کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با تأکید بر وجوب حفظ استقلال ایران در برابر نفوذ بیگانگان آغاز می‌شود و نیاز مبرم دولت به کمک مالی برای تجهیز قشون و جلوگیری از استقراض خارجی را مطرح می‌کند. در ادامه، به فداکاری علمای نجف و طلاب در جمع‌آوری اعانه اشاره شده و از عدم مشارکت علمای قفقاز انتقاد می‌شود. سپس، به نقش برجسته ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای در ترویج مشروطیت، اتحاد اسلامی و جمع‌آوری کمک‌های مالی پرداخته می‌شود. در بخش دیگری، به پیشنهاد زرتشتیان انگلستان برای اعطای وام به دولت ایران و فتوای آیات عظام خراسانی و مازندرانی مبنی بر حرمت ایذاء اهل ذمه اشاره شده و این اقدام زرتشتیان در مقایسه با عدم همراهی مسلمانان قفقاز ستایش می‌شود. در پایان، به اقدامات ابوالقاسم شیروانی، وکیل کنسول روس در نجف، برای تشویق قفقازی‌ها به اعانه و همچنین خبر خروج روس‌ها از ایران و کمک‌های مالی مردم تبریز اشاره شده و بر لزوم عفو عمومی مستبدین پس از خروج روس‌ها تأکید می‌شود. متن با اشاره به توسعه مطبوعات در نجف و لیست کمک‌های مالی هیئت علمیه کربلا به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش

بدیهی است که امروزه حفظ استقلال مملکت ایران بر عموم افراد مسلمین مالاً و جاناً واجب است و به واسطه دخول قشون اجانب به بهانه تأمین مملکت اسلامی ما (ایران) در مخاطره عظیمه بلکه در شرف زوال است. و قطع بهانه اجانب هم محتاج به تجهیز و تهیه عده‌ای از قشون خودمان که به جای قشون خارجه تأمین بدهند. و معلوم است که سوق قشون، بی‌پول نمی‌شود و ایران هم فعلاً پول ندارد و قشون خارجه هم که هر قدر در مملکت ما بماند از استقلال ما کاسته، نفوذشان زیاد می‌شود. پول لازم است. پول از کجا تحصیل باید که تجهیز عسکر بکنیم؟ اگر از روس و انگلیس قرض شود در عوض پنج کرور[۲] تومان، نظارت مالیه و نظارت حربیه را (که دولت عبارت از این دو است) می‌خواهند. این هم که نمی‌شود. یک مملکت به این بزرگی را به پنج کرور بفروشیم؟ دست و پای ما را از هر جهت بسته‌اند. پس بر هر مُسلِم واجب است که به جهت حفظ استقلال مملکت اسلامی به دولت ایران قرض یا اعانه بدهد. هر کس در صورت تمکن از این امر واجب تخلف ورزد، کأنه[۳] باعث شده که چهل کرور ملت ایران را دست‌بسته به خارجه داده و بیرق اسلام را از بالای سر مسلمین برداشته در عوض، بیرق کفر زد. نظر بر لزوم همراهی و تحرّز[۴] از خیانت به مملکت اسلامی، تمام علماء و آقایان نجف اشرف با آن فقر و فلاکتی که مبتلا هستند - خاصه در این سنوات اخیره به واسطه انقلاب مشروطیت ایران که از فقر و فاقه نزدیک به هلاکت‌اند - غیرت و حمیت[۵] نموده، در جمع اعانه کمال جانفشانی کرده، از بذل مجهود[۶] مضایقه نفرموده، بعضی‌ها لباس‌شان، بعضی‌ها کتاب‌شان، بعضی‌ها دیگ و کاسه‌شان را به معرض بیع[۷] آورده، وجهش را اعانه دولت نمودند. در این صورت برای تجار و ارباب املاک و اصناف که صاحب تمکن و ثروت‌اند جای تأمل نماند، اگر ندهند ننگ بزرگی در تاریخ برای خود گذاشته. و برای علمایی که متمکن‌اند، خانه دارند، زندگی دارند، پول دارند، نوکر دارند، هر شب مرغ پلو میل می‌فرمایند، جای بهانه باقی نمی‌ماند. ان شاء الله هرگز راضی نخواهند شد که بیرق اسلام در این مملکت اسلامی بخوابد. غیرت ایشان قبول نخواهد نمود که بعد از رفتن استقلال ایران در تواریخ بنویسند که بیرق اسلام برای پنج کرور تومان یا نیم ملیون لیره در مملکت ایران خوابید. اگر هر ایرانی دو قِران[۱] بدهد پنج کرور جمع می‌شود. اگر هر شیعه مذهب پنج شاهی بدهد دست ایران برای قرض به خارجه باز نمی‌شود. امروز در نجف اشرف طلاب تمام مدارس اهل بلد هم اتفاق نموده مشغول جمع اعانه هستند. مثلاً مدرسه مرحوم حاجی[۲] بر همه سبقت جسته در اندک زمان قریب به نود و دو تومان جمع کرده، برات نمودند. و طلاب رشت قریب به دویست تومان جمع کرده فرستادند. جماعتی از محترمین نجف با آیت‌الله‌زاده خراسانی شرکت نموده، قریب به هفتاد تومان فرستادند و طلاب سایر ولایات فعلاً مشغول جمع‌آوری اعانه‌اند. اما علماءِ قفقاز ساکنین نجف از بادکوبه، قره‌باغ و نخجوان و ایروان، تا حال یک شاهی، نداده‌اند و حال آن که تمکن آنها ربط اهالی قفقاز به هیچکدام از طلاب ولایات ایران ندارد. در اینجا می‌خواهیم برای عبرت قفقازی‌ها، همت و جوانمردی و غیرت یک نفر از غیرتمندان قفقاز را عرضه بداریم. این جناب، وجود محترم ندوه الفقهاءٍ و المجتهدین حامی الملک و الدین آقای حاجی میرزا محمدرحیم ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای - که چشم دهر تا کنون به این جور عالِم باغیرت و بافضل و بافطانت و عقل ندیده - به مجردی که از سفر مکه معظمه رسیده، با این که از دید و بازدید مردم فارغ نشده بود، با جنابان آقا محمد و آقا شریف و آقا سید عبدالله وآقا سید مهدی و شیخ محمدعلی و شیخ محمدحسن وآقا موسی و غیره از احرار[۴] هر روز انجمن کرده، در اصلاح ادارات نجف مثل "مکتب علوی" و "قرائتخانه" و "کتابخانه" که خودشان تأسیس کرده صحبت می‌فرمودند، با این که هزاران مشغله نوعیه داشتند. با این که خستگی سفر از تنشان نرفته بود، مسئله اعانه را پیش کشیده، در محضر حجج[۵]، وجوب دادن اعانه را عنوان و یک هیجان فوق‌العاده‌ای در نجف انداختند. خودشان بیست و پنج تومان اعانه فرمودند در حالی که اعانه در نجف به جهت فقر و فلاکت محصلین نجف دو قِران، سه قِران جمع می‌شد و احدی از تجار با تمکن و آقازاده‌های با ثروت و بعضی از امام جمعه‌هایی که صاحب کرور بودند بالاتر از این جناب اعانه ندادند. با این حال این جناب از دادن بیست و پنج تومان نهایت معذرت را خواسته، می‌فرمود این وجه جزیی قابل اعانه برادران ایرانی خودم نیست، ما باید در راه آنها جان‌نثار بکنیم. اگر خدا نکرده یک روزی بیاید که در راه حفظ استقلال ایران [باید] جان داد، به جان دادن هم حاضرم. با این همه هیاهو و هیجان که این جناب در نجف انداخته، هنوز از قفقازی‌ها خبری نیست. عجب است یک آب و هوای بادکوبه دو مزاج مختلف را چطور تریبت کرده! خدا نکند که این جناب از نجف بیرون برود، و الا غالب ادارات نجف خواهد خوابید. این جناب بود که به مساعده عده‌ای از احرار، این همه احکام وجوب مشروطیت را از حجج اسلام صادر و عکس گرفته، به جهت تهییج ایرانیان در اقطار[۱] انتشار داده، آقایان را به این همه اقدامات وادار و پایه مشروطیت را استوار نمود و در جلو مستبدین مثل سد سکندری ایستاد. از مغلطه‌کاری آنها مانع شد و قرائتخانه نجف و مکتب علوی را دائر نمود و هیئت علمیه از برکت این وجود و امثالش تأسیس یافت. و همین جناب بود که چقدر مایه گذاشته و پول صرف کرده، البسه اسلامیه را ترویج فرمود و اتحاد اسلامیه را مابین سنی و شیعه در زمان ریاستش بر هیأت علمیه در نجف اشرف دایر نمود. عکس اتحاد در جراید خارجه رسم است و دراین سفر مکه، در مدینه منوره جمعیت "اتحاد اسلامی" تشکیل نمود. این جناب بود که جانش را در راه ترقی ایرانیان بلکه عموم اسلامیان به کف دست گرفته و مال را نثار فرمود. نمی‌دانیم برادران قفقازی‌های من فداکاری‌های این وجود محترم را نمی‌بینند و کتاب و لباس و دیگ و قابلمه فروختن آقایان طلاب را مشاهده نمی‌کنند و دستبند وگوشواره و چارقد دادن دخترها و پیرزن‌ها را ملاحظه نمی‌نمایند؟ پس چرا از روی حمیت و غیرت، قدم پیش نمی‌گذارند و انجمن نمی‌کنند و در شکرانه آن نعمت، دولت معدن نفتی که خداوند جل شأنه به آنها داده که با عُشر مال نه، یا هزار یک مال، اعانت از برادران ایرانی خود نمی‌کنند و حافظ بیرق اسلام نمی‌شوند. مگر وقتی که ایرانی نشدند و رعیت روس شدند از هم‌مذهبان خود نباید همراهی بکنند؟ آه آه آه، کجا است غیرت اسلامی که زردتشتیان محض جامعه وطن (که ایران وطن آنها بود) با تغایر[۲] مذهب، اعانه بدهند و در حفظ استقلال ایران بکوشند، اما برادران قفقازی ما با آن جامعه اسلامیت که اقوی[۳] ترین جامعه‌ها است، تا به حال یک پول نداده باشند؟ هفته گذشته بود که به قلم شیخ حسن تبریزی از کمبریج از زبان زردشتی‌های انگلستان یک کاغذ با یک استفتاء آیتین حجتین دام ظلهما، به توسط حضرت ثقه‌الاسلام حاجی میرزا محمدرحیم مجتهد بادکوبه رسید. همه دیدند همه خواندند که ملخص کاغذ این بود: چون امروزه اگر ایران از خارجه قرض بکند استقلالش در معرض فنا است، لذا ما زردشتیان حاضریم که از پنج کرور تا چهل کرور به دولت ایران قرض و اعانه بدهیم، با این که مسلمان‌ها مال و جان ما را حلال دانسته، باز به قرض و اعانه دادن حاضریم. چون جناب حاجی میرزا محمدرحیم می‌دانستند که مسلمان‌ها آنقدر غیرت و همت نخواهند کرد که با اعانه احتیاج دولت را رفع بکنند، باز محتاج به قرض خواهیم شد و این قرض داخله همه باید از زردشتی‌ها بشود، لذا حضرت ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای برای تأمین مال و جان زردشتی‌ها از حضرات حجج دام ظلهم به این مضمون فتوی گرفت که عین عبارت آن درج می‌شود. بسم الله الرحمن الرحیم ایذاء و تحقیر طایفه زردشتیه و سایر اهل‌ذمه که در حمایت اسلامند حرام، و بر تمام مسلمین واجب است که وصایای حضرت خاتم النبیین (ص) را در حُسن سلوک و تألیف قلوب و حفظ نفوس واعراض واموال ایشان را کما ینبغی رعایت نمایند و سر مویی تخلف نکنند. ان شاء الله تعالی. من الاحقر الجانی: محمدکاظم الخراسانی بسم الله تعالی. الامر کما رقم. حرره: عبدالله مازندرانی این فتوی را ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای جوف مکتوب گذاشته روانه کامبریج فرمودند، امید به واسطه این فتوی طائفه زردشتیه و همچنین سایر طوایف ذمیه که رعایای دولت ایرانند خاطر جمع شده هر وقتی که دولت ایران محتاج به قرض باشد، با کمال اطمینان قرض بدهند. احسنت[۱] برهمت و وطن‌خواهی زردشتی‌ها. العجب ثم العجب، ایران بیچاره اظهار احتیاج نمود و ششصد و پنجاه کرور مسلمان شنیده، احدی جز داخله ایران صدا به صدای او نداد، حتی مسلمان‌های قفقاز - که یک وقت جزءِ ایران بودند - به همراهی حاضر نشدند و علما و طلاب ایشان در قبه‌الاسلام نجف ندا به صدای دولت اسلام ندادند، اما زردشتی‌ها از آخر دنیای قدیم از انگلستان جواب دادند، به حجج اسلام کاغذ نوشتند، فداکاری خودشان را اظهار نمودند. اطراف مطلب را مسلمان‌های غیور، عموماً شیعه‌های غیرتمند خصوصاً ملاحظه بفرمایند، بعد از آن خود می‌دانند، می‌خواهند اعانه بدهند یا ندهند، همه چیز در تاریخ ثبت [است] این هم ثبت خواهد شد، بر دولت شیعه به جهت محافظت استقلالش زردشتی ها با تغایر مذهب، محض جامعة وطن همراهی نمودند، اما هشتاد ملیون شیعه غیور جواب ندادند. باز العجب ثم العجب، ابوالقاسم شیروانی، وکیل قونسول روس در نجف اشرف، با این که همیشه طرفدار استبداد بود و چقدر اسرار نجف را بر قونسول روس در بغداد نوشته با همه این، در این موقع که دید اهالی نجف مشغول جمع اعانه هستند غیرت اسلامیه‌اش به جوش آمده، از پی خودش به قونسول بغداد نوشت که تمام سکنه نجف اشرف از مسلمین مشغول جمع اعانه هستند؛ اگر ما قفقازی‌ها اعانه ندهیم و با مسلمان‌ها ما و برادران خودمان در اینجا شرکت نکنیم، در انظار عامه مسلمین موهون[۱] و ملعون می‌شویم، به حسب اسلامیت شرکت ما دراین مسئله لازم است. فوراً از قونسول بغداد تلگراف آمد که در اعانه شرکت بکنید. بیچاره ابوالقاسم هم بعد از این تلگراف قد مردانگی علم نموده در خانه رعایای روس دوندگی نمود، تا حال غیر از ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای احدی اعانه نداد مگر چند نفر بخارایی آن هم از ترس ابوالقاسم شیروانی! حالا حضرات قفقازی‌ها و بخارایی‌ها را مخاطب کرده عرض می‌کنم: ای برادران ایمانی من! اگر اهل آخرتید ثواب بهتر از این نمی‌شود، اگر اهل دنیا هستید اشتهار و نام نیک بهتر از این نیست. اگر از دولت متبوعه خود خوف داشتید این تلگراف جنرال قونسول اوست که ابوالقاسم بیچاره دستش گرفته در خانه‌ها می‌گرداند، جهت اقدام نکردن شما چیست؟ عجبا! این ثقه‌الاسلام بادکوبه‌ای چقدر جرأت و قوت قلب دارد! با آن اقدامات بزرگی که در مشروطیت ایران و تشکیل اتحاد اسلامی و ترویج امتعه اسلامیه و طرد امتعه خارجه نمود - که در معنی هر یک از اقداماتش هزاران صدمه به عالم روس داشت - و چقدر مستبدین از نجف درباره او به قونسول روس سعایت و شیطنت نموده و چندین بار از طرف قونسول بغداد مورد مؤاخذه شد، و شب و روز رفقایش چقدر نصیحت کردند که خود را فی‌الجمله محافظت کن در همه صورت، به همه جواب داد به مقتضای اسلامیت حرکت می‌کنم. یک جان در راه این همه مسلمانان اینقدر اهمیت ندارد. با آن مخاطرات عظیمه‌ای که پیش دولت خود داشت، به مجردی که از مکه رسید هیجان فوق‌العاده در جمع اعانه انداخته، بیش از این که تلگراف قونسول بیاید اعانه خود را با برات فرستاده بود. امید که برادران قفقازی ما و علمای سکنه بادکوبه و سکنه نجف با آن همت و مردانگی که معروف شده‌اند، قدم پیش نهاده، در همراهی با دولت از همه مسلمین پیشقدم باشند. بعد از این که اقدام نمودند صورت اسامی آنها را با وجهی که داده‌اند به اداره محترمه خواهم فرستاد. خبر خوبی که دیروز از یکی از مبعوثان[۲] ایران رسید این بود که روس‌ها امروز فردا خیال رفتن دارند. توقف چند روزه برای این است که از ایرانی‌ها کاغذ رضایت‌نامه بگیرند که در این چند مدت توقف با ایرانی‌ها تعدی ننمودیم. و اهل تبریز یک کرور اعانه داده‌اند، بارک الله بر همت اهل تبریز که با آن خسارات عظیمه از اول مشروطیت، از خسارت غارت و عدم تجارت [که] بر آنها رسید، باز این همه همراهی با دولت نموده‌اند، در اعانه هم پیشقدم شده‌اند، در همه چیز پیشقدم بوده، کاش اصفهانی‌ها هم نیم کرور می‌دادند و همچنین شیرازی‌ها و خراسانی‌ها و گیلانی‌ها و مازندرانی‌ها و سایر ایالات یک کرور می‌دادند ... بنای حجج بر این است که بعد از رفتن روس، بر مجلس اخطار عفو عمومی را مجدداً بنمایند تا مستبدین بعد از رفتن روس آسوده خاطر باشند و در تحت حمایت روس نروند. فعلاً از برکت مطبعه[۱] حبل‌المتین که مؤیدالاسلام به نجف فرستاد، سه چهار روزنامه و مجله طبع می‌شود. ان شاء الله به واسطه همین مطبعه، معارف نجف روز به روز ترقی خواهد کرد. جَزاکُمُ الله عَن الاِسلام وَ اَهله خیراً. صورت اعانه هیأت علمیه کربلا جناب ثقه‌الاسلام حاجی شیخ اسماعیل خلف مرحوم حجت‌الاسلام حاجی شیخ محمدباقر اصفهانی ۱۸ قران، سیدالعلماءِالاعلام آقای حاجی سید حسین طباطبائی فشارکی، سه و نیم غروش، عمده‌العلماء آقای سید صدرالدین نجل حجت‌الاسلام آقای صدر دام ظله العالی، ۵۰ قران، عمده‌العماء آقای سید احمد بهبهانی دام بقاه، ۱۵۰ قران، مفخرالعلما حاجی میرزا کاظم خلف مرحوم حاجی شیخ علی بفروئی طاب ثراه، ۵۰ قران، جناب عمده‌العلماء آقای حاجی جلال‌العلماء ترشیزی، ۲ غروش و ۵ قران، جناب سیدالعلماء میرزا علینقی نجل ثقه‌العلماء آقای نجفی ترشیزی دام ظله، سه و نیم غروش و ۲۶ قران، جناب شیخ عبدالقیوم سبزواری، سه و نیم غروش و ۹ قران، جناب شیخ علی خراسانی، ۵ قران، جناب شیخ محمدجواد زنجانی، ۲۵ قران، جناب سیدالعلماء آقای سید جعفر شیرازی، ۱۰قران، جناب سید زین‌العابدین نجل ثقه‌الاسلام آقا سید محمد کاشانی، دام ظله، سه و نیم غروش و ۹ قران، جناب شیخ فرج‌الله تبریزی، ۱ قران، جناب شیخ احمد تبریزی، ۱ قران **پاورقی‌ها:** [۱] از واحدهای پول در دوره قاجار و پهلوی، معادل یک ریال [۲] منظور، حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی است. [۳] در اصل: طلاب‌اند. [۴] آزادیخواهان [۵] منظور، آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی است. [۱] جمع قُطر: سرزمین‌ها، نواحی [۲] مغایر بودن [۳] قوی‌ترین [۱] در اصل: احسن [۱] حقیر، پست [۲] نمایندگان [۱] چاپخانه

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)