کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه با ابراز امیدواری برای حفظ وجود ولیعهد و اشاره به دریافت نامه او آغاز می‌شود. سپس به مشکل نرسیدن مکاتبات و نامه‌ها به دلیل کارشکنی بدخواهان ملت و دولت اشاره می‌کند و نمونه‌ای از آن را ذکر می‌کند. در ادامه، نویسندگان به ولیعهد توصیه می‌کنند که با توجه به غیبت پادشاه، ورود به امور به صلاح نیست، اما باید به او اطلاع داده شود که دشمنان داخلی در حال تخریب حکومت و شخص او هستند. تأکید می‌شود که رفع این موانع بر عهده ولیعهد است تا امور کشور از هم گسیخته نشود. در پایان، نویسندگان بر لزوم استغاثه به درگاه خداوند و امام عصر تأکید می‌کنند و بیان می‌دارند که اگر تا بازگشت پادشاه، امور اصلاح نشود، برای حفظ اسلام و مسلمین از هیچ اقدامی فروگذار نخواهند کرد. نامه با اشاره به ارسال خلاصه‌ای از مطالب برای برخی از اولیای دولت، از جمله مشیرالسلطنه، و دعای فرج امام زمان به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

به عرض شریف عالی می‌رساند: ان‌شاءالله تعالی، همواره وجود مسعود آن محیی منیع[۱] اسم و رسم اسلام محفوظ از حوادث ایام و منظور نظر انور حضرت حجت‌الله امام زمان، علیه افضل التّحیة[۲] والسلام بوده باد. مرقومه مطاعه[۳] واصل، و مطالب مندرجه مفهوم‌گردید. نرسیدن خطابه، اسباب عجب است؛ اگرچه با این وضع حالیه، عجبی هم نیست. چون علی‌المذکور، مکاتیبی[۴] که به عنوان تهران و سرکار و دیگران بوده و منافی با آغراض بدخواهان ملت و دولت بوده، نگذاشته‌اند از قصر[۵] تجاوزکند. حتی، عریضه تجار بغداد در حسن سلوک جناب ممتحن‌السلطنه[۶]،کارپرداز، [که] استدعای بقاء او را نموده بودند، مدعی از قصر برگردانید. سهل است، عجالتاً از جانب خود، و ابلاغاً از حضرت شیخ‌الاعظم حجت‌الاسلام آقای حاجی[۷]، دامت برکاته، و دیگران عرض می‌کنیم: با نبودن پادشاه،ایّده و نَصّره، ورود و دخول در کار به هیچ وجه صلاح نیست؛ لیکن، باید حضور حضرت اقدس ولیعهد، خلّد دولته، به واسطه بی‌غرضی به عرض برسانید که: دشمن و دزد خانگی در مقام تخریب بیت‌الخلافه و دارالسلطنه[۸] شخص شما است؛ به قدری‌که بر اعلیحضرت همایونی اغفال نموده‌اند، از حضرت اقدس نشده است. فی‌الواقع، رفع و دفع این موانع در عهده آن حضرت است. مبادا، خدای نخواسته رفته رفته رشته امور، منفصم[۹] و دیگر چاره‌پذیر نیست. بر عساکر دعا[۱۰] این مطالب لازم است. استغاثه[۱۱] به درگاه حضرت پروردگار متعال و استعانه از حضرت امام عصر هم باید نمود. هرگاه تا ورود موکب همایون [از فرنگ]، امور بر وفق صلاح عامه رعیت اصلاح شد، فهوالمطلوب؛ و اگر خدای نخواسته، باز معایبی به هم رسید، آنچه لازمه اقدام است محض حفظ بیضه اسلام و نگاهداری مسلمین،که بزرگتر خدمتی است به دولت، قصور نمی‌شود. از نرسیدن مکاتیب هم دلتنگ نباشید؛ از مجعولات[۱] دیگران هم ملول نشوید. گفتم اجمال مطلب را برای بعضی اولیای دولت، خصوص جناب مشیرالسلطنه[۲]، در هفته قبل، با صورت جوابی که در هامش سؤال تجار نوشته شده بود، فرستادند. اللهمَ عَجِّل فَرَجَه و ایْدهُ و نَصِّرهُ نَصراً عَزیزاً. حرّره الجانی: محمدکاظم خراسانی، حرّره: عبدالله مازندرانی **پاورقی‌ها:** [۱] محیی منیع: زنده کننده بلندمرتبه، در اصل: محی و منیع [۲] در اصل: الصلوات [۳] مرقومه مطاعه: نوشته (نامه) اطاعت شده [۴] نوشته‌ها، نامه‌ها [۵] منظور، قصر شیرین است. [۶] میرزا کاظم خان ممتحن‌السلطنه (۱۲۷۰ ق-؟)، دولتمرد ایرانی، وی در تهران به دنیا آمد و در ۱۲۹۰ ق وارد وزارت خارجه شد. در ۱۲۹۷ ق معاون اداره عثمانی، در ۱۳۰۶ ق، کارگزار محمره (خرمشهر) و وزیر مختار ایران در اتریش و سفیر کبیر ایران در عثمانی، در ۱۳۲۱ ق سرکنسول ایران در بغداد و در ۱۳۲۶ ق سرکنسول ایران در تفلیس بود. او در ۱۳۱۰ ق به ممتحن‌السلطنه ملقب گردید. [۷] منظور حاج میرزا حسین خلیلی است. [۸] بیت الخلافه و دارالسلطنه: مرکز حکومت (پایتخت) [۹] از هم گسسته، در اصل: منقسم [۱۰] عساکر دعا: لشکریان دعا، دعاگویان [۱۱] دادخواهی [۱] اخبار ساختگی و دروغ [۲] میرزا احمدخان، ملقب به مشیرالسلطنه (۱۲۷۰-۱۳۲۹ ق)، از رجال معروف و صدراعظم ایران. وی در ۱۲۸۴ ق به سمت منشی باشی مظفرالدین میرزا ولیعهد منصوب و از مقربان دربار او شد و به مشیرالسلطنه ملقب گردید (۱۳۱۰ ق). از ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۳ حاکم گیلان بود و از ۱۳۲۵ ق به بعد به وزارت داخله و ریاست وزرا رسید. پس از فتح تهران (۱۳۲۷ ق) به سفارت عثمانی پناهنده شد و بعد با پرداخت شصت هزار تومان به دولت ایران، آزاد شد و گوشه‌نشین گردید. در ۱۳۲۹ ق ترور شد و به دنبال آن درگذشت. * واقعات اتفاقیه در روزگار، ج ۱، ص ۲۳-۲۴.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1284
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: محمدعلی میرزا (ولیعهد)
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)