کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با اشاره به آیه «اَفَغَیرَ دین اللهِ یَبغُونَ» آغاز می‌شود و به تغییرات مداوم در افکار و احوال بشر در طول اعصار می‌پردازد. نویسنده با ذکر مثال‌هایی از تاریخ ایران و جهان، نشان می‌دهد که چگونه دیدگاه‌ها و اکتشافات علمی و فلسفی پیوسته در حال دگرگونی هستند و هیچ نظریه‌ای ثابت و ابدی نیست. در ادامه، به نقد رویکرد تقلید کورکورانه از تمدن غرب می‌پردازد و تأکید می‌کند که در اروپا نیز اختلافات فکری و فلسفی بسیاری وجود دارد و نباید هر آنچه از غرب می‌آید را بدون چون و چرا پذیرفت. نویسنده از مسافران ایرانی به اروپا و ارباب جراید می‌خواهد که در انتقال دستاوردهای غربی، اصول صحیح و مفید را از مفاسد و مضرات جدا کنند و به حفظ دیانت و ملیت ایرانی توجه داشته باشند. در پایان، به اهمیت صنعت، زراعت، فلاحت و تجارت برای استقلال و ترقی کشور اشاره می‌کند و از پرداختن به مسائل فرعی و تفرقه‌افکنانه مانند حجاب زنان، در شرایطی که کشور نیاز به اصلاحات اساسی اقتصادی و اجتماعی دارد، انتقاد می‌کند و مسئولیت مفسده‌های اخلاقی و اجتماعی را بر عهده ارباب قلم می‌داند.

متن کامل گزارش

اَفَغَیرَ دین اللهِ یَبغُونَ از انقلاب احوال و افکار بشر و صعود و نزول ایشان در اعصار، کشف می‌شود که انظار مردم روز به روز در تجدید است و کیفیت جمعیات یوماً فیوم[۲] در تغییر است. حالت نوع بشر از اول یک قرن تا آخر، فرق فاحش می‌نماید؛ اگر چه نمی‌شود به نوع کلی گفت که انظار آیندگان تخطئه می‌کند انظار گذشتگان را، لکن بیشتر همین قِسم بلکه اگر زمان زیادی فاصله شود تغییرات مُدهِشه[۳] دیده می‌شود. چنانچه اگر مراجعه به تاریخ نموده، عادات کیانیان یا ساسانیان را ملاحظه نماییم، عقول ما متحیر می‌نماید و یا می‌شود که آنها را افسانه بشماریم. همچنین اخبار خلفای عباسیین و ملوک مغول و با آن که چندان بُعد عهد از سلاطین صفویه نداریم معذلک در نظر غریب می‌نماید. اعجب[۴] حالات، انقلابات و تغییرات دوره قاجاریه از شش سال تاکنون و این نحو تغییر در این قلیل زمان، غرابت بسیار دارد. جمیع علوم و ترقیات و کشفیات، نموّش به تدریج در قرون می‌شود. در حرکت کره زمین اگر رجوع شود، معلوم خواهد شد که این نحو اقوال مختلفه، کثیره نبود. بلی، فیثاغورس قائل به حرکت گردید آن هم نه به این کیفیت. بیشتر اقوال فلاسفه بزرگ، امروزه مورد نقض است. اکتشافات، برخلاف فلاسفه همین عصر بسیار است. یک چندی عناصر عالم را چهار می‌دانستند تا آن که یکی یکی کشف گردید و به هفتاد و دو رسید. امروزه باز چند عنصر یافت گردید و شاید بعد از این همه آنها به چهار بگردد. امروز نمی‌شود قطع به هم رسانید که آتیه ما چه قِسم است؛ چه، عقول آیندگان، عقول آن زمان است. ما به مقدار عقول فعلی، ترقی این زمان را بیشتر درک نمی‌کنیم. با بودن همه براهین بر عدم حرکت شمس، چقدر استغراب[۵] دارد قول منجم جدید که دیگر باره قائل به حرکت شمس از جنوب به شمال شده و مدتی است ارباب رصدخانه‌های فعلی مشغول تجدید نظرند. روزی نیست که دوایی یا جوهری کشف نشود و ضرر دوا و جوهری که روز پیش کشف شده بود، اعلان ندهند. فلاسفه امروز فرانسه بر ضد فلاسفه قرن سابق رفتار می‌کنند و سبک آنان را برای اهالی مضر می‌دانند و علناً کتب و جراید بر خلاف سیاسین گذشته می‌نویسند. اومود یمولان که از معاریف اروپا و اهل فرانسه است کتابی بر ضد روسو و ولتر[۱] و کارل مارکس[۲] و اشتراکیین[۳] و غیر آنها نوشته. حدوث این اشخاص بر ضد عامه فرانسه فعلاً مثل حدوث روسو و ولتر در بدو جمهوریت است و امثال این شخص که بر ضد تندروی اهالی اروپا حرکت می‌نمایند بسیارند و روز به روز در تزایدند. پس در اروپا جز اصول تمدن که محل رأی جمع عقلا است، چیزی استقرار ندارد ولو فرض شود که این اختلاف [نظر] عقلا سبب گردید با کمال جرئت، قدرت اظهار بعض معایب اهل اروپا داشته باشیم، نه آن که هر چیزی - چنان که در عامه اهالی ایران امروزه دیده می‌شود - از اروپا نقل یا رسیده باشد، بحث در آن جایز نباشد. نمی‌گوییم اهالی اروپا در تشکیل دولت سرمشق ما نیستند و ما ترقی مملکت را به توسط مردمانی از اروپا نباید تجارت کنیم، لکن مردمان کافی که برای حمل این اجناس به اروپا می‌روند باید ملتفت باشند که در ضمن اجناس صحیحه برای مملکت حمل حیوانات سامه و میکروباتی که اسباب انتشار امراض مزمنه دینی می‌شوند، نکنند و حالت تأثر اهالی بی‌علم مملکت را مراعات نمایند. اگر تجارتی غیر از اصول تمدن دولت می‌خواهند عمل کنند، اقلاً از افکار سیاسیین جدید و اکتشافات جدیده که شواهد بزرگ برای حفظ دیانت ما است، نقل نمایند؛ مثل کتب جدیده که بر ضد بعض فِرَق از فلاسفه اروپا یا براهین تامه تألیف شده، یا خبر احضار ارواح که مستمر مستند اشهر سیاسین، صاحب مجله المجلات کشف کرده است و چندین سال محل نظر بود، امروز در جمیع اروپا محقق گردیده از تکمیل آن دنبال می‌نمایند، با تصدیق سیاسیین اروپا که از مبانی اسلام دارند با خود بیاورند. ارباب جراید ما که مربی عقول عامه هستند، عادات اروپاییان را علی‌الاطلاق در اذهان مردم، بزرگ نمایش می‌دهند و عاقبت امر را نمی‌دانند. خوب است مراعات دیانت مملکت و عنصر غالب نموده ملاحظات لازمه را معمول دارند. ارباب جراید که امنای ملت هستند در کشف خیر یا شر از سفرات[۵] اروپا از تکالیف خود چشم نپوشند و حتی‌المقدور به واسطه مراعات تکلیف خودشان از ذکر معایب ظاهره اهالی اروپا دریغ ننمایند. کسی که هدایت و وعظ و نصیحت قومی را متحمل می‌شود، لازم است بر او که در هر موقع، نفع و ضرر آن قوم را اعلام کند. این ترتیب که امروزه ارباب جراید در پیش گرفته و مردم را به یک طرف تشویق می‌نمایند بدون آن که مردم را مطلع کنند به مضار آن، در چنین کار عاقبت صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا که امروزه حیثیات اهالی به دست ارباب قلم است. اگر در اخلاق و آداب مردم، مفسده ظاهر شود مسئولیت آن بر عهده ارباب قلم است. از ارباب قلم انتشار خوب و بد برمی‌آید. ارباب قلم قادرند بر انقلاب مردم، به هر جهتی که بخواهند. مگر ممکن نیست که اصل صحیحه را از اروپاییان اخذ کنیم و زواید غیر صحیحه فاسده را طرد نماییم؟ آیا قومی در عالم یافت می‌شود که دارای هیچ عیبی نباشد؟ هر ملتی دارای امور صحیحه و فاسده هستند، فرقی که هست آنچه اصول صحیحه بیشتر باشد، سعادت آن قوم بیشتر خواهد بود. اینقدر می‌توان گفت که اهالی اروپا اسباب ترقی را بیشتر و کاملتر دارند نه آن که مواد مضره در آنها ابداً نیست. پس ارباب قلم مکلفند که احصا[۱] کنند اصول صحیحه آنها را و به ملت خود تبلیغ ننمایند و مفاسد آنها را نگذارند وارد شود و ضرر بر حیثیات قومیه و دینیه آنها وارد آورد، چنان که عاقل بصیر فعلاً می‌بیند که میکروبات سامه که به واسطه مسافرین جاهل ما حمل شده و در روح ملت کار می‌کند و اگر در رفعش تعجیل نکنیم مخل ملیت و دیانت ما خواهد شد. ارباب جراید و قلم عبارتند از فلاسفه که بحث و دقت می‌کنند در امور مفیده و اسباب سعادت امت و آنچه را از هر نقطه بیابند. اگر به نظر فلسفی او را مایه شرافت آن قوم یافتند و چنان دیدند که به مرور ایام، ضرری بر او مترتب نیست، به قوه خطابات مهیجه دعوت می‌کنند آن قوم را به تحصیل منافع و ترقی از طریق آن امور و اسباب، و کسی که دارای چنین قوه نیست صفحات جریده را که الواح تکالیف یک امتی است میدان افکار عقلا قرار بدهند. در صورت عدم مراعات این معانی به جای آن که جریده، مهذب اخلاق و عقول باشد مفسد اخلاق و عقول خواهد گردید. در هر جماعت، اشخاصی که دارای مراتبی از علوم باشند که قابل دقت فلسفی در امور امتی باشند بسیار کم‌اند، به خصوص اهل ایران که نظر عموم آنها بر کسانی است که محل اطمینان عموم مردمند مثل ادوار سابقه که تمام وثوق و اعتمادشان بر اقطاب[۲] و دراویش و رمالان[۳] و فال‌بینان و و و بوده و اکنون نظر به انقلابات احوال و افکار، تمام وثوق ملت، راجع به ارباب جراید شده. و بحمد الله شقاقلوسهای[۴] امت یا فاسدکنندگان اوضاع مملکت به واسطه اعراض مردم اگر هم چیزی باقی مانده باشد، نظر به بی‌اعتنایی امت عنقریب منقرض خواهد شد، لکن چه فایده که اگر ارباب جراید مراعات تکالیف خود نکنند، کمتر از آنها نخواهند بود. آیا نشر مذهب تولستوی از کدامیک کمتر است یا بدون قوه متفکر مطالب بورجوا مفاسدش از چه کمتر است؟ آیا سالی چقدر ابناءِ وطن عزیز ما به اروپا می‌روند و چقدر در آنجا توقف می‌کنند و تا چه مقدار ثروت مملکت از همین راه در خارجه صرف می‌شود و در مراجعت به جز بعضی کلمات نرسیده و نفهمیده برای وطن چه سوغات می‌آورند؟ آیا هیچ ملاحظه نموده‌اند که ما از قومی انتخاب شده، به این صفحه آمده‌ایم تا لوازم معیشت آنها را فراهم نماییم؟ و مهمترین چیزی که ما را به اوج استقلال و ترقی برساند صناعت و زراعت و فلاحت و تجارت است. اقلاً هر چند نفری به یکی از این لوازم اشتغال نموده، حیات ابدی قومی را به زحمت چند صباح خریده، بعد از مراجعت هر یکی چند کرور نفوس را از تعالیم خود ترقی بدهیم. و مقصود اصلی ما از مسافرت به اروپا تماشای تئاتر و سیمونگراف و امثال آن نباشد، لکن بدبختانه بعد از مراجعت به وطن به جای تحصیل علوم اقتصادی اگر فرضاً بی‌دینی و لامذهبی را سوغات نیاورد، لااقل عاداتی از معیشت را با خود می‌آورند که سالی مبلغ کثیری تنخواه آنها به خارجه می‌رود. بعد از همه اینها، امروز برای تلگرافخانه و پستخانه و سایر اشیاء، معلم و ناظر از خارجه باید طلب نماییم، یا اگر مدرسه فلاحت و شبه آن باز شود معلم از خارجه باید طلبید؛ لکن پیوسته داد از حجاب طبقات نساء می‌زنند. آیا تمام فصول علم اقتصاد ما معمول و مهذب شده و همین یکی مورد، حاجت و موضوع بحث مانده؟ آیا مفاسد دنبال این گونه امور که سبب تفرق کلمه دینیه است، هنوز معلوم نشده یا این که در اینها مثل تأسیس سیرک و لاتاری[۳] و و و می‌کوشند؟ بحث در این گونه امور از ملتی شایسته است که هم قوانین مذهبی آنها مساعد باشد و هم از ادارات ملکیه و اصلاحات ملیه خود فارغ باشند، نه مثل ما که آفتاب سعادتمان غروب کرده و قدری مقدمات برای تحصیل سعادت داریم که وقت چندان وسعت ندارد. آیا جای این است که در این مضیقه به واسطه بعض کلمات با عادات مضره اقوام دیگر، افکار عامه را پریشان نماییم و متصل به جای این که وظیفه خود را وصل کردن و رفع موجبات انزجار بدانیم، همت به تکثیر مواد انزجار می‌گماریم واز درج مقالات مضره و منافیات اسلام هیچ روا نداریم؟ گویا از کارخانه ازل فقط از برای همین اشاعات مضره از کار در آمده‌ایم و از این گذشته در مطالب سیاسیه هم فقط ما را مبتلا به این گونه امراض مزمنه کنند. **پاورقی‌ها:** [۱] آل عمران،۸۳: آیا غیر از دین خدا را خواستارند؟ [۲] روز به روز [۳] هراس انگیز [۴] عجیب‌ترین [۵] عجیب و غریب دانستن چیزی [۱] همه جا در اصل: فولیتر [۲] در اصل: کارمکس [۳] سوسیالیست‌ها [۴] خاص [۵] کذا فی الاصل [۱] شمارش [۲] جمع قطب: رهبران طریقت‌های صوفیه [۳] فالگیران [۴] واژه‌ای یونانی به معنی فساد عضو [۳] نوعی بازی بخت‌آزمایی و قرعه‌کشی [۴] دیرینه

اطلاعات تکمیلی

زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: گزارش نویسی

کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)