیه، از الفاظ دُرَربار و زایش طبع عدالت‌پرور ملوکانه نیست[۵]. اوضَحُ مِن الشمس[۶] است که نص[۷]، عبارتِ خائن بوده. این است [که] مختصری از اوضاع مملکت را از اول مذاکره که علمای دارالخلافة باهره با اولیای دولت، روزافزون داشته‌اند الی یومنا هذا[۸]، به عرض می‌رسانیم و باقی را به تکلیف دینداری خود بندگان حضرت همایونی می‌گذاریم. سابقاً علمای دارالخلافه طهران با رضای کافّه[۹] علمای ممالک محروسه، از اولیای دولت خواستار شدند که قراری در اصلاح وضع محاکمات و دفتر مالیه دولت عَلیّه داده آید که در ظِلّ[۱۰] پادشاه اسلام، عموم رعایا از بی‌اعتدالی‌های عدیده آسوده و در مهد امن و امان باشند. چون هر دو این مقصود، منافی[۱] با طریقه استبداد و ظلم وزرای درباری بود، علمای دارالخلافه را به وعده‌های بی‌اساس، امیدوار کرده، آنها را از مهاجرت اولیه به آستان مطهر حضرت عبدالعظیم رجعت دادند و به مواعید کاذبه[۲]، چندی سرگردان نگاه داشته؛ از آن طرف، خاطر خطیرِ سلطانی را از اِنجاح[۳] حوایج آنها مطمئن ساختند. علمای دارالخلافه هرچند منتظر شدند که مواعید اولیای دولت، صورت خارجی به‌هم رساند، نتیجه ندیدند و کم‌کم از جانب اولیای دولت و وزرای درباری، اقدام در نفی و طرد جمعی از وضیع و شریف[۴] که جز خیرخواهی ملت و دولتِ اسلام گناهی نداشتند، شده. علمای دارالخلافه که این نقضِ عهد و حرکات مستبدانه را از وزرای درباری دیدند، مجدداً مستدعیات[۵] خود را مجدانه خواستند و این مرتبه یقین داریم همان وزرای خائن، بدون اطلاع خاطر مِهر مظاهر همایونی، دست به رشته تشدّد و سختی گذاشته[۶]، جواب علمای دارالخلافه را به تهدیدات دادند. آخرالامر که آنها را مصمم در کندن اساس این ظلم و رکز عَلّم عدل[۷] دیدند، فلهذا[۸] دانستند اگر این طرح نو روی کار آمد، دست استبداد و ظلم آنها کوتاه و خیانت‌های آنها مشهود خواهد شد، محض حفظ خود و منافع خود، طلاب علم و ذُرّیه[۹] رسول را هدف گلوله سرباز کردند، مسجد و معبدِ اسلام و خانه خدا را مثل قِلاع اشرار و متمرّدین[۱۰] محاصره نمودند، به بام مساجد سرباز و قراول‌گذاشتند، نان و آب به روی علماء اسلام بستند[۱۱]، گویی یاغی و قاتل بودند. از صدر اسلام الی یومنا هذا از هیچ ملتِ‌کفری نسبت به علمای اسلام این توهین وارد نشده بود. این بی‌احترامی نه تنها به شخص علماء اسلام شده بلکه در واقع به شرع محمّدی صلّی‌الله علیه و آله گردیده و ناموس شریعت هتک[۱۲] شده است. اکنون جمیع هیأت علماء مذهب، بلکه تمام مسلمین اثنی‌عشریه، جبران این توهین را به وجه کامل، از حضور اقدس همایونی خواستارند که امر و مقرر شود مقصد[۱۳] حضرات علماء مهاجرین را انجاح کرده و دلجویی از ایشان نموده و با احترام به وطن مألوف معاودت دهند[۱۴]؛ و خصوص دعاگویان تبریز در دولتخواهی خاص که از سابق، مشهودِ خاطر دریا مقاطر است. جسارت می‌کنیم که قبول این استدعا و ارجاع مهاجرین، مقضی المرام[۱] عاجلاً لازم است و به وعد و قولِ اصلاح، إسکات[۲] عامه، ممکن نیست. مترقّب[۳] است بلوای محیطی[۴] باشد که رشته از دست دعاگویان رفته و به حکم ضرورت و الجاء[۵]، اقداماتی شود که باعث روسیاهی دعاگویان گردد. **پاورقی‌ها:** [۱] سَنی‌الجوانب: بلند مرتبه [۲] ممالک محروسه: منظور سایر ولایات ایران است. [۳] در البسه‌ای... نباشند: در جهتی که مورد نظر خودشان است. [۴] منظور دوران چهل ساله ولایتعهدی مظفرالدین شاه قاجار در تبریز است. [۵] از الفاظ... نیست: از زبان و قلم مهربانانه شاه نیست. [۶] اوضح من الشمس: از آفتاب روشنتر [۷] نوشته [۸] الی یومنا هذا: تا امروز [۹] رضای کافّه: رضایت همه [۱۰] سایه، توجه [۱] مخالف [۲] مواعید کاذبه: وعده‌های دروغ [۳] برآوردن [۴] وضیع و شریف: کوچک و بزرگ [۵] تقاضاها، خواهش‌ها [۶] دست به...گذاشته: دست به اقدامات تندی زده [۷] رکز علم عدل: برافراشتن پرچم عدالت [۸] بنابراین [۹] فرزندان [۱۰] قلاع اشرار و متمرّدین: پناهگاه‌های افراد شرور و سرکش [۱۱] اشاره به محاصره مسجد شاه تهران در آغاز جنبش مشروطه است. [۱۲] دریده، پاره [۱۳] منظور، هدف [۱۴] به وطن... دهند: به محل سکونت خود بازگردانند. [۱] مقضی‌المرام: کامیاب، پیروزمندانه [۲] ساکت نمودن [۳] در انتظار، نزدیک [۴] بلوای محیط: شورش فراگیر [۵] ناچاری

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1285
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مظفرالدین شاه قاجار
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)