کنشگران / عالمان دینی

متن خلاصه هوش مصنوعی

متن با مقدمه‌ای درباره لزوم حفظ استقلال و جلوگیری از نفوذ بیگانگان آغاز می‌شود و به این نکته اشاره می‌کند که پادشاهان برای حفظ سلطنت خود، عهد و پیمان‌ها را می‌شکنند. در ادامه، با استناد به تجربه تاریخی استعمار هند و مصر توسط انگلستان، قرارداد تنباکو را ابزاری برای استیلای این کشور بر ایران معرفی می‌کند. سپس به شواهد عینی مانند ساخت و سازهای مشکوک انگلیسی‌ها در نقاط حساس کشور و هزینه‌های گزافی که برای این منظور صرف می‌کنند، اشاره می‌کند و این اقدامات را نشانه‌ای از اهداف نظامی و سیاسی آنان می‌داند. در پایان، با استناد به فتوای میرزای شیرازی مبنی بر تحریم تنباکو و واجب عینی بودن حفظ اسلام در برابر استیلای کفار، بر لزوم اطاعت از حکم حاکم شرع تأکید می‌کند و نقض این حکم را در حد شرک به خدا می‌داند.

متن کامل گزارش

بسم‌الله الرحمن الرحیم در مسأله تنباکو و توتون و شخص مستأجر انگلیسی[۱] و حکایت منع از استعمال آنها[۲] که منتسب به روسای ملّت[۳] گردیده است، من باب المقدمه[۴] عرضه می‌دارد که از اصول موضوعه[۵] مسلّمات تمام ارباب عقول است که باید شخصی که مالک نقطه‌ای از نقاط است، سدّ احتمال وجود اجنبی را بر آن نقطه بنماید. حتی، هرگاه عاقل احتمال بدهد فلان،که اقرب[۶] مردم است به او، اگر چندی در خانه او بنشیند اظهار مِلّکیّت خواهد نمود و اخراجش نتوان فرمود مگر به مشقت، از اول ممنوع از دخول خواهد بود؛ چه رسد به این که اگر کسی دشمن قوی پنجه داشته باشد و احتمال بدهد شاید شبیخون به خانه او بزند یا در صدد قتل او برآید، وی را راحت نشاید و ثُقَبات[۷] و ثُغور آن خانه راکمال [مراقبت] و محافظت باید بنماید. و دیگر آن‌که: «اَلمُلکُ عقیمٌ[۸]» از شِیّم نفوس[۹] ملوک است؛ چه، بسیار عُقود و بُنُود[۱۰] و عهود بسته شده و به صلاح حفظ مملکت و سلطنت در انتقاض[۱۱] آن، مُنتَقِض[۱۲] گردیده و دشمنان را به ایمان مُغَلّظه[۱۳] مطمئن ساخته، پس از استیلاء از پایش درآوردند. و دیگر قطع حاصل از تجربه که عبارت از تکرّر مشاهده است، از اصول برهان و امور قوی‌بنیان است. و به تکرّر مشاهده از حالت اهالی انگلیس و مکر و حِیّل[۱۴] آنها نسبت به اهالی مصر و هندوستان و سایر جاها، ظاهر و هویدا و کَالشَّمسِ فی وَسَط السّماء[۱۵] گردیده که قرارداد آنها پایه و اصلی ندارد؛ چنانچه در بدو ضبط[۱] هند به اسم تجارت، رعایای آنجا را تبعه [خود] ساختند و از خود هم جماعتی منظم نموده، بالاخره بدون زحمت منازعه، بر تمامت مملکت استیلا یافته، و بر قراردادهای اولیه وفا ننمودند و مصر را هم به همین نَهْج[۲] مقهور ساختند؛ و الان آن نابکاران در صدد ضبط مملکت ایران برآمدند. اعاذّنا الله تعالی من ذلک.[۳] از طرف فارس که اول بلاد ثغور اسلام است راه را مفتوح ساختند و در سر حد خراسان که از موقوفة قدیمه آستان ثامن‌الائمه - علیه‌السلام - است، بنای شهر به آن تفصیل گذاشتندو اسباب و آلات جنگ در آن نقطه به نحو اتمّ و اکمل[۴] فراهم آوردند. مستأجر تنباکو را واداشته که همچون بنای عظیمی به اسم محل تنباکو در نقطه باغ ایلخانی که مُشرِف به تمام ارک و شهر و سایر نقاط شهر است بنماید. قریب چهار ذَرع[۵] عرض دیوار ازگچ و آجر ساخته، مانند کشتی، زره‌پوش توپ [دار؟] بر او گردش می‌کند، با این‌که برای او ممکن بود سرای امین‌الملک خالی از اغیار[۶] را اجاره نماید از کجا به اشاره دولت آنها نباشد؟ بلکه مظنون[۷] این است که تمام این مخارج گزاف از مالک مملکت آنهاست و الا تاجر را چه کار به هفت کرور[۸] یا دوازده کرور مخارج اجاره داری بنماید؟ کی می‌تواند (اصل) مایه[۹] خود را از این فقرای ایران دریافت سازد و از کجا می‌توان اطمینان تحصیل نمود که در بارهای قُماش[۱۰] و تنباکو و غیره، توپ و تفنگ‌ها به این محل حمل ننمایندکه در مقام حاجت[۱۱] به کار برند و تمام شهر را در آنِ واحد خراب و منهدم سازند؟ به اسم مُفَتَّش[۱۲]، ماهی سی تومان به سرکرده‌ها و غلام‌ها دادن و در اطراف [آنها را] مهیا ساختن، دلیل واضحی است بر طول آمال و بلندی خیال آنان؛ و دفع ضررِ مظنون بلکه محتَمل، عقلاً لازم [است] و از آنجایی که امام عصر حجة بن الحسن - عَجل الله تَعالْی فَرَجَه - را توجهی تامّ است به شیعیان و بقای سلطنت سلطان ایران، چنانچه متکلمین (می) فرمایند: وُجُودُه لطفّ و بّقائَه لطفّ آخَر[۱۳]، از بابت لطف، جاری فرموده به قلم شریف جناب مستطاب قبلة الانام حجةالاسلام آقای حاجی میرزا محمد حسن شیرازی _ دام ظِلّه العالی _ که از خواص بندگان امام هُمام[۱۴] علیه‌السلام است و قریب نود سال در خدمتگزاری شرع مبین و ترویج دین خاتم النبیین صلّی الله علیه و آله زحمات بلانهایت‌کشیده[۱]، متوسل به ناحیه مقدسه امام زمان‌گردیده‌که: «الیوم استعمال تنباکو و توتون بأیّ نحو کان، [در حکم} محاربه با امام زمان است.» و الحق این کلمه جامعه شریفه که مشتمل بر معانی کثیره است، داخل در توقیعات رفیعه[۲] و الفاظ صادره از لسان صاحب‌الزمان است و چنان اُبهت و وَقُعی[۳] در قلوب وضیع و شریف، عالِم و جاهل افکندکه با هزار توپ و تفنگ ممکن نبود ممانعت این خلق را از شُرب[۵] قلیان و نحو آن.گویا منادی امام زمان ندا درداد که: ای مطیعین امام علیه‌السلام! حفظ اسلام موقوف به عدم استیلای کفار است؛ وَلَّن یَجعلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی الْمؤْمِنینَ سَبیلاً.[۶] دادن توتون و تنباکو به دست کفار - مثل سایر چیزها - سبب استیلا و رخنه و کثرت ازدحام[۷] آنهاست و بالمآل، سلطنت شیعه به یَدِ[۸] بَدِ آنان قرار خواهدگرفت. پس چیزی که ممکن است ترک آن، باید تمام مردم فعلاً ترک کنند. لَعَلّ اللهَ یُحْدِثُ بَعدَ ذلک امرا[۹]. و حفظ بیضه اسلام داخل در اصول و فرایض عینیه[۱۰] است بر تمام آحاد مسلمانان، با عدم «مّن بِهِ الکِفایّة» واجب عینی است. و اصل مسأله ما داخل در احکام و موضوعات مستنبّطه[۱۲] نیست تا این که اطاعت آن، تنها بر مقلدین واجب باشد؛ بلکه از قبیل حکم در موضوعات صِرفه[۱۳] است که اطاعت حکم حاکم شرعی، مُطاع، بر مجتهد دیگر و مقلدینْ لازم و مُتَحتِّم[۱۴] است. به مقتضای فرمایش حضرت صادق علیه‌السلام: اذا حَکَمَ بِحُکمِنا فَلَّم یَقبَلَ مِنهُ، فَاِنَّما اسْتَخَفْ بِحُکم اللهِ و عَلَینا رَدَّ و الرّادُ علینا الرّادُ عَلی اللهِ و هُوَ عَلی حَدّ الشِّرکِ بِاللهِ تَعالی[۱۵]. مَثَل [حکم] جناب حجةالاسلام آقا میرزا - دام ظِلّه العالی - [مَثّل حکم]حجة امام [عصر است ] بر خلق؛ و نقض حکم ایشان، نقض حکم امام است و وسوسه در بودن حکم از جانب ایشان مثل وسوسه در قرآن است که آیاکلام حق است یا فرمایش خالق؟گذشته از این‌که خط و مُهر ایشان دیده شده است. این کلمه شریفه نظیر توقیعات رفیعه است‌که بر این عالِم ربّانی [که] داخل در مرتاضین و اهل - الله و خواص اولیاء الله است، ورود نموده. انقطاع سفارت[۱] در غیبت‌کبری، منافی با ورود توقیع بر خواص نیست؛ چنانچه بر شیخ مفید و دیگران نازل‌گردید. نَعُوذُ بِالله مِن سَیِّئاتِ العَمَلِ و قُبح الزّللِ و بِهِ نَستَعین.[۲] **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، ماژور تالبوت عاقد قرارداد رژی، یا قرارداد توتون و تنباکو، با دولت ایران است. [۲] منظور فتوای تحریم استعمال توتون و تنباکو توسط میرزای شیرازی است. [۳] منظور علما و در رأس آنها میرزای شیرازی است. [۴] من باب المقدمه: به عنوان مقدمه [۵] اصول موضوعه (اصطلاح منطقی): احکامی از یک علم استدلالی که در آن علم، بدون برهان پذیرفته می‌شوند. مانند اینکه دو خط موازی هرگز همدیگر را قطغ نمی‌کنند. [۶] نزدیکترین [۷] سوراخ‌ها [۸] پادشاهی نازاست (پادشاهی خویشاوندی ندارد) [۹] از شیم نفوس ملوک است: از عادات پادشاهان است. [۱۰] عقود و بنود: پیمان‌ها و قراردادها [۱۱] شکستن، گسیختن [۱۲] گسسته [۱۳] شدید، سخت [۱۴] جمع حیله: نیرنگ‌ها [۱۵] کالشمس فی وسط السماء: مانند خورشید در وسط آسمان [۱] منظور تصرف و استعمار است. [۲] روش [۳] از آن به خداوند متعال پناه می‌بریم. [۴] به نحو اتمّ و اکمل: به تمام‌ترین و کاملترین صورت [۵] از مقیاس‌های اندازه‌گیری معادل ۰۴/۱ متر. [۶] اغیار: جمع غیر، بیگانگان و ناآشنایان [۷] مورد گمان [۸] هرکرور معادل پانصد هزار [۹] سرمایه [۱۰] کالا، پارچه [۱۱] مقام حاجت: هنگام نیاز [۱۲] بازرس [۱۳] وجودش یک لطف است و ماندگاریش لطفی دیگر. [۱۴] منظور امام زمان (ع) است. [۱] میرزای شیرازی در آن سال، حدود ۷۹ سال سن داشته است. لذا عبارت «نود سال در خدمتگزاری شرع مبین و...» کنایه از سال‌های طولانی خدمات دینی ایشان است وگرنه این عدد اغراق‌آمیز است. [۲] فرمان‌های شریف [۳] اعتباری [۴] وضیع و شریف:کوچک و بزرگ [۵] کشیدن [۶] نساء، ۱۴۱ : خداوند هیچگاه برای کافران نسبت به اهل ایمان راه تسلط باز نخواهد نمود. [۷] هجوم، انبوه [۸] دست [۹] طلاق، ۱: شاید خداوند از این پس امری تازه پدید آورد. [۱۰] فرایض عینیه: واجبات عینی، مانند نماز، روزه، .. ۰۰۰۰ [۱۱] با عدم من بِه الکفایه: با نبود افرادی در حد کفایت. [۱۲] موضوعات مستنبطه: احکامی که با ادله شرعی ثابت شده باشد. [۱۳] موضوعات صرفه: مطالبی که صرفاً به نظر مجتهد رسیده باشد و حکم او واجب‌الاطاعه است. [۱۴] واجب شده [۱۵] اگر [شخصی از خود شماکه حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما نظر افکند و احکام ما را بفهمد] طبق دستور، حکم داد و یکی از او نپذیرفت، همانا حکم خدا را سبک شمرده و ما را ردّکرده است و آن که ما را ردکند خدا را ردّ کرده و این در مرز شرک به خداست. [۱] انقطاع سفارت: نبودن نایب خاصّ [امام زمان] [۲] به خدا پناه می‌بریم از بدی‌های کردار و عمل و زشتی لغزش و از او کمک می‌خواهیم.

اطلاعات تکمیلی

زمان وقوع: 1270
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی

کنشگران و ذینفعان

مخاطب کنش: عامه مردم
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

منبع

مکتوبات و بیانات سیاسی و اجتماعی علمای شیعه(جلد ۱ تا ۹)
محمدحسن رجبی (دوانی)