کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

نامه با توصیف وضعیت نگارنده در زندان و محرومیت از دوستان آغاز می‌شود. نگارنده از حبس و کشته شدن خود ابراز خرسندی می‌کند، زیرا آن را در راه آزادی و زندگی ملت می‌داند. او از اینکه نتوانسته آرزوهای خود را به طور کامل محقق کند و بیداری ملت‌های مشرق را ببیند، افسوس می‌خورد. سپس به مقایسه کاشتن افکار خود در میان ملت و در دربار سلاطین می‌پردازد و بیان می‌کند که تلاش‌های خیرخواهانه‌اش در دربار به دلیل شهوت و جهالت سلاطین بی‌نتیجه مانده است. در پایان، از دوست خود می‌خواهد که این نامه را به دوستان و هم‌مسلکان ایرانی‌اش برساند و به آنها توصیه می‌کند که از حبس و قتال نترسند و از جهالت و حرکات سلاطین خسته نشوند. او از آنها می‌خواهد که در جهت نابودی حکومت مطلقه و از بین بردن عادات بازدارنده سعادت ایرانیان تلاش کنند، نه در جهت از بین بردن اشخاص یا صاحبان عادات.

متن کامل گزارش

دوست عزیز من در موقعی این نامه را به دوست عزیز خود می‌نویسم که در محبس، محبوس و از ملاقات دوستان خود محرومم[۱]. نه انتظار نجات دارم و نه امید حیات، نه ازگرفتاری متألم و نه ازکشته شدن متوحش. خوشم بر این حبس و خوشم بر این کشته شدن. حبسم برای آزادی نوع،کشته می‌شوم برای زندگی قوم. ولی افسوس می‌خورم از این که کِشته‌های خود را ندرویدم، به آرزویی که داشتم کاملاً نائل نگردیدم. شمشیر شقاوت نگذاشت بیداری ملل مشرق را ببینم، دست جهالت فرصت نداد صدای آزادی را از حلقوم اُمّم[۲] مشرق بشنوم. ای کاش من تمام تخم افکار خود را در مزرعه مستعد افکار ملت کاشته بودم. چه خوش بود تخم‌های بارور و مفید خود را در زمین شوره‌زار سلطنت، فاسد نمی‌نمودم. آنچه در آن مزرعه کاشتم به نموّ رسید. هرچه در این زمین کویر غَرْس[۳] نمودم فاسد گردید. در این مدت هیچیک از تکالیف خیرخواهانه من به گوش سلاطین مشرق فرو نرفت، همه را شهوت و جهالت مانع از قبول گشت. امیدواری‌ها به ایرانم بود [که] اجر زحماتم را به فَرّاش غضب[۴] حواله نمودند. با هزاران وعده و وعید، به ترکیا احضارم کردند، این نوع مَغلول[۵] و مَقهورم[۶] نمودند؛ غافل از این که انعدام[۷] صاحب نیت، اسباب انعدام نیت نمی‌شود. صفحه روزگار حرف حق را ضبط می‌کند. باری، من از دوست گرامی خود خواهشمندم این آخرین نامه را به نظر دوستان عزیز و هم مسلک‌های ایرانی من برسانند و زبانی به آنها بگوئید: شما که میوه رسیده ایران هستید و برای بیداری ایرانی دامن همت به کمر زده‌اید از حبس و قتال[۹] نترسید، از جهالت ایرانی خسته نشوید، از حرکات مذبوحانه[۱] سلاطین متوحش نگردید. با نهایت سرعت بکوشید، با کمال چالاکی کوشش کنید، طبیعت به شما یار است و خالق طبیعت، مددکار. سیل تجدد به سرعت به طرف مشرق جاری است، بنیاد حکومت مطلقه منعدم[۲] شدنی است. شماها تا می‌توانید در خرابی اساس حکومت مطلقه بکوشید، نه به قلع و قمع اشخاص. شما تا قوه دارید در نَسخ[۳] عاداتی که میانه سعادت و ایرانی، سدّ سَدید[۴] گردیده‌کوشش نمایید نه در نیستی صاحبان عادات. هرگاه بخواهید اشخاص [را] مانع شوید وقت شما تلف می‌گردد. اگر بخواهید به صاحب عادت سعی کنید باز آن عادت، دیگران را بر خود جلب می‌کند. سعی کنید موانعی را که میانه الفت شما و سایر ملل واقع شده رفع نمایید. گول عوام‌فریبان را نخورید. **پاورقی‌ها:** [۱] اشاره به ایامی است که پس از ترور ناصرالدین شاه، بنا بر درخواست دولت ایران، سیدجمال‌الدین تحت نظر قرار گرفت. [۲] امت‌ها، ملت‌ها [۳] کاشتن [۴] کنایه از بی‌مهری ناصرالدین شاه به او و تبعیدش با آزار و شکنجه است. [۵] به غل و زنجیر کشیده [۶] شکست‌خورده [۷] نابودی [۸] انعدام صاحب نیت ... نمی‌شود: نابودی و از بین بردن اشخاص باانگیزه، موجب نابودی انگیزه‌ها و عوامل نمی‌شود. [۹] کشته شدن [۱] حرکات مذبوحانه: کوشش‌های بی‌فایده [۲] نابود [۳] از بین بردن [۴] محکم، استوار

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1275
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)