کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

این نامه با ابراز وفاداری و دولت‌خواهی نویسندگان آغاز می‌شود و به دستخط شاه در پاسخ به عریضه قبلی اشاره می‌کند که در آن، نویسندگان به اغراض شخصی متهم شده‌اند. نویسندگان این اتهام را رد کرده و تأکید می‌کنند که هدفشان فقط حفظ ممالک اسلامی و دولت‌خواهی است. در ادامه، به رابطه پادشاه و ملت به مثابه گوشت و استخوان اشاره شده و از تلاش برای ایجاد تفرقه بین آن‌ها ابراز نگرانی می‌شود. نویسندگان به دستور شفاهی شاه مبنی بر عرضه مستقیم عرایض به حضور وی اشاره می‌کنند، اما از مسدود شدن راه‌های ارتباطی و مشوش کردن ذهن شاه توسط مغرضین گلایه دارند. قتل یک سید بی‌گناه و مجروح شدن دیگران را عامل اصلی فساد و فتنه در کشور می‌دانند و هشدار می‌دهند که اگر به وضعیت مردم رسیدگی نشود، مسئولیت عواقب آن بر عهده آن‌ها نخواهد بود. در پایان، با اشاره به دشواری رساندن عرایض به شاه، پیشنهاد می‌شود که شعاع‌السلطنه، فرزند شاه، واسطه اصلاح بین دولت و ملت شود تا پس از ملاقات و تحقیق، مفسدین شناسایی شده و رأفت ملوکانه شامل حال رعیت گردد. نامه با امید به توجه شاه به حال مسلمین و جلوگیری از ظلم خائنین به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

به شرف عرض اقدس اعلی حضرت قوی شوکت شهریاری متع‌الله المسلمین بطول بقائه و دوام سلطنته می‌رساند: دستخط آفتاب نقط مبارک که در جواب عریضه متظلمانه دعاگویان شرف صدور یافته بود زیارت شد. با اینکه ما دعاگویان جز عرض حال و تظلم مقصودی نداشته و اقدامی نکردیم، اباً عن جدٍّ[۱] جز به دعاگویی و دولتخواهی قدمی نپیموده و همواره مورد مراحم و توجهات ملوکانه بوده، عرایض و تظلمات ماها همیشه منظور نظر و مقبول خاطر مبارک بوده، اما جای هزار افسوس است که در این مورد به اغراض شخصیه این‌گونه قلب رئوف شاهنشاه را نسبت به دعاگویان و رعیت، و عرایضِ خالصِ دعاگویان راکه فقط مبنی بر دولتخواهی و حفظ ممالک اسلام است، این طور ناصواب و مغرضانه جلوه می‌دهند. پادشاه و ملت و مملکت نسبت به یکدیگر مقام گوشت و استخوان را دارند. نمی‌دانیم چگونه تحمل این بدبختی را نماییم که به هواهای نفسانی این طور می‌خواهند بین گوشت و استخوان را تفریق نمایند. دستخطی شرف صدور یافته[۲] که دعاگویان به اغراض شخصیه هر روز به یک نوع مملکت را آشوب می‌نماییم. تحقیق در همین یک فقره، صِدق عرایض و مفسد و مصلح را معلوم می‌نماید و مؤسس انقلابات را معین می‌دارد. شاهنشاه اسلام پناه شفاهاً امر فرمودند که در هر موقع، دعاگویان، عرایض و تظلمات خود را مستقیماً به حضور مبارک عرضه داشته و به شخص شاهنشاه، متظلّم و مُلتجی[۳] شویم. معترضین به طوری ابواب[۴] عرایض و تظلم را بر دعاگویان مسدود نموده‌اند که از هزاران عرض، یکی به حضور مبارک نمی‌رسد. به دسائس و وسائل، خاطر مبارک را از دعاگویان مشوش، و بی‌مأخذ و مدرک آنچه می‌خواهند به حضور مبارک عرضه می‌دارند. با این محظوریت، چگونه مظلومیت و صدق عرایض خود را بر خاطر مبارک مکشوف داریم؟ چنانچه امروز خاطر مبارک را به این امر منصرف داشته‌اند که دعاگویان قصد غوغاطلبی و اِعمال اغراض شخصی داریم. اگر شخص پادشاه به حال دعاگویان و مملکت به نظر تحقیق و دقت توجه فرمایند معلوم خواهد شد که باعث این فسادها چیست و منشأ کیست؟ قتل یک نفر سید بی‌گناه[۵] و مجروح کردن جمعی دیگر از سادات و غیر سادات، بر خلاف میل و حد طینت و طّویّت[۶] اسلامی پادشاه در چنین عهد اسلام، آثار این‌گونه انقلاب و فتنه برپا می‌کند و باعث غوغا می‌شود. دعاگویان چه تقصیر دارند؟ انقلاب مردم از حدگذشته، اختیار و قدرت از دعاگویان سلب شده. هرگاه به نظر رأفت توجهی نشود، تشخیص مقصر و احقاق حق نفرموده و وسیله برای آسایش رعایا مقرر نفرمایند، با شدت عداوت که مابین مغرضین و افراد رعیت تولید شده و با اینکه بر جان و مال و ناموس احدی ابقاء نمی‌نمایند، نمی‌دانیم نتیجه و عاقبت این فساد چه خواهد شد و با این ترتیب، دعاگویان مسئول نخواهیم بود. مقرر فرموده بودندکه عرایض حسابی خود را با دلیل و برهان به عرض برسانیم. اگرگذارده بودند وقایع این مدت به حضور مبارک برسد، دیگر دعاگویان امروز محتاج به تظلم نبوده و حقایق امور کماهوحقه[۷] بر خاطر مبارک مکشوف بود. به طوری‌کار را سخت‌گرفتند که به هیچ وجه نمی‌توان اطمینان داشت عرایض و دلائل حقانیت و بی‌غرضی دعاگویان به حضور مبارک می‌رسد. پس از استخاره و شور با عقلاء این طور دانستیم که کسی که جز دوستی شخص پادشاه و اصلاح مملکت چیزی در خاطر نداشته و قادر بر ایصال[۸] عرایض و تظلمات رعیت به حضور سلطنت باشد، شخص حضرت اقدس اشرف والا شعاع‌السلطنه فرزند دلبند شاهنشاه است. البته پسر پادشاه، دوست خالص سلطنت و مصلح مابین دولت و رعیت است. عرض عرایض و دلائل دعاگویان هم به وسیله عریضه امکان ندارد. استدعا اینکه مقرر فرمایند شاهنشاه زاده معظّم، واسطه اصلاح بین دولت و ملت و رسیدگی به عرایض رعیت و انجام مقاصد دعاگویان باشند. پس از ملاقات دعاگویان و عرض عرایض و تظلمات به حضور مبارک، بدون شک و شبهه خلوص مقاصد و عرایض و بی‌غرضی دعاگویان مشهود خاطر مبارک شده و پس از رسیدگی و تحقیق، مغرض و مفسد میان دولت و ملت معلوم و پس از آن البته بروز رأفت و مرحمت ملوکانه نسبت به رعیت خواهد شد. در آن صورت هرگونه اقدامات مصلحانه مسکنّانه از طرف دعاگویان ممکن است و هرچه بگوییم، مردم می‌شنوند و پس از کشف صدق عرایض دعاگویان به حضور مبارک، آن وقت هر طور مقتضی معدلتٍ ملوکانه است و مقرر فرمایند، اطاعت داریم. امیدواریم که زودتر نظر مرحمت و توجهی به حال مسلمین و مملکت اسلام فرمایند، نگذارند ملت اسلام و دین حضرت خاتم پیغمبران زیادتر از این پامال افساد و ظلم خائنین و ظالمین شود. الامرالاشرف‌الاقدس‌الاعلی مطاع مطاع. **پاورقی‌ها:** [۱] ابا عن جدّ: پدر در پدر؛ جدّ اندر جدّ [۲] در اصل: دستخط شرف صدور یافته شود. [۳] پناهنده [۴] ابواب (جمع باب): در [۵] منظور سید عبدالحمید است که در واقعه اعتراض مردم به دستگیری شیخ محمد واعظ و نجات او در ۱۸ جمادی‌الاول ۱۳۲۴ ق توسط مأموران حکومت به شهادت رسید. [۶] طینت و طویت: سرشت و نیت [۷] کما هو حقه: چنانکه سزاوار آن است. [۸] رساندن

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1285
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مظفرالدین شاه قاجار
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)