کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با ستایش از مظفرالدین‌شاه و اشاره به حمایت دولت و اعیان از «شرکت اسلامیه» آغاز می‌شود. سپس به اشتیاق مردم اصفهان برای رهایی از وابستگی اقتصادی و حفظ ثروت در داخل کشور اشاره می‌کند و فواید اولیه و امیدبخش شرکت را برمی‌شمارد. در ادامه، با استناد به حدیث «الناس علی دین ملوکهم»، شور و همت عمومی ملت و روحانیون را برای پیشرفت و ترقی ملی ستایش می‌کند و آینده‌ای روشن برای ایران پیش‌بینی می‌کند که در آن فرزندان این مرز و بوم به نیاکان خود افتخار خواهند کرد. در بخش بعدی، خدمت به این شرکت را معادل خدمت به اسلام و پیامبر اکرم (ص) دانسته و با استناد به آیه قرآن، مسلمانان را به یاری این حرکت تشویق می‌کند. سپس، با اشاره به حمایت علمای اعلام، خود را نیز در زمره حامیان این شرکت معرفی می‌کند. در ادامه، بر تکلیف شرعی و عقلی مسلمانان برای تقویت بازار اسلامی و استفاده از فرصت باقی‌مانده برای بازگشت به شکوه گذشته تأکید می‌کند و پیشرفت را منوط به علم و دانش می‌داند. در پایان، ثروت و استقلال اقتصادی را سدی محکم در برابر نفوذ بیگانگان معرفی کرده و با تأکید بر نقش شرکت اسلامیه در توسعه کارخانجات و صنایع، تجارت را روح و جان دولت و ملت و اساس ترقی کشور می‌داند که بر سه پایه زراعت، صنعت و تجارت استوار است و تجار را مشوق اصلی این سه حوزه معرفی می‌کند.

متن کامل گزارش

اما بعد، چون از غنایم و ارباح جاوید عهد معدلت مهد همایون، و عصر ابدی نصر روز افزون شاهنشاه جوانبخت دانش‌پرور و وطن‌خواه، ظفر همراه دل آگاه، مظفرالدین‌شاه خلدالله ملکه و سلطانه، ترویج بازار «شرکت اسلامیه»[۲]، کثرها الله تعالی خیرا و برکةً، در ایران، خصوصاً در اصفهان می‌باشد و می‌بینیم که توجه تمام اعیان ملت و رجال دولت بر تشیید[۳] این بنا و استحکام این بنیه است، به حدی که از هیچ قسم همراهی و اظهار میل باطنی کوتاهی نمی‌ورزند، بلکه به همه قسم اسباب شوکت و رواج این بازار و این تجارت را فراهم می‌آورد. و نیز می‌بینیم که تمام اهالی اصفهان چون گرسنه‌ای که نان بیابد یا تشنه‌ای که آب روان، همه با دل‌های سوخته، چشم‌ها دوخته‌اند که آیا می‌شود روزی، و می‌آید وقتی که از ننگ احتیاج برهند و ثروت خود را به دست خود به بیگانه ندهند و داغ وداع آن را بر چهره خاطر ننهند و حاصل زحمت خود را واصل راحت خویش نمایند؟ و نیز می‌بینیم الحال که هنوز مبادی تأسیس و اوایل تقریر[۴] این شرکت با برکت است، توفیری[۵] شایان و فائدتی نمایان در منافع و فواید این شرکت ظاهر گردیده است، رجاء واثق هست که به خواست خالق یکتا و اقبال دولت علیا و توجه علماء اعلام، عنقریب این فواید، یک به هزار و عشر به اعشار[۶] برسد. باش تا صبح دولتت بدمد کاین هنوز از نتایج سحر است و نیز می‌بینیم به میمنت نیّات مقدسه همایونی مظفریه به مضمون: «الناس علی دین ملوکهم»[۷]، أمروزه عموم اهالی ایران و کلیه هموطنان، مخصوصاً طبقه روحانی ملت، مذّظلهُم، و اولیای دولت، یک نوع شور مخصوص بر سر دارند و با قلب آگاه بیدار، دامن همت بر کمر استوار و همگی به یکدل طالب و جالب نفع عمومی مسلمانان هستند و در صدد تحصیل و تکمیل کلیه ترقیات و تقدمات شاهره باهره[۸] ملیه می‌باشند[...] و در اینگونه سرّیان و جریان که در فیض بیداری و بینایی و موهبت هشیاری و دانایی از مردم وطن و افراد ملت ما مشاهده می‌شود، چه بشارت‌ها است بر اینکه عاقبت ما، سعید است و پایان شب سیاه روز سفید، و این نوع کوشش و جوشش که در عموم هموطنان و آحاد ملت به ظهور می‌رسد و این قسم اقدامات شایسته و ارتکابات حسنه، مایه همه جور امیدواری و بایسته همه قسم شکرگذاری است. خدای را چه توان کرد شکر فضل و کرم بدین کرم که دگر باره کرد بر عالم و می‌توانیم از هم اکنون خبر دهیم و با کمال اطمینان قلب، ادعا کنیم که یک روزی خواهد آمد که نهال شرافت مال[۱] که امروز تازه تازه و حبه حبه مقبلان[۲] و خیرخواهان وطن ما می‌نشانند، قد بیفرازد و ریشه محکم نماید و شاخ و برگ بهم زند و به هر جا سایه بیفکند و رفته رفته درختی برومند و تنومند و همایون گردد تا بعد از این، فرزندان ما در سایه آن درخت، رخت برند و از شاخه آن برخورند. و اگر چنانچه در این دوره [که] ابنای وطن عزیز ما به خیال ترقی و پیشرفت کار و بازار خویش افتاده‌اند یک عصر دوام کند، ایران به حال اول خود برگردد و یکی از دول متمدنه متموله عالم محسوب شود و در تواریخ آینده عهد میمنت مهد و دور دل آرای مظفری، تاریخ سعادت و اقبال و ترقی ایران شود و اولاد و احفاد[۳] ما به آباء و اجداد خویش فخر کنند. این منتی بر اهل زمین بود ز آسمان وین نعمت خدای جهان بود بر جهان و معلوم است که خدمت به این شرکت و نصرت این تجارت، خدمت به اسلام و حضرت خیرالانام، علیه و آله آلاف التحیة و السلام، است. پس مسلّم است هر یک از افراد ملت و ابناء وطن به هر قسم که بتوانند، شایسته و بایسته است به تمام مقدور و همه وسع در صدد استقرار این بنیه و استحکام این بنای مبارک برآیند تا داخل شوند در زمره آنها که حق سبحانه و تعالی می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا کونوا انصار الله کما قال عیسی بن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله»[۴]. و چون که هر یک از رؤسای روحانیون و علمای اعلام و ارکان ملت بیضاء، «متع الله المسلمین بطول بقائهم و نفوذ احکامهم»[۵]، در ترغیب و تحریص عموم مسلمانان در ترویج این شرکت و تشیید این شراکت و تقویت این بازار و لبس[۶] منسوجات اسلامیه و طرد ملبوسات[۷] اجانب و اباعد[۸]، به خط مبارک خود شرحی نگاشته بودند [...] لهذا، این فقیر خادم افراد ملت و ابناء وطن هم، خواست تأسّی به علماء اعلام نماید، شاید همچون عجوز[۱] معروف، از خریداران این بازار موصوف شود. تکلیف شرعی و عقلی تمام افراد مسلمانان و هموطنان این است که به تمام مقدور کوشش کنند و همت بورزند و در صدد تقویت کار و رواج بازار مسلمانی برآیند و تدارک مافات نموده، این فرصت کمی که باقی مانده، از دست ندهند شاید آب رفته به جوی باز آید و آفتاب دولت ایرانیان از مشرق سعادت و اقبال، طلوع نماید؛ اگر چه ترقی مسلمانان و ترویج بازار اسلامیان در واقع موقوف است به ترقی و رواج بازار علم و دانش، به این معنی که هر ملت و دولتی که در عالم ترقی نمود، به واسطه دانش و علم بود، و هر دولت که در عالم سرفرازی و بزرگی و نام نیک تحصیل کرد، به واسطه علم بود. این قناعت فعلی ما موجب مزید ثروت و دولت است و زیادتی دولت، باعث پیشرفت همه قسم خیالات و نیات مقدسه ما است. تا مردم ایران فقیرند، به هیچ قسم خود را نمی‌توانند از ننگ احتیاج نجات بدهند و چون صاحب ثروت و غنا شدند، با کمال اقتدار خیالات محکمه صحیحه خود را اجرا می‌دارند. مجملاً، هیچ سدی از برای انسداد طریق اجانب و رسوخ خارجه، محکم‌تر و سخت‌تر از سد ثروت و دولت و عدم احتیاج نیست. [...] ما اگر ثروت داشته باشیم، از احداث کارخانجات و تکمیل صناعات، به هیچ قسم کوتاهی نخواهیم ورزید و معلوم است که شیوع کارخانجات تا چه اندازه باعث رفع احتیاج ما از اجانب خواهد شد و این مطلب صورت نمی‌بندد، مگر به رواج و ترقی «شرکت اسلامیه» و نیز لازمه این شرکت، ترقی تجارت است در ایران. و پر واضح است که ترقی هر دولتی موقوف به ترقی تجارت است در آن دولت. فی الواقع، روح و جان دولت و ملت، تجارت است و هر دولتی که امروز در آغوش دلبر دلربای تمدن آرمیده، به واسطه تجارت است. پوشیده نیست که اساس ترقی ملت و ثروت دولت بر سه چیز است: اول زراعت، دوم صناعت، سوم تجارت. چون این سه چیز در مملکتی ترقی کند، ملت و دولت را سعادت قرین، و اقبال همنشین باشد. و اگر اندکی تعمق کنیم، خواهیم دانست که این سه چیز خیلی مقدس است و حرمت صاحبان آن، بر هر فردی از افراد ملت، واجب. و بر دولت لازم است تا می‌تواند ایشان را تشویق و ترغیب نماید تا دایره این سه شغل، وسعت گیرد و ملک، آباد گردد؛ مخصوصاً رعایت صنف تجار بر دولت، از فرایض است؛ چه، زراعت و صناعت را این صنف محترم ترقی دهند و به واسطه این صنف رواج گیرد و زیاد شود. مثلا تاجر با ثروت، برای منافع خویش، پنجاه محل خرابه را آباد کرده، هم خویش منتفع می‌شود و هم به دولت و ملت نفع می‌رساند و هم مشوق صنعتگر می‌شود و آنچه به زحمت ایجاد و اختراع کرده، می‌خرد و وی را به پول و اسباب کمک می‌کند. بدیهی است، صنعتگر چون دید مصنوع خویش خوب به فروش رفت و طالب پیدا کرد، گرت ثانی[۱]، جهد و کوشش می‌کند که بهتر از اول بسازد و نکوتر از نخستین جلوه دهد. پس در این صورت معلوم شد که ترقی کشوری بسته به ترقی تجارت در آن کشور است. هر چه دامنه تجارت وسیع‌تر باشد، اعتبار دولتشان بیشتر خواهد بود و افتخار ملتشان زیادتر. **پاورقی‌ها:** [۱] جمع ربح: فواید [۲] شرکت نساجی خصوصی که در سال ۱۳۱۶ ق در اصفهان تأسیس شد. [۳] استواری [۴] برقرار کردن [۵] افزایش [۶] عشر به اعشار: ده یک به ده‌ها. [۷] مردم بر راه و روش پادشاهان خود هستند. [۸] مؤنث باهر: روشن، آشکار [۱] عاقبت کار [۲] نیک‌بختان [۳] نوادگان [۴] ای کسانی که ایمان آورده‌اید، باوران خدا باشید، همچنان که عیسی بن مریم به حواریون گفت: چه کسانی یاوران من در راه خدایند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خدا هستیم. [۵] خداوند مسلمانان را با طولانی بودن عمر و نفوذ اوامر ایشان بهره‌مند فرماید. [۶] پوشیدن جامه [۷] جامه‌ها، پوشاک [۸] جمع ابعد: بیگانگان [۱] پیرمرد [۱] بار دوم

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1279
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم, حکومت
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)