کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه با ابراز ارادت به شاه و تأکید بر دلسوزی برای او آغاز می‌شود و به این نکته اشاره می‌کند که راه ارتباط با شاه مسدود شده و عده‌ای سعی در بدبین کردن شاه نسبت به علما دارند. در ادامه، وضعیت اسفناک مملکت، ظلم و تعدی حکام و مأموران دولتی بر جان، مال و ناموس مردم، فقر و مهاجرت رعایا به کشورهای خارجی را تشریح می‌کند. سپس، راه حل این مشکلات را تأسیس «مجلس عدالت» می‌داند که در آن همه اصناف مردم حضور داشته باشند و شاه و گدا در آن مساوی باشند. نامه به وضعیت نان و گوشت و همچنین سربازان اشاره کرده و از عدم رسیدگی به آنها انتقاد می‌کند. در پایان، به مهاجرت علما به حضرت عبدالعظیم و صدور دستخط شاه برای تأسیس مجلس اشاره می‌کند، اما از عدم اجرای آن و مخالفت عده‌ای با مجلس گلایه کرده و از شاه می‌خواهد که پیش از نابودی کامل مملکت، چاره‌ای بیندیشد و مردم را اسیر استبداد و ذلیل بیگانگان نکند.

متن کامل گزارش

به عرض اعلیحضرت اقدس شهریاری [۱] خلدالله سلطانه می‌رساند: چون حضوراً فرمودید هر وقت عرضی دارید بلاواسطه به خود من اظهار دارید، به این جهت به این عرایض مصدّع خاطر مبارک می‌شود. این ایام، طُرُق [۲] را بر دعاگویان سد نموده‌اند، عرایض دعاگویان را نمی‌گذارند به حضور مبارک مشرّف شود. با این حال اگر مطلبی را بر اعلیحضرت مشتبه کرده باشند، چگونه رفع اشتباه کنیم؟ محض پیشرفت مقاصدشان، دعاگویان را بدخواه دولت و شخص همایونی قلم داده، خاطر مبارک را مشوّش نموده‌اند تا اگر مفاسد اعمالشان را عرض کنیم، مقبول نیفتد. به خداوند متعال و رسول اکرم و امیرالمؤمنین(ع) و صدیقه طاهره و امام زمان عجلا... فرجه قَسّم، دعاگویانْ اعلیحضرت را دوست داریم، صحت و بقای وجود مبارک را روز و شب از خداوند تعالی می‌خواهیم. پادشاه رووف و مهربانِ بی‌طمع باگذشت را چرا نخواهیم؟ راحت و آسایش ماها از دولت اعلیحضرت است. مقاصد دعاگویان در زمان همایونی صورت خواهد گرفت. چنین پادشاهی را ممکن است دوست نداشته باشیم؟ حاشا، ماها طالب دنیا باشیم یا آخرت، غرضمان ریاست باشد و جلب نفع یا خدمت به شرع، منحصر در این دولت است. حالِ علمایی را که در ممالک خارجه هستند می‌دانیم. ایران وطن و محل انجام مقاصدِ دعاگویان است. باید در ترقی ایران و نجات آن از خطرات، جاهد [۳] باشیم. ممکن نیست بدِ این دولت را بخواهیم. عقل حکم نمی‌کند که دعاگویان با این خطرات، ساکت، و اضمحلال دولت را طالب باشیم. نمی‌گذارند اعلیحضرت بر حالِ مملکت و خرابی و خطرات آن و پریشانی رعیت و ظلم ظَلمه، از حکام و غیرهم و قضایای ناگوار واقعه مطلع شوند. متصل عرض می‌کنند: مملکت آباد و منظم و دور از خطر [است]، رعیت [۴] راحت و آسوده به دعاگویی مشغول و قضیه ناگواری واقع نشده و نمی‌شود. اعلیحضرتا! مملکت خراب، رعیت پریشان و گدا، دست تعدی حکام و مأمورین بر مال و عِرض و جان رعیت دراز، ظلم حکام و مأمورین اندازه ندارد. از مال رعیت هر قدر میلشان اقتضا کند، می‌بَرند. قوه غضب و شهوتشان به هرچه میل و حکم کند از زدن و کشتن و ناقص کردن، اطاعت می‌کنند. این عمارت و مبل‌ها و وجوهات و املاک در اندک زمان، از کجا تحصیل شده؟ تمام، مال رعیت بیچاره است. این، ثروتِ همان فقرای بی‌مکنت است که اعلیحضرت بر حالشان مطلعید! در اندک زمان، از مال رعیت، صاحب مکنت و ثروت شدند. پارسال دخترهای قوچانی را در عوضِ سه ری [۱] گندم مالیات که نداشتند بدهند، گرفته به ترکمان‌ها و ارامنه عشق‌آباد به قیمت گزاف فروختند. ده هزار رعیت قوچانی از ظلم حاکم، به خاک روس فرار کردند. هزارها رعیت ایران از ظلم حکام و مأمورین به ممالک خارجه هجرت کرده، به حمّالی و فعلگی‌گذران می‌کنند و در ذلت و خواری می‌میرند. بیان حال این مردم از ظلم ظلمه، به این مختصر عریضه ممکن نیست. تمام این قضایا را از اعلیحضرت مخفی می‌کنند و نمی‌گذارند اعلیحضرت مطلع شده، در مقام چاره برآید. حالت حالیه [۲] این مملکت اگر اصلاح نشود، عنقریب این مملکت جزء ممالک خارجه خواهد شد. البته اعلیحضرت راضی نمی‌شود در تواریخ نوشته شود: «در عهد همایونی ایران به باد رفت، اسلام ضعیف و مسلمین ذلیل شدند». اعلیحضرتا! تمام این مفاسد را «مجلس عدالت» یعنی انجمنی مرکب از تمام اصناف مردم که در آن انجمن به داد عامه مردم برسند، شاه وگدا در آن مساوی باشند [علاج می‌کند]. فواید این مجلس را اعلیحضرت همایونی بهتر از همه می‌دانند. مجلس اگر باشد این ظلم‌ها رفع خواهد شد، خرابی‌ها آباد خواهد شد، خارجه طمع به مملکت نخواهد کرد، سیستان و بلوچستان را انگلیس نخواهد برد، فلان محل را روس نخواهد برد، عثمانی تعدی به ایران نمی‌تواند بکند. وضع نان وگوشت که قوت [۳] غالب مردم است و مابه‌الحیوة [۴] خلقند بسیار مغشوش و بد است، بیشتر مردم از این دو محرومند. اعلیحضرت همایونی اقدام به اصلاح این دو فرمودند. بعض خیرخواهان حاضر شدند، افسوس آنها که روزی [۵]، مبلغ گزاف از خبّاز [۶] و قصاب می‌گیرند، نمی‌گذارند این مقصود حاصل و مردم آسوده شوند. حالِ سرباز که حافظ دولت و ملت‌اند بر اعلیحضرت مخفی است. جزئی جیره و مواجب را هم به آنها نمی‌دهند. پیشتر به عَمَلگی و فَعَلگی، قوتی تحصیل می‌کردند [۷]، آن را هم قدغن نمودند. همه روزه جمعی از آنها ازگرسنگی می‌میرند. برای دولت نقصی از این بالاتر تصور نمی‌شود. در زاویه حضرت عبدالعظیم، سی روز با کمال سختی گذرانیدیم [۱] تا دستخط همایونی در تأسیس مجلسِ مقصود، صادر شد. شُکرها بجا آوردیم و به شکرانه مرحمت، چراغانی کرده، جشن بزرگی‌گرفته شد. به انتظار انجام مضمونِ دستخط مبارک، روز می‌گذرانیم. اثری ظاهر نشد. همه را به طفره‌گذرانیده، بلکه صریحاً می‌گویند: این‌کار نخواهد شد و تأسیس مجلس، منافی [۲] سلطنت است. نمی‌دانند سلطنت صحیح بی‌زوال، با بودن مجلس است. بی‌مجلس، سلطنت، بی‌معنی و در معرض زوال است. اعلیحضرتا! سی کرور [۳] نفوس را که اولاد پادشاهند، اسیر استبداد یک نفر نفرمایید. برای خاطر یک نفر مستبد [۴] چشم از سی‌کرور فرزندان خود نپوشید. مطلب زیاد است فعلاً بیش از این مصدّع نمی‌شوم. مستدعیم [۵] این عریضه را به دقت ملاحظه فرموده، پیش از انقطاع [۶]، راه چاره‌ای بفرمایید تا مملکت، از دست نرفته و یک مشت رعیت بیچاره که به منزله فرزندان اعلیحضرتند، اسیر و ذلیل خارجه نشوند. الامرالاعلی مطاع. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور مظفرالدین شاه قاجار (۱۳۱۳-۱۳۲۴ ق) است. [۲] جمع طریق: راه‌ها [۳] کوشا [۴] مردم [۱] واحد وزن، برابر چهار من تبریز [۲] کنونی، فعلی [۳] خوراک [۴] مابه‌الحیوة: آنچه زندگانی بدان وابسته است. [۵] روزانه، هر روز [۶] نانوا [۷] قوتی تحصیل می‌کردند: خوراکی به دست می‌آوردند. [۱] اشاره به مهاجرت‌گروه‌کثیری از علماء و مردم تهران به آستانه حضرت عبدالعظیم (ع) است که به علّت اقدامات سرکوبگرانه عین‌الدوله و سکوت مظفرالدین شاه قاجار صورت گرفت. این مهاجرت -که در تاریخ مشروطه به مهاجرت صغری مشهور است - روز ۱۶ شوال ۱۳۲۳ ق آغاز شد و ۱۴ ذیقعده همان سال با پذیرش درخواست‌های علما، پایان یافت. [۲] نفی‌کننده [۳] کرور: معادل پانصد هزار [۴] منظور عین‌الدوله، صدراعظم است. [۵] تقاضا دارم [۶] گسستن امور

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1285
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: مظفرالدین شاه قاجار
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)