کنشگران / عالمان دینی
متن خلاصه هوش مصنوعی
متن با بیان این نکته آغاز میشود که خداوند در خلقت و تدبیر امور معیشتی، تفاوتی میان انسانها قائل نشده و قابلیت علم و صنعت به همه عطا شده است، اما فعلیت یافتن این استعدادها نیازمند تلاش و کوشش است. در ادامه، با مقایسه وضعیت معیشتی در کشورهای اروپایی و ایران، به وفور نعمت و آسایش در اروپا و کمبود و سختی در ایران اشاره میکند. نویسنده علت این تفاوت را نه غضب الهی، بلکه تلاش و تدبیر اروپاییان و بیتوجهی و حواله دادن امور به غیب توسط مسلمانان میداند. سپس به مشکل کمبود آب در نجف اشرف، با وجود نزدیکی به رود فرات، میپردازد و اقدامات بینتیجه و غیرعلمی برای حل این مشکل را نقد میکند. در پایان، با ذکر نمونه شهر بمبئی که با تدبیر و علم، مشکل آب شیرین خود را حل کرده، بر لزوم استفاده از عقل و تدبیر در میان مسلمانان تأکید میکند.
متن کامل گزارش
نظر رحمت حضرت احدیت در عالم به اصناف مختلفه از مخلوقات علیالسواء [۱] و هیچ طایفه از خلق را بر حسب فطرت اولیه بر دیگری ترجیح و مزیتی نیست؛ چنان که دست خلقت در تکوین صور نوعیة مخلوقات فرقی نگذاشته، همچنین حکمت حکیم مطلق در تدبیر امور معاشیه و تمشیت احوال جمیع اصناف متفرقة نوع بشر به یک ترتیب جاری گشته، برای هیچ فرقه از فِرق عالم امتیاز فوقالعاده در این مرحله داده نشده [است] به عبارت واضح آنچه از مبدأ فیض بر افراد بشر جاری است، مقتضیات محضه و فعلیت اثر، محتاج به اجتماع شرایط و رفع موانع است. قوه قابلیت علم و صنعت بر تمام آفراد بشر بالاصاله انعام [۲] شده و هیچ فردی از افراد بشر به حسب خلقت، از این موهبت عظیمه مرحوم نیستند ولی شرط فعلیت اثر، تلاش و جنبش در تحصیل آن خواهد بود.
اشخاص نادان از لذائذ و تَعیُّشات [۳]، استعدادی را که دست خلقت در ذات او به ودیعت نهاده بود محو کرد. زمینی که قابل زراعت و تخمی که قابل نمو است، تا شرایط طبیعت او از قبیل شخم و آبیاری به قدر کفایت و دفع فضولات [۴] به عمل نیاید، محصول نخواهد داد و هرچه علم فلاحت [۵] تکمیل و معمول شود، بر مقدار و اوصاف محصول خواهد افزود؛ به خلاف کسی که بر زمین بیشخم تخم بیفشاند و در آبیاری و سایر لوازمش مراقبت نکند، چنین زمین بیمحصول و زحمت چنین کس، بر هدر خواهد بود و سببش فقط جهالت و بیکفایتی همان کس است.
و همچنین باقی امور تعیش و اسباب زندگانی هیچ امری از امور معاشیه عالم از جزیی و کلی، بیعلم و زحمت حاصل نشده و به مفاسد [و آن] لیس للانسان إلا ما سعی [۶] برای هیچ کس نان پخته و لباس دوخته و عمارت ساخته، نخواهد نازل شد.
در ممالک اجنبیه که آن همه کثرت جمعیت و قلّت مزروعات نسبت به اهالی که غالباً وافی به نصف خوراک اهالی نیست و باید غالب لوازم خوراک و زندگانی خود را از خارج جلب نمایند، چنین اهالی در تمام فصول سال، نان را به یک قیمت میخورند و دیده نشده که کمیابی نان در یکی از بلاد آنها اسباب ضیق [۱] و زحمت بر اهالی شود، بلکه هر کس تنخواه برداشته، متوجه بازار میشود تمام لوازم یومیه خود را به اسرَع زمان و اسهل [۲] وجه فراهم میآورد. به خلاف مملکت ما که با آن همه قابلیت ذاتی و استعداد تامی که از برای زراعت دارد و اگر اندکی مورد اهمیت عامه شود لوازم معیشت چندین برابر اهالی را میتوان تحصیل کرد، سالی نشده که از مجموع بلاد وخصوصاً بلاد عظیمه مثل تهران و تبریز صدای الجوع [۳] بلند نباشد و دیده نشد که یک سال تمام مردم از فراوانی نان در رفاهیت بوده (از ارزانی نان گذشتیم)، جلو دکانهای نانوایی پر از مرد و زن که چندین ساعت برای تحصیل چند قرص نان (آن هم چه نانی) معطل نشوند.
هویداست که آن وفور نعمت و فراهمی اسباب استراحت برای اجانب و این ضیق و عسرت و زحمت ما، نه از این است که خداوند منان برما غضب نموده و یا نظر مرحمت و لطفش را متوجه اجانب فرموده، بلکه از جهت این است که اجانب در اخذ نتایج قوای نوعیه و تدبیرات امور معاشیه، اعمال نظر و بذل جهد کرده، در هر کاری از راهش داخل شده و به قوت علم و عقل، اسباب راحت و رفاهیت خود را فراهم کردهاند.
بر عکس، ما مردم که تدبیر امور و مهام کارهای نوعیه خود را حواله به غیب نموده در فکر اصلاح خرابیها و تمهیدات مقدمات راحت ابناء نوع [۴] نبوده و نیستیم. باز کمیابی نان مطلبی نیست و در صورت فقدان به مأکولات [۵] دیگر میتوان سد رمق کرد چنان که در این چند ماه اخیر در نجف اشرف به واسطه کمیابی نان، غالب فقراء با نان برنج و نان ذرت گذران مینمودند.
مصیبت بزرگ، کمیابی آب است که در عالم تعیش هیچ بدلی ندارد و وجود این نعمت بیبدیل [۶] به مقتضای حکمت بالغه خدایی به اندازه[ای] مبتذل و فراوان است که تالی [۷] وجود هوا و در هر مملکتی خاصه عراق عرب از قدر حاجب کنونی، آنقدر بیشتر است که از صد قسمت آبها نود قسمت به دریا ریخته میشود.
یا للاسف! مثل نجف اشرف (علی مشرفه سلام الله) که از هزار سال قبل به این طرف مرکز بزرگ اسلامی و نقطه توجه مسلمانان است، در یک فرسخی نهر فرات واقع و از اوائل قرن چهارم اسلامی تاکنون رجال باهمت دنیا از سلاطین و وزراء و علماء و مردمان صاحب ثروت در خصوص آب این بلد چه اقدامات محیرالعقول نموده و چه زحمات فوقالطاقه کشیدند و کرورها در این راه صرف نمودند؛ با همه اینها امروزه این بلد اسلامی و مزار مسلمانان که اهلش از پنجاه نفر یک نفر کمتر یافت میشود که شام شب داشته باشند، بیآب مانده و همه آن اقدامات خیریه به واسطه این که از روی موازین علمیه نبوده، مهمل و بیفایده شده.
مختصر رفاهیتی که بود از بیست سال قبل به این طرف، از برکت نهر سَنیّه [۱] حاصل شد، آن را هم ملکالتجار اصفهان به قصد آن که آب دائمی بیاورد، یک صد و پنجاه هزار تومان خرج کرده. در نتیجه این مخارج گزاف، آبی به دست نیامد سهل است، آب نهر سنیّة مسلمانان را هم معدوم کرد؛ چه، آن که از روی بیعلمی که برای نجف چگونه باید آب دائمی به دست آورد، قنات مخروبه مرحوم حاجی سید اسدالله (طاب ثراه) را تعمیر کرده در نتیجه این تعمیر، دو چشمه بزرگ آب شور از میان قنات جاری و با آب فرات ممزوج و مانع از سلامتی آب شیرین شده، مباشرین تعمیر هم، کاری نکردند که اگر آب فرات را در او جاری کنند علاوه بر آن که به آب شوری قنات ممزوج، تلخ و شور خواهد شد، چون در تعمیر قنات بر وجه صحیح اقدام نشده، جریان آب سبب خرابی قنات خواهد شد.
الحاصل، بعد از آن که اینقدر آب شور از قنات درآمد که کشاورزان از آب شیرین سنیه مستغنی شده، مواظب او نشدند تا رفته رفته منطمس [۲] شده، کار به اینجا رسیده که مردم نجف در سال، هشت ماه غیر از آب ملح [۳] و شور قنات [که] مایه هزاران امراض است - ندارند. سبحان الله، شهر بمبانی [۴] که اصلاً آب شیرین ندارد، آب باران را در شش فرسخی، میان سه دره حبس نموده و از آنجا با لوله آهنی در میان شهر آورده، تمام اهالی بمبائی را که چهارده لک [۵] نفوسند آب شیرین مصفا میدهند و علیالمنقول [۶] اگر تا شش سال باران منقطع شود به قدر کفایتِ آن همه نفوس، آب شیرین ذخیره دارند. اما اهل نجف که در پهلوی نهر فرات هستند، حسرت آب شیرین را دارند.
و نیز باید گفت که نه آن است که خداوند منّان نظر مرحمتش را از ما برگردانده به جانب دیگران انداخته، بلکه غیر از این نمیتوان گفت که همه اینها بسته به همت و تقصیر است. این شخصی که این مبلغ خطیر مصارف کرده و بالاخره یک سنگ آب تلخ و شور جاری کرد، اگر صد هزار تومانش را دو دستگاه تلمبه میخرید، منفعتش عمومی و دائمی بود و غرضش به نحو أتمّ و أکمل [۷] به عمل میآمد و مصارفش مصارف عقلانی میشد و به جای آن که اکنون ضرر بر مسلمانان وارد آورده، منفعت میرسانید.
خدایا! به ما مسلمانان عقل کرم فرما، هر که را عقل دادی چه ندادی؟ هر که را عقل ندادی چه دادی؟
**پاورقیها:**
[۱] علیالسواء: به طور یکسان
[۲] بخشیدن
[۳] گذران زندگی
[۴] مواد زاید
[۵] کشاورزی
[۶] نجم، ۳۹، برای انسان، جز کوشش او نیست.
[۱] تنگنا
[۲] اسرع و اسهل: سریعترین و آسانترین
[۳] امان از گرسنگی
[۴] همنوعان
[۵] خوراکیها
[۶] در اصل: بدل
[۷] دنباله
[۱] عالی
[۲] ناپدید، نیست
[۳] نمک
[۴] بندر بمبئی واقع در هندوستان
[۵] هر لک: صد هزار
[۶] علیالمنقول: بنا بر آنچه گفته میشود
[۷] اتم و اکمل: تمامتر و کاملتر
اطلاعات تکمیلی
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عامه مردم
موضوعات و دستهبندیها
منبع
مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)