کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن، محاکمهای رؤیایی را در روز رستاخیز به تصویر میکشد که در آن ابتدا «شیخ محمد تقی» به دلیل اجحاف در حق رعایا، احتکار گندم، تصرف املاک مردم، همدستی با حکومت برای فقیر کردن مسلمانان و سوءاستفاده از وجوهات شرعی مورد بازخواست قرار میگیرد. شیخ در ابتدا اظهار بیاطلاعی میکند، اما خطابکننده اعمال پنهان او را فاش میسازد و هشدار میدهد که در صورت تکرار تغافل، جزئیات بیشتری از سوءرفتارش برملا خواهد شد. در ادامه، «مسعود میرزا» (ظلالسلطان) به دلیل ظلم به مردم، بر باد دادن هستی گروهی، تعرض به عصمت زنان و تصرف اموال مردم مورد مؤاخذه قرار میگیرد. او نیز در ابتدا سعی در توجیه اعمال خود دارد، اما خطابکننده با اشاره به طمع او به مال و ناموس مردم، اتهامات را تأیید میکند.
متن کامل گزارش
خطاب: «چطور است که تکلیف شرعی خود را دیدی که هر رعیت و بیچارهای که از اجحاف عمال حکومتی به تو پناهنده شود، مصالحه نامچه از او بگیری که مِلک ترا حفظ مینمایم و بعد ضبط نمایی؟ چگونه است که تکلیف شرعی خود را دیدی که گندم را انبار انبار احتکار کنی و پس از پوسیدن، شب حکم نمایی به رودخانه بریزند؟ چطور است که تکلیف شرعی خود را در آن فهمیدی که به عیادت میرزا حبیب الله خان امین الدوله بروی و به عنوان آن که اقرار شرعی کرده، مینمایم[؟] و بعد ضبط نمایی؟ چگونه است که تکلیف شرعی خود را دیدی که رعایای خود را تحریک نمایی سدّ و بند در رودخانه بسته، املاک بیچارگان را به این حیله ضبط نمایی؟ به چه جهت تکلیف شرعی خود را دیدی که با حکومت دست یکی شده، مسلمانان و بندگان مرا فقیر نموده، آتش بزنی؟ علت چه بوده که تکلیف شرعی خود را دیدی که قبض مستمریات فقرا را به ثلث و رُبع خریداری نمایی و به عوض مالیات املاک خود بدهی؟
سبب چه پیش آمده بود که مِلک میرزا هاشم شرف جان را بفرستی عُنفاً کشت و تصرف نمایی؟ چه دلیلی داشته که تکلیف شرعی خود را دانستی که وجوهات را به فقرای اسلام نرسانی به طلاب قوی البنیه و الجثه[۳] بدهی که مَدرَس خود را پر جمعیت کنی و قوه مقصودیه خود را قوی نمایی؟ برای چه تکلیف شرعی خود را دانستی که مُکنت و دولت خود را کامل نمایی و ملت را فقیر و بیچاره کنی؟...»
جواب: «بار الها! من فکر میکنم اینهایی که شما گفتید هیچکسی غیر از خودم نمیدونسته، خیال میکردم کسی اصلاً نمیدوند. کی به شما گفته؟»
خطاب رسید: «... یا شیخ! ما تا خطای بندهای را ثابت نکنیم و معلوم عامه نداریم، به سزای آن واصل نمینماییم. ای شیخ تقی! ما آنچه مخفی عامه بوده و خود میدانستیم اگر میخواستیم مؤاخذه نماییم؛ وای به احوال تو که هزار بار بیش در دریای تجاهل و نادانی فرو میرفتی و صد هزار تشویش در این صحرای نامتناهی از تغافل میکردی.
ای شیخ! ما تفضل میکنیم که اعمال مَستوره ات را مؤاخذت ننمودهایم و مقاصد مَکنونه[۲]ات را مذاکرت نفرمودهایم. ولی این تجاهل و اصرار در تغافل که داری اگر تکرار نمایی، جزئی از اجزای سوء رفتارت و قطرهای از دریای خُبث[۳] اسرارت را بازخواست خواهیم نمود.»
***
خطاب رسید: «مسعود میرزا[۴]! از کُنه هر دلی آگاهیم و در درون هر سنگ و گِلی گواه. اینجا تمنای تُلبیس[۵]، ثمری نبخشد و تولای تَدلیس[۶] اثری ندهد؛ بل، آن سکوت صادقانه به[۷] از صد سال خضوع کاذبانه است. بازگو که با مخلوق من که در تحت اقتدار تو بودند چهکردی؟ از رفع ظلم و دفع شر چه هدیه آوردی؟»
جواب: «الهی! وقتی که اقتدار کاملهام داده بودی و ایالات عدیده به دستم سپرده بودی، مراتب انتظام و مراسم انتقام را، در راحت رعیت و دفع اذیت مینمودم و در زحمت و کوشش رفع تهمت بودم؛ چنانچه همه آگاهند و بسیاری گواه.»
خطاب: «آیا تو گمان میکنی ما از حالات و عوالِمات[۸] رفتارت بیخبر بودهایم یا چشم از بندگان خود پوشیده داشتهایم؟ مگر نه تو در هنگام اقتداری که به تو دادیم قصدت اجرای خیالات شخصی خود بود؟ مگر نه هستی گروهی را بر باد دادی؟ کدام زن خوبروی در اداراتت از عصمت خود وحشتناک نبود؟ کدام شخصِ با تموّل، از دَهشَت[۹]، بر آبادی خود خواب آسوده داشت؟ چه خانهها را که برچیدی، چه طایفهها را که نابود کردی.»
جواب: «بار پروردگار من! خود تو میدانی کمتر در این اقدامات بودهام. اگر یکی بوده، ده گفتهاند و اگر حرفی بوده، کلامی نمودهاند....»
خطاب: «اگر تو به عصمت بندگان من طمع نداشتی، در تعزیه، جمعیت زنانه را چه اقدامی داشتی[۱۰]؟ اگر تو مال و مِلک مردم را در صدد اخذ و ضبط نبودی، با کدام مواجب و خدمت، این املاک و عمارات و این وجوهات و نقود را حاصل کردی؟»
**پاورقیها:**
[۱] منظور آقا نجفی اصفهانی، عالم مشهور، متنفذ و ثروتمند اصفهان است.
[۲] پنهان و پوشیده شده
[۳] پلیدی، ناپاکی
[۴] منظور، ظل السلطان، حاکم مقتدر، ثروتمند، عیاش و ستمگر اصفهان و ولایات دیگر و برادر ناتنی مظفرالدین شاه قاجار است.
[۵] فریبکاری
[۶] دوست داشتن عوامفریبی
[۷] بهتر
[۸] احوال
[۹] سراسیمگی
[۱۰] اشاره به مجالس عزاداری ظل السلطان است که وی در جریان مراسم با دوربین به شکار زنان مورد نظر خود میپرداخت.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1281
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: محمدتقی آقا نجفی اصفهانی, مسعود میرزا (ظل السطان)
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)
